ازدواج موقت در قرآن وروايات

خداوند متعال در سوره نساء به حليت متعه (عقد موقت) اشاره فرمود: «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً»؛ نساء (4)، آيه 24.؛ «و زناني را كه متعه (ازدواج موقت) مي‏كنيد. واجب است است مهرشان را بپردازيد». به گواهي بيشتر مفسران اهل تسنن و همه مفسران شيعه، اين آيه مربوط به ازدواج موقّت است.
روايات فراواني از اهل بيت(عليه السلام) در ذيل آيه وارد شده كه آن را به متعه تفسير و تبيين مي‏كند واژه «متعه» - كه «استمتعتم» از آن گرفته شده - در لغت به معناي بهره‏گيري است، ولي در اصطلاح شرع، به معناي ازدواج موقت است.
گذشته از آيه، روايات فراوني از پيامبر(صلي الله عليه وآله) آمده كه ازدواج موقت در آغاز عصر رسالت مشروع و حلال گرديده و اتفاق عموم دانشمندان شيعه و سني بر جواز آن بوده است و حتي مسلمانان در آغاز اسلام به آن عمل مي‏كردند. منتها مخالفان مدعي‏اند: اين حكم بعدها نسخ و تحريم شده است.
البته بديهي است كه هيچ كس - جز پيامبر اسلام - حق نسخ احكام را ندارد و تنها او است كه مي‏تواند به فرمان خدا پاره‏اي از احكام را نسخ كند. جالب اينكه جمله معروف خليفه دوم «متعتان كانت علي عهد رسول اللَّه و انا محرمهما و معاقب عليهما متعة النساء و متعة الحج»: دو متعه در زمان پيامبر اسلام‏صلي الله عليه وآله بود كه من آنها را حرام كردم و بر آنها مجازات مي‏كنم متعه زنان و حج تمتع (كه نوع خاصي از حج است).، به طور صريح دلالت مي‏كند كه اين حكم نسخ نشده و او خود اين امر را حرام كرده است؛ به هر حال اصل حكم مسلم بوده و هيچ دليل قانع‏كننده‏اي بر نسخ آن وجود ندارد. ر.ك: تفسير نمونه، ذيل آيه 24 از نساء.
بديهي است در ازدواج موقت دختر باكره نياز به اذن پدر هست وبدون آن عقد باطل است.

دیدگاه ها

از نظر من ازدواج موقت جز شرعی کردن فساد چیز دیگری نیست.

Member since:
5 اسفند 1393
Last activity:
1 سال 47 هفته

يكى از اصول مسلم اسلام مبارزه با هواپرستى و شهوت رانى است.
قران كريم هواپرستى را در رديف بت پرستى قرارداده است. در اسلام آدم «ذواق» يعنى كسى كه هدفش اين است كه زنان گوناگون را مورد كامجويى قرار دهد ملعون و مبغوض خداوند معرفى شده است. [[1 از نظر اسلام تمام غرايز بايد در حد اقتضا و احتياج طبيعت اشباع گردد. اما اسلام اجازه نمى دهد كه انسان آتش غرايز را دامن بزند و آنها را به شكل يك عطش پايان ناپذير روحى درآورد. از اين رو اگر چيزى رنگ شهوت پرستى بگيرد كافى است كه بدانيم مطابق منظور اسلام نيست. [[2 جاى ترديد نيست كه هدف مقنن ازدواج موقت اين نبوده است كه وسيله عياشى و شهوت رانى براى برخى انسان هاى شهوت پرست ايجاد كند بلكه هدف او داراى مصلحت ها زيادى بوده است كه منظور نظر اصلى قانون گذار است. همان طور كه هدف خداوند متعال از آيه «كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ [[3 از روزى هاى پاكيزه بخوريد» آن نيست كه انسان ها به شكم پرستى و عياشى بپردازند بلكه هدف الهى جواز استفاده از منافع خوراكى ها بوده است هرچند در اين ميان عده اى شكم پرستى كرده و راه افراط برمى گزينند. لذا امكان سوء استفاده برخى از انسان ها دليل ناعادلانه بودن و يا مفسده داشتن يك قانون نيست. با ذكر اين مقدمه بجاست به مصلحت هاى ازدواج موقت اشاره اى اجمالى نماييم و براى مطالعه بيشتر شما را به كتاب هاى مفصل تر مانند حقوق زن در اسلام آيت الله مطهرى و دنياى زن سيد محمد حسين فضل الله ارجاع مى دهيم.
ازدواج موقت در اسلام:
بررسى و مطالعه اى دقيق در اطراف مسائل حقوقى اسلام، اين حقيقت را روشن مى سازد، كه قوانين اسلام بر پايه نيازمنديهاى انسان در تمام شوون مختلف زندگى، وضع شده است و تناسب مستقيم با احتياجات بشر دارد. احكام درخشان اسلام در عين اصالت و درستى، جوابگوى خواسته هاى طبيعى و فطرى بشردر ادوار زندگى است. يكى از نيرومندترين غرايز در وجود انسان، غريزه جنسى است. اين غريزه به منظور توليد مثل و تكثير نسل افراد در انسان آفريده شده است. تشريع قانون ازدواج در اسلام به منظور هدايت اين غريزه اصيل در مجراى صحيح وارضاى آن بطور شايسته است. اما چون ازدواج دائم در عين حال كه در جلوگيرى ازآلودگيها و نگهدارى عفت انسان نقش مؤثرى به عهده دارد، در تمام شرايط نمى تواند پاسخگوى تمايلات جنسى انسان باشد. از اين رو در اسلام قانون ازدواج موقت تشريع شده است تا با استفاده از آن به خواسته هاى جنسى در تمام شرايط پاسخ مثبت داده شود. على عليه السلام فرمود: اگر عمر، ازدواج موقت را نهى نكرده بود، جز انسان هاى بدبخت كسى به زنا دست نمى زد. ازدواج موقت در حقوق اسلام:
ازدواج موقت و دائم در بيشتر احكام با هم يكسانند و در قسمتى اختلاف دارند. آنچه در مرحله اول، اين دو را از يكديگر ممتاز مى سازد يكى اين است كه درازدواج موقت زن و مرد تصميم مى گيرند به طور موقت با هم ازدواج كنند و پس ازپايان مدت اگر مايل باشند با قرارداد ثانوى طبق شرايطى كه در كتابهاى فقهى ذكرشده است پيمان ازدواج را تمديد مى كنند. ديگر آنكه ازدواج موقت از لحاظ شرايط، آزادى بيشترى دربردارد از جمله مخارج زن بر مرد در اين ازدواج لازم نيست مگر در ضمن عقد با يكديگر قرارداد كنند و نيززن و مرد بدون قرارداد در متن عقد، از يكديگر ارث نمى برند. فرزندى كه در اين ازدواج بوجود مى آيد با فرزند ازدواج دائم يكسان است وهيچگونه تفاوتى با هم ندارند در ساير آثار حقوقى اين دو نوع ازدواج نيز يكسان مى باشند مثلا در هر دو، مهر وجود دارد و نيز در هر دو ازدواج انسان نمى تواندبا مادر و دختر همسر خويش ازدواج كند و آنها با او محرمند و همانطور كه درازدواج دائم زن بايد پس از طلاق عده نگهدارد در اين ازدواج نيز پس از پايان مدت بايد عده نگهدارد با اين تفاوت كه عده زن دائم سه نوبت عادت ماهانه يا سه ماه (در پاره اى از موارد) مى باشد و عده زن غير دائم دو نوبت يا چهل و پنج روزاست.
فلسفه ازدواج موقت:
در پيش نوشته شد كه ازدواج دائم نمى تواند به تنهائى پاسخگوى تمايلات جنسى انسان باشد زيرا در زندگى ضرورتهايى براى بيشتر مردان پيش مى آيد كه معمولا براى مدتى امكان بهره بردارى جنسى از همسر خويش از آنان سلب مى گردد بدون ترديد، در اين مدت غريزه جنسى، آنان را در بحران شديدى قرار مى دهد كه اگر از راه مشروع به آن پاسخ مثبت ندهند ممكن است آلودگيهايى پيش آيد. موضوع ديگرى كه جدا بايد مورد مطالعه و بررسى قرار گيرد مساله جوانانى است كه به سن بلوغ مى رسند. اينان با رسيدن به اين سن، در آستانه بيدار شدن غريزه جنسى گام مى گذارند و معمولا هم نمى توانند به زودى ازدواج كنند. در اين سالهاست كه جوانان به راههاى حرام مى افتند. برتراند راسل مى نويسد در دنياى امروز ضرورتها و مشكلات اجتماعى و اقتصادى بر خلاف تدبير و ميل ما ازدواج جوانان را به تأخير افكنده است زيرا در صد يا دويست سال پيش مثلا يك دانشجو تحصيلات خود را هيجده و بيست سالگى خاتمه مى داد و در آغاز فشار غريزه يااوائل بلوغ براى ازدواج آماده بود و بسيار اندك بودند كسانيكه تا سى و يا چهل سالگى براى رشته هاى علمى و تخصصى، زحمت مى كشيدند. اما در عصر حاضر دانشجويان تازه بعد از بيست سالگى وارد رشته هاى تخصصى علمى و صنعتى مى شوند و پس از فراغت از تحصيل مدتى نيز در جستجوى وسيله تامين معاش برمى آيند معمولا پس از سى و پنج سالگى قادر به ازدواج و تاسيس خانواده خواهندبود. پس جوانان امروز مدتى طولانى را در فاصله ميان بلوغ و ازدواج كه بخشى بسيار حساس و دوران نمو جنسى و طغيان غريزه و صعوبت مقاومت در برابر هوى و هوس و ظواهر فريبنده زندگى است، مى گذارنند. ما نبايد اين بخش حساس را از حساب عمر و يا نظام اجتماع بشرى ساقط كنيم و اگرما بخواهيم حسابى براى اين بخش طولانى و حساس عمر باز نكنيم و فكرى در اين باره ننماييم نتيجه آن شيوع فساد و بى اعتنايى نسبت به بهداشت، نسل، اخلاق، درميان مردان و زنان اجتماع خواهد بود.
پس چ ه بايد كرد؟ برتراند راسل دربرابر اين سؤال مى گويد: راه صحيح براى حل اين مشكل اين است كه قوانين مدنى براى اين بخش حساس از عمر يكنوع ازدواج موقتى را براى دختران و پسران روا دارند كه موجب تحميل بار مشكلات زندگى عائلى و ازدواج دائم نباشد و در عين حال ايشان را از مفاسد مختلف و اعمال نامشروع و تحمل رنج روحى بار گناه و تخلف از اصول و قوانين و نيز از امراض گوناگون محفوظ دارد اين نوع ازدواج در اصطلاح راسل ازدواج بدون فرزند ناميده مى شود آيا در اين شرايط كه استفاده از ازدواج دائم امكان پذير نيست با طغيان غريزه جنسى چه بايد كرد؟ آيا در اين زمينه ها بايد رياضت كشيد و رهبانيت اختيار كرد؟ و آيا همه جوانان حاضرند تحمل كنند و عفت و پاكى خويش را حفظ كنند؟ يا بايدفكر ديگرى كرد؟ در اين جا دو راه پيش روى ماست. يكى اينكه جوانان را بخود واگذاريم تا پسران ودختران با هم روابط نامشروع برقرار سازند و آن همه مفاسد و عواقب وخيم راناديده بگيريم آيا اين راه، راه صحيحى است؟ آيا اين دختران و پسران پس از اين همه روابط نامشروع در دوران ازدواج دائم خويش، ديگر مرد زندگى و زن خانواده خواهند بود؟ راه ديگر اينكه ازدواج موقت را براى آنان تجويز كنيم تا بدين وسيله به غريزه جنسى خود پاسخ مشروع بدهند و بتوانند خويش را حفظ كنند. بى شك راه صحيح همين راه دوم است چرا كه در غير اين صورت جوانان راهى براى ارضاى شهوت خود ندارند ودست به هرگونه بى عفتى و گناه خواهند زد بهترين شاهد ما آمار فساد و بى عفتى است كه در جرائد و مجلات به چشم مى خورد: يكى از مجله هاى آمريكا به نام ويسپرد مى نويسد: شماره اطفال غير قانونى به ده ميليون مى رسد و در فرانسه از هر صد كودك هفت نفر آنها غير مشروع مى باشد.
بسيار تأسف انگيز است كه عده اى در پندار خويش از همين راهها مشكلات جوانان رادر بحران هاى مذكور حل كرده و ارزشهاى اخلاقى آنان را به كلى از نظر دورمى دارند. اينان تجويز مى كنند كه جوانان در گناه و بى عفتيها فرو روند اما اجازه نمى دهند كه از قانون عالى ازدواج موقت استفاده كنند به يقين قضاوتهاى بيجاو ايرادهايى هم كه كرده اند از آنجا سرچشمه مى گيرد كه اين مسأله مهم (ازدواج موقت) را از ديدگاه مذهب مطالعه ننموده و آن چنانكه بايد و شايد از نظر حقوق واجتماعى آن را ارزيابى نكرده اند. لذا بجاست كه اهم ادله موافقين ازدواج موقت را ياد آور شويم.
ادله‏ى موافقين ازدواج موقت
1) عده‏اى از موافقين معتقدند كه در اجتماعى كه دسترسى به ازدواج دائم روز به روز مشكل‏تر مى‏شود، ازدواج موقت راهكار مناسبى است تا افراد بتوانند در كنار يكديگر به آرامش برسند و بدين ترتيب متعه مانع رواج فساد و فحشاء مى‏شود.
2 اگر اين نوع ازدواج در غياب نكاح دائم تجويز نشود افراد براى ارضاء روحى و جنسى خويش به روابط آزاد و نامشروع روى مى‏آورند و بديهى است كه اين روابط آزاد از هيچ انضباط و نظم و تعهدى نمى‏تواند برخوردار باشد. در حالى كه نكاح منقطع براى طرفين تعهد و مسؤوليت ايجاد مى‏كند. بفرض زن از زوج مى‏تواند طلب نفقه كند يا اين كه مشخص كند اگر فرزندى حاصل شد، تكليف او چگونه باشد. كه هر يك از اين مسؤوليت‏ها مى‏تواند ضمانت قانونى داشته باشد. اما در مقابل تصور كنيد اگر اين ضوابط موجود نباشد، فرزندى كه حاصل مى‏شود تكليف‏اش چيست؟ در اينجا مرد مى‏تواند اين فرزند را به مرد ديگرى نسبت دهد و از پذيرفتن مسؤوليت او شانه خالى كند. به همين جهت است كه در كشورهاى پيشرفته‏ى دنيا كانونهائى وجود دارد تا چنين فرزندانى را سرپرستى كند. آيا اين وضع را مى‏پسنديد؟
3 كسانى كه نمى‏توانند بار مسؤوليت پيمان دائم را بر دوش بكشند، عقد منقطع بهترين راه براى ارضاء جنسى آن‏ها است.
4 دختر و پسرى كه مى‏خواهند با يكديگر ازدواج نمايند، لازم است كه هر چه بيشتر و بهتر با خصوصيات يكديگر آشنا شوند در همين راستا نكاح منقطع مى‏تواند يك دوره‏ى آزمايشى براى ازدواج دائم باشد كه افراد سنتى و مذهبى خيلى خوب از اين نهاد مى‏توانند استفاده كنند. اين نوع ازدواج موقت در بين مسيحيان آمريكا نيز مورد توجه قرار گرفته است. سيد رضى شيرازى، بن بستهاى اجتماعى، صفحه 15)
تعدد همسر در اسلام
در مسأله تعدد زوجات فلسفه‏هاى متعددى وجود دارد كه در ذيل به برخى از آنها اشاره مى‏شود و تحقيق بيشتر را با معرفى منابعى به خودتان مى‏گذاريم. فلسفه تعدد زوجات: مسأله تعدد زوجات يكى از احكام بسيار بااهميت و ارزشمند از نظر اجتماعى و نظام خانوادگى دراسلام است. درقرون پيشين مستشرقين و اسلام‏شناسان غربى اين مسأله را براسلام خرده مى‏گرفتند. اما تحقيقات اخير و واقعيات و رخدادهاى اجتماعى قرن ما اهميت اين حكم را به آنان ثابت كرد به طورى كه انديشمندانى چون برناردشاو جان ديون پورت گوستاو لوبون و... در اين رابطه از در تحسين آمدند و به حكمت آن گواهى دادند زيرا:
1 آمارهاى موجود درسطح جهان نشان مى‏دهد ميزان تولد دختر غالباً بيش از پسر مى‏باشد. بنابراين تكيه بر «تك زنى» باعث مى‏شود همواره تعدادى از زنان تا آخر عمر از نعمت ازدواج محروم بمانند و درتجرد و عزوبت به سربرند و اين ظلمى‏فاحش درحق آنان است.
2 در طول تاريخ همواره براثر حوادث اجتماعى- مانند جنگ‏ها- تعداد بيشمارى از مردان تلف مى‏شوند و همسران آنان بى‏سرپرست مى‏گردند. طبيعى است كه غالب مردان جوان حاضر به ازدواج با چنين كسانى براى اولين بار نيستند. بنابراين اگر از نظر قانون و نظام اجتماعى اينان نتوانند به عنوان همسر دوم گزينش شوند همواره بدون شوهر خواهند ماند و اين نيز ظلم برآنان است و تنها راه‏حل آن جواز چندزنى باقيود و شرايط خاص است. جالب است بدانيد كه پس از جنگ جهانى دوم در آلمان چند هزار بيوه زن كه سرپرستان خود را در جنگ از دست داده بودند به تظاهرات پرداخته و از كليسا درخواست كردند كه چند همسرى را مجاز گرداند. ولى كليسا در برابر اين خواست سرسختى نشان داد و همين باعث شد كه پس از آن فساد و بزهكارى در آلمان به شدت رواج يابد.
3 بلوغ جسمى و جنسى دختران معمولاً چندين سال پيش از پسران است و درطول زمان همراه با رشد جمعيت بشرى باعث مى‏شود كه در جامعه تك همسرگرا همواره انبوه كثيرى از زنان كه آمادگى و علايق جنسى دارند در برابر مردانى فاقد شعور و درك جنسى قرارداشته و تمايلات جنسى آنان به نحو مشروع ارضا نگردد.. 4 از نظر روان شناسى تفاوتى اساسى بين ساختار روانى و گرايش‏ها و عواطف زن و مرد وجود دارد. روان‏شناسان معتقدند كه زنان به طور طبيعى «تك شوهرگرا» مى‏باشند وفطرتا از تنوع همسر گريزانند و خواستار پناه يافتن زير چتر حمايت عاطفى و عملى يك مرد مى‏باشند و تنوع گرايى در زنان نوعى بيمارى است. ولى مردان ذاتا تنوع گرا و «چند زن‏گرا» مى‏باشند و چنان كه مى‏دانيد احكام اسلام همه متناسب با نيازهاى واقعى و ويژگى‏ها و خصلت‏هاى ذاتى انسان‏ها وضع گرديده است. افزون برآن زنان در ايام معينى قابليت تأمين جنسى مردان را ندارند. اكنون بايد پرسيد در برابر اين حقايق چه بايد كرد؟ در اينجا سه راه وجود دارد: الف. هميشه تعدادى از زنان درمحروميت كامل جنسى به سربرند. ب. راه و روابط نامشروع و كمونيسم جنسى گشوده شود. ج. به طور مشروع و قانونمند باقيود و شرايطى عادلانه راه چند همسرى گشوده شود. كدام يك؟ دين مبين اسلام راه سوم كه حكيمانه‏ترين و بهترين راه است را گشوده و اجازه چندزنى را تنها به مردانى مى‏دهد كه توانايى كشيدن بارسنگين آن را به نحو عادلانه داشته باشند و دستورات اكيدى در اين زمينه براى آنان وضع نموده است و اين نه تنها به ضرر زنان نيست بلكه درواقع بيشتر براى تأمين مصالح و منافع آنان است. در اينجا ممكن است سوءالى ديگر پديد آيد و آن اينكه چرا چند شوهرى مجازنيست؟
جواب آن است كه:. 1 چنان كه گفتيم اين خلاف طبيعت و روحيات زن مى‏باشد.. 2 بدين وسيله بهداشت و سلامت نسل به خطر مى‏افتد.. 3 شناخت انساب و تميز آنها از بين خواهد رفت. در غير اين صورت عواطف خانوادگى از بين خواهد رفت و در نتيجه تمايل به تكثير نسل و زاد و ولد وجود نخواهد داشت، چون به حسب طبع هر كس فرزند خودش را دوست داشته و براى او سرمايه گذارى مى‏كند، اما در قبال كسى كه انتسابش به وى مشكوك است بلكه اصلا معلوم نيست از كيست؟ بيگانه بوده و تعهدى نسبت به او ندارد و از درون نيز چنين انگيزش و تمايلى وجود ندارد. راز كاستى عاطفه و احساسات در جوامع غربى و پناه بردن آنان به حيوانات به ابراز محبت به آنان همين است و نه حس قوى عاطفه بشرى آنها. آنان كه بشريت را چنان از دم تيغ گذرانده و با وحشيانه ترين راه‏ها انسان هاى مظلوم را مى‏كشتند تا ثروت و سرمايه‏هاى آنان را به يغما ببرند، چه بويى از عاطفه برده‏اند. [[1. ل‏أك‏ج. ج. 6 ص 55: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُبْغِضُ أَوْ يَلْعَنُ كُلَّ ذَوَّاقٍ مِنَ الرِّجَالِ وَ كُلَّ ذَوَّاقَهٍ مِنَ النِّسَاء [[2. مطهرى. مرتضى. حقوق زن در اسلام. ص 76 [[3. بقره: 57

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <br><a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
4 + 3 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .