افضليت قوم يهود

Yahood01.jpg

«يا بَنِي إِسْرائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَ أَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعالَمِينَ»[1]؛
«اى فرزندان اسراييل! از نعمت‏هايم كه بر شما ارزانى داشتم و [از] اين كه من شما را بر جهانيان برترى دادم، ياد كنيد».

در وجه فضيلت بنى‏اسراييل بر عالمين، با اين كه مسلم است كه پيغمبر اكرم (ص) افضل انبيا و اوصيا و كتاب و دين او افضل كتاب‏ها و اديان و امت او، افضل امت‏ها مى‏باشد، چند وجه زير گفته شده است:

1. بعضى گفته‏اند كه مقصود عالمين زمان خودشان مى‏باشد؛ نه همه زمان‏ها؛

زيرا «الف» و «لام» در «العالمين»، براى عموم عرفى است و نه عموم حقيقى. از اين رو، مقصود، برترى آنها نسبت به افراد عصر خودشان است و نه تمام اعصار.[2] 2. برخى گفته‏اند كه اطلاق افضليت با يك فضيلت هم سازش دارد و بنى‏اسراييلى كه در يك يا چند فضيلت از ديگران افضل بوده‏اند، اگر چه در بسيارى از فضايل، ديگران از آنها افضل بوده‏اند؛ خواه در زمان خود و خواه در تمام زمان‏ها و به اين سبب نمى‏توان گفت كه بنى‏اسراييل از تمام جهات برترى دارند[3] و روشن است كه فضيلت داشتن در يك جهت، بر فضيلت اطلاقى و عمومى دلالت نمى‏كند.

3. بعضى هم ذكر كرده‏اند كه طبق مفاد آيه 137 سوره اعراف (ما اين قوم مستضعف [بنى‏اسراييل‏] را وارث شرق و مغرب زمين كرديم)، روشن است كه بنى‏اسراييل در آن زمان، وارث تمام جهان نشدند؛ پس مقصود اين است كه وارث شرق و غرب منطقه خودشان شدند. بنابراين، فضيلت آنها بر جهانيان نيز برترى نسبت به افراد همان محيط است.[4] 4. برخى هم گفته‏اند كه تفضيل بنى‏اسراييل، مقيد به زمان استخلاف و اختيار آنان بود؛ اما بعد از اين كه از امر پروردگار سرپيچى كردند و بر پيامبرانشان عصيان نمودند و نعمت‏هاى خدا را انكار و از عهد و پيمان خود شانه خالى كردند، خداوند نسبت به آنها حكم لعن و غضب و ذلت و مسكنت را اعلان نمود.[5]

5. اما تحقيق اين است كه افضليت به معناى دارا بودن فضايل اخلاقى، اعتقادى، عبادى، جاه و منزلت، قرب به مقام ربوبى و مانند اينها نيست؛ بلكه مراد اتمام حجت به وسيله ادله واضح و براهين متقن، معجزات باهره، نعمت‏هاى دنيوى (مال، ثروت، رياست و سلطنت) و امثال اينهاست.[6] نكته قابل توجه و با اهميت در اين جا، اين است كه بايستى مسئله تفضل الهى در ارائه نعمت‏ها را كه خود نوعى آزمون الهى به حساب مى‏آيد، از مسئله فضيلت نفسانى و شخصيتى جدا كنيم؛ زيرا به دنبال آن تفضل، اظهار لعن و نفرين خداوند بر آن قوم، در قرآن آمده است‏[7] و اين، دليل روشنى بر بدطينتى و زشتى كردار ايشان مى‏باشد.

افزون بر اين، معناى برخى آيات با در نظر گرفتن آيات ديگر، روشن مى‏شود و براى فهم يك موضوع، بايد همه آيات مربوط به آن موضوع مورد توجه و درايت قرار گيرند و خداوند خود در آيه 18 از سوره مائده، درباره نفى فضيلت يهود، تأكيد كرده، به آنان مى‏گويد: (وَ قالَتِ الْيَهُودُ وَ النَّصارى‏ نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ يُعَذِّبُكُمْ بِذُنُوبِكُمْ بَلْ أَنْتُمْ بَشَرٌ مِمَّنْ خَلَقَ يَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ وَ يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما وَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ)؛ كه مفهوم آن اين است كه اى جماعت يهود! اگر آن گونه كه مى‏پنداريد، شما بر توده بشر ارجحيت داريد، پس چگونه خداوند شما را به كيفر و عذاب‏هاى دردناكى كه به آن دچار گشتيد، مبتلا كرد و به علت عصيانى كه داريد، شما را پراكنده‏ ساخت و از نظر بدكردارى، ضرب‏المثل عالم بشريت شديد.

اوصافى كه قرآن براى قوم يهود مى‏شمارد، عبارتند از:

الف) دنياپرستى (آيه 96 بقره و آيه 160 و 161 نساء).

ب) غرور يهود به برترى نژاد (آيه 18 مائده).

ج) داشتن آرزوهاى دور و دراز (آيه 168 و 169 اعراف و آيه 122 و 133 نساء).

د) بى‏دلى و ترسو بودن يهود (آيه 112 آل عمران).

ه) جنايات يهود (آيه 70 مائده و آيه 23 آل عمران و آيه 10 بقره).

و) تبهكاران زمينى (آيه 64 مائده).

ز) جادوگرى و سحرانگيزى يهود (آيه 102 بقره).

ح) زشت كردارى يهود (آيه 78 تا 80 مائده).

ط) پيمان شكنى (آيه 12 و 13 مائده و آيه 154 نساء).

ى) سرپيچى از شريعت الهى (آيه 59 و 60 مائده).

ك) پنهان كردن تعاليم خدا (آيه 159 بقره).

ل) بى‏بهره بودن از هدايت الهى (آيه 5 جمعه).

م) قساوت و سنگدلى (آيه 76 بقره).[8][9]

 


 

[1] بقره( 2)، آيه 47.

[2] ر. ك: طبرسى، مجمع البيان، ج 1، ص 198.

[3] ر. ك: محمدجواد مغنيه، الكاشف، ج 1، ص 95.

[4] ر. ك: تفسير نمونه، ج 1، ص 221.

[5] ر. ك: سيد قطب، فى ظلال القرآن، ج 1، ص 69.

[6] طيب، اطيب البيان، ج 1، ص 23.

[7] مائده( 5)، آيه 78- 80.

[8] براى توضيح بيشتر ر. ك:

الف) عفيف عبدالفتاح طباره، چهره يهود در قرآن، ترجمه سيدمهدى آيت اللهى، انتشارات جهان آرا، سال 55

ب) سيد محمد شيرازى، دنيا بازيچه يهود، ترجمه محمدهادى مدرسى، نشر سلسله، 1385.

ج) سياست و حكومت رژيم صهيونيستى، ترجمه مركز مطالعات و تحقيقات انديشه‏سازان نو، گردآورنده و ناشر: مؤسسه مطالعات فلسطينى.

د) آلفرد. م. ليليانتال، ارتباط صهيونيستى، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى.

و) اسدالله رضايى، بررسى سير تحول دولت در سرزمين فلسطين، نشر گنج معرفت.

[9] عليرضا مستشارى، دفتر سى و ششم(تفسير آيات برگزيده-جلد 1) پرسش ها و پاسخ هاى دانشجويى، 1جلد، دفتر نشر معارف - قم، چاپ: پنجم، 1390.

(به نقل از: نرم افزار پرسش ها و پاسخ های دانشجویی، دفتر سی و ششم - تفسیر آیات برگزیده، ج1)

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <br><a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
2 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .