جاودانگى قرآن و زبان عربى‏

Qoran09.jpg

حمیدرضا شاکرین

قرآن در بيان پيام و آموزه‏هاى خود، از زبان عربى و الفاظ، عبارات و مثال‏هاى رايج بين مردم عرب آن زمان، استفاده كرده است؛ ولى آن چه فرهنگ‏ساز است، پيام آن مثال‏ها و عبارات است و «پيام‏ها» فراتر از محدوديت زمان، مكان و قوم خاصى است. روشن است كه هدف قرآن، در آن مثال‏ها و مصاديق، محدود نمى‏شود؛ ولى براى تفهيم و محاوره، گريزى از آنها نيست. پس مفاهيم و معانى بلند و ژرف، از رهگذر آن مصاديق، پى‏گيرى مى‏شوند و اين اهداف، همان نتايج معرفتى، اخلاقى و هدايتى هستند كه عموم مردم را شامل مى‏شوند؛ زيرا مسائل تربيتى و هدايتى، به مكانى خاص و يا زمانى معين، محصور نمى‏شوند. بنابراين، عربى بودن قرآن و به كارگيرى بعضى از مثال‏هاى رايج در حجاز، به اين دليل است كه مخاطبان ابتدايى قرآن، مردم آن سرزمين بودند؛ اما زبان عربى، موجب محدوديت ارسال پيام و انحصار بيان اهداف قرآن به مردم عرب نيست؛ بلكه براى همگان و به طور هميشه، قابل استفاده است و اين دو با هم منافات ندارند؛ چنان كه در آيات نخستين سوره ابراهيم عليه السلام آمده است:

«الر كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ ... وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ[1]؛ كتابى است كه آن را به سوى تو فرود آورديم؛ تا مردم را از تاريكى‏ها به سوى روشنايى بيرون آورى ... و ما هيچ پيامبرى را جز به زبان قومش نفرستاديم».

با توجه به اين كه قرآن، بيان‏گر همه چيز است و محدود در زمان و مكان مشخصى نيست و همه را به تدبر و انديشه در معانى خود دعوت كرده است، معلوم مى‏شود كه واژگان اختصاصى، محدوديتى در ارتباط با اهداف بلند آن، پديد نمى‏آورد و اگر هم چنين تأثيرى داشته باشد، با توجّه به محتواى قرآن، جايگاه خود را نزد هر مخاطبى، حفظ خواهد كرد و اين، از ويژگى‏ها و معجزات قرآن است كه گاهى از عبارات و زبان ويژه يك منطقه، استفاده مى‏كند؛ ولى براى ساير مناطق و فرهنگ‏ها نيز قابل برداشت است و گاهى تعبيرات را به گونه‏اى مى‏آورد كه چند منظوره است و همه آنها پذيرفتنى است؛ البته در قرآن تنها برخى از نمونه‏هاى رايج در منطقه حجاز، گزينش و از آنها ياد شده است و اين موارد به گونه‏اى است كه علاوه بر ملموس بودن براى عرب‏ها، مورد پذيرش جامعه بشرى و قابل توجه براى ديگران نيز مى‏باشد؛ به عنوان مثال، اگر از دقت و تأمل در آفرينش شتر- كه جايگاه ويژه‏اى در زندگى ساكنان شبه جزيره داشته- ياد شده است، «أَفَلا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ[2]؛ آيا به شتر نمى‏نگرند كه چگونه آفريده شده است»، علاوه بر پيام كلى- كه شايسته است در تمام آفريده‏هاى خدا در هر مكان و نقطه از جهان دقت كرد- پيام ويژه‏اى هم دارد و آن اين كه دقت در ويژگى‏هاى اين حيوان، حتى براى مردم مناطق ديگر نيز اسرار بسيارى را روشن خواهد ساخت.

عربى بودن زبان قرآن نيز اگر چه به جهت بعثت پيامبر صلى‏الله‏عليه‏وآله در ميان عرب‏زبانان بوده است، اما خود آن داراى امتيازات فراوانى نسبت به زبان‏هاى ديگر است و چه بسا حكمت خداوند بر اين اساس بوده كه دين خاتم و كامل خود را به زبانى كامل و مبين، به ظهور رساند. همچنين استفاده از زبان يك قوم، غير از استفاده از فرهنگ آن قوم است و قرآن اگرچه به زبان عربى است، ولى فرهنگ نوينى را با خود آورده و در موارد بسيارى با عناصر فرهنگى حاكم بر شبه جزيره، به مخالفت برخاسته و آنها را نسخ كرده است. علاوه بر اين، قرآن براى خود زبان و ادبيات مستقلى دارد و اسلوب آن، پديده‏اى بى‏نظير در ادبيات عرب است. زبان قرآن، زبان فطرت بشرى است. از اين رو، پيام آن براى همه انسان‏ها، قابل درك و پذيرش است.

مى‏خواهم خودم تفسير كنم!

آيا برداشت‏هاى فردى از قرآن صحيح است؟ اگر قرآن براى هدايت همه است، آيا نمى‏شود بدون مراجعه به كتاب‏هاى تفسيرى، خودمان از قرآن استفاده كنيم؟

قرآن، كتابى است با زبان عربى و در اوج فصاحت و بلاغت و رسايى معنا. از اين رو، عرب‏زبانان عصر نزول، بسيارى از معارف قرآن را بدون مراجعه به تفسير، درك مى‏كردند؛ اما به دلايلى بعضى از ابهامات بر آيات قرآن عارض شدند كه ايجاب مى‏كند براى فهم آنها، به تفسير مراجعه كنيم كه برخى عبارتند از:

1. قرآن در كنار حادثه‏ها بود و به وقايعى كه در طول 23 سال رسالت پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله اتفاق مى‏افتاد، نظر داشت و اصول جاودان خود را معطوف به بيان موضع الهى در آن حوادث مى‏كرد. عرب‏هاى معاصر پيامبر صلى الله عليه وآله، آن حوادث را درك كرده بودند؛ اما نسل‏هاى بعد، از آن صحنه‏ها دور بودند.

2. قرآن با توجه به مخاطبان اوليه خود، از مثال‏ها و اصطلاحات منطقه‏اى بهره جسته است؛ اگر چه پيام‏هاى آن، فرامنطقه‏اى است و اين قالب‏ها در فهم بهتر پيام‏ها، بسيار كارگشاست.

3. برخى از عبارات قرآنى، مربوط به اديان آسمانى گذشته است؛ از اين رو، آشنايى با اعتقادات آنان و محتواى كتاب‏ها و منابع آنان، بايسته است.

روشن است كه به دليل ناآگاهى از موارد فوق، پرده‏هايى از ابهام، بر عبارات قرآن قرار مى‏گيرد و مفسران، اين پرده‏ها را كنار مى‏زنند؛ تا مراد خداوند، به طور شفاف، استخراج و كشف شود و در واقع، آنان كار فهم آيات را براى ما ساده و آسان مى‏كنند.

همچنين براى فهم آيات قرآن، علاوه بر تفسير، به روش‏هاى ديگرى همچون تأويل و تطبيق نياز است كه از موضوع بحث خارج است. بنابراين، برداشت‏هاى فردى از قرآن، زمانى صحيح است كه ابهامات عارض شده بر عبارات قرآن، رفع شوند و مراجعه به تفسير، به همين منظور صورت مى‏گيرد و اگر آيه‏اى داراى هيچ گونه ابهامى نباشد، نياز به مراجعه به تفسير هم ندارد.

معناى «هدايت بودن قرآن»، آن نيست كه بدون دانستن زبان آن و رسيدن به سرچشمه‏هاى قرآنى، بتوانيم از هدايت آن بهره گيريم؛ همان طور كه استفاده از آب كه مايه حيات است، گاهى نيازمند حفر چاه و كنار زدن لايه‏هاى خاك و سنگ از روى آن است.

بنا بر آن‏چه گفته شد، بهره‏مندى از معارف قرآن، تا حدودى براى همگان ممكن است؛ امّا براى فهم قرآن- به عنوان منبع اساسى معرفت دينى، بايد ابزارهاى خاص آن را بيابيم و حدود استفاده از آنها و ميزان تأثير و اعتبار آنها را بدانيم. مهم‏ترين اين ابزارها عبارتند از:

الف. ادبيات و قواعد زبان‏شناختى‏

براى درك سخن هر گوينده و نقطه آغاز تفاهم، آگاهى از قواعد اوليه مربوط به آن زبان و لغت، ضرورى است. از اين رو، بايد اطلاعاتى كافى و عميق از ادبيات اين زبان، داشت. در ادبيات نيز فهم معناشناسى واژه‏ها، آشنايى با علم صرف و علم نحو- كه جايگاه تركيبى كلمات را در ساختار جملات مشخص مى‏سازد و اطلاع از علم معانى و بيان و بديع- كه در زيباسازى كلام حاوى قواعد مهمّى است، بايسته است.

ب. آشنا بودن به مضمون و سياق خود قرآن‏

در قرآن قرينه‏هايى است كه بعضى پيوسته و برخى ناپيوسته است و براى فهم مقصود هر گوينده، مناسب‏ترين شيوه آن است كه سخنان گوناگون آن را در كنار هم و مرتبط با هم بنگريم و اين شيوه، در ارزيابى و نتيجه‏گيرى، مفيد است.

ج. سنت معصوم‏عليه‏السلام‏

يكى از شئون پيامبر صلى الله عليه وآله و امامان عليهم السلام، تبيين مقاصد كتاب الهى است؛ «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ»[3]. علامه طباطبايى مى‏نويسد: «آيه مباركه، دليل بر حجّيت سخن پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله در شرح آيات قرآن كريم است»[4].

سنّت و سخن معصوم عليه‏السلام در تفسير و تبيين قرآن و تعليم شيوه تفسير به مردم و تبيين تأويل و تعليم راه‏يابى به بطون قرآن، نقش اساسى دارد.

د. عقل و تفكر خلاق‏

مفسّر و بهره‏گيرنده از قرآن، بايد عقل فعّال و تفكّر خلاق داشته باشد؛ تا بتواند از اين ابزار به طور صحيح و دقيق، معارف دينى را از آيات قرآنى استفاده كند؛ براى مثال در معارف عقلى قرآن، درك بديهيات و مسلمات عقلى و به كار بستن آنها و در معارف اخلاقى آن، توجه به اصول اخلاقى، بايسته است.

ه. جامع نگرى‏

دين، مجموعه عقايد و آموزه‏هايى است كه بايد با هم سازگار باشند. از اين‏رو، در برداشت از قرآن، بايد هر مفهوم قرآنى، در مجموعه آموزه‏هاى دينى- كه از منابع اصلى به دست آمده‏اند- نگريسته شود. فهم عميق معانى قرآن، نياز به تلاش علمى بسيارى دارد. از اين رو، مفسرانى موفق بوده‏اند كه كوله‏بارى از پيشينه علمى و تحقيقى بر دوش آنان بوده است. براى آگاهى بيشتر در اين زمينه به كتاب‏هاى علوم قرآنى، به ويژه كتاب‏هاى زير مراجعه كنيد:

1. كمال، شناخت قرآن، دزفولى.

2. روش برداشت از قرآن، دكتر بهشتى.

3. علوم قرآنى، محمد باقر سعيدى روشن.[5]


[1] ابراهیم: 1.

[2] غاشیه: 17.

[3] نحل، آيه 44.

[4] الميزان، ج 12، ص 61

[5] نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه‏ها (معاونت آموزشى و پژوهشى استادان و دروس معارف اسلامى)، ويژه نامه پرسمان، 23جلد، مؤسسه فرهنگى و هنرى ابناء الرسول (ص) - تهران، چاپ: اول، 1392.

(به نقل از: نرم افزار گلشن فرهنگ و معرفت، ويژه نامه پرسمان، شماره 21)

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <br><a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
5 + 5 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .