جاى قرآن در طاقچه «دل» است‏

Qoran13.jpg

لعيا درفشه‏

در اين گزارش، برآنيم تا با استناد به ديدگاه‏هاى جوانان و برخى كارشناسان علوم قرآنى، با ارائه دورنمايى از وضعيت موجود در نحوه ارتباط و بهره‏گيرى از قرآن، دلايل مهجوريت آن را نيز بكاويم.

شايد شما درباره راه‏هاى شكلى بهره‏گيرى از قرآن و ارتباط با آن، چيزهايى خوانده يا شنيده باشيد و همچنين به حسب برداشتى كه از اين مطالب داشته‏ايد، گاهى به خواندن خود آيات و گاهى به خواندن ترجمه و گاهى نيز به خواندن هر دو اهتمام داشته‏ايد؛ اما مسلم است كه هنوز الگويى روشمند درباره نحوه ارتباط درست با اين كتاب حداقل در شكل عمومى آن ارائه نشده است و اين نكته‏اى است كه به ويژه براى اغلب جوانانى كه در آغاز آشنايى و مطالعه جدى اين كتاب هستند، همچنان مبهم و بى‏پاسخ مانده است. با اين همه، شايد بتوان گفت كه اين، تنها يكى از مشكلاتى است كه بر سر راه بهره‏گيرى از اين كتاب وجود دارد.

حميد فتحى، 24 ساله، دانشجوى رشته رياضى و دبير يكى از دبيرستان‏هاى تهران، در اين باره مى‏گويد: «حدود دو سال است كه جدى‏تر از قبل، قرآن را مطالعه مى‏كنم. به طور كلى، فكر مى‏كنم قرآن كتابى است كه درباره همه چيز زندگى، مطلب دارد؛ هم به جنبه‏هاى معنوى و عرفانى و هم به جنبه‏هاى مادى زندگى پرداخته است؛ اما مشكلى كه من با آن مواجه‏ام، اين است كه وقتى سؤالى برايم پيش مى‏آيد، نمى‏دانم چه بايد بكنم؛ براى مثال، مى‏خواهم بدانم حروف مقطعه قرآن، چه معنايى دارند و ما قرار است از اينها چه چيزى را بفهميم يا اين كه چرا در يك سوره، بعضى آيات، چندين بار تكرار شده‏اند؟ نمى‏دانم سؤال‏هايم را از چه كسى بپرسم. تفاسيرى هم كه وجود دارند، به آنها دسترسى ندارم و حتى اگر به آنها دسترسى داشته باشم، بعيد مى‏دانم برايم قابل درك باشند؛ چون تا جايى كه مى‏دانم، بسيار سنگين و به صورت تخصصى نوشته شده‏اند و فكر مى‏كنم اگر سراغشان بروم، بايد احتمالًا تمام زندگى‏ام را تعطيل كنم و تمام وقتم را صرف خواندن تفسير كنم».

اين دبير رياضى همچنين مى‏گويد: «چرا در مملكت ما اين طور جا افتاده كه انگار قرآن متعلق به قشر خاصى است؟ من فكر مى‏كنم مخصوصاً در بين جوان‏ها اين طور جا افتاده كه مثلًا قرآن فقط مال آنهايى است كه اهل رفتن به مسجدند؛ براى مثال، اگر يك نفر اهل گوش دادن به نوار است يا شكل ظاهرى‏اش خيلى امروزى است و به عبارتى متفاوت با جوانان اهل مسجد است، ديگر نمى‏تواند از قرآن استفاده كند! من با همين مقدار مطالعه‏اى كه در اين دو سال داشتم، مطمئن هستم كه همه آدم‏ها مخاطب قرآن هستند و هر كس به سراغش برود، مى‏تواند در حد و اندازه خودش از آن استفاده كند».

حرف‏هاى فتحى مرا به ياد واژه‏اى در خود قرآن كه بسيار هم تكرار شده انداخت؛ واژه «ناس» و اين كه قرآن براى همه مردم است و تمام عالم، مخاطب آن هستند؛ بى‏هيچ قيد و شرطى و فارغ از هر رنگ و نژاد و مسلك و مرامى؛ اما با اين شرط كه اين «ناس»، خودش را با قرآن نزديك و دوست كند و برداشت درستى از آيات قرآن داشته باشد ..

مينا شهسوارى، 27 ساله و دانشجوى ادبيات فارسى هم عملكرد نامطلوب برخى دست‏اندركاران امور قرآنى را علت اصلى دل‏زدگى جوانان از قرآن مى‏داند و مى‏گويد: «اين كه مى‏گويند قرآن كتاب زندگى است، ما در كدام كتاب درسى‏مان از مدرسه گرفته تا دانشگاه، اين را ديده‏ايم؟ به جز درس معارف و يكى دو واحد قرآن، كجا ما درباره اين كتاب چيزى مى‏خوانيم؟ ما جسته و گريخته از قول عالمان مى‏شنويم كه مثلًا قرآن درباره ستاره‏شناسى، نجوم و ...، حرف‏هاى زيادى دارد؛ اما نمى‏دانيم كه اين گونه مطالب را در كدام منابع يا نشريات، مى‏توانيم مطالعه كنيم».

به باور كارشناسان اين عرصه، مهجوريت قرآن در جامعه ما، دلايلى بسيار ريشه‏اى‏تر و جدى‏تر دارد. دكتر غلامرضا زكيانى، استاد دانشگاه مى‏گويد:

«قرآن تنها براى جوانان، مهجورنيست؛ بلكه براى همه مهجور است؛ براى بزرگان، براى روحانيت و به طور كلى براى همه و جوانان، طبقه‏اى مستقل و جدا از بقيه مردم نيستند.

قرآن براى همه ما مهجور است؛ براى زن و مرد، باسواد و بى‏سواد، حوزه‏اى و دانشگاهى و ... و طبيعى است كه وقتى اين بعد براى همگان وجود دارد، براى جوانان به طريق اولى وجود دارد؛ براى اين كه ديگران لااقل يك تقيد و تعبدى از سال‏هاى گذشته دارند؛ اما جوانان ما امروز در معرض بمباران اطلاعاتى از طريق ماهواره، اينترنت و ... هستند. اگر تقصيرى هست، قطعاً مربوط به جوانان نيست؛ بلكه مربوط به بزرگ‏ترهاست و ما موظف هستيم كه اين مشكل را حل كنيم».

دكتر زكيانى در تحليل علل مهجوريت قرآن، مى‏گويد: «عده‏اى گمان مى‏كنند علت مهجوريت قرآن، عربى بودن زبان آن است؛ اما من فكر مى‏كنم كه اين طور نيست؛ چون دراين صورت بايد آنهايى كه عرب زبان هستند و زبان مادرى‏شان عربى است، قرآن، همه زندگى‏شان شده باشد كه البته اين طور نيست! ضمن اين كه ترجمه‏هاى بسيار خوب و روانى از قرآن به بازار آمده كه كاملًا مشكل زبان را حل مى‏كنند».

اين استاد دانشگاه در ادامه تحليل خود به مسئله اختلاف مذاهب در صدر اسلام اشاره مى‏كند و مى‏گويد: «اختلاف موجب شد كه هر مذهب، براى اثبات حقانيت خود، بيشتر به احاديث مراجعه كند و اين موضوع سبب شد تا مراجعه به احاديث، رواج بيشترى پيدا كند و مراجعه به قرآن، كمتر شود».

اما چرا قرآن كه مورداشتراك شيعه و سنى است، اين قدر مهجور شده است و كمتر مورد استناد قرار مى‏گيرد.

دكتر زكيانى در ادامه، ضمن تأكيد بر اين نكته كه اهل بيت‏عليهم‏السلام نيز هر چه دارند، از قرآن دارند، مى‏افزايد: «شيعه‏اى كه تحقق علمى و عينى اسلام است، افتخارش به اين است كه از قرآن برآمده و همه چيزش در قرآن است و «اهل بيت» او عليهم السلام نيز همه چيز را از قرآن مى‏دانند. شخصى از اميرالمؤمنين عليه السلام پرسيد: به شما وحى مى‏شود؟ حضرت فرمود: نه، به من وحى نمى‏شود؛ اما من هر چه دارم، از حكومت قرآن و لطف قرآن و تدبر در قرآن دارم.

اتفاقاً ما در سايه قرآن، اهل بيت‏عليهم‏السلام را بهتر مى‏شناسيم و برعكس، در سايه اهل بيت‏عليه‏السلام هم قرآن را بهتر مى‏شناسيم. اهل بيت‏عليهم‏السلام نيز هر چه دارند، از قرآن دارند. آيا همين دليل كافى نيست كه به اهميت ارتباط با قرآن پى ببريم»؟

دور از دسترس عموم نشان دادن رجوع به قرآن و نيز تأكيد بيش از حد بر اهميت مسئله تجويد و بسنده كردن به صوت و لحن، از ديگر دلايلى هستند كه دكتر زكيانى در تحليل علل مهجوريت قرآن بيان مى‏كند. خداوند، اين همه از توحيد، نبوت، معاد و ديگر معارف و موضوعات در قرآن سخن گفته، به طورى كه در هيچ جاى ديگرى نظيرش را نداريم. چرا اينها در بين ما نيستند؟ از طرفى قرآن را چنان دور از دسترس فرض كرده‏ايم كه اغلب افراد تصور مى‏كنند كه اين كتاب نمى‏تواند جنبه كاربردى داشته باشد».

دكتر زكيانى با اشاره به وجود دو بُعد تربيتى و تفسيرى در قرآن، مى‏گويد: «تلقى عمومى اين است كه چون قرآن داراى بطون است، بنابراين، فهم قرآن، تخصصى مى‏خواهد كه از عهده ما خارج است. در اين كه قرآن تخصص مى‏خواهد، شكى نيست و در اين كه قرآن بطونى دارد، نيز كسى ترديد ندارد؛ اما بايد اين را به ياد داشته باشيم كه قرآن دو بعد دارد؛ بعد تربيتى و بعد تفسيرى؛ آن چيزى كه تخصص مى‏خواهد، بعد تفسيرى قرآن است؛ اما بعد تربيتى آن كه تمام خطاب‏هايش مانند: «يا ايها الانسان» و «يا ايها الذين آمنوا»، بسيار ساده و در حد درك عمومى مى‏باشند، براى همگان قابل فهم است».

در زمينه يافتن راهكارهاى كارآمد، به منظور كم كردن فاصله مردم و به ويژه جوانان با قرآن، برخى بر اين باورند كه بهره‏گيرى از زبانى متفاوت مثل زبان هنرى مى‏تواند تأثيرى به مراتب عميق‏تر و مؤثرتر داشته باشد. فرج الله سلحشور يكى از فيلم‏سازان كشورمان بر چنين باورى است. او كه خود دستى در زمينه فيلم‏سازى به روايت قرآن دارد و سريال تلويزيونى حضرت يوسف عليه‏السلام را ساخته، مى‏گويد: «اگر بخواهيم قرآن از اين مهجوريت در بيايد، بايستى آن را در قالب داستان، رمان، فيلم، تئاتر و سريال، عرضه كنيم؛ تا جوان‏ها از ارزش‏هاى ناب قرآن آگاه شوند و قرآن از اين مهجوريت، بيرون بيايد».

سلحشور ضمن گله از عملكرد صداوسيما و رسانه‏هاى جمعى مى‏گويد: «من گمان مى‏كنم جمهورى اسلامى همان قدر كه براى امور اقتصادى، صنعتى، سياسى يا نظامى ارزش قائل مى‏شود، اگر همان مقدار هم براى امور فرهنگى و مذهبى ارزش قائل مى‏شد، قرآن در بين جوانان ما اين قدر مهجور نبود».

علاوه بر آن چه دكتر زكيانى و فرج الله سلحشور در بررسى و تحليل علل مهجوريت قرآن و نيز ضرورت بهره‏گيرى از اين كتاب آسمانى به معناى عام آن عنوان كردند، مى‏توان اين موضوع را به ويژه در جنبه كاربردى آن از منظر ديگرى نيز مورد دقت قرار داد؛ جنبه‏اى كه امروزه بسيارى از روان‏شناسان و مربيان تربيتى بر آن تأكيد مى‏كنند و بر واكنش‏هاى مثبت آن اذعان دارند.

دكتر فريد فدايى، نويسنده و روان‏شناس، در اين باره مى‏گويد: «يكى از مشكلات دوره جارى در همه جهان، عبارت از فشارهاى روانى بيش از حدى است كه برخى از آنها ناشى از صنعتى شدن جهان است؛ به اين معنى كه جامعه‏اى كه داراى ارزش‏هاى ثابت است، تبديل به جامعه‏اى با ارزش‏هاى متغير مى‏شود؛ دگرگونى‏ها تبديل به قاعده مى‏شوند و در نتيجه، انسان مرتباً نياز به سازگارى با شرايط جديد دارد و اين، همان حالتى است كه تحت عنوان فشار روانى از آن ياد مى‏شود و يكى از مهم‏ترين عواملى كه مى‏تواند در كاهش اين فشار روانى، تأثير داشته باشد، اعتقاد به وجود خداوند است؛ به اين ترتيب كه انسان با آگاهى از اين كه يك نيروى ماورايى، هميشه مراقب اوست و هر رويدادى، حكمتى دارد، احساس آرامش مى‏كند.

بنابراين، انسان مذهبى، هر رويدادى را گرچه در آغاز به نظر ناخوشايند آيد، به عنوان امتحانى از سوى خداوند تلقى مى‏كند و در نتيجه، با آرامش و با صرف نيرو، مى‏كوشد تا به صورت سازنده بر آن مشكل غلبه كند. اگر چنين اعتقاد و ايمانى در كار نباشد، انسان با توجه به توانايى محدود خود، در برابر فشارها از پا در مى‏آيد. از اين رو، هر عاملى كه انسان را متوجه وجود خداوند و معنى‏دار بودن حيات نمايد، مى‏تواند در كاهش فشارهاى روانى و در نتيجه، بهبود كيفيت زندگى و كم كردن تنش‏ها، پرخاش‏گرى‏ها و جرايم نقش داشته باشد».

دكتر فدايى با اشاره به اين نكته كه امروز با پژوهش‏هاى زيادى در زمينه روان‏شناسى و قرآن روبه‏رو هستيم كه تأثير كاركردهاى دينى را بر بهبود نشانه‏هاى روانى، اثبات مى‏كنند، يادآور شد: «در ايران نيز پژوهش‏هاى قابل توجهى انجام گرفته است كه نشان مى‏دهد تلاوت آيات قرآن، حتى براى كسى كه در حالت بيهوشى است، باعث كمتر شدن ميزان نياز او به داروهاى هوش‏برى مى‏شود. بنابراين، اگر شنيدن كلام خداوند به تنهايى تا اين حد مفيد باشد، آن گاه بايد ديد كه شنيدن و مطالعه اين كلام، همراه با ادراك محتواى آن، تا چه حد مى‏تواند بر جسم و بلكه بر جان انسان تأثير مثبت و حيات‏بخش داشته باشد؛ زيرا قرآن، بهترين وسيله براى آگاه شدن همه انسان‏ها از قدرت لايزال و چشمه پرمهر خداوندى است. بنابراين، يكى از عوامل پيش‏گيرى، درمان و توان‏بخشى در برابر سختى‏هاى زندگى، آشنايى با قرآن است».

اميد آن كه همه ما به ياد داشته باشيم كه اگر چه به عنوان يك انسان عادى قادر نيستيم به كنه و بطن قرآن برسيم، اما به مصداق تعبير خود قرآن، مى‏توانيم به اين دعوت پاسخ دهيم و به قدر وسع خودمان از نور آن برخوردار شويم؛ چنان كه در قرآن آمده است: «و هر آينه قرآن را براى يادآورى و پند گرفتن، آسان ساختيم؛ پس آيا پند گيرنده‏اى هست»؟

آب دريا را اگر نتوان كشيد   پس به قدر تشنگى بايد چشيد[2]


[1] ضحى، آيه 3.

[2] نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه‏ها (معاونت آموزشى و پژوهشى استادان و دروس معارف اسلامى)، ويژه نامه پرسمان، 23جلد، مؤسسه فرهنگى و هنرى ابناء الرسول (ص) - تهران، چاپ: اول، 1392.

(به نقل از: نرم افزار گلشن فرهنگ و معرفت، ويژه نامه پرسمان، شماره 21)

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <br><a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
4 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .