جنبه هاى اعجاز قرآن

قرآن معجزه‏اى جاوید و زنده است؛ و تمام اندیشمندان و فرزانگان بشرى را، به تحدى و چالش فراخوانده است. بعضى از جنبه‏هاى اعجاز قرآن عبارت است از:
 
1. اعجاز ادبى و موسیقیایى
قرآن از جهت اعجاز ادبى، برجسته‏ترین ادیبان عرب را شگفت‏زده ساخته است تا آنجا كه سرسخت‏ترین دشمنان پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله (مانند ولید)، بر اسلوب زیبا، تركیب بدیع و آهنگ بى‏نظیر آن اعتراف كرده و نفوذ كلام قرآن را سحرآمیز خوانده‏اند.
پروفسور دورمان آمریكایى مى‏نویسد: «قرآن لفظ به لفظ به وسیله جبرئیل، بر حضرت محمد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم وحى شده و هر یك از الفاظ آن كامل و تمام است. قرآن معجزه‏اى جاوید و شاهد بر صدق ادعاى محمد رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم است. قسمتى از جنبه اعجاز آن، مربوط به سبك و اسلوب انشاى آن است و این سبك و اسلوب، به قدرى كامل و عظیم و باشكوه است كه نه انسان و نه پریان، نمى‏توانند كوچك‏ترین سوره‏اى نظیر آن را بیاورند»[1].
پروفسور ا.گیوم[2] مى‏گوید: «قرآن با آهنگ زیباى مخصوص، داراى موسیقىدلنوازى است كه گوش را مى‏نوازد. عده كثیرى از مسیحیان عرب‏زبان، سبك قرآن را ستوده‏اند. از میان شرق‏شناسان كسانى كه به زبان و ادبیات عرب آشنایى دارند، فصاحت و لطافت و ظرافت شیوه قرآن را مى‏ستایند. زمانى كه قرآن را تلاوت كنند، جذابیت خاص آن، بى‏اختیار شنونده را به سوى خود مى‏كشد و این حلاوت و موسیقى دلنشین بود كه فریاد سرزنش كنندگان را خاموش كرد و به كالبد شریعت پیامبر اسلام، روح دمید و آن را غیرقابل تقلید گردانید. در پهنه نظم، نثر و ادبیات پردامنه عرب، كتابى به فصاحت، بلاغت، بلندپایگى و پرمایگى قرآن نمى‏شناسیم و اثرى نیست كه بتوان آن را با قرآن مقایسه كرد. تأثیر عمیق آیات قرآن بر عرب و غیر عرب، آن چنان است كه عنان اختیار از كف مى‏دهند»[3].
نولدكه آلمانى در كتاب تاریخ قرآن مى‏نویسد: «كلمات قرآن آن چنان خوب و به هم پیوسته است كه شنیدنش، با آن هماهنگى و روانى، گویى نغمه فرشتگان است؛ مؤمنان را به شور مى‏آورد و قلب آنان را مالامال از وجد و شعف مى‏گرداند»[4].
 بارتلمى سنت هیلر دانشمند فرانسوى نیز در كتاب محمد و قرآن مى‏نویسد: «قرآن كتابى است بى‏همتا كه زیبایى ظاهرى و عظمت معنوى آن برابر است. استحكام الفاظ، انسجام كلمات و تازگى افكار در سبك نو ظهور آن، چنان جلوه‏گر است كه پیش از آنكه خردها تسخیر معانى آن گردند، دل‏ها تسلیم آن مى‏شوند. در میان پیامبران هیچ كس، مانند پیامبر اسلام نتوانسته است این همه نفوذ كلام داشته باشد.
قرآن با سبك خاص خود، هم سرود مذهبى است و هم نیایش الهى؛ هم شریعت و قوانین سیاسى و حقوقى است و هم نوید بخش و هشداردهنده؛ هم پندآموز است و هم راهنما و هدایت‏كننده به راه راست؛ هم بیان‏كننده قصه، داستان و حِكَم و امثال و... بالاخره قرآن زیباترین اثر به زبان عربى است كه در میان كتاب‏هاى مذاهب جهان نظیر ندارد. به اعتراف مسیحیان عرب‏زبان، این كتاب شریف، تأثیر شگرفى در دل و جان شنوندگان دارد[5]».[6]
از دیگر ابعاد اعجاز و زیبایى قرآن، نظم و هندسه و بلاغت كلام است؛ به گونه‏اى كه با كمترین لفظ، بیشترین معنا را به ذهن مخاطب منتقل مى‏كند و از هرگونه لفظ پردازى‏هاى زاید اجتناب كرده و در عین حال مراد خود را به‏طور كامل و رسا، به مخاطب انتقال مى‏دهد كه عظمت این بعد از اعجاز، به گونه‏اى است كه اگر كلمه‏اى از قرآن را حذف كنید توانا نخواهید بود تا كلمه‏اى مترادف با آن در جمله قرار دهید، به‏طورى كه مراد و آهنگ و وزن آیه را از اوج اعجازى آن خارج نسازد!!».
از دیگر ابعاد اعجاز بیانى قرآن، تصویر سازى است. قرآن در نظر برخى از دانشمندان (مثل سید قطب)، با كِلك قلم، تصاویر زیبا، مهیج و جاندارى از موجودات عالم هستى ارائه و بسیارى از صحنه‏ها را در مقابل چشم مخاطب ترسیم مى‏كند تا مطلب در اعماق جان مخاطب نشانده شود؛ نظیر به تصویر كشیدن و شباهت دانشمند پلید و فاسد، به سگ زبان بیرون آمده از كام، تصویر آغاز صبح به نفس زدن آن، تصویر عالم بى‏عمل به الاغ پر از بار كتاب و... .
 
2. اعجاز علمى
رازهاى علمى نهفته در قرآن، اقیانوس بى‏كرانى از دانش‏هاى كیهان شناختى، انسان شناختى، تاریخ، نجوم و ... است كه دانشمندان شرق و غرب را به تحقیقات زیادى واداشته و آنان را سخت به حیرت افكنده است.
در اینجا به نمونه‏هاى چندى از آیات و موضوعات علمى ذكر شده اشاره مى‏شود:
1. تركیب خاص نباتات (آیه 19، سوره حجر).
2. تلقیح نباتات (آیه 22، همین سوره).
3. قانون زوجیت و تعمیم آن به عالم نباتات (آیه 3، سوره رعد).
4. حركت وضعى و انتقالى زمین (آیه 53، سوره طه).
 5. وجود یك قاره دیگر غیر از قاره‏هاى شناخته شده آن روز (آیه 17، سوره رحمن).
6. اصل كروى بودن زمین (آیه 40، سوره معارج).
7. ارتباط بین پدیده‏هاى جوى (آیه 164، سوره بقره و آیه 5 سوره جاثیه).
در عین حال با توجه به اینكه قرآن، كتابى انسان‏ساز و هدایتگر است، تنها ممكن است در موارد خاصى به مسائل علمى اشاره كند. این اشارات جزئى، منبع الهام براى دانشمندان است. گذشته از آن، قرآن همیشه مردم را به سیر در روى زمین و مطالعه پدیده‏هاى جوى، فرا خوانده و بنا بر پاره‏اى از تفاسیر، امكان صعود به كرات دیگر را خبر داده است.
در این زمینه كتاب‏ها و مقاله‏هاى بسیارى از سوى دانشمندان، در رشته‏هاى مختلف علوم به نگارش درآمده و همه از عظمت قرآن و تطبیق آیات آن، با جدیدترین رهیافت‏هاى دانش بشرى سخن گفته‏اند.[7]
«موریس بوكاى»[8] در كتاب مقایسه‏اى میان تورات، انجیل، قرآن و علم مى‏گوید:«چگونه مى‏توان از تطبیق قرآن با جدیدترین فرآورده‏هاى علمى بشر، در شگفتى فرو نرفت و آن را اعجاز به حساب نیاورد!؟».[9]
او ضمن مقایسه آموزه‏هاى علمى قرآن، با تناقضات عهدین و دانش‏هاى رایج زمان نزول قرآن، مى‏گوید: «نظر به وضع معلومات در عصر محمد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله، نمى‏توان انگاشت كه بسیارى از مطالب قرآنى ـ كه جنبه علمى دارد ـ مصنوع بشرى بوده باشد. به همین جهت كاملاً به حق است كه نه تنها قرآن را باید به عنوان یك وحى تلقى كرد؛ بلكه به علت تضمین اصالتى كه عرضه مى‏دارد ... به وحى قرآنى، مقام كاملاً متمایزى مى‏دهد».[10]
 
3. اعجاز در پیشگویى
قرآن از حوادثى در آینده خبر داده است. این خبرها، برخى نسبت به خود قرآن است و بعضى نسبت به حوادث خارجى. بخشى، رویدادهاى مقطع خاصى از تاریخ است و بعضى مستمر و پایا. برخى زمان تحققش فرارسیده و از نظر تاریخى صدق و حقانیت قرآن را به اثبات رسانده است. در مقابل، برخى دیگر مربوط به آینده بشریت است؛ مانند: حاكمیت صالحان، برقرارى حكومت جهانى عدل و توحید و تحقّق مدینه آرمانى اسلامى.
دورمان مى‏نویسد: «قسمت دیگر از اعجاز قرآن، مربوط به پیشگویى‏هایى است كه در آن مندرج است و به نحو اعجاب آورى، داراى اطلاعاتى است كه مرد درس نخوانده‏اى مانند محمد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم، هیچ گاه قادر نبود آنها را جمع كند»[11].
به اختصار بعضى از موارد یاد شده بیان مى‏شود:
3ـ1. تحریف ناپذیرى
قرآن مجید به صراحت اعلام مى‏دارد: دست تحریف و دسیسه براى همیشه از ساحت این كتاب مقدس، كوتاه است و حفظ و عنایت الهى، همواره تضمین‏كننده عصمت آن است:
«إِنّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنّا لَهُ لَحافِظُونَ »[12]؛ «همانا ما ذكر [ قرآن] را فروفرستادیم و ما همواره آن را نگاهبانیم».
«وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِیزٌ لا یأْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَینِ یدَیهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَكِیمٍ حَمِیدٍ »[13]؛ «و این كتابى است نفوذناپذیر، باطل از پیش و پس در آن راه نمى‏یابد. نازل شده از سوى خداى حكیم و حمید است».
این ادعاى قرآن، اكنون تجربه‏اى پانزده قرنه را پشت سر نهاده و نشان داده است كه تلاش‏هاى دشمنان، در این زمینه ناكام مانده و حسرت افزودن یا كاستن حتى یك كلمه از قرآن، بر دل آنها مانده است و از اینكه در آینده نیز بتوانند از عهده آن برآیند، به‏طور كامل مأیوس و ناامید گشته‏اند!
3ـ2. تحدّى و فراخوانى
قرآن به گونه‏هاى مختلف، انسان‏ها را به تحدّى و همانندآورى فراخوانده و با قاطعیت كامل ادعا كرده است: اگر تمام بشر، دست به دست هم دهند، نمى‏توانند مانند آن را بیاورند:
«قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الاْءِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ یأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا یأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِیراً »[14]؛ «بگو اگر جن و انسان‏ها با یكدیگر اتفاق كنند، هرگز نمى‏توانند همانندى چون این قرآن آورند؛ هر چند گروهى از ایشان گروه دیگر را پشتیبان باشند».
قرآن از این فراتر رفته و مخالفان را به آوردن سوره‏اى چون قرآن، دعوت كرده و عجز و ناتوانى همیشگى آنان را در این باره اعلام كرده است:
«وَ إِنْ كُنْتُمْ فِى رَیبٍ مِمّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النّارَ الَّتِى وَقُودُهَا النّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِینَ »[15]؛ «و اگر در آنچه ما بر بنده خویش نازل كردیم (قرآن) تردید دارید، پس سوره‏اى مانند آن بیاورید و گواهان خود ـ جز خدا ـ را فراخوانید، اگر راست مى‏گویید! پس اگر چنین نكنید ـ و هرگز نخواهید كرد ـ پس بپرهیزید از آتشى كه هیزم آن انسان است و سنگ كه براى كافران مهیا شده است».
این پیشگویى قرآن، طى پانزده قرن تجربه شده است و همه تلاش‏ها در جهت همانند آورى سوره‏اى ـ حتى به اندازه سوره «كوثر» كه داراى حجمى در حدود سه سطر است ـ ناكام مانده و تكاپوگران این عرصه را جز رسوایى سودى نبخشیده است.[16]
3ـ3. حوادث تاریخى
قرآن مجید رخدادهایى را پیش از وقوع آنها و در شرایطى كه محاسبات عادى قادر به پیش‏بینى آنها نبود، اعلام كرده و واقعیت تاریخى نیز به‏طور دقیق ـ آن‏سان كه قرآن از پیش خبرداده ـ تحقق یافته است. نمونه‏هایى از آن عبارت است از:
3ـ3ـ1. پیروزى اسلام بر مشركان مكّه و ورود مسلمانان به خانه خدا در امنیت كامل:
«لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ إِنْ شاءَ اللّهُ آمِنِینَ مُحَلِّقِینَ رُؤسَكُمْ وَ مُقَصِّرِینَ لا تَخافُونَ »[17]؛ «هر آینه به خواست خدا به مسجد الحرام در مى‏آیید؛ در حالى كه سرهاى خود را تراشیده و تقصیر مى‏كنید و هیچ خوفى بر شما نباشد».
پس از نزول این آیه، چیزى نگذشت كه صلح و به تعبیرى فتح حدیبیه پدید آمد و زمینه‏هاى ورود سرافرازانه مسلمانان و از پى آن، پیروزى قاطع اسلام بر شرك و كفر و تبدیل مجدد مسجد الحرام به كانون اصلى توحید فراهم شد.
3ـ3ـ2. پس از پیروزى امپراتورى ایران بر روم، به زودى روم بر ایران چیره شده و مؤمنان از این حادثه خرسند خواهند شد:
«غُلِبَتِ الرُّومُ. فِى أَدْنَى الْأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَیغْلِبُونَ. فِى بِضْعِ سِنِینَ لِلّهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ بَعْدُ وَ یوْمَئِذٍ یفْرَحُ الْمُؤمِنُونَ »[18]؛ «روم در ادنى الارض (اطراف شام یا الجزیره[19]) مغلوب گردیده و پس از آن در اندك سالى (بین سه تا هفت سال) چیره خواهد شد. امر همواره از آن خدا است؛ چه پس از آن و چه پیش از آن و در آن روز، مؤمنان شادمان خواهند شد».
این پیشگویى قرآن همزمان با پیروزى مسلمانان در جنگ بدر، رخ نمود و شادى مضاعف براى مسلمانان به همراه آورد.[20]
 
4. اعجاز از نظر آورنده
از دیگر وجوه اعجاز قرآن، اعجاز از نظر آورنده آن است. قرآن بر این جنبه از اعجاز تأكید كرده، مى‏فرماید:
«وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِیمِینِكَ إِذاً لاَرْتابَ الْمُبْطِلُونَ »[21]؛ «تو قبل از این كتابى نمى‏خواندى و چیزى نمى‏نوشتى اگر این چنین بود اهل باطل به اظهار تردید مى‏پرداختند».
منطقه عربستان، در میان سایر مناطق مجاور آن ـ نظیر روم، مصر و ایران ـ در نهایت ضعف فرهنگى و بلكه داراى فرهنگ مادرى «امّى» بود؛ به گونه‏اى كه نهایت دانش آنان به اطلاعات سینه به سینه مستند بود و باورها و سنت‏ها و رفتار آنان در همان چارچوب شكل مى‏گرفت. آوردن كتابى با عظمت قرآن ـ به گونه‏اى كه هم در آن زمان و هم در آینده، تمام فرهنگ‏ها و دانشمندان را در برابر خود خاضع كند ـ از نشانه‏هاى الهى بودن و غیر بشرى بودن آن است.
به خصوص كه آورنده آن در همان جامعه عربى محدود، شخصیتى درس نخوانده بود. براى مثال تصور كنید: در یكى از مناطق قبیله‏اى آفریقا و از میان آنان، شخصى كه نه با ریاضیات و فیزیك و نه با سایر كتاب‏هاى علمى سر و كار ندارد، ناگهان كتابى در زمینه انرژى هسته‏اى، یا شیوه‏هاى علمى همانندسازى و سلول‏هاى بنیادى عرضه كند و تمام دانشمندان متخصص با وجود مراكز علمى و پژوهش گسترده خود، از آوردن مثل آن عاجز باشند!!
5. اعجاز قرآن از نظر عدم اختلاف
از دیگر جنبه‏هاى اعجاز قرآن عدم وجود اختلاف و تناقض میان مطالب آن است. قرآن كریم بر این جنبه از اعجاز نیز تأكید كرده است:
«أَ فَلا یتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَیرِ اللّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلافاً كَثِیراً »[22]؛ «چرا تدبر در قرآن نمى‏كنید؛ اگر این كتاب از جانب غیر خدا بود، هر آینه در آن اختلاف زیادى مى‏دیدند».
مى‏دانیم كه قرآن در طول 23 سال بر زبان رسول گرامى اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله جارى شده است؛ آن هم در زمانى كه شاهد قوت دشمن، ضعف گروه مؤمنان، هجرت، محاصره، جنگ و بیم و امید و شكست و پیروزى‏ها و... بوده است. در این مدت مطالب به ظاهر پراكنده قرآن، به مناسبت حادثه‏ها گفته مى‏شد و در اختیار مخاطبان قرار مى‏گرفت. اگر این نوشته جنبه بشرى داشت، حداقل شاهد دو پدیده بودیم.
الف. تكامل متن؛ یعنى، سبك گفتار و كلام به مرور زمان، رو به كمال و ترقى مى‏نهاد و واژه‏ها و اصطلاحات و عبارت‏پردازى‏ها كامل‏تر مى‏گشت!
 ب. تكامل محتوا، یعنى، معارف، اخلاقیات، دستورات آن، روند تكاملى مى‏یافت. در واقع معارف آغازین آن از سطحى نازل‏تر و عمقى كمتر و گاه غلط برخوردار بود و هر چه زمان به جلو مى‏رفت، قوانین قبلى كامل‏تر و با چهره‏اى متفاوت از گذشته ارائه مى‏شد. نوشتن چنین كتابى با این گستردگى موضوع از سوى شخصى كه در متن حوادث و درگیرى قرار مى‏گیرد، موجب مى‏شود تا به تدریج تفاوت‏هایى از نظر روحى و قدرت تحلیلى و درستى محتوایى را شاهد باشیم؛ در حالى كه در قرآن هیچ یك از این آسیب‏ها و آفت‏ها ملاحظه نمى‏شود.
6. لذت تكرار قرآن
یكى دیگر از وجوه اعجاز قرآن كریم، حلاوت و شیرینى آن است؛ یعنى، هر چه تكرار شود، از حلاوتش كاسته نمى‏شود.
سوره «حمد» را در روز چندبار (ده بار فقط براى نمازمان) مى‏خوانیم. هر قطعه زیبایى را اگر روزى ده بار بخوانیم، براى‏مان خسته‏كننده است؛ ولى تنها قرآن است كه هر چه بخوانیم شیرینى آن سلب نمى‏شود. این، حكایت از نوعى تناسب روح و فطرت بشر و كلام الهى دارد و انسان چون واقعاً كلام خالقش را مى‏شنود، نداى غیب و ماوراى طبیعت را مى‏شنود.
بنا بر آنچه گفته شد فرابشرى بودن قرآن حتى نسبت به شخص پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله به روشنى اثبات مى‏شود.
وجوه دیگرى نیز درباره اعجاز قرآن ذكر شده است؛ از قبیل: اعجاز در معارف، قانون‏گذارى و... .
مطالعه منابع مختلف در این زمینه سفارش مى‏شود.[23]
 

[1]. نیك بین، نصراللّه‏، اسلام از دیدگاه دانشمندان غرب، دورود، سیمان وفارسیت، بى‏تا، ص 48 ؛ به نقل از: اسلام و غرب، ص 106.
[2] 1. A. Guollavome.
[3] 2. The Quran Interpreted, A. J. Arberry, New York. 1974, v.2.p.10.
ق: عبدالكریم بى‏آزار شیرازى، ترجمه تصویر و تفسیرى آهنگین سوره فاتحه و توحید، (تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى، چاپ دوم 1374).
[4]1. Geschichte Des Quran. Neeldke. p.56.
[5]2. Mohomet et Le Quran, Hilaire, B.Saint, Paris, 1865 P.127.
[6]. جهت آگاهى بیشتر در این زمینه نگا:
الف. رافعى، مصطفى صادق، اعجاز قرآن، تهران: بنیاد قرآن، 1361؛
ب. سید قطب، التصویر الفنى فى القرآن؛
ج. بى‏آزار شیرازى، عبدالكریم، ترجمه تصویر و تفسیرى آهنگین سوره فاتحه و توحید، (تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى، چاپ دوم، 1374).
[7]. نگا:
الف. طباطبایى، سید محمدحسین، اعجاز قرآن؛
ب. مكارم شیرازى، ناصر، قرآن و آخرین پیامبر؛
ج. المكى العاملى، حسن محمد، الالهیات على هدى الكتاب والسنة والعقل، محاضرات استاد جعفر سبحانى، قم: امام صادق علیه‏السلام، 1417، ج 3، ص 418؛
د. آیه‏اللّه‏ خویى، سید ابوالقاسم، ترجمه البیان، ج 1، ص 117.
[8] 1. Maurice Bucaille.
[9]. بوكاى، موریس، مقایسه‏اى میان تورات، انجیل، قرآن و علم، ترجمه: مهندس ذبیح اللّه‏ دبیر، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى، چاپ دوم، 1364.
[10]. همان، ص 338.
[11]. نیك بین، نصراللّه‏، اسلام از دیدگاه دانشمندان غرب، ص 48.
[12]. حج 15، آیه 9.
[13]. فصلت41، آیات 41 و 42.
[14]. اسراء17، آیه 88.
[15]. بقره 2، آیات 23 و 24.
[16]. جهت آگاهى بیشتر در این زمینه نگا: خویى، سیدابوالقاسم، مرزهاى اعجاز، ترجمه: جعفر سبحانى، تهران: محمدى، چاپ اول، 1349، صص 153ـ166.
[17]. فتح 48، آیه 27.
[18]. روم 30، آیات 2ـ4.
[19]. نگا: شبر، عبداللّه‏، تفسیر القرآن الكریم، بیروت: داراحیاء التراث العربى، بى‏تا، ص 385.
[20]. همان.
[21]. عنكبوت 29، آیه 48.
[22]. نساء 4، آیه 82.
[23]. براى آگاهى بیشتر ر.ك:
الف. مطهرى، مرتضى، وحى و نبوت، قم: صدرا؛
ب. طباطبایى، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، (قم: اسماعیلیان، بى‏تا)، ج 1، صص 58 ـ 73؛
ج. توسلیان، سید مرتضى، عظمت قرآن؛
د. جمعى از نویسندگان «در راه حق»، درس‏هایى پیرامون شناخت قرآن؛
ه گرامى، محمد على، درباره شناخت قرآن؛
و. حجازى، فخرالدین، پژوهشى پیرامون قرآن و پیامبر؛
ز. مكارم شیرازى، ناصر، قرآن و آخرین پیامبر؛
ح. مؤدب، سیدرضا، تأملى در آفاق اعجاز قرآن (مق)، معارف، ش 20، آبان 1383؛
ط. همو، اعجاز قرآن در نظر اهل بیت علیهم‏السلام و...، (قم: احسن الحدیث، چاپ اول 1379).

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <br><a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
14 + 2 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .