سعادت

دوست خوبم، سلام
انسان های بزرگ، سؤال های بزرگی دارند. پرسش شما یکی از موضوعات مهم زندگی را مطرح می کند که نحوۀ نگرش به آن، گاه تمام حال و آینده فرد را متحول می کند. آشنایی با شما افتخاری است که خدا را بر آن، شکرگذاریم.
همانگونه که می دانید، يكى از گرايش‌هاى فطرى انسان، گرايش به لذت و خوشى و راحتى است كه با فرار از درد و رنج و ناراحتي، همراه است. معناى فطرى بودن اين گرايش آن است كه ساختمان روح انسان طورى است كه نمي‌تواند از لذت و خوشى صرف‌نظر كند و يا اين كه طالب رنج و مشقت و سختى باشد و از اين روى خود به خود جزو قلمرو اخلاق نيست، يعنى نمي‌توان كسى را مذمت كرد كه چرا طالب لذت و خوشى است يا كسى را مدح كرد براى اينكه طالب لذت است يا از درد و رنج مي‌گريزد، مساله سعادت جداى از لذت نيست، حقيقت سعادت، بازگشتن به اين است كه انسان لذت دائمى و فراگير داشته باشد، خوشبختى و سعادت چيزى جز اين نيست كه انسان بتواند لذت دائمى و پايدار و همه جانبه ببرد، و اين كه لذت و سعادت را با هم ذكر مي‌كنيم به خاطر همين است.
لذت و سعادت از ديدگاه قرآن كريم
با بررسى آيات قرآن كريم در ارتباط با لذت و سعادت انسان براى ارائه ديدگاه قرآن درمي‌يابيم كه قرآن كريم نه تنها اين ميل طبيعى انسان را انكار نمي‌كند، بلكه يك سلسله از تعاليم خود را براساس آن مبتنى مي‌كند. سراسر قرآن آكنده از بشارت به سعادت و لذت، و انذار از عذاب و شقاوت است. در همه مواردى كه تعبيرهاى سعادت، فلاح، فوز، فرح و امثال آنها در آيات به كار رفته معنايش همين است كه چون طالب سعادت و فوز و كاميابى وخوشبختى است بايد به دستورهاى دينى عمل كند تا به آن فوز مطلوب برسد.
علاوه بر بيانات كلى كه در اين زمينه هست و نيز انواع بشارت‌هايى كه به نعمت اخروى و دنيوى داده شده يا انذارهايى كه از عذاب‌هاى دنيوى واخروى شده، در بعضى از موارد تعبير (لذت) به كار برده شده است. در قرآن آمده است: «فيها ما تشتهيه الا نفس و تلذ الاعين»( زخرف،71) و در جاى ديگر قرآن آمده «وانهار من خمر لذه للشاربين»( محمد (ص)،51) بهشتى كه ما به شما وعده مي‌دهيم و پاداش كارهاى خيرتان مي‌باشد جايى است كه هرچه دلتان مي‌خواهد در آنجا هست هرچه اشتها داريد (اشتها و شهوت از يك ماده است) هرچه دوست داريد و هرچه ميل به آن داريد و هرچه چشم‌هايتان از آن لذت مي‌برد در آنجا هست (وتلذ الاعين) پس، اين كه شما طالب لذت باشيد عيبى ندارد و چون شما فطرتاً طالب لذت هستيد خدا شما را به چيزى كه لذت فوق‌العاده‌اى دارد وعده مي‌دهد. پس چنين نيست كه لذت‌طلبى فى حد نفسه يك امر نامطلوب باشد. پس مذمت لذت‌خواهى و لذت‌جويى براى چيست؟
علل نگرش منفى به لذت‌ها
مذمت‌هايى كه در باره پيروى از لذت‌ها مي‌شود از چند چيز نشأت مي‌گيرد. در اين موضوع سه نكته قابل طرح است.
نكته اول: توجه انسان به لذت‌هاى آنى و زودگذر، او را از لذت‌هاى مطلوبتر و مهمتر غافل مي‌كند. انسان وقتى لذتى را درك كرد علاقه‌مند مي‌شود كه از آن استفاده كند و توجهش به طرف آن، جلب مي‌شود و در نتيجه از لذائذ ارزنده‌تر كه هست و مي‌تواند از آنها بهره‌مند شود محروم مي‌شود؛ به عبارت ديگر، انسان نمي‌تواند در اين جهان از همه لذت‌ها يك جا استفاده كند و از همه آنچه كه لذت دارد بهره‌مند بشود، ناچار بايد انتخاب كند. در اين انتخاب است كه دچار اشتباه و لغزش مي‌شود؛ گاهى لذت‌هاى كم ارزش را ترجيح مي‌دهند چون به آنها جلب شده و با آنها انس گرفته‌اند و اين از امورى است كه منشأ ارزش منفى مي‌شود.
نكته دوم: انسان فكر مي‌كند كه مي‌تواند زندگى بدون سختى و زحمت داشته باشد. چون لذت دائمى مي‌خواهد از هر چيزى كه موجب رنج و مشقت مي‌شود فرار مي‌كند، غافل از اينكه زندگي، توأم با رنج و زحمت است. قرآن كريم روى اين مساله تكيه مي‌فرمايد كه زندگى انسان توأم با مشقت است، بايد بفهميم و بپذيريم كه زندگى بي‌رنج ميسر نمي‌شود «لقد خلقنا الانسان فى كبد»( بلد، 4)پس ناچار بايد بين لذت‌ها كه همه آنها كمابيش توأم با رنج‌هايى هستند و مقدمات رنج‌آورى دارند، انتخاب كنيم و آن را كه اصلح و مطلوبتر است برگزينيم.
نكته سوم: انسان از آغاز پيدايش، لذت‌هاى خود را نمي‌شناسد و استعداد درك همه آنها را ندارد. در ابتدا لذت خوردن و آشاميدن را درك مي‌كند، سپس لذت بازى را و آنگاه كه به سن بلوغ مي‌رسد لذت جنسى را مي‌فهمد. اين طور نيست كه از آغاز پيدايش، همه لذت‌هايى كه براى انسان به طور كلى ميسر است، بشناسد. يك سلسله لذت‌هايى است كه به طور طبيعى براى انسان پيدا نمي‌شود. انسان‌هاى متعارف و سالم در سنين خاصى خود به خود لذت‌هاى مذكور را درك مي‌كنند ولى يك سلسله لذت‌هايى است كه بايد خود انسان تلاش كند تا استعداد آنها را بيابد، مانند لذت انس با خدا و تقرب الي‌الله و تلاوت كلام‌الله و… اينها هم لذت‌هاى انسان است كه خود به خود پيدا نمي‌شود اگر انسان تلاش نكند و استعداد درك اين لذت‌ها را پيدا نكند و فقط به لذت‌هاى طبيعى دل ببندد منشأ ارزش منفى مي‌شود ولى اگر انسان تلاش كرد و قوا و استعدادهايش را براى درك لذت‌هاى متعالى به كار گرفت و آنها را پيدا كرد و فهميد كه چنين لذت‌هايى وجود دارد هرچند هنوز نچشيده باشد بايد به فكر اين باشد كه به آنها نايل بشود و در هنگام گزينش نبايد از‌ آنها غفلت كند.
لذت‌هاى راجح و مرجوح
قرآن كريم مي‌فرمايد: (شما به حسب طبعتان طالب لذت‌هاى مادى و دنيوى هستيد در صورتى كه لذت آخرت بر لذت دنيا رحجان دارد)( اعلى،16و17) با توجه به اين نكته كه لذت‌ها متزاحم هستند و همزمان نمي‌توان همه لذت‌ها را كسب كرد، پس مي‌بايست لذت راجح را انتخاب نمود، اگر اين كار انجام نگيرد كار بي‌ارزش بلكه ضدارزشى انجام يافته است. پس بايد اين را پذيرفت كه لذت‌هاى راجح را مقدم بداريم و لذت‌هاى مرجوح را فداى لذت‌هاى راجح كنيم. چون انسان طالب زندگى پايدار است خداى متعال او را راهنمايى مي‌كند كه زندگى آخرت پايدارتر است. اين مسأله يك بعد ديگر هم دارد و آن اين است كه لذت‌ها و سعادت‌هاى اخروى از لذت‌هاى دنيا بهتر است. توضيح آنكه رجحان حيات اخروى بر حيات دنيوى تنها به خاطر ابدى بودن و پايدارتر بودن آن نيست بلكه مزيت ديگرى هم دارد: (خَيرٌ و اَبقى)،( اعلي،‌17) هم بهتر و هم پايدارتر است؛ اين آيه، اشاره به اين دارد كه در مقام ترجيح يكى از دو لذت بر ديگري، دو معيار وجود دارد: (يكى دوام و عدم دوام وديگرى كيفيت لذت و ضعف و شدت آن). انسان كه بر اساس فطرت طالب لذت است [عقل او حكم مي‌كند كه] لذت يك ساله را بر لذت يك ساعته ترجيح ‌دهد، حال اگر فرض كنيم دو لذت از نظر زمان مساوى باشند اما از نظر شدت و ضعف با هم تفاوت داشته باشند، يكى توأم با آلام است وديگرى چنين نيست و به فرض اين كه هيچ كدام توأم با آلام نباشد يكى شديدتر است و ديگرى ضعيف‌تر، انسان به حكم عقل بايد آن را كه شديدتر است انتخاب ‌كند و اگر يكى از دو لذت مشابه، توأم با آلام باشد و ديگرى نباشد لذتى را بر‌گزيند كه توأم با رنج نباشد.
توضيح آن كه انسان درپی این است که همواره لذت آنى و زود دست يافتنى را انتخاب مي‌كند. علت دين‌گريزى مردم نيز همين است. چون وعده خدا نسيه است ولى لذت‌هاى دنيا نقد است پس انسان بالطبع لذت‌هاى آنى را انتخاب مي‌كند اما به حكم خرد، يعنى در مقام بايد، بايد لذت‌هاى شديدتر و پايدارتر و غير توأم با رنج را انتخاب كند.
ظاهراً واژۀ خير در اين گونه آيات اشاره به اين است كه لذت‌هاى اخروى شدت بيشترى دارد و توأم با آلام نيست پس هر دو ملاك را، قرآن مورد توجه قرار داده است: هم ضعف و شدت را و هم دوام و عدم دوام را.
نقش ايمان و معرفت در انتخاب لذت‌ها
دوست عزیز، انسان براى رسيدن به لذت‌هاى ارزشمند، بايد سختي‌هايى را تحمل كند، به عنوان نمونه زحمت‌هايى كه كارگران و كشاورزان مي‌كشند به خاطر اين است كه به دنبال آن به راحتى و خوشى برسند. اگر چنان بود كه انسان هيچ لذتى از زندگى نمي‌بُرد، هيچوقت حاضر نبود كه رنج كار و كوشش را بر خود هموار كند، پس تحمل رنج و زحمت به خاطر رسيدن به لذت بيشتر و بهتر، كارى است كه همه انسان‌ها انجام مي‌دهند اما در يك حوزه محدود، (اين در مورد لذت‌هاى مادى و دنيوى است.) اما وقتى نوبت به مسائل اخروى و لذت‌هاى معنوى مي‌رسد غالباً سستى مي‌كند، يعنى حاضر نيستند براى رسيدن به لذات اخروى رنج‌هاى اين جهان را تحمل كنند. اين ناشى از ضعف معرفت و ايمان است.
اگر كسى واقعاً باور كند كه زندگى دنيا با زندگى آخرت هيچ قابل مقايسه نيست، از يك چشم به هم زدن هم كمتر است، زيرا آن محدود و اين نامتناهى است و نيز باور كند كه تحمل ترك بعضى از لذت‌هاى اين جهان موجب بهره‌مندى از سعادت و لذت ابدى مي‌شود، تحمل اين رنج‌ها خيلى برايش سهل خواهد شد. ولى در اثر ضعف ايمان و معرفت معمولاً انسان توجه‌اش به همين لذت‌هاى دنيوى معطوف مي‌شود و حاضر مي‌شود چيزى را كه موجب عذاب آخرت هست انجام دهد. گناهانى كه اشخاص عاصى انجام مي‌دهند بر همين اساس است، اگر از ايشان بپرسيد كه آيا اين گناه موجب عذاب آخرت مي‌شود يا نه؟ مي‌گويند: آرى. پس چرا انجام مي‌دهيد؟ مي‌گويند چون لذّت دارد. مگر ترك اين گناه لذت آخرت را ندارد؟ و مگر آن لذّت ابدى بر اين لذت گذرا ترجيح ندارد؟ پس چرا اين لذت را ترجيح مي‌دهيد؟ اينجا جواب عقل پسندى نمي‌توانند بدهند و خودش هم خودش را محكوم مي‌كند، ولى عملاً زير بار نمي‌رود، اين به جهت ضعف ايمان و معرفت است. اگر ايمان قوى بشود و به گونه‌اى باشد كه گويا عذاب آخرت را مي‌بيند آن وقت تحمل سختي‌ها و صرف‌نظر كردن از لذت‌هاى گناهان برايش آسان مي‌شود. اين موضوع در تمام امور زندگى انسان جريان دارد. بدبختي‌ها، انحرافات، ذلت‌هايى كه بسيارى از مردم و جوامع به آنها مبتلا شده‌اند در اثر راحت‌طلبى و فرار از رنج و زحمت بوده است.
طالبان لذت مجازي
در قرآن كريم روى دو طايفه تكيه شده كه راحت طلب بوده‌اند و به جهت همين لذت‌طلبى و راحت‌طلبى تن به انجام كارهاى سخت و مشكل و رنج‌آور نمي‌دادند، در صورتى كه به مقتضاى فطرتشان مي‌بايست اين كار را مي‌كردند تا به لذت‌ها و خوشي‌ها و سربلندي‌ها و بلاخره به سعادت ابدى برسند. لكن لذ‌ت‌طلبى مجازى و راحت‌طلبى و تن‌پرورى مانع رسيدن آنها به لذات حقيقى شده بود. این دو طایفه بنی اسرائیل و منافقین بودند که البته قرآن سه گروه را جزء منافقین می داند: یهودیان، مشرکان و مسلمانان ضعيف‌الايمان.
لذت و سعادت حقيقي
قرآن كريم، اصل التذاذ را يك امر فطرى دانسته و نظر منفى بر آن ندارد بلكه ترجيح لذت‌هاى آنى و نامشروع را محكوم مي‌كند كه در تزاحم با حكمى واجب باشد و يا لذت‌هايى را محكوم مي‌كند كه نامشروع مي‌باشد. از جمله مي‌فرمايد: (قل من حرم زينه الله التى اخرج لعباده و الطيبات من الرزق). (اعراف،32) بگو اى پيامبر (ص) چه كسى زينت‌هاى خدا را كه براى بندگان خود آفريده حرام كرده و از صرف رزق حلال و پاكيزه منع كرده است؟ و در ادامه آيه آمده است (قل هى للذين آمنوا فى الحيوه الدنيا خالصه يوم القيامه) (همان) كسانى كه ايمان داشته باشند اين لذت‌ها و زينت‌ها و نعمت‌هاى طيب و پاكيزه را به صورت كامل و خالص و بدون اينكه مشوب به آلام و سختي‌ها باشد در آخرت خواهند داشت.
حال سؤال قابل طرح اين است كه آيا انسان به همين لذت‌هاى زودگذر اكتفا كند و دل به همين‌ها ببندد؟ هرچند مانع از لذت‌ها و زيبايي‌هاى آخرت بشود؟ يا اينكه در مقام تزاحم بين لذت‌ها، بايد لذت‌هاى ابدى و آخرتى را مقدم بدارد؟
نكته قابل توجه اين است كه اگر در استفاده از طيبات و زينت‌ها محدوديتى قائل شديم نه از باب لذت و زينت و طيب بودن آنها است (حرام عنوان ذاتى براى اين موضوعات نيست) بلكه از اين جهت تحريم شده كه مانع از لذتها و طيبات اخروى مي‌شود؛ يعنى آن عنوانى كه اصالتاً حرمت و ممنوعيت يا قبح و مذمت دارد. عنوان (مانع از سعادت آخرت و لذت ابدى) است. چون اين لذت‌هاى دنيوى مانع آنها مي‌شود از اين جهت مذموم است، نه از اين جهت كه لذت و زينت است. در قرآن آمده است «زين للناس حب الشهوات من النساء والبنين و القناطير المقنطره من الذهب و الفضه و الخيل المسومه و الانعام والحرث. ذلك متاع الحيوه الدنيا والله عنده حسن المآب»(آل‌عمران،14) بعد مي‌فرمايد: «قل اونبئكم بخير من ذلكم للذين اتقوا عند ربهم جنات تجرى من تحتهاالانهار خالدين فيها و ازواج مطهره و رضوان من الله و الله بصير بالعباد». (همان،15) علاقه مردم به اين شهوات دنياست از مال، فرزند، زنان و همسران و…..اما بايد بدانيد «والله عنده حسن المآب» (همان،14) و سرانجام نيكو، نزد خداست.
بعد به لسان روشن‌تر مي‌فرمايد: اين لذت‌هاى دنيوى را شما خير مي‌دانيد و دوست داريد، اما بهتر از اينها هم هست، آيا مي‌خواهيد آنها را به شما معرفى كنم؟ (آن باغ‌هاى بهشتى است كه زير درختان آن نهرها جارى است و زنان پاكيزه و طيب و آراسته براى شما است و اين همه مخصوص مردم با تقوا مي‌باشد. (ترجمه آيه 15 سوره آل‌عمران)
اگر كسى از مواد مخدر يا از مسكرات لذت ببرد لذتى برايش حاصل شده است اما به دنبالش يك بدبختى هميشگى دارد و يك موجود عاطل و باطل و بدبخت مي‌شود، هر عاقلى مي‌فهمد كه اين كار صحيح نيست و بايد از آن لذت آنى صرف‌نظر كند تا اين كه اين بدبختي‌ها به دنبالش نيايد. عين همين مطلب را نسبت به كل دنيا و آخرت بسنجيد. اگر سراسر دنيا هم با خوشى و لذت مي‌گذشت و به دنبال آن عذاب ابدى بود بايد از لذايذ دنيا صرف‌نظر كند، چون لذت محدود با عذاب نامحدود قابل مقايسه نيست، چه رسد به اينكه لذات دنيا هم توأم با رنج و سختي‌ و گرفتاري‌ها و ناراحتي‌ها است. اينجاست كه پاى انتخاب پيش مي‌آيد و وارد حوزه اخلاق مي‌شود. راحت‌طلبى صفت مذمومى است زيرا با اين واقعيت كه خوشي‌ها و سعادت‌هاى زندگى بدون رنج فراهم نمي‌شود، منافات دارد. شخص راحت‌طلب مي‌خواهد هميشه خوش باشد، هيچ رنجى نكشد اما قرآن مي‌فرمايد: «لقد خلقنا الانسان فى كبد» (بلد،4) خلقت انسان در اين زندگى توأم با رنج و سختى است، پس راحت‌طلبى در اين جهان بد است زيرا او را از كمال و سعادت و راحتى ابدى باز مي‌دارد. اگر آدم در بهشت استراحت كند وصبح تا شب مشغول تماشاى درختان بهشت و گل‌ها باشد و گوش به آواز بلبل‌هاى بهشتى فرا دهد و از غذاهاى خوب تناول كند اين بد نيست، چون مزاحمتى با كمال و سعادت ديگرى ندارد. البته بدى و خوبي، راحت‌طلبى و لذت طلبى مراتبى دارد و ارزش‌هاى مثبت و منفى كه از اختيار و گزينش بعضى از لذت‌ها بر بعض ديگر، ناشى مي‌شود نيز مراتبى دارد. براساس بينش اسلامي، كه حيات ابدى و اخروى اصل است و زندگى دنيا مقدمه آن است اگر چيزى مزاحم با لذت اخروى و موجب عذاب اخروى باشد ارزش منفى صددرصد دارد و به هيچ‌وجه تجويز نمي‌شود، زيرا لذت محدود قابل مقايسه با عذاب نامحدود نيست علاوه بر اين كه از نظر شدت و ضعف هم قابل مقايسه نيستند چنين لذت‌هايى است كه از نظر شرع مقدس تحريم شده است.
بعضى لذت‌هاى مجازى و فانى باعث محروميت انسان از بيشتر لذايذ آخرت مي‌گردد ولى موجب عذاب نمي‌شود، اصل ورود در دارالسعاده و بهشت مفروض است، اما در مراتب نازل بهشت قرار مي‌گيرد و از مراتب عالي‌ترى محروم مي‌شود اينجا هم عقل مي‌گويد كه چنين لذتى مرجوح است اما نه چنان مرجوحيتى كه موجب حرمت باشد. چنين التذاذى از نظر فقهى مكروه يا ترك آن مستحب مي‌شود.
امورى كه مزاحم با لذايذ خاص اولياى خدا و انسان‌هاى متعالى و كامل است و افراد عادى استعداد دركش را ندارند و از حدّ نعمت‌هاى محسوس بهشت از قبيل خوردنى و آشاميدني‌ها خيلى فراتر مي‌رود و اينجاست كه قرآن كريم مي‌فرمايد: «فلا تعلم نفس ما اخفى لهم من قره اعي»( سجده،17) طبعاً چيزهايى هم كه مزاحم با چنين لذت‌ها و مقاماتى باشد ارزش منفى خاصى خواهد داشت، هرچند شرعاً مباح باشد و از اين جا راز امتناع و پرهيز اولياى خدا حتى از التذاذات مباح و تجملات مشروع، روشن مي‌شود.
علاوه بر اين در بحث از اينكه عامل بازدارنده از دلبستگى به لذائد دنيوى و زودگذر، ضعف ايمان و عدم توجه به لذائذ پايدار مي‌باشد، عاملى مهمتر نيز وجود دارد و آن عامل عشق به خدا است اين نه تنها انسان را از دلبستگى به لذايذ دنيوى باز مي‌دارد بلكه از دلبستگى به لذائذ اخروى نيز باز مي‌دارد و تنها و يگانه عاملى است كه حتى در دل مؤمنان راستين اگر محقق شود در عرصه‌هاى خطرناك تزاحم لذائذ دنيوى و اخروى عامل عشق به خدا است كه انسان را از هر دو لذت باز مي‌دارد، سخن در اين باره هم به اعتبار قرآن و هم به اعتبار تعاليم ائمه‌ (ع) زياد است. رضوان من الله اكبر كه در آيه مورد استناد نويسنده آمده اشاره به همين نكته دارد يا آنجا كه در دعاى شعبانيه مي‌فرمايد: «الهى لم يكن لى حول فاتقبل به من معصيتك الى طاعتك الا فى وقت ايقطتنى لمحبتك». اين محبت نه دلبستگى به لذائذ پايدار اخروى است و نه ترس از جهنم.
منبع: (فصلنامه كوثر، شماره 10، «لذت و سعادت از دیدگاه قرآن کریم»، نويسنده : مصباح یزدی، محمدتقی)
برای افزودن آگاهی های خود در این موضوع، می توانید از کتاب های زیر بهره بگیرید:
· ابوترابي، علي، نقد ملاكهاي بهنجاري در روانشناسي با نگرش به منابع اسلامي، نشر مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)
· مصباح، مجتبی، فلسفه اخلاق، نشر مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)
· نصری، عبدالله، سیمای انسان کامل از دیدگاه مکاتب، نشر جهاد دانشگاهی دانشگاه علامه طباطبایی(ره)
دوست خوبم، از اعتماد شما به این نهاد برای رسیدن به آگاهی های بیشتر، سپاسگذاریم و بی صبرانه منتظر مکاتبات بعدی شما هستیم.
ابدی باشید.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <br><a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
1 + 14 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .