شخصي به من گفت قران كتاب وحشي است

مي دانيد كه در علم جغرافيا كتابهايي وجود دارند؛ كه اصطلاحاً آنها را اطلس مي نامند. در اين گونه كتابها، نقشه هاي فراواني وجود دارند؛ مثلاً اطلس كوههاي جهان، اطلس درياهاي جهان، اطلس جنگلهاي جهان، اطلس پراكندگي حيوانات جهان، و ... . اگر كسي به شما بگويد: « فلان كتاب اطلس جغرافيايي، يك كتاب وحشي است؛ چون پر از كوه و درّه و حيوانات وحشي و ... است.» شما چه جوابي مي دهيد؟
روشن است؛ مي گوييد: كتاب اطلس جغرافيايي دارد واقعيّت خارجي را بيان مي كند. اگر نويسنده ي چنين كتابي بخواهد با خوشايند خودش كوهها را بردارد و درّه ها را پر كند و همه جاي زمين را دشتي پر از گل و سنبل بكشد، ديگر نمي شود اطلس جهان؛ بلكه مي شود يك كتاب توهّمي.
قرآن نيز اطلس عالم خلقت است. در اين عالم، بهشت وجود دارد، جهنّم هم وجود دارد. بدكاري وجود دارد، نيكوكاري هم وجود دارد. حقّ وجود دارد، باطل هم وجود دارد. برخي راهها به بهشت ختم مي شوند، برخي راهها هم به جهنّم منتهي مي شوند. ملائك وجود دارند، شياطين هم وجود دارند. عقل وجود دارد، نفس امّاره هم وجود دارد. شجاعت موجود است، ترس هم وجود دارد. عدالت موجود است، ظلم هم وجود دارد. و ... .
قرآن كه اينها را از خودش درنياورده است؛ اينها هستند و قرآن كريم از همينها كه وجود خارجي دارند گزارش داده است؛ تا هر كس خواست، راه بهشت را برگزيده و طيّ كند و هر كس خواست راه جهنّم را انتخاب نموده در آن راه قدم بگذارد. فرمود: «إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً ــــ ما راه را به او(انسان) نشان داديم، خواه شاكر باشد(و پذيرا گردد) يا ناسپاسي كند!» (الإنسان:3)
آيا بيان راههايي كه سر از جهنّم در مي آوردند، رحمت است يا وحشي گري؟
آيا بيان ويژگي هاي نفس امّاره كه انسان را در مسير جهنّم قرار مي دهند، رحمت است يا وحشي گري؟
آيا بيان رنجهايي كه در جهنّم وجود دارند، رحمت است يا وحشي گري؟
آيا اگر مادري مدام به فرزند خودش در باره ي خطر چاقو و كبريت و طرقّه و خطر رفيق ناباب و خطر دزد و موادّ مخدّر و سيگار و خطر چيپس و پفك و لواشك و خطر درس نخواندن و ... هشدار مي دهد، وحشي است يا مهربان و دلسوز فرزند خود؟ بلي خود فرزند نادان از چنين مادري بدش مي آيد؛ امّا عاقلان دانند كه چنين مادري، حقيقتاً مادر خوبي است. امّا اگر مادري فرزند خود را رها كند تا هر كاري خواست بكند، بلكه اگر براي فرزندش پفك و لواشك و طرقّه خريد و با آلوده نمودن او به موادّ مخدّر موجب كيف كاذب او شد، آنگاه فرزند از او راضي و خشنود مي شود؛ امّا تا كي؟ تا آن زماني كه نادان است. وقتي عاقل شد، آنگاه مي فهمد كه چه خيانتي در حقّش كرده اند.
خلاصه آنكه:
اساساً در قرآن كريم حتّي يك جمله خلاف رحمت هم وجود ندارد. اگر بشارت داده، از سر رحمت بوده؛ و اگر هشدار داده و ترسانده، باز از سر رحمت بوده است. تنها كودك صفتان هستند كه هشدارها را خلاف رحمت مي بينند. اگر كودكي مار را ببيند، از آن خوشش مي آيد و دوست دارد كه با آن بازي كند؛ امّا مادر مهربان چه بسا براي آنكه كودكش به سمت مار نرود با او رفتار خشني هم بكند. در اين حال، كودك نادان ناراحت شده گريه هم مي كند؛ امّا عاقلان دانند كه آن مادر مهرباني نمود نه وحشي گري. اگر فرزند نادان دزدي نمود، و پدرش او تنبيه نمود، از نگاه خود آن كودك، پدرش آدم بدي است؛ امّا عاقلان دانند كه چنان پدري، پدري است خوب و مهربان. امّا اگر پدر آن فرزند به او آفرين مي گفت و تشويقش مي نمود به دزدي ديگري، در آن صورت، فرزند در دل خود مي گفت: عجب پدر باحالي دارم؛ غافل از اينكه آن پدر، در حال نابود نمودن و تباه ساختن وي است.
پس بگذار كودك صفتان در مورد قرآن كريم، و نقشه ي جامع انسان و عالم خلقت، هر چه مي خواهند توهّم كنند و بگويند. عاقلان خود دانند كه اين كتاب سراسرش رحمت است.
فرمود: « وَ لَقَدْ جِئْناهُمْ بِكِتابٍ فَصَّلْناهُ عَلى‏ عِلْمٍ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ـــــ ما كتابى براى آنها آورديم كه(اسرار و رموز) آن را با آگاهى شرح داديم؛ (كتابى) كه مايه ي هدايت و رحمت براى جمعيّتى است كه ايمان مى‏آورند.» (الأعراف:52)
كسي كه مي خواهد با اين كتاب راه سعادت را بيابد، براي او آيه ي عذاب و رحمت معني ندارد؛ بلكه تمام قرآن را آيه ي رحمت مي بيند. كساني آيات قرآن را به خوب و بد تقسيم مي كنند كه قصد راهنمايي شدن ندارد. مثل اين است كه علائم راهنمايي و رانندگي را تقسيم كنيم به علائم خوب و علائم بد. مثلاً بگويي: تابلوهاي توقّف ممنوع و عبور ممنوع و چراغ قرمز و تابلوهاي محدود كننده ي سرعت بد هستند؛ امّا تابلوهاي پايان محدوديّت سرعت، چراغ سبز، تابلوهاي مربوط به هتلها و امكاكن تفريحي و ... خوب هستند. در حالي كه نزد عقلا، تمام تابلوهاي راهنمايي و رانندگي خوبند و براي جلوگيري از حوادث خطرناك مي باشند. امّا آنها كه عقل درستي ندارد يا به تعبيري فرهنگ رانندگي بلد نيستند، سعي مي كنند تابلوهاي به پندار خودشان بد را مراعات نكنند.
باز فرمود: « يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنين‏ ــــ اى مردم! اندرزى از سوى پروردگارتان براى شما آمده است؛ و درمانى براى آنچه در سينه‏هاست؛ و هدايت و رحمتى است براى مؤمنان» ‏(يونس:57)
يعني آنها كه مؤمن نيستند(قصد هدايت شدن ندارند)، قرآن براي آنها راهنمايي كننده و رحمت نيست.
و فرمود: « وَ ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ إِلاَّ لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فيهِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُون‏ ــــ ما قرآن را بر تو نازل نكرديم مگر براى اينكه آنچه را در آن اختلاف دارند، براى آنها روشن كنى؛ و(اين قرآن) مايه هدايت و رحمت است براى قومى كه ايمان مى‏آورند» (النحل:64)
و فرمود: « وَ يَوْمَ نَبْعَثُ في‏ كُلِّ أُمَّةٍ شَهيداً عَلَيْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ جِئْنا بِكَ شَهيداً عَلى‏ هؤُلاءِ وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى‏ لِلْمُسْلِمينَ ــــــ (به ياد آوريد) روزى را كه از هر امّتى، گواهى از خودشان بر آنها برمى‏انگيزيم؛ و تو را گواه بر آنان قرار مى‏دهيم! و ما اين كتاب را بر تو نازل كرديم كه بيانگر همه چيز، و مايه ي هدايت و رحمت و بشارت براى مسلمانان است» (النحل:89)
پس كسي كه اهل هدايت شدن نيست، طبيعي است كه اين كتاب را وحشتناك ببيند. چون تمام اين كتاب بر ضدّ اوست. لذا فرمود:« وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ وَ لا يَزيدُ الظَّالِمينَ إِلاَّ خَساراً ــــ و از قرآن، آنچه شفا و رحمت است براى مؤمنان، نازل مى‏كنيم؛ و ستمگران را جز خسران(و زيان) نمى‏افزايد.» (الإسراء:82)
اگر كسي قصد دارد سالم مسافرت كند و سالم به مقصد برسد، براي او تمام علائم راهنمايي و رانندگي رحمت هستند؛ لذا با دل و جان آنها را مراعات مي كند. حتّي اگر چنين كسي تصادف هم بكند، چون كاملاً طبق قوانين راهنمايي و رانندگي رفتار نموده، مقصّر شناخته نمي شود؛ و حتّي اگر خسارتي ديده، از طرف مقابل آن خسارت را مي گيرد. امّا آنكه قصد بي عقلي دارد و مي خواهد سرعت غير مجاز برود و سبقت غير مجاز بگيرد و ويراژ بدهد و ...، روشن است كه برخي از تابلوهاي راهنمايي و رانندگي براي او نه تنها رحمت نيستند بلكه موجب خسارت هستند. چون اگر گير مأموران قانون بيفتد، عذر و بهانه اي ندارد. چون به او مي گويند: در طول جدا تابلوهاي هشدار دهنده وجود داشتند. همچنين اگر تصادف بكند، از آنجا كه خلاف قوانين رفتار نموده مقصر شناخته شده و جريمه مي شود. لذا از نظر رانندگان متخلّف و پرخطر، هم پليس موجود بدي است، هم علائم راهنمايي و رانندگي امور بدي تلقّي مي شوند. امّا رانندگان قانونمند، از پليس و علائم هيچ كدورتي ندارند كه هيچ، خيلي هم از وجود آنها استقبال مي كنند.
سخن آخر اينكه:
به اين گونه افراد بايد گفت: قرآن كتاب وحشي نيست؛ بلكه خود تو مشكل داري كه اين كتاب را وحشي مي بيني. از نظر تمام خلافكارها، كتاب قانون، كتاب وحشي است.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <br><a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
1 + 5 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .