قرآن و عقب ماندگی مسلمانان

مقدمه
يکي از پيش‌فرض‌هاي دکتر سها در کتاب «نقد قرآن» آن است که علت عقب‌ماندگي مسلمانان در جهان، اسلام و تعاليم قرآن است و براي استدلال بر اين مطلب زمينه‌ها و عوامل موجود در آيات و روايات را بر مي‌شمارد. و حتي از نظر تاريخي منکر نقش مسلمانان در پيشرفت علم مي‌شود.

ايشان در فصل نهم کتاب نقد قرآن مي‌نويسد: «اين‌که مي‌بينيد مسلمان بودن با عقب‌افتادگي سر در گريبان هم دارند و به تعبير علم آمار، مسلمان بودن با عقب‌افتادگي رابطه همبستگي مثبت دارد و به بيان ديگر قرنهاست که مسلمانان هيچ نقش جدي در پيشرفت و توسعه‌ي جهاني و در توليد علم و تکنولوژي نداشته‌اند و امروز هم عقب‌افتاده‌ترين اقوام جهان را تشکيل مي‌دهند (ممکن است بعضي کشورهاي قحطي‌زده‌ي آفريقايي بدتر از ما باشند)، همه‌ي اينها بي‌دليل نيست. اعتقادات و احکام بازدارنده‌ي رشد و توسعه، در متن اسلام است و ما هم مسلمانيم. اين احکام در گوشت و پوست ماست چون با آن لحظه به لحظه رشد کرده‌ايم. فرهنگ اسلامي، فرهنگ بازدارنده است و ما در متن اين فرهنگيم.1»

دکتر سها موانع پيشرفت و توسعه در قرآن را اين گونه بر مي‌شمارد:
1ـ علم ارزشمند علم دين است.
2ـ بي‌ارزش بودن دنيا.
3ـ تقديرگرايي (اعتقاد به سرنوشت جبري).
4ـ برتري حاکمان و اربابان و مالکان خواست و داده‌ي خداست.
5ـ رضايت و قناعت به وضع موجود.
6ـ توکل کفايت مي‌کند.
7ـ اعتقاد به همه چيز داشتن اسلام.
8ـ خارج کردن زنان از عرصه اجتماع2.

بررسي پيش‌فرض‌هاي دکتر سها در اين بخش
به نظر مي‌رسد که پيش‌فرض‌ها و پرسش‌هاي اساسي دکتر سها در اين بخش عبارتند از:
1ـ قرآن (و اسلام) نقشي در پيشرفت علمي ندارند.
2ـ در تعاليم قرآن و (احاديث اسلامي) عوامل و زمينه‌هاي هشتگانه‌اي وجود دارد که مانع پيشرفت است.

پاسخ اجمالي
از نظر تاريخي با بررسي وضع عقب‌مانده عربستان قبل از اسلام و پيشرفت و تمدن بزرگ اسلامي در پنج قرن اوليه اسلام روشن مي‌شود که تعاليم قرآن و سنت عامل اساسي پيشرفت مسلمانان بوده است.
و از نظر محتواي قرآن و حديث نيز با بررسي اجمالي روشن مي‌شود که در تعاليم آنها دعوت به علوم مختلف وجود دارد. و قرآن و حديث مطلق علم و دانش را ترويج و تشويق کرده است3. و همين مطلب عامل عمده در پيشرفت علمي مسلمانان و ايجاد تمدن عظيم اسلامي بوده است.
با بررسي هشت مورد از تعالم قرآن کريم روشن مي‌شود:
اولاً مورد 1، 3، 4، 5، 7 و 8 جزيي از تعاليم اسلام نيست بلکه نوعي تهمت بر قرآن و سنت است که دکتر سها بر اساس منابع ضعيف يا توهم نادرست به قرآن نسبت داده است.
ثانياً از مورد 2 و 6 (بي‌ارزش بودن دنيا و توکل) تفسير ناصحيحي ارائه شده و بر اساس آن قضاوت نادرست شده است و آنها را عامل عقب‌ماندگي معرفي کرده‌اند.

پاسخ تفصيلي
اول: در مورد پيش‌فرض اول توجه به دو نکته اساسي ضروري است
الف: علم در تعاليم قرآن و سنت
تعاليم قرآن و سنت پيامبر( و اهل‌بيت(، انسان‌ها را به مطلق علم و دانش دعوت مي‌کنند4 و فقط علم‌نماهاي زيان‌آور (مثل سحر) را سرزنش کرده‌اند که البته همين مطلب زيرساخت فرهنگي و عامل اساسي پيشرفت علمي است.
قرآن كريم بيش از هفتصد بار ماده «علم» را به شكل‌هاي گوناگون به كار برده است، و دانايان را با نادانان مساوي ندانسته است5 بلكه دانشمندان را بر ديگران برتري داده است.6 يعني علم را يكي از معيارهاي برتري انسان‌ها بر همديگر قرار داده است و در برخي موارد گواهي «صاحبان علم» را همرديف گواهي خدا و فرشتگان قرار داده است،7 كه اين مطلب به قول امام غزالي «در فضيلت و نبالت علم كفايت داشت.»8
حتي در برخي آيات قرآن، هدف آفرينش آسمان‌ها و زمين را «آگاهي و علم انسان» معرفي كرده است،9 يعني اگر انسان در طول زندگي خويش بر دانش خود بيفزايد، در راستاي هدف خلقت حركت كرده و به سعادت و تكامل مي‌رسد و به خدا نزديك مي‌شود، و بر عكس هر كس كه دانش‌افزايي نكند از هدف آفرينش جهان و خدا دور مي‌شود.
قرآن كريم در آيات زيادي به كيهان‌شناسي، زمين‌شناسي، زيست‌شناسي، روانشناسي و مراحل آفرينش انسان اشاره كرده10 و توجه انسان را به منابع و مبادي و برخي گزاره‌هاي اين علوم جلب كرده است، و انسان را به تدبر و تفكر و تعقل در آنها فراخوانده است11 كه اين مطلب نوعي دانش‌پروري است كه زمينه‌ساز رشد علوم در جهان اسلام گرديد. البته توجه قرآن به علوم، اعم از علوم الهي و بشري است.
قرآن كريم مى‏فرمايد: (هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ(12 «آيا كسانى كه مى‏دانند و كسانى كه نمى‏دانند برابرند.»
به نظر مى‏رسد مقصود از «علم» در اين آيه مطلق علم و دانش است كه شامل همه اقسام علم مفيد مى‏شود.13
و در آيه ديگر مى‏فرمايد: (يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ(14
«خدا كسانى از شما را كه ايمان آورده‏اند و كسانى را كه به آنان دانش داده شده، به رتبه‏هايى بالا مى‏برد.»

در اين آيه نيز «ايمان و علم» به عنوان دو معيار جداگانه براى برترى افراد شمرده شده است. از اين جداسازى روشن مى‏شود كه خود «علم» موجب فضيلت افراد است، و اين علم مقيد به الهيات نشده است پس مطلق است و شامل همه دانشمندان مى‏شود.15

پرهيز از علم‌نماها:
قرآن کريم يادآور شده که ساحران و کاهنان در برابر پيامبران الهي مخالفت مي‌کردند. از اين‌رو آنان را مورد سرزنش قرار داده است و سحر را زيان‌آور معرفي کرده است. آري سحر و کهانت در حقيقت علم نيست، بلکه مطالب زيان‌آور و خرافي است که بشريت را به انحراف مي‌کشد.
(قَالَ مُوسَى‏ أَتَقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَكُمْ أَسِحْرٌ هذَا وَلاَ يُفْلِحُ السَّاحِرُونَ( (يونس/ 77)؛ «موسى گفت: آيا درباره‏ى حق، هنگامى كه به سوى شما آمد، (چنين) مى‏گوييد؟! آيا اين سحر است، در حالى كه ساحران رستگار (و پيروز) نمى‏شوند؟!».
(وَإِذَا تُتْلَى‏ عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالُوا مَا هذَا إِلَّا رَجُلٌ يُرِيدُ أَن يَصُدَّكُمْ عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُكُمْ وَقَالُوا مَا هذَا إِلَّا إِفْكٌ مُفْتَرىً وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُمْ إِنْ هذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّبِينٌ( (سبأ/ 43)؛ «و هنگامى كه آيات ما، در حالى كه روشن است، برآنان خوانده مى‏شود، مى‏گويند: «اين نيست جز مردى كه مى‏خواهد شما را از آنچه پدرانتان مى‏پرستيدند بازدارد.» و مى‏گويند: «اين (قرآن) جز دروغ بزرگ بربافته نيست.» و كسانى كه كفر ورزيدند، در باره‏ى حق، هنگامى كه به سراغشان آمد، گفتند: «اين، جز سحرى آشكار نيست».
(وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُوا الشَّيَاطِينُ عَلَى‏ مُلْكِ سُلَيَمانَ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمانُ وَلكِنَّ الشَّيَاطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى‏ يَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُمْ بِضَارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنْفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي ا لْآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ( (بقره/ 102)؛ «و (يهود) از آنچه افراد شرور (جادوگر) در دوران فرمان‏روايى سليمان بر مردم مى‏خواندند (و پيروى مى‏كردند) پيروى كردند؛ و سليمان كفر نورزيد وليكن افراد شرور كفر ورزيدند [كه ]به مردم سحر مى‏آموختند؛ و (نيز يهود پيروى كردند) از آنچه بر دو فرشته‏ى «هاروت و ماروت» در بابِل فرو فرستاده شده بود و به هيچ كس [چيزى ]نمى‏آموختند، مگر اين‏كه [از پيش به او ]مى‏گفتند: «ما فقط [وسيله‏ى‏] آزمايشيم، پس [مواظب باش، ]كافر نشو!» و [ لى آنها ]از آن دو (فرشته)، چيزهايى را مى‏آموختند كه با آن، ميان مرد و همسرش جدايى بيفكنند؛ و [هر چند ]آنها با آن [مطالب‏] به كسى ضرر نمى‏رسانند مگر با رخصت خدا؛ و [آنها] چيزهايى را مى‏آموختند كه به ايشان زيان مى‏رسانيد و سودى به ايشان نمى‏بخشيد؛ و به يقين (يهوديان) مى‏دانستند كه هر كس خريدار آن [مطالب ]باشد، در آخرت بهره‏اى برايش ندارد و چه بد بود آنچه خودشان را در مقابل آن فروختند؛ اگر (بر فرض) مى‏دانستند!».

ب: قرآن سرچشمه پيدايش علوم
قرآن کريم در طول تاريخ سرچشمه پيدايش علوم متعدد شده است که برخي دانشمندان بدان اشاره کرده‌اند از جمله:
علامه طباطبايي(ره) بر اين نقش تأکيد مي‌کند و برخي از اين علوم را نام مي‌برد. (البته بحث ايشان اعم از علوم انساني و طبيعي است) از جمله:
الف: علومى که قرآن، مستقيم باعث پيدايش آن‏ها شده است:
در ميان مسلمانان برخى علوم وجود دارد که موضوع آنها خود قرآن کريم است. يعنى بعد از نزول قرآن و در رابطه مستقيم با آن بوجود آمده است و کم‏کم رشد يافته و به صورت دانش مستقل درآمده است، که اين علوم گاهى به الفاظ قرآن و گاهى به معانى و معارف قرآن مى‏پردازد، و در طول تاريخ در مورد هر کدام از آن‏ها کتاب‏هاى متعدد نوشته شده است،16 از جمله:
1. علم تجويد قرآن: که به کيفيت تلفظ حروف و حالات آن‏ها مى‏پردازد و مبانى و فنون اين امر را بررسى و بيان مى‏کند.

2. علم قرائات: که به ضبط قرائت‏هاى هفتگانه (يادهگانه يا چهارده‏گانه) قرآن مى‏پردازد و تاريخ و دلايل و قاريان آن‏ها را بيان مى‏کند.

3. دانش رسم الخط قرآن: که به قواعد نگارش خط عربى بطور عامل و خط قرآن به صورت خاص مى‏پردازد و اقسام خط (نسخ، کوفى و...) و ويژگى‏هاى آن‏ها را بيان مى‏کند.

4. علوم قرآن: که در مورد اطلاعات مربوط به قرآن در حوزه محکم و متشابه، ناسخ و منسوخ، تاويل، باطن و... مى‏پردازد.

5. فقه القرآن: دانشى که به مباحث آيات الاحکام و ديدگاه‏ها و دلايل آن‏ها مى‏پردازد.

6. علم تفسير: دانشى که به بيان معانى و مقاصد آيات قرآن مى‏پردازد و به دو صورت تفسير ترتيبى و موضوعى انجام مى‏گيرد و در طول تاريخ اسلام هزاران کتاب در مورد آن نگارش شده است.

7. علم حديث: قرآن کريم، پيامبر اسلام( را بيان کننده و مفسر قرآن معرفى کرد،17 از اين رو سنت ايشان نقش تفسيرى را براى قرآن به عهده گرفت و احاديث تفسيرى شکل گرفت و بعدها ده‏ها کتاب تفسير روائى در اين زمينه نگارش يافتند که روايات پيامبر( و اهل بيت( را جمع‏آورى کردند.18

ب: علومى که قرآن، غيرمستقيم باعث پيدايش آنها شده است:
در ميان مسلمانان علومى وجود دارد که در اثر تشويق قرآن به علم و يا براى خدمت‏رسانى به علوم دسته اول (مثل تفسير) بوجود آمد و کم کم رشد کرد و به صورت دانش‏هاى مستقل پديدار گشت، و در طول تاريخ اسلام کتاب‏هاى متعددى در مورد آن‏ها به نگارش درآمد از جمله:
1. علم درايه: که براى بيان اصطلاحات مربوط به حديث و تحولات آنها شکل گرفت.

2. علم رجال: که براى بيان حالات راويان و سند روايات شکل گرفت.19

3. علم کلام: دانشى که مباحث اعتقادى را بيان و از آن‏ها دفاع مى‏کند، علم کلام اسلامى که ريشه در آيات اعتقادى و احاديث اسلامى دارد، و کم کم به صورت يک علم منسجم درآمد.

4. علم فقه: که به استنباط قوانين شرعى از آيات الاحکام و احاديث فقهى مى‏پردازد و کم کم به صورت علم مستقل و گسترده‏اى در جهان اسلام درآمد.

5. علم اصول الفقه: که قوانين مربوط به استنباط از قرآن و حديث را بيان مى‏کند و در حقيقت منطق فهم آنهاست که به صورت مقدمه علم فقه نمودار شد اما در حقيقت مقدمه علم تفسير و حديث و فقه و... است. اين دانش در طول اعصار به يکى از پيشرفته‏ترين علوم مسلمانان تبديل شد.

6. علوم ادبى عرب: که شامل علم نحو، صرف، اشتقاق، معانى، لغت و وجوه و نظائر مى‏شود. اين علوم براى فهم بهتر و منضبط آيات قرآن و نيز براى تلفظ صحيح آيات بنيان‏گذارى شد،20 ولى از آنجا که فوايد عام براى تمام علوم داشت و مقدمه فهم و تلفظ هر نوع متنى بود، کم کم به صورت علوم مستقل درآمد و ميراث گرانبهايى براى ملت عرب سامان يافت، و دانشمندان و متخصصان کتاب‏هاى زيادى در اين زمينه نگاشتند، و حتى بر ادبيات فارسى و ترکى و... نيز تاثيرات مثبت گذاشت.21

7. تاريخ: اين علم در اسلام از «قصص قرآن» و پيامبران و سيره پيامبر( و احاديث شروع شد سپس به صورت تاريخ قبل و بعد از اسلام و تاريخ جهان پديدار شد و مورخان بزرگ و کتاب‏هاى تاريخ را شکل داد.22

ج: علومى که قرآن باعث رشد آن‌ها شده است.
برخى علوم در فرهنگ و تمدن‏هاى ملت‏هاى مختلف بوجود مى‏آيد و گاهى از يک ملت به ملت ديگر منتقل مى‏شود و رشد مى‏يابد و گاهى اين جريان بر عکس مى‏شود.
مسلمانان نيز از اين قاعده مستثنى نبوده‏اند و برخى علوم را از يونان، ايران و هند ترجمه کردند و بر عمق و وسعت آن‏ها افزودند،23 از جمله:
1. فلسفه: که در آغاز از يونان وارد کشورهاى اسلامى شد و کم کم تحت تاثير تفکر اسلامى قرار گرفت و تغييراتى پيدا کرد، به طورى که همه مسائل متن و براهين و ادلّه آنها را مى‏توان در قرآن و حديث پيدا کرد.24

2. منطق: هر چند که اصل اين علم نيز از يونان به حوزه علوم مسلمانان راه يافت اما با توجه به اينکه قرآن به برهان و استدلال و جدال نيکو25 و... توجه کرده بود، مسلمانان نيز به علم منطق توجه کردند و اين علم پيشرفت زيادى در مسلمانان پيدا کرد و کتاب‏هاى متعددى در اين زمينه نگارش يافت.
در عصر حاضر نيز مي توان با استفاده از قرآن در جهت‌دهي به مباني علوم انساني و نظريه‌پردازي‌هاي علمي قرآني به نوگستري در علوم دست يافت. و علوم جديد انساني ـ قرآني به وجود آورد.26

ج: علل عقب‌ماندگي علمي مسلمانان در عصر حاضر
در مورد علل عقب‌ماندگي علمي مسلمانان در عصر حاضر، متفکران و دانشمندان مسلمان و غير مسلمان اظهار نظرهاي محققانه و عالمانه و منصفانه‌اي کرده‌اند27 و حتي برخي متفکران مثل سيد جمال الدين اسدآبادي بعد از سير و سفر در شرق و غرب راه نجات مسلمانان را بازگشت به قرآن معرفي مي‌کند28، آري بررسي اين نظرات نشان مي‌دهد که:
اولاً اسلام و تعاليم قرآن و سنت عامل پيشرفت مسلمانان بوده و تمدن عظيم اسلامي را در پنج قرن اوليه اسلام سامان داد که از تمدن ايران و روم و يونان پيشي گرفت و بدون رقيب قرن‌ها در جهان درخشيد. پس اگر مسلمانان در يکصد سال اخير از تمدن علم و تکنولوژي عقب افتادند بايد علت آن را در جاي ديگر جستجو کرد.
ولتر در ستايش قرآن مي‌گويد: «من يقين دارم اگر قرآن و انجيل را به يک فرد غير متدين ارائه دهند، او حتماً قرآن را بر مي‌گزيد؛ زيرا کتاب محمد در ظاهر افکاري را تعليم مي‌دهد که به اندازه کافي بر مبناي عقلي منطبق است.29
موريس بوکاي پس از ده سال مطالعه پيرامون قرآن در سال 1967م. خطاب به مجمع پزشکي فرانسه اظهار داشت: در قرآن موضوعات علمي در ارتباط با توليد مثل و فيزيولوژي وجود دارد که کاملاً با دستاوردهاي کنوني علم مطابقت دارد.
كارل ارنست، محقق آمريكايي، بوكاي مسلمان را حيرت‌آورترين فردي مي‌داند كه ادعاي انحصارگرايانه اروپاييان را در باب علم به چالش كشيد؛ زيرا نظريه اصلي او اين بود كه قرآن برخلاف كتاب مقدس، حجم چشم‌گيري از اطلاعات را در بر دارد كه با اكتشافات علمي جديد در زمينه‌هايي همچون جنين‌شناسي همخوان است.30
بوكاي با تحقيقات خويش به اين نتيجه رسيد كه قرآن از وحي الهي سرچشمه گرفته است، در مقابل، ‌كتاب مقدس به رغم پديدآورندگان بشري متعددش، فاقد چنين عمق علمي است و در نتيجه نمي‌توان به لحاظ وحياني بودن، هم سطح قرآن باشد.31
بوكاي درباره قرآن كريم مي‌نويسد: قرآن برترين کتابي است که عنايت ازلي به سوي بشر فرستاد و آن کتابي است که شک و ريب در آن راه ندارد و بدون کوچک‌ترين اغراق و مبالغه يا تعصب بايد گفت: قرآن از تمام جهات معجزه است.32

ثانياً دانشمندان علل مهم عقب‌ماندگي مسلمانان در عصر حاضر را اينگونه شمرده‌اند:
1ـ حمله مغول‌ها از قرن هفتم قمري به بعد که موجب شد مدارس و حوزه‌ها و کتابخانه‌ها سوزانده يا تعطيل شد و يا با رکود مواجه گشت و اين حرکت تا قرن‌ها تأثير خود را در توقف و کندي حرکت علمي مسلمانان گذاشت.

2ـ استبداد حاکمان مسلمان که برخلاف تعاليم اسلامي مانع آزادانديشي و رشد علمي مسلمانان شدند.
حاکمان جاهل قدر علم را نمي‌دانند و قدرشناس دانشمندان و مراکز علمي نيستند از اين رو خود مانع پيشرفت علمي مي‌شوند.

3ـ استعمار و استثمار غربي‌ها نسبت به کشورهاي اسلامي که موجب تکه تکه شدن کشورهاي اسلامي و پيدايش دولت‌هاي کوچک و ضعيف و روي کارآمدن حاکمان نوکر صفت و وابسته به غرب شدند افرادي که به جاي تحقيق، تقليد از غرب را نشاندند و ثروت مسلمانان (به ويژه معادن و نفت) را به غارت بردند و به جاي تکنولوژي و علوم جديد، اجناس پرزرق و برق به مسلمانان دادند و از رشد علمي مسلمانان جلوگيري کردند شايد عامل اخير در صد سال گذشته (که مسابقه علمي در جهان تشديد شد) مهمترين عامل عقب‌افتادگي مسلمانان گشت.
بگذريم از اشغال‌گري‌هاي استعمارگران غربي (همچون انگلستان، فرانسه، ايتاليا، آمريکا و...) در کشورهاي اسلامي و تحميل رژيم اشغالگر قدس و ايجاد درگيري‌هاي فرقه‌اي و مذهبي و شعله‌ور کردن جنگ‌هاي متعدد بين مسلمانان که موجب هدر رفتن سرمايه‌هاي انساني و ثروت مسلمانان و عقب‌ماندگي بيشتر آنها شد که نمونه آن را امروز در عراق، سوريه، افغانستان، يمن و فلسطين مي‌بينيم. نکته عجيب اين است که دکتر سها چشم بر اين عوامل مي‌بندد و عامل عقب‌ماندگي مسلمانان را قرآن و اسلام معرفي مي‌کند!!!

دوم: در مورد پيش‌فرض يا اشکال دوم دکتر سها (موانع هشت‌گانه پيشرفت در قرآن)
روشنگري و يادآوري نکات زير ضروري است:
1ـ علم ارزشمند علم دين است33
دکتر سها در اين مورد مي‌نويسد: «علم واقعي و ارزشمند از ديدگاه قرآن علم دين است و اصولاً قرآن و سنت اطلاعي از چيزي به نام علوم تجربي، که قرن‌ها بعد از محمد به وجود آمدند، ندارند. از ديدگاه ديگري نيز علوم تجربي در اسلام فاقد ارزشند. با توجه به اينکه دنيا و زندگي آن در قرآن بي‌ارزش قلمداد شده‌اند و علم تجربي هم عمدتاً مربوط به کشف قوانين همين دنياي مادي است بنابراين علم تجربي علم به چيز بي‌ارزش است به تعبير ديگر چون معلوم علوم تجربي بي‌ارزش است پس خود علوم تجربي نيز بي‌ارزش‌اند.
اين است گوهر عقب‌افتادگي، چون گوهر پيشرفت، علم تجربي است. در نظر يک انسان مؤمن خواندن يک آيه‌ي قرآن يا ذکر يک صلوات، صواب و ارزشش بيش از خواندن يک کتاب فيزيک است. بنابراين هيچگاه يک مؤمن آگاه به اسلام، يک دانشمند موفق علوم تجربي نمي‌شود. مؤمن‌ترين‌ها، از علوم تجربي گريزان‌ترينند. اين وضعيت اسف‌باري است که امروز در سراسر جهان اسلام وجود دارد. با وجود اين اعتقاد، اميد پيشرفت واقعي در کشورهاي اسلامي اميدي عبث است مگر اينکه مردم مسلمان از اسلام فاصله بگيرند که بعيد است».34

بررسي:
در اين مورد ذيل مبحث (عدم توجه قرآن به علوم تجربي) مطالب مبسوطي بيان شد و نيز از مطالب بند الف فوق‌الذکر روشن شد که در قرآن و احاديث پيامبر( همانطور که به علوم ديني توجه شده به علوم طبيعي و انساني نيز توجه شده است بلکه مطلق علم و دانش مورد توجه و تشويق بوده است.
بنابراين ادعاي دکتر سها در اين مورد تهمت به قرآن و سنت به شمار مي‌آيد. بنابراين نتيجه‌اي که از آن گرفته است (قرآن و سنت مانع پيشرفت و توسعه است)35 غير صحيح است. چون مبناي اين سخن باطل و تهمت‌آميز بوده است.

2ـ اعتقاد به همه چيز داشتن اسلام
در اين مورد ذيل پيش‌فرض قبلي دکتر سها (وجود همه جزئيات علوم در قرآن) مباحث مبسوطي بيان کرديم و روشن شد که قرآن کريم به عنوان مهم‌ترين منبع اسلام ادعا ندارد که تمام جزئيات علوم را در بر دارد، بلکه مباحث مربوط به هدايت انسان را بيان کرده است (البته گاهي نيز به علوم طبيعي و علوم انساني اشاراتي دارد که در راستاي خداشناسي و معادشناسي است). بنابراين نبايد انتظار وجود همه جزئيات علوم را در قرآن و سنت داشته باشيم؛ بلکه جزئيات علوم و کشف آنها بر عهده عقل و علوم تجربي است که قرآن و اسلام آن‌ها را تأييد و تشويق کرده است.

3ـ بي‌ارزش بودن دنيا
دکتر سها در اين مورد مي‌نويسد: «در آيات زيادي، دنيا و زندگي و ثروت آن بي‌ارزش و بازيچه قلمداد شده است و در مقابل، دنياي بعد از مرگ (آخرت) تکريم شده است از جمله:
ـ «وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ لَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذينَ يَتَّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ» (انعام/ 32)
ترجمه: و زندگي دنيا جز بازي و سرگرمي نيست و قطعاً خانه‌ي آخرت براي کساني که پرهيزگاري مي‌کنند بهتر است آيا نمي‌انديشيد (32).
ـ «اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَباتُهُ ثُمَّ يَهيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطاماً وَ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ شَديدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٌ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُور» (حديد/ 20)
ترجمه: بدانيد که زندگي دنيا در حقيقت بازي و سرگرمي و آرايش و فخرفروشي شما به يکديگر و فزون‌جويي در اموال و فرزندان است چون مثل باراني است که کشاورزان را رستني آن ]باران[ به شگفتي اندازد سپس ]آن کشت[ خشک شود و آن را زرد بيني آنگاه خاشاک شود و در آخرت ]دنياپرستان[ را عذابي سخت است و ]مؤمنان را[ از جانب خدا آمرزش و خشنودي است و زندگاني دنيا جز کالاي فريبنده نيست (20).
در تأييد آيات فوق، احاديث بسيار زيادي وجود دارند از جمله:
ـ قال النبي: إن الله تعالي لما خلق الدنيا أعرض عنها فلم ينظر إليها من هو انها عليه (کنز العمال 3/ 78).
ترجمه: خدا وقتي دنيا را خلق کرد از آن روي بگردانيد و هرگز بدان نگاه نکرد به خاطر پستي دنيا نزد او.
طبيعي است که يک انسان عاقل به چيز بي‌ارزش و بازيچه بهايي نمي‌دهد و در بهبود و پيشرفت آن تلاشي نمي‌کند. گريز از دنيا و زهد از صفات بسيار پسنديده‌اي است که محمد و فرزندان او و بزرگان اسلام در طول تاريخ به آنها افتخار مي‌کرده‌اند. اين درست در نقطه‌ي مقابل توسعه و پيشرفت است. براي توسعه‌ي علمي، تکنيکي، اقتصادي و سياسي بايد دنيا را مهم و جدي گرفت. بايد براي شناخت دنيا و قوانين آن به طور جدي سرمايه‌گذاري، برنامه‌ريزي و تلاش کرد و براي به کار گيري اين دانش در پيشرفت و توسعه‌ي زندگي دنيوي بايد با جديت کوشيد. اين کاري است که کشورهاي پيشرفته‌ي دنيا انجام داده و مي‌دهند. اما قرآن ما را به اهميت ندادن و بي‌ارزش دانستن دنيا مي‌خواند و نتيجه‌ي آن را امروز در کشورهاي اسلامي مي‌بينيم».36

بررسي:
انسان‌ها نسبت به دنيا مي‌توانند دو رويکرد داشته باشند از اين‌رو دنيا از منظر آيات و احاديث دو جنبه دارد و با آن دو گونه برخورد شده است:
الف: دنياي نيکو: همان دنيايي است که براي انسان مقدمه رسيدن به مقامات و کمالات برتر شود. يعني انسان مؤمن از مواهب طبيعي (خوراک، پوشاک، مسکن و طبيعت) بهتر استفاده کند ولي آنها را هدف نهايي نپندارد بلکه مقدمه رسيدن به مقامات الهي و درجات عالي در آخرت قرار دهد. اين همان دنيايي است که در احاديث اسلامي بدان اشاره شده است:
«عن رسول الله(: الدُّنْيَا مَزْرَعَةُ الْآخِرَة»37؛ «دنيا کشتزار آخرت است».
«إِنَّ الدُّنْيَا... مَتْجَرُ أَوْلِيَاءِ اللَّه‏»38؛ «دنيا محل تجارت اولياء الهي است».
اين نگاه به دنيا نه تنها انسان را از پيشرفت باز نمي‌دارد بلکه او را تشويق مي‌کند که با تلاش دنيوي بيشتر (و پيشرفت علمي و صنعتي و خدمت رساني به مردم) زمينه‌ساز سعادت اخروي خويش را فراهم کند.
ب: دنياي ناپسند، همان دنيايي که برخي افراد به عنوان هدف نهايي خود انتخاب مي‌کنند دنياي زر و زور و تزوير و شهوت‌پرستي و مقام‌پرستي که در حقيقت همان هواي نفس انسان است که مجسّم شده است و طبيعت و ثروت و... بازيچه‌هاي آن است.
اين دنيا نه تنها انسان را به پيشرفت و سعادت نمي‌رساند بلکه موجب دلبستگي او به ثروت، قدرت و شهوت مي‌شود و او را از اهداف بلند و سعادت باز مي‌دارد. انساني که غرق در شهوات جنسي و غذايي و... است چگونه مي‌تواند به رشد علمي بپردازد.
نکته جالب اين است که مطالعه در زندگي دانشمندان، مخترعان، کاشفان علم نشان مي‌دهد که اين افراد اهل‌ شهوت‌راني افراطي، ثروت‌اندوزي و دلبستگي به دنيا نبوده‌اند بلکه انسان‌هاي وارسته و خيرخواه و پرتلاش و کم توقع‌ بوده‌اند و در عصر حاضر نيز کساني که کاروان علم را در آزمايشگاه‌ها و دانشگاه‌ها به پيش مي‌برند غير از ثروتمندان بي‌درد و شهوت‌ران و قدرتمندان سياست‌باز دنيا گرا هستند.

نکات تکميلي در پاسخ دکتر سها

1ـ دکتر سها در تحليل دنيا با عنوان «بي‌ارزش بودن دنيا» به رويکرد دنياي ناپسند و مذموم از منظر قرآن و احاديث پرداخته است و به رويکرد دنياي نيکو اشاره‌اي نکرده است. در حالي که رويکرد اول به دنيا مانع رشد علمي است و مورد مذمت دين است اما رويکرد دوم موجب رشد علمي جوامع بشري است و دنياي بي‌ارزش نيست بلکه از منظر دين ارزشمند است.

2ـ حديثي که دکتر سها در اين بحث بدان استدلال کرده از نظر منبع معتبر نيست چون «کنز العمال» از کتب عمومي حديث اهل‌سنت است و از منابع معتبر آنها (مثل صحاح) به شمار نمي‌آيد در حالي که دکتر سها در مقدمه کتاب نقد قرآن وعده داده بود از منابع معتبر استفاده کند.

3ـ در مورد آيه 32 / انعام لازم است به نکات تفسيري آن توجه شود:
«وَمَا الْحَيَوةُ الدُّنْيَآ إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُون‏» (انعام/ 32).
ترجمه: «و زندگى پست (دنيا) جز بازى و سرگرمى نيست! و حتماً سراى آخرت، براى كسانى كه خود نگهدارى مى‏كنند بهتر است! پس آيا خردورزى نمى‏كنيد؟!»

نکات تفسيري:
1. تشبيه زندگى دنيا به بازى و سرگرمى39، از آن نظر است كه بازى‏ها و سرگرمى‏ها معمولًا كارهاى بى‏هدف و بى‏اساس و دور از متن حقيقى زندگى‏اند و پيروزى‏ها و شكست‏هاى بازى، واقعى نيست و پس از بازى همه چيز به حالت اول بازمى‏گردد.
آرى؛ دنيا هم‏چون نمايش‏نامه‏اى است كه بازيگران آن، مردم هستند و آنان كه به دنيا دل بسته‏اند، در واقع كودكان هوس‏بازى هستند كه عمرى را به بازى گذارنده، از همه چيز بى‏خبر مانده‏اند.
دنيا و بازى هر دو كوتاه‏مدت و زود گذرند، همان‏گونه كه هر دو تفريح و خستگى دارند و با تلخى و شيرينى آميخته‏اند.

2. سراى آخرت، براى افراد پارسا و خودنگه‏دار بهتر است؛ زيرا حياتى جاويدان و فناناپذير و در جهانى وسيع‏تر و در سطحى بالاتر است كه نعمت‏هايش خالص و بدون رنج و زحمت است.

3. با توجه به فريبندگى دنيا، حقيقت برتر آخرت را فقط متفكّران درمى‏يابند و افراد غافل و بى‏هدف بازى مى‏كنند و دنيامدارى را شغل خويش قرار مى‏دهند.

4. مقصود آيه‏ى فوق مبارزه با وابستگى و دل‏بستگى به مظاهر جهان مادى است كه موجب فراموش كردن مقصد نهايى مى‏شود، و گر نه آنان كه دنيا را وسيله‏اى براى سعادت اخروى قرار مى‏دهند، در حقيقت به دنبال آخرت‏اند40 آرى، دنيايى كه مقدمه و مزرعه‏ى آخرت باشد، ميدان رشد افراد با تقواست و آخرت براى اين‏گونه افراد نيكوست.
تذکر: توجه به تفسير مفسران قرآن از آيه فوق نشان مي‌دهد که استفاده دکتر سها از آيه در مورد بي‌ارزش بودن مطلق دنيا صحيح نيست بلکه آيه درصدد بيان چيز ديگري است و به رويکرد منفي انسان نسبت به دنيا اشاره دارد اما رويکرد مثبت (دنيا مزرعه آخرت) را نفي نمي‌کند.

4ـ با توجه به نکات فوق روشن شد که قرآن و احاديث مطلق دنيا را بي‌ارزش معرفي نمي‌کنند بنابراين مانع پيشرفت علمي مسلمانان نمي‌شود و اگر کشورهاي اسلامي در عصر حاضر از نظر صنعت و تکنولوژي نسبت به برخي کشورهاي غربي عقب مانده‌اند، ريشه عقب ماندگي آنها را بايد در جاي ديگر (مثل استعمار و استبداد حاکمان و...) جستجو کرد.

منابع
1 . نقد قرآن، دکتر سها، ص 531 ـ 530.
2 . همان، ص 531 ـ 520.
3 . اين مطلب در ذيل مبحث (عدم توجه قرآن به علوم تجربي) بحث شد.
4 . اين مطلب در ذيل مبحث (عدم توجه قرآن به علوم تجربي) بحث شد.
5 . زمر / 9.
6 . مجادله / 11.
7 . احياء علوم الدين، ج 1، ص 11.
8 . (شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لاَ إِلهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلاَئِكَةُ وَأُولُوا الْعِلْمِ قَائِماً بِالْقِسْطِ( (آل عمران / 18)
9 . طلاق / 12.
10 . ر.ک: پژوهشي در اعجاز علمي قرآن، از دکتر محمدعلي رضايي اصفهاني.
11 . نك: آل عمران / 190، نحل / 3 ـ 11 و رعد / 2 ـ 4.
12 . زمر / 9.
13 . صاحب تفسير نمونه آيه را از جهت نابرابرى مطلق مى‏داند. (ج 19، ص 393) و علامه طباطبائى‏(ره) نيز علم در آيه را مطلق مى‏داند ليكن با توجه به مورد آيه آن را منطبق بر علم به خدا مى‏كند (ج 17، ص 257) و ذيل آيه نيز احاديثى از امام باقر( حكايت شده كه مقصود از دانايان در اين آيه اهل بيت‏( هستند (صافى، ج 4، ص 316) ولى مفسران اينگونه احاديث را حمل بر بيان مصداق كامل كرده‏اند وگرنه آيه شامل همه دانايان مى‏شود. (نك: الميزان و اطيب البيان ذيل آيه)
14 . مجادله / 11.
15 . علامه طباطبايى( بر آن است كه آيه مومنان را به دو قسم عالم و غيرعالم تقسيم مى‏كند پس آيه مى‏فرمايد علماى با ايمان دو درجه برترى دارند و مومنان يك درجه (الميزان، ج 11، ص 216) ولى آيت‌اللَّه مكارم شيرازى مى‏نويسند: گرچه آيه در مورد خاصى نازل شده ولى با اين حال مفهوم عامى دارد و نشان مى‏دهد آنچه مقام آدمى را نزد خدا بالا مى‏برد، دو چيز است: 1. ايمان؛ 2. علم. (نمونه، ج 23، ص 438)
16. ر.ك: قرآن در اسلام، علامه طباطبايي، ص 95 ـ 96.
17. (وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ( (نحل / 44)
18. از جمله تفسير عياشى، تفسير نورالثقلين، تفسير البرهان، تفسير صافى در شيعه و تفسير الدر المنثور در اهل سنت.
19. نك: قرآن در اسلام، علامه طباطبايى، ص 7 ـ 96.
20. نك: شيعه پايه‏گذار علوم اسلامى، سيد حسن صدر، ترجمه سيد محمد مختارى.
21. پويايى فرهنگ و تمدن اسلام و ايران، على اكبر ولايتى، ص 321 به بعد.
22. نك: قرآن در اسلام، علامه طباطبايى، ص 6 ـ 95.
23. نك: آلدوميه لى، علوم اسلامى و نقش آن در تحول علمى جهان، على اكبر ولايتى، پويايى فرهنگ و تمدن اسلام و ايران، عبدالحسين زرين كوب، كارنامه اسلام.
24. نك: قرآن در اسلام، علامه طباطبايى، ص 97.
25. نحل/ 125.
26. توضيح اين مطالب در مباحث بعدي خواهد آمد.
27 . ر.ک: علل پيشرفت و انحطاط مسلمين، زين‌العابدين قرباني؛ علل ضعف و انحطاط مسلمين در انديشه‏هاي سياسي و آراي اصلاحي سيد جمال‏الدين اسدآبادي، احمد موثقي؛ آمريكا پيشتاز انحطاط، روژه گارودي، ترجمه قاسم منصوري؛ ريشه‏هاي ضعف و عقب‏ماندگي مسلمانان، رجبي؛ پويايي فرهنگ و تمدن اسلام و ايران؛ علي اكبر ولايتي، تهران: مركز اسناد و خدمات پژوهشي .
28 . ر.ک: نرم‌افزار، مجموعه آثار سيد جمال الدين اسدآبادي، مرکز کامپيوتري علوم اسلامي نور، به ويژه خطبه «عود الي القرآن» و مانند آن.
29. شاهد، اعجاز قرآن از ديدگاه مستشرقان، 1386: 124.
30. ارنست، اقتدا به محمد(، 1390: 177.
31. همان، 177-178
32. عليقلي، قرآن از ديدگاه 114 دانشمند جهان، 52؛ نيز، ر. ك: معدي، علماء و مفكرون و ادباء و فلاسفة اسلموا، 2007: 11-18.
33 . نقد قرآن، ص 520.
34 . نقد قرآن، ص 520 و 521.
35 . همان.
36 . نقد قرآن، ص 523ـ521.
37 . قاموس قرآن، ج 2، ص 116.
38 . نهج‌البلاغه، ص 493.
39 . « لَعِب» در اصل به معناى آب دهان است كه از لب‏ها سرازير مى‏شود؛ و به بازى هم‏لَعِب مى‏گويند، چون هم‏چون ريزش آب از دهان، بدون هدف انجام مى‏گيرد؛ و« لهو» چيزى است كه انسان را مشغول مى‏كند و از مقصودش بازمى‏دارد.
40 . تفسير نمونه، ج 5، ص 208.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <br><a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
12 + 4 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .