میزان در قیامت

در عالم حشر پس از قرار گرفتن انسان در برابر نامه عمل خود، نظمى پيش مى‏آيد كه اين نظم روشن كننده اين حقيقت است كه مجموعه اين عالم؛ يعنى، عالمى كه انسان خود براى خود ساخته است آيا گرايشش به سوى خداست يا به سوى غيرخدا؛ يعنى، مجموعه آن عالم ساخته من كه به اصطلاح مجموعه زندگى من بوده و نسخه‏اى بوده از آنچه من اينجا داشته‏ام، وزن مى‏شود. به عبارت ديگر در عالم حشر نظامى داريم كه كل صحيفه عمل من به وزن گذاشته مى‏شود كه آيا حقيقت روش و حركت من و ما حصل زندگى من از لحاظ ظاهر و باطن در مجموع سنگينى به سوى ذات مقدس حق دارد يا به سوى غير حق؟ اين نظام، همان ميزان است كه روشن مى‏كند كل و مجموعه صحيفه من حكايت از گرايش من به سوى خدا دارد يا به سوى غير خدا. البته اين مسأله مربوط به متوسطين است؛ يعنى، كسانى كه اعتقاد داشته‏اند ولى گناه و تعلقاتى هم داشته‏اند نه براى اولياء و انبياء. اين نظام، يك نظام تكوينى و حقيقى است نه قراردادى و اعتبارى. اگر بخواهيد ماهيت نظام و موقف ميزان را خوب دريافته و بفهميد به اين دو مثال دقت كنيد: الف) ذره خاكى كه در سير خود و حركتش از مراحلى مى‏گذرد، در مرحله‏اى سنجيده مى‏شود كه آيا مى‏تواند وارد مرحله ديگر شده و به سير تكاملى خود ادامه دهد يا خير و از حركت تكاملى آن جلوگيرى شده و پس زده مى‏شود. خاكى كه از مجراى خاصى حركت مى‏كندتا بشود گل در مراحلى به ميزان گذاشته مى‏شود كه كدام قطعه و جزء آن صلاحيت گل شدن را دارد، آن قطعه كه صلاحيتش را داشته باشد، به حركت خود ادامه داده و گل مى‏شود اما جزءهايى كه اين صلاحيت را ندارند پس زده مى‏شوند و از ادامه حركت تكاملى باز مى‏مانند. پس اينچنين نيست كه خاك از هر مجرايى كه حركت كند همه مراحل را بدون ميزان و سنجش پشت سربگذارد. ب ) خاكى كه مى‏خواهد از مجراى معينى حركت كرده وبه عالم انسانيت وارد شود، اينطور نيست كه همه ذرات و قطعاتش به آستانه انسانيت برسند بلكه يك سلسله اجزاء در موقف‏هايى با سنجش كنار زده مى‏شوند و آنهايى كه در مجموع صلاحيتشان با ميزان براى ورود به مراحل بالاتر احراز مى‏شود، به مراتب كامل‏تر ارتقاء مى‏يابند. عالم و نظام ميزان در عالم حشر هم يك نظامى است كه وجود انسان، عالم انسان، صحيفه انسان سنجش مى‏شود و تشخيص داده مى‏شود كه مجموع وجود انسان به كدام سمت مى‏چربد؟ آيا به سوى خداست تا وارد موقف ديگر شود يا به سوى غيرخداست تا پس زده شده و از ادامه حركت بازماند؟ اگر روشن شد كه مجموع به سوى خداوند است، مسأله موقف حساب پيش خواهد آمد چرا كه عالم حساب براى پاكسازى ناپاكى‏ها و آلودگى‏ها و رها ساختن آدمى از تعلق‏هاست تا قابليت و صلاحيت جوار قرب حق را پيدا نمايد، پس افرادى وارد اين موقف براى پالايش و پيرايش مى‏شوند كه صحيفه اعمال، افعال، عقايد، اوصاف و اخلاقشان، در مجموع به سوى خداوند باشد نه غير خدا. افرادى كه مجموع وجودشان به سوى فرار از خداست تسويه و حسابرسى ندارند. با اين تحليل روشن شد كه اولين چيزى كه پس از قرار گرفتن در مقابل صحيفه عمل پيش مى‏آيد، نظام ميزان و موقف سنجش است. با توجه به ماهيت و حقيقت نظام ميزان كه تكليف انسان را در ادامه حركت تكامل يا باز ماندن و فرو رفتن در دورى از خدا مشخص مى‏كند، اين موقف، از مواقف خطرناك بوده و وحشت غيرقابل توصيفى پيش مى‏آورد. علاوه بر آن كه روشن شد كه اگر مجموع عالم و صحيفه انسان سنجش شود قهراً ذره‏اى از اعمال، افكار، عقايد، اوصاف، روش‏ها، خصلت‏ها و اخلاق در اين سنجش مؤثر و تعيين كننده است. يك كلمه، يك قدم، يك فكر، يك تمايل، يك خطور و... در سير تكاملى يا قهقرايى آدمى نقش دارد. به همين جهت است كه در آيات ميزان گفته مى‏شود كه كوچكترين ذره در سنگينى مجموع صحيفه عمل به سوى حق و يا غيرحق تأثير دارد. اين مسأله ناظر به كميت عمل نيست بلكه به كيفيت عمل توجه دارد.

هندوان را اصطلاح هند موج‏سنديان را اصطلاح سند موج‏
من نگردم پاك از تسبيحشان‏پاك هم ايشان شوند و درفشان‏
ما زبان را ننگريم و قال راما روان را بنگريم و حال را
ناظر قلبيم اگر خاشع بودگرچه گفت لفظ ناخاضع رود
مثنوى/ 2/1757 - 1760. موقف ميزان در آيات و روايات: آيات قرآن با لحن‏هاى گوناگون و تعبيرات مختلف، ابعاد گوناگون اين نظام را تشريح كرده‏اند كه براى اهلش اشارات و نكات خاصى دارد. در اينجا به ذكر چند نمونه از آيات قرآنى اكتفا و به تدبر و تأمل در آنها توصيه مى‏كنيم. 1. «و الوزن يومئذ الحق فمن ثقلت موازينه فأولئك هم المفلحون * و من خفت موازينه فأولئك الذين خسروا أنفسهم بما كانوا بآياتنا يظلمون»؛ «و در آن روز [قيامت‏] سنجش [اعمال از آن حق و از جانب ]حق است پس هر كس ميزان‏هاى [عمل‏] او سنگين باشد، آنان خود رستگارانند و هر كس ميزان‏هاى [عمل‏] او سبك باشد، پس آنانند كه به خود زيان زده‏اند، چرا كه به آيات ما ستم كرده‏اند». اعراف / 8 و 9. اين آيات با تعبير جالبى اين حقيقت را بازگو مى‏كند كه وزن و ميزان از آن خدا بوده و از جانب اوست، هر چقدر نامه عمل انسان با حق تطابق داشته باشد و هر مقدار كه حق سنگينى كرده و بر اعمال انسان حاكم باشد، آدمى رستگار خواهد بود و در مقابل، هر اندازه كه صحيفه عمل از حق دور بوده و با آن مطابقت نداشته باشد، آدمى زيانبار و ستمكار به نفس خود خواهد بود. اين آيه به خوبى مى‏رساند كه عالم انسان با حق سنجيده مى‏شود اگر چرخش به سوى حق بود رستگارى است و الا به سوى هلاكت و فلاكت. 2. «و نضع الموازين القسط ليوم القيامة فلا تظلم نفس شيئا و إن‏كان مث قال حبة من خردل أتينا بها و كفى بنا حاسبين»؛ «ميزان‏هاى داد را در روز رستاخيز مى‏نهيم، پس هيچ كس [در ]چيزى ستم نمى‏بيند، و اگر [عمل ]هموزن دانه خردلى باشد آن را مى‏آوريم و كافى است كه ما حسابرس باشيم». انبياء / 47. اين آيه مى‏گويد ميزان قسط، حق و عدل است و به حدى ميزان دقيق است كه يك ذره ولو به اندازه خردل را ناديده نمى‏گيرد، چرا كه اين ذره هم در آن مجموع كه به سوى خداست يا غير خدا، بى‏اثر نيست. امام صادق(ع) موازين ذكر شده در اين آيه را انبياء و اوصياء دانسته است، بحارالانوار، ج 7، ص 249، روايت 6. كه شرحش در اين مجال ممكن نيست ولى با توجه به آيه قبل و اين روايت مى‏توان چنين استنباط كرد، آنچه صحيفه اعمال ما با آنها سنجيده مى‏شود هم حق است و هم انبياء(ع) و هم اولياء، چرا كه تحقق عينى حق در پيامبران، امامان و اوصياء(ع) است. 3. «فإذا نفخ فى الصور فلا أنساب بينهم يومئذ و لا يتساءلون فمن ثقلت موازينه فأولئك هم المفلحون * و من خفت‏موازينه‏فأولئك الذين خسروا أنفسهم فى جهنم خالدون»؛ «پس آن گاه كه در صور دميده شود [ديگر ]آن روز ميانشان نسبت خويشاوندى وجود ندارد و از [حال ]يكديگر نمى‏پرسند. پس كسانى كه كفه ميزان [اعمال، افكار، عقايد، اوصاف و اخلاق ]آنان سنگين باشد، ايشان رستگارانند و كسانى كه كفه ميزان [اعمال، اوصاف، عقايد و اخلاق ]آنان سبك باشد، آنان به خويشتن زيان زده [و ]هميشه در جهنم مى‏مانند» مؤمنون / 101 - 103. اين آيات نيز به روشنى مى‏گويند اگر مجموع نامه عمل و عالمى كه آدمى براى خود ساخته است به سوى حق سنگينى كرد نجات مى‏يابد و آنان كه در مجموع گرايش وجودشان به سوى خداوند سبك باشد ولو اعمال خوبى هم داشته باشند، جهنمى مى‏شوند. 4 - «قل هل ننب ئكم بالأخسرين أعمالا * الذين ضل سعيهم فى‏الحياة الدنيا و هم يحسبون أنهم يحسنون صنعا * أولئك الذين كفروا بآيات ربهم و لقائه فحبطت أعمالهم فلا نقيم لهم يوم القيامة وزنا * ذلك جزاؤهم جهنم بما كفروا و اتخذوا آياتى و رسلى هزوا»؛ «بگو: آيا شما را از زيانكارترين مردم آگاه گردانيم؟ [آنان ]كسانى‏اند كه كوششان در زندگى دنيا به هدر رفته و خود مى‏پندارند كه كار خوب انجام مى‏دهند [آرى ]آنان كسانى‏اند كه آيات پروردگارشان و لقاى او را انكار كردند، در نتيجه اعمالشان تباه گرديد و روز قيامت براى آنها وزنه [و ميزانى ]نخواهيم نهاد. اين جهنم سزاى آنان است، چرا كه كافر شدند و آيات من و پيامبرانم را به ريشخند گرفتند». كهف / 103 - 106. اين آيه حكايتگر اين حقيقت است كه هر قدر موازين عالم انسان با حق تطبيق نكند و كشش به سوى غيرحق شديد باشد، اصلاً وزنه و ميزانى براى او در كار نخواهد بود. انسان‏هايى كه انجذاب به سوى خدا نداشتند و اعمال، افكار، كردار، اوصاف و اخلاقشان بر اساس عشق به حق نبود، اصلاً ميزانى براى آنان نخواهد بود و مستقيم به سوى جهنم و جهنم‏ها فرو رفته و سير قهقرايى خواهند داشت. روايات نيز بيان‏هاى دقيق و عميق و ظريفى در باب ميزان دارند كه فرصت طرح آن نيست و در اين جا تنها به ذكر يك روايت كه حقيقت ميزان را بيان مى‏كند، اكتفا مى‏كنيم. «هشام بن حكم روايت مى‏كند كه زنديقى [كه از مخالفان امام صادق(ع) بود] از حضرت پرسيد كه: آيا چنين نيست كه اعمال وزن مى‏شوند؟ [امام صادق(ع) در مقام پاسخ‏] فرمود: نه، حقيقت آن است كه اعمال جسم نيستند [تا وزن شوند]، بلكه موازنه [در چگونگى و در كيفيت ]آنچه كه عمل مى‏كنند، است، كسى احتياج به وزن كردن اشياء دارد [كه‏] عدد اشياء و سنگينى و سبكى آنها را نداند و هيچ چيزى بر خداوند پوشيده نيست [زنديق ]گفت: پس معناى «ميزان» چيست؟ [امام صادق(ع) در پاسخ ]فرمود: يعنى عدل [زنديق‏] گفت: معناى اين آيه در قرآن كه [مى‏فرمايد]: «پس كسى كه موازينش سنگين باشد» چيست؟ [حضرت در پاسخ ]فرمود: كسى كه عملش راجح باشد». بحارالانوار، ج 7، صص 248 - 249، روايت 3. اين روايت، نكات قابل تأملى را بيان مى‏كند: اول اين كه ميزان، نظامى است كه چگونگى عمل را مى‏سنجد و به كيفيت نظر دارد نه به كميت، دوم اين كه ميزان بر اساس عدل خواهد بود يعنى آن عالم و موقف به اندازه‏اى دقيق است كه هيچ عمل، صفت، خلق و عقيده‏اى را ولو كوچك و جزئى در هنگام سنجش فروگذار نخواهند كردو از نظر دور نخواهند داشت، سوم اين كه ميزان يعنى رجحان عمل انسان به سوى حق. به هر روى در موقف و عالم ميزان صفت عمل، حقيقت انسان و روح را مى‏سنجند كه آيا خواست خدا، محبت خدا در آن سنگينى مى‏كنديا خير؟ بايد توجه داشت كه مسأله ولايت و ارتباط با اولياء الهى در آن نظام بسيار سودمند و مددكار است، فردى كه به على(ع) محبت دارد و اطاعت‏ها دارد اما لغزش‏هايى نيز دارد، براساس اين ارتباط تكوينى كه با اولياء الهى و از جمله حضرت على دارد، چون على با حق است و مظهر حق، وجود انسان با ضميمه اين اتحاد روحى با اميرالمؤمنين(ع) در عالم ميزان به سوى حق سنگينى خواهد كرد و آدمى از فروغلطيدن در جهنم و جهنم‏ها و دورى از خداوند سبحان نجات مى‏يابد. مواقف حشر، استاد محمد شجاعى، مبحث «ميزان».
شرط من جا بالحسن نه كردنست‏اين حسن را سوى حضرت بودنست‏
جوهرى دارى زانسان يا خرى‏اين عرضها كه فنا شد چون برى‏
اين عرضهاى نماز و روزه راچونكه لايبقى زمانين انتفى‏
نقل نتوان كردم اعراض راليك از جوهر برند امراض را
مثنوى / 2/944 - 947. پس از آن كه مجموعه عالم انسان به سوى حق غالب آمد بايد مواقف و منازلى را طى كند تا از گناهان و آلودگى‏ها و تعلقات، پاك و پيراسته شود.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <br><a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
4 + 13 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .