نظریه های تکامل جدید (1)

پس از داروین و با پیدایش اشکالات نظریه تکامل برخی از دانشمندان در پی آن برآمدند که با ارائه نظریه های جدید، اشکالات آن را برطرف کنند یا دیدگاه دیگری را ارائه کنند و  نظریه تکامل را، تکامل بخشند.
رويکرد اول) زیست شناسانه یا مکانیکی[1]
رویکردهای زیست شناسانه در اصلِ تکامل و چگونگي چینش کلی اصول آن با داروین موافق هستند. برخي اشکال هاي زیست شناسانه بر نظریه داروین، گروهی از دانشمندان را برانگیخت تا در موارد مشکل دار تکامل تغییراتی ایجاد کنند. این رویکردها با رویکرد داروینی در جزئیاتی از مسائل زیست شناسانه اختلاف دارند. به چند رویکرد مهم از اين گروه اشاره می کنیم.
1ـ  موتاسیون (جهش گرايی)
موتاسيون (Mutation) توسط «گرگوريوهان مندل» (Johann Gregor Mendel) کشيش اتريشي از پيشگامان مطالعه روي وراثت، ابداع شد. این رویکرد مدت ها مورد پذيرش دانشمندان زيست شناسي بود و امروزه نیز رویکردی زنده و بلکه غالب است.
موتاسيون عبارت از عقيده به تكامل از راه جهش است. معتقدان موتاسیون منشاء تغییرات در سیر تکامل را جهش هایی می دانند که در تركيب و مواد سلول هاي جنسي اثر مي كند و سبب تحول و بروز صفات جديد مي شود[2].
اين جهش ها ناگهانی، بی دلیل و کاملاً تصادفی اند و به نسل بعد به ارث می رسند و منشاء تغییر جنسی و ایجاد یک تیپ حیوانی جدید مي شوند[3].
اکنون با پيشرفت علم، تعريف موتاسيون علمي تر شده است. در سال هاي اخير، ماهيت ماده ژنتيكي شناخته شد. ماده منتقله از يك نسل به نسل ديگرDNA  است كه همه اطلاعات و خصوصيات يك فرد بالغ را به صورت رمز دارد؛ از این رو موتاسيون را شكست ها يا جايگزين هايي تعريف مي كنند كه در مولكول DNA اتفاق مي افتد[4].
دلائل طرفداران اين نظريه مشاهداتي است كه دانشمندان در نقاط مختلف جهان به آن دست يافته اند، مثلا گوسفند مرينوس با پشمي لطيف در سال 1828 م ظاهر گرديد. همچنین نبود شاخ در سال 1880 م در كشور پاراگوئه منشأ نژاد جديدي شد[5].
این جهش ها عوامل مختلفی دارند که تنها برخی از آن ها شناخته شده اند؛ بنابراين عقيده، تغييرات ناشي از موتاسيون و تركيب جديد ژنتيك اتفاقي است و تا حدّي به نيازهاي اورگانيسم بستگي دارد[6].
برخي از عوامل موتاسيون از این قرارند:
1ـ اشعه ماوراء بنفش: از تجزيه نور سفيد حاصل مي شود و خواص فيزيكي بسياري دارد.
2ـ اشعه گاما: از تشعشع اجسام راديواكتيو بروز مي كند. اين اشعه ها از خورشيد و ساير كرات به زمين مي رسند و در جزئيات زندگي انسان و ساير جانداران تاثير فراوان دارند.
3ـ كسوف و خسوف: در تغيير نطفه و تغيير شكل و تكامل نقش فراوان دارد.
4 ـ دورگه بودن و جمع شدن دو سلول جنسي متفاوت: اين مسئله مي تواند در سلول هاي جنسي نسل تاثير بگذارد[7].

2ـ  سوخت و ساز (متابولیسم)
سوخت و ساز رویکرد جديدي است كه «رابو» آن را مطرح كرد و با نام «متابوليسم» شهرت يافت. طبق این فرضیه، موجود به محيط وابسته است و آن چه در محيط مي گذرد، روي او منعكس مي شود و موجود زنده با محيط، به تناسب احتياجاتش، روابط نزديك برقرار مي کند. موجود زندگي نمي كند و رشد نمي يابد؛ مگر آن كه مواد ضروري را از محيط مي گيرد و باقيمانده حاصل از اعمالش را بدان برمي گرداند.
هر بار كه موجود زنده محيط خود را عوض كند يا عوامل جديدي وارد ميدان شوند، تعادل تبادلات (متابوليسم) فوري تغييراتي پيدا مي كند؛ فرد اگر رشدش را تمام كرده باشد، از نظر رشد، ديگر تغيير نمي کند يا كم تغيير مي كند؛ ولي حالت فيزيولوژيكي اش تغییر مي كند، تمام بافت هاي موجود زنده حتي عناصر جنسي اش تحت تاثير اين واكنش واقع مي شوند؛ بنابراين اعقاب او ممكن است با خودش فرق داشته باشند[8].
«لينسكو» يكي از معتقدان متابوليسم بود و اعتقاد داشت اختصاصات ارثي با نوع متابوليسم مشخص مي شود. كافي است نوع متابوليسم را در بدن يك جاندار تغيير دهيم؛ براي آن كه تغييري در اختصاصات ارثي آن حاصل كنيم. اختصاصات ارثي نتيجه تجمع اثر شرايط خارجي محيط زندگي است كه به وسيله جاندار در يك سلسله نسل هاي پيشين پذيرفته شده است. او همچنين مي گفت: علت تغيير طبيعت جسم زنده را بايد در تغيير نوع جذب و در تغيير مبادله مواد جست وجو كرد[9].

3ـ تئوری ترکیبی
تئوري تركيبي تكامل در حدود سال 1930م ارائه شد. اين تئوري حاصل تلفيق اصول و ديدگاه هايي است كه قبلا به صورت پراكنده از سوي متخصصان رشته هاي زيست شناسي بيان شده بود.
تئوري هاي ارائه شده در زمينه روند تحول جانداران در قرن نوزدهم به بعد، تحول موجودات زنده را بيشتر به وسيله يك روند واحد و از طريق تاثير يك عامل برتر تفسير مي كردند. برخی معتقد شدند؛ تكيه بر نقش انحصاري يك عامل، دليل گمراهي و ناكامي آن تئوري ها بوده است؛ از اين رو تئوري تركيبي را ارائه دادند، تا با كنار هم گذاشتن نقطه قوت تئوري هاي قبلي و دور ريختن نقطه ضعف آن ها، تئوري جامعي ارائه دهند؛ از اين رو رویکرد ترکیبی با نگاه به تمام آن چه زيست شناسان تكاملي در گذشته گفته بودند، پا به ميدان گذاشت.
این رویکرد، آمیخته ای از تئوري هاي گذشته است؛ از اين جهت براي نمونه عوامل تغيير را جامع عوامل معرفي شده در سابق مي داند كه عبارت اند از: پيدايش تغييرات تصادفي (جهش)، پيدايش ساختمان ژنتيك متنوع از طريق نو تركيبي (تركيبات و آرايش جديد ژن ها)، عوامل خارجي (عكس العمل در برابر رخ دادهاي تصادفي) و انتخاب طبيعي[10].

رويکرد دوم) خداباورانه
رویکردهایی در این بخش منظور است که در برابر انگاره اتفاقی بودنِ رویکرد داروین نسبت به خلقت، به وجود آمده اند. برخی از صاحبان این رویکردها از نظر زیست شناسانه به رویکرد داروین معتقدند؛ البته وجه تمایز این رویکردها با رویکرد داروین این است که این رویکردها شاخصه تصادف و اتفاق را از رویکرد داروینی حذف و دخالت مستقیم خدا را جایگزین کرده اند.
1ـ تکامل کیهانی
برخي، مطابق رویکرد تکامل کیهانی، معتقدند جهش ها و تغييرات موجودات متاثر از اشعه هاي كيهاني اند. پيدا نشدن علت قطعي تغييرات در موجودات، از يك سو، و جست وجوي علتي براي تغييرات كه احتمال انتسابش به خداوند بيشتر باشد، توسط برخي دين داران، از سوي ديگر، باعث مطرح شدن اين نظريه شده است.
این رویکرد گرچه در نگاه نخست توجیهی طبیعی برای تکامل به نظر می آید؛ اما در واقع يك نظريه خداباورانه است و ارائه کنندگان اين نظريه به دنبال يافتن خداوند در فرآيند تكامل بوده اند. از نظر بعضي از اين محققان، خداوند به صورت يك نيروي كيهاني بدون تشخص و هويت در آمده است[11]. يكي از صاحبان اين نظريه لیال واتسون نويسنده كتاب فوق طبيعت می باشد. وی تاثیر اجرام و اتفاقات کیهانی ـ به عنوان فراطبیعت ـ بر روی موجودات زنده را مسیری برای کشف تاثیر فرا طبیعت (خداوند) بر موجودات تبیین می کند.
واتسون برای بیان ديرپذير بودن باور انحصار علت تغییرات در تصادف، به قول وادينگتون دانشمند ژن‌ شناس اشاره می کند که اين امر شبيه ريختن تعداد زيادي آجر بر روي يك ديگر است؛ به اين اميد كه آجرها اتفاقي به شكل خانه اي مسكوني روي هم قرار گيرند[12].
واتسون يكي از عوامل تغییرات را تأثير اتفاقات آسماني در روند تكامل و سرنوشت موجودات زنده می داند. به اعتقاد وی موجودات زنده از كيهان تاثير مي پذيرند. هيچ دانشمندي و به يقين هيچ زيست شناسي كه با آخرين تحقيقات بر روي آب و هوا و ضرب آهنگ هاي طبيعي آشنا باشد، نمي تواند با اصل تاثيرگذاري پديده هاي آسماني روي رويدادها و موجودات زنده مخالفت كند[13].
نگارنده كتاب فوق طبيعت معتقد است:
«گر چه احتمالات ديگر، اثر مهمي در فرايند تغيير به عهده دارند؛ اما با وجود اين نحوه عمل حيات بر طبق الگو و نمونه اي از اطلاعات است كه از قبل در پراكندگي كيهان نيمه پنهان بوده است. حيات توسط طرحي قبلي، ساخته شده و اين طرح از نيروهاي كيهاني كه حيات در معرض آن ها قرار داشته و دارد، جداشدني نيست. اين تاثيرات محيطي، زمينه قسمت اعظم فوق طبيعت است»[14].
ت كنون برخي از تغييراتي كه آسمان بر روي موجودات زنده مي تواند به وجود آورد، كشف شده است؛ از جمله تأثير اشعه هاي كيهاني در تغيير نژاد است. همچنين لكه هايي كه هر 11 سال و 3 ماه يك بار روي خورشيد ظاهر مي شوند، در تكامل و تغيير نژاد جانداران و مواد معدني بسيار موثرند. منجم مشهور آمريكايي حساب كرده است كه سرعت نمو درختان و کیفیت و کمیت محصولات کشاورزی به لكه هاي خورشيد بستگي دارد[15].
2ـ تکامل هدف دار یا جهت دار
برای تعریف تکامل جهت دار ابتدا بايد متوجه باشیم كه از تركيب «تكامل جهت دار» يك خط مستقيم ناگسسته را اراده نكرده ايم، چون گرايش هاي موضعي كوتاه مدتي هست كه با گرايش هاي دراز مدت تعارض دارد و در يك مسير نيست[16].
قطعاً ما در قول به جهت داري نمي توانيم بگوييم كه تكامل آن قدر جهت دار است كه هيچ‌ گاه به بيراه نمي رود؛ چون برخي از انواع موجودات به خاطر ضعفشان منقرض شده اند و كسي نيست كه از اين نكته آگاهي نداشته باشد.
كساني كه جهت داري را در تكامل مي بينند، از اين جهت نيست كه تمام موجودات در مسير هدف معيني تكامل پيدا مي كنند؛ بلكه از اين جهت است كه با نگاه به كليت سير تكامل، نمي توان پذیرفت كه اين سير جهت مشخصي ندارد؛ چون كليت تكامل قطعاً مسیری، مثلاً از ساده به پيچيده را پيش گرفته است و اين انكارپذير نيست.
صدها يا هزارها مورد مسلم وجود دارد كه تکامل در آن ها يك خط سير معيني را پيموده است؛ بنابراین نبايد تصور كرد كه نتيجه بدون نقشه و مقصد به دست آمده باشد و تغييرات حاصل شده، حتماً هدف و جهتي داشته است[17].
از این رو در تعریف تکامل جهت دار می توان گفت وقتي كليت تكامل را با تفاصيل و جزئيات بيشتري مورد بررسي قرار مي دهيم، مي بينيم؛ تكامل در بسياري از خصوصيات خود (نه تمام موارد) كاملاً دنبال جهت معيني را گرفته و پيش رفته است. مسیری که خداوند آن را برنامه ریزی و هدایت کرده است و به وجود آمدن تک تک موجودات را در این مسیر اراده کرده است؛ بنابراین تكامل هدفدار، يعني خداوند، موجودات را در اين چنين وضعيتي قرار داده و جهش ها را در درون نطفه آن ها نهفته است و اين جهش ها چندي يك بار بروز مي كنند[18].
3ـ نظریه تکامل های کوچک
اين رویکرد با مشاهده و تجربه به اثبات رسیده و به نام نظریه تکامل کوچک (Microevolution) مشهور است. از هيچ کدام فرضیات ارائه شده توسط علم درباره تکامل به قطعیت نرسیده اند و تنها تحلیلی که توسط مشاهده در طبیعت و آزمایشگاه به اثبات رسیده، تکامل کوچک (در حد تغيير صفات غیر ذاتی) و تكامل بزرگ (در حد تغییر انواع) تا كنون ديده نشده است، این يكي از اشكالات وارد شده بر نظریه تكامل پس از داروین بود.
اين اشكال باعث شد برخي نظريه تكامل كوچك را تغيير بدهند و بگويند تكامل تنها در محدوده تغییر صفات غیر ذاتی واقع شده است[19]؛ تكاملي كه در گذشته وجود داشته و اكنون نيز هست، تكامل كوچك است، یعنی تغیير نژاد، رنگ، حجم و... به وسيله تكامل؛ اما تكامل بزرگ تر كه جنس ها، خانواده ها، دسته ها، رده ها و شاخه ها را از هم جدا مي سازد، بر پايه هيچ دليل مستقيمي استوار نيست[20].
امروزه تكامل كوچك تنها نظريه قطعی در رابطه با بحث تكامل است، به طوري كه طرفداران تكامل براي اثبات تكامل، به شواهدي از تكامل كوچك استناد مي كنند.
نتیجه
از نظر قرآن که توسط ظواهر آیات به دست می آید، با نظریه تکامل کوچک که تنها نظریه اثبات شده در زمینه تکامل است، تعارضی، حتی ظاهری، ندارد. علم و قرآن در این حیطه برخوردی با یک دیگر ندارند و قرآن درباره آن چه که علم درباره آن صحبت کرده و به نتایجی قطعی رسیده، سکوت کرده است. این رویکرد چون تلاقی ای با نظریه قرآنی ندارد از میان رویکردهای تکاملی، رویکردی هماهنگ با ظاهر آیات است.

پی نوشت ها:
[1] . در این قسمت از مقاله «قرآن و رویکردهای جدید نظریه تکامل» آقای دکتر ابراهیم کلانتری و روح الله رضایی در مجله قرآن و علم شماره 6 استفاده شده است که البته این مطالب برگرفته از پایان نامه ایشان در دانشگاه معارف بوده که مؤلف این سطور مشاور آن پایان نامه بوده اند.
[2]. باب الحوائجی، همان، ص 160.
[3]. همان، ص 165 و 166.
[4]. يحيي، هارون، فروپاشی علمی داروینیسم، 113
[5]. زماني قمشه اي، علي، آغاز آفرینش، 46
[6]. باربور، همان، ص 403.
[7]. باب الحوائجي، همان، ص 240 ـ 241؛ باربور، همان، ص 403
[8]. رووير، هـ . حیات و هدفداری، ص 190 و 191
[9]. همان، 185 و 187.
[10]. نيشابوري، همان، ص 180 ـ 184، با تلخيص
[11]. باربور، همان، ص 126
[12]. واتسون، ليال، فوق طبيعت، 21
[13]. همان، ص 68.
[14]. واتسون، همان، ص 21
[15]. باب الحوائجي، همان، 243 ـ 244
[16]. باربور، همان، ص 422.
[17]. زابلين، پيدايش و تکامل حيات، ص 115
[18]. رووير، هـ ، حیات و هدفداری، ص 195 ـ 198
[19]. جی بال، جیم، زيست شناسي تکاملي فن آوري قرن 21
[20]. صباغي، يوسف، فرضيه داروين و خداشناسي، ص 182

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <br><a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
11 + 4 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .