پاسخگوئي قرآن در عصر حاضر

در پاسخ به مطالب ذيل توجه كنيد :
1- آن چه در حيات آدمي تغيير مي‌كند، مربوط به پوسته زندگي اوست و هرگز هويت اصلي و جوهري آدمي با اين تحولات دگرگون نمي‌شود. با اين وصف، تفاوت موقعيت‌هاي تاريخي، گوهر آدميان موجود در اين موقعيت‌هاي مختلف را متفاوت نمي‌سازد .
2- دين به جانب ذاتي و جوهري هويت آدمي نظر دارد كه امري ثابت و غيرمتحول است. البته اديان در سير تاريخي خود، به تناسب افزايش استعداد مخاطبان براي دريافت حقايق ديني، به سوي كمال حركت كرده‌اند و اين سير تكاملي در دين خاتم به منتهاي خود مي‌رسد و كاملترين دين ظهور مي‌يابد، ديني كه دربردارنده تمام آنچه بايد از طريق وحي بيان گردد، مي‌باشد و از تحريف مصون است. از اين رو، مجالي براي ظهور دين ديگر باقي نمي‌گذارد.
3- انسان داراى يك سلسله نيازهاى ثابت است و يك سلسله نيازهاى متغير؛ نيازهاى ثابت انسان قوانين ثابتى را طلب مى‏كند و نيازهاى متغير قوانين متغير. از جنبه ديگرى اگر به اين مسأله نگاه كنيم بايد بگوييم در زندگى فردى و اجتماعى امورى هستند كه همواره داراى مصلحت مى‏باشند و براى رشد فرد و جامعه وجود آنها ضرورى است و امورى هستند كه همواره براى فرد و جامعه مضر هستند واز موانع رشد به شمار مى‏روند. اين امور چون مصلحت و مفسده آنها ثابت است و اختصاص به زمان يا مكان خاصى ندارد، منشأ وضع قوانين ثابتى مى‏شوند. پيشرفت علم و تكنولوژى، تبديل زندگى‏هاى بدوى و ساده به پيچيده و گسترده، رشد جمعيت، تغيير ابزارهاى زندگى و... هيچكدام باعث نمى‏شوند كه اين قوانين تغيير كنند چون اين قوانين برخاسته از نيازهاى ثابت انسانند و داراى مصالح و مفاسد ثابتى مى‏باشند. به عنوان مثال حس پرستش يك نياز ثابت در درون همه انسان‏ها است. فطرت و سرشت انسان‏ها به گونه‏اى است كه همواره به سوى يك موجود متعالى گرايش دارد؛ دوست دارد بنده او باشد و او را تقديس و تنزيه كند، اينجا است كه ما مى‏توانيم به دعا به عنوان يك قانون ثابت در زندگى همه انسان‏ها در همه اعصار توجه نماييم. يا شراب موجب از بين رفتن قدرت تفكر و نيروى عقل مى‏شود واين اختصاص به انسان خاصى ندارد اين امر باعث مى‏گردد كه ما شاهد يك قانون ثابت به عنوان حرمت شرب خمر در فقه باشيم. با توجه به مطالب فوق بايد گفت عموم دستوراتى كه در قرآن كريم مى‏باشد جهان‏شمول بوده و همه انسان‏ها و جوامع رادر بر مى‏گيرد.
براى كسب اطلاعات بيشتر مى‏توانيد به كتاب خاتميت، ص 60 الى 85 و كتاب اسلام و مقتضيات زمان، ج 1، ص 193 الى 197 مراجعه فرماييد.
4- از ويژگي‌هاي برتر قرآن در کنار جامعيت و جهاني بودن ، جاودانگي آن است؛ يعني قرآن به زماني خاص يا ملت يا گروهي ويژه ، اختصاص ندارد و به فراخناي حيات بشري تا پگاه رستاخيز با تمام اقوام و ملل و زبان‌ها و مليت‌ها به گفتگو مي‌پردازد. قرآن به عنوان تنها کتاب آسماني تحريف نيافته ، گفتار و پيام خداوند را‌، به طور مستقيم در دسترس بشريت قرار داده است، و ناسخ آن نخواهد آمد . بدين جهت پيامبر اکرم (ص) در خطبة الوداع با عنوان « ثقل اکبر» از آن ياد کرد. برگهاي زرين تاريخ اين کتاب ـ از آغاز ظهور تاکنون ـ براي هر مخاطب منصفي اين امر را به اثبات مي‌رساند که قرآن با برخورداري از اصل جاودانگي و ميزان حضور درميان جهانيان و نقش‌آفريني در تحولات اساسي جهاني و اهتمامي که از سوي پيروان عموم اديان و مذاهب به آن شده، بي‌همتاست.
« مايکل هارت» ـ نويسنده و مورخ امريکايي ـ پس از سالها تحقيق و پژوهش و مصاحبه با شخصيت‌هاي معروف و طبقات مختلف مردمي‌،‌درباره يکصد تن از انسان‌هاي بانفوذ و تأثيرگذار در طول تاريخ بشري ، اعم از پيامبران ، نوابغ ، پادشاهان و ... کتابي به نام « يکصد انسان سرنوشت‌ساز تاريخ» منتشر کرد. در صدر اين رده‌بندي صد نفري ، نام پيامبر اسلام به عنوان « محمد متنفذترين انسان تاريخ» آمده است1.
هم‌چنين پس از جنگ جهاني دوم ، يک پژوهشگر انگليسي با تأليف کتابي با عنوان « کتابهايي که دنيا را به حرکت درآورده »، ده کتاب را به عنوان بهترين و تأثيرگذارترين کتابهاي تاريخ بشري معرفي کرد، که در صدر آنها قرآن و سپس انجيل قرار دارد.
ميزان اهتمام مسلمانان نسبت به قرآن از آغاز تاکنون جاي هيچ گفت‌وگو ندارد و به يقين مي‌توان ادعا کرد که قرآن در تمام تاريخ تابناک خود کانون توجه همه فرق اسلامي و دانشجويان همه شاخه‌هاي علوم اسلامي بوده و بدون ترديد بيشترين آثار و نگاشته‌هاي علمي انديشمندان اسلامي مستقيم يا غيرمستقيم ناظر به قرآن بوده و هست.
اينک جاي اين پرسش است که راز جاودانگي قرآن در چيست ؟ به راستي قرآن داراي چه عناصر و ويژگي‌هاست که آن را جاودانه ساخته است ؟
آنچه در اين مقاله دنبال شده ، پاسخ اجمالي به اين پرسش سترگ و بررسي مختصر هشت عامل مهم از عوامل جاودانگي قرآن است که به ترتيب عباراتند از :
1. برخورداري از عمق و ژرفا ، 2. کلان نگري ، 3. تمرکز بر نيازهاي اساسي ، 4.پاسخگويي به نيازهاي هر عصر ، 5. برخورداري از استدلال و برهان ، 6. تکيه بر مباني فطرت ، 7. رعايت نزاهت در بيان ( پيرايش سخن ) ، 8. رعايت عناصر زيباشناختي .
از ميان اين عوامل ، هفت عامل نخست به محتوا و مضمون قرآن ناظر است و عامل هشتم به ساختار وشکل ارائه محتواي قرآن مربوط مي‌شود .
اينک به بررسي اين عوامل مي‌پردازيم :
1. برخورداري از عمق و ژرفا
قرآن کتابي است که در نگاه بدوي ، ساده و سطحي به نظر مي‌رسد اما هنگامي که شخصي به تدبر وتفکر در آن مي‌پردازد ، درمي‌يابد که به عکس آنچه درنگاه اوليه به نظرش آمده ، اين کتاب بس عميق و ژرف است . شايد بتوان قرآن را از اين جهت ، بسان کتاب طبيعت دانست . پديده‌هاي طبيعي بسان درختي در باغ ، در نگاه نخست ، بسيار ساده و فاقد ژرفا به نظر مي‌رسند ، و بسيار مي‌شود که انسان را فريفته ظاهر زيباي خود مي‌سازد؛ اما وقتي با نگاه يک عارف يا يک زيست‌شناس به آن چشم دوخته شود هزاران رمز و راز در آن فراچنگ مي‌آيد . به راستي آيا چنان نيست که اسرار ناپيداي درون هر يک از پديده‌هاي طبيعت ، سده‌هاي متمادي است که انسان را در تفکر و تدبر فرو برده و او هر بار با کشف بخشي از اسرار آن اعتراف مي‌کند که هنوز افق‌هاي ناگشوده و ناشناخته بسيار است؟! از همين رو است که حضرت امير (ع) قرآن را اين چنين توصيف فرموده‌اند:‌ « ظاهره انيق و باطنه عميق . ظاهرش زيبا و باطنش ژرف است »3.
ملاحظه مي‌شود که ميان کتاب طبيعت و کتاب شريعت ( قرآن ) شباهت‌هاي بسياري وجود دارد . به خاطر برخورداري قرآن از چنين ژرفايي در آيات زيادي از خود قرآن بر تدبير و تفکر در آن تأکيد شده است . نظير آيه « افلا يتدبرون القرآن و لو کان من عند غيرالله لوجدوا اختلافاً کثيراً. ( نساء / 82 ) آيا در آن تدبر و تفکر نمي‌کنند ؟ و اگر قرآن از جانب غير خداوند مي‌بود ، در قرآن اختلاف زيادي مي‌يافتند ». چنان که در برخي آيات ، به تدبر در کتاب هستي ، دعوت شده است نظير آيه: « و في الارض آيات للمومنين و في انفسکم أفلا تبصرون ( ذاريات /21) در زمين و در وجود خودتان ، نشانه‌هايي باري مومنان است ، آيا نمي‌گرديد ».
پيامبر اکرم (ص) در گفتار بلندي درباره قرآن چنين فرمود « ما من آية الا و لها ظهرو بطن . هيچ آيه‌اي نيست مگر آنکه افزون بر ظاهر داراي باطن است»4.
و امام علي (ع) درجايي ديگر ، قرآن را مايه سيرابي عطش دانشمندان دانسته است « و جعله ريّاً لعطش العلماء . خداوند قرآن را وسيله سيرابي عطش انديشه‌ورزان قرار داده است »5.
گاه برخي از آيات و سوره‌هاي قرآن چنان ژرف و عميق‌اند که در روايات آمده است مخاطب آنها تنها مرداني ژرف‌انديش در آخرالزمان هستند . در روايتي از امام سجاد (ع) چنين آمده که : « چون خداوند متعال مي‌دانست در آخرالزمان ، مردم ژرف‌انديش پديد خواهند آمد ، سوره توحيد و شش آيه نخست سوره حديد را براي آنان فرو فرستاده است»6. در روايتي ديگر آمده است که سوره توحيد ، ثلث قرآن است؛ بدين جهت هر بار پنج آيه‌اي ، نظير سوره توحيد ، داراي چه عمق و ژرفايي است که يک سوم معارف و مفاهيم قرآن را درخود جاي داده و براي فهم ژرفاي آن پديدار شدن مرداني ژرف‌انديش در آخرالزمان لازم مي‌باشد؟ آيا نگاهي بدوي به اين سوره که بارها در نمازهاي خود تکرارش مي‌کنيم چنين عمقي را بدست مي‌دهد؟!
عارف و مفسر ژرف‌انديش ـ امام خميني (ره) ـ در اين باره چنين مي‌گويد: « آياتي در روايات ما وارد شده است که براي متعمقين آخرالزمان وارد شده است ، مثل سوره توحيد و شش آيه از سوره حديد؛ گمان ندارم که واقعيتش براي بشر تا الان و تا بعدها بشود آن طوري که بايد باشد ، کشف شود . تحقيقات بسيار ارزنده‌اي هم صورت گرفته ، لکن افق قرآن بالاتر از اين مسائل است. همين آيه شريفه « هوالاول و الاخر والظاهر والباطن » انسان خيال مي‌کند که خوب، اول ما خلق الله است و آخر هم همان است، لکن اصلاً مسأله اين نيست که ما مي‌فهميم و فهميد‌ه‌اند؛ بيش از اين مسائل است . « هو الظاهر » اصل ظهورش را به غير خودش مي‌خواهد نفي کند ازغير خودش ، مال اوست . واقع مطلب همين است »8.
برخورداري قرآن از عمق و ژرفا از اين جهت به آن جاودانگي مي‌بخشد که انديشمندان در هيچ عصري معارف و مفاهيم آن را پايان يافته نمي‌دانند و با گذشت هر عصري خود را نيازمند کاوش هرچه بيشتر ، در زمينه آيات قرآن مي‌بينند . سر آن که در سخن حضرت امير (ع) ، قرآن چنان ژرف بوده و افق معارف آن چنان دور از دسترس است که انديشمندان، هماره خود را در برخورد با قرآن تشنه مي‌بينند و احساس مي‌کنند براي سيرابي خود پيوسته از زلال معارف آن بهره گيرند .
پيداست اگر قرآن فاقد چنين عمق و ژرفايي بود ، پس از گذشت روزگاري با فراچنگ آمدن کرانه‌هاي معارف آن ، ديگر به کناري گذاشته مي‌شد و هرگز حضور فعال و پويا درميان اجتماع نمي‌داشت .
2. کلان‌نگري
قرآن ، در راستا هدف تربيت و انسان‌سازي خود سرگذشت شماري از اقوام نيکبخت و نگون‌بخت را منعکس ساخته و براي بسياري از حوادث و گره‌هاي اجتماعي عصر نزول ، چاره‌جويي کرده است؛ چنان که در بسياري از زمينه‌هاي اساسي حيات فردي و اجتماعي ، رهنمودهاي بنيادين ارائه نموده است . از سوي ديگر ، ناظر بودن اين دسته از آيات ، به حوادث بيروني و مقتضيات عصر نزول، اين اقتضا را داشت که قرآن را در چنبره جزئي‌نگري و عصرگرايي به اسارت درآورد وکتابي جاودانه که تمام بشريت در پهناي تاريخ را مورد خطاب قرار داده باشد ، درنظر نيايد؛ اما به رغم چنين محذوراتي، قرآن به استواري هرچه تمامتر خود را از جزئي نگري رهانيده و در تمام عصرهاي پيشگفته ، اصل « کلان نگري » خود را حفظ کرده است .
براي آن که اين مطلب ، روشن و ثابت بنمايد ، چند نمونه از اين مسائل را ياد‌آور مي‌شويم :
قرآن به طور مکرر داستان موسي‌(ع) را آورده است ، به گونه‌اي که سرگذشت حضرت موسي(ع) از نظر تکرار در صدر قصه‌هاي قرآن قرار دارد. به طوري که با کنار هم گذاشتن آيات مربوط به اين ماجرا ، بسياري از حلقه‌هاي گمشده آن آشکار مي‌گردد. با اين حال ، قرآن به بسياري از پرسش‌ها پاسخ نمي‌دهد و معتقد است کلان‌نگري کتابي جاودانه ، چنين اقتضايي دارد که خود را گرفتار طرح مسائل خرد نسازد .
برخي از اين پرسش‌هاي بي‌پاسخ عبارتند از:
1. نام والدين موسي(ع) و زيستنامه افراد خانواده و تبار او بويژه برادرش هارون (ع).
2. نام فرعون عصر موسي(ع) ، چگونگي به سلطنت رسيدن ، زمان پادشاهي و پهنه‌ حکومت او
3. محدوده مشخص سرزمين‌ مصر ، ديار ، شعيب ، بيابان معروف ( تيه ) ، باريکه عبور از رود نيل و ...
4. مشخصات مردم شناسي بني‌اسرائيل ، نام تيره‌هاي دوازده‌گانه و ...
5. جزئيات برخورد با درخت معروف و معرفي شدن به عنوان پيامبر و جزئيات دعوت فرعونيان به يکتاپرستي و ... .
قرآن در ساکت گذاشتن پاسخ به شماره اصحاب کهف9 تلويحاً به اين نکته پاي فشرده که شأن چنين کتابي جاويد و انسان‌ساز ، فروگذاردن اين جزئيات و واگذار کردن آن به تحقيقات و کنکاش‌هاي تاريخي و باستان‌شناسي است : آنچه از کتاب خداوند انتظار مي‌رود همانا کلان‌نگري است .
قرآن در برخورد با دهها حادثه عصر نزول به خوبي نشان مي‌دهد که بسياري از آيات و سوره‌ها، براي باز کردن گره‌اي در کار مسلمانان ، در پاسخ به پرسشي ، ارائه رهنموني با توطئه کافران و منافقان و ... فرود آورده است . در تمام اين روايات تاريخي ، بيشتر جزئيات ماجرا و نام اشخاص مورد نظر آمده است . اما در قرآن به هيچ روي به جزئيات اين حوادث اشاره نشده و حتي از بردن نام اشخاص به استثناي داستان زيد و زينب دختر جحش اجتناب شده است.10
ما بر اساس همين روايات اسباب نزول مي‌دانيم که مثلاً آيه نبأ ناظر به داستان و خيانت وليد‌بن عقبه است و آيات«أريات الذي ينهي عبداً اذا صلي » ( علق /9-10)، به برخورد ابوجهل با پيامبر ( ص) در آغاز رسالت مربوط است و آيه « يا ايها الذين امنوا تخونوا لا تخونوا الله و الرسول تخونوا أماناتکم » ( انفال /27) در پي خيانت ابولبابه فرود آمد؛ چنانچه سوره کوثر براي تسکين خاطر و تسلاي پيامبر اکرم (ص) در برابر سخن گزنده عاص بن وائل نازل شد و ... اما براستي چرا قرآن از ذکر جزئيات اين حوادث و نام اشخاص و مکان‌هاي مرتبط با اجراها ساکت است ، آيا اينها نشانگر کلان‌نگري قرآن نيست؟!
به عنوان مثال قرآن بي‌آنکه وارد مسائل جزئي شود از مردان مي‌خواهند که نسبت به همسرانشان به نيکي و معروف رفتار کنند « وعاشروهن بالمعروف» ( نساء/19). وي بدون آن که تعيين حد وسعت و تنگي روزي را ضروري بداند ، مرز رسيدگي به امور خانواده را توان مالي معرفي مي‌کند . « علي الموسع قدره وعلي المقتر قدره » ( بقره /83) ، اما تبيين مصاديق حسن وخوب سخني را به تشخيص خود آنان وا مي‌گذارد؛ و آنجا که از مومنان مي‌خواهد که خود را براي مقابله با دشمنان آماده سازند از واژه « قوه » کمک مي‌گيرد که تمام گونه‌هاي توان نظامي را در برمي‌گيرد. « و أعدوالهم ما استطعتم من قوه »( انفال /60)، يا وقتي که ازممنوعيت انواع سلطه کفار بر مسملمانان سخن مي‌گويد از تمام ابعاد آن عبارت « ولن يجعل الله للکافرين علي المؤمنين سبيلاً » ( نساء/141) ياد مي‌کند بدون آن که اشاره به نوعي خاص را ضروري بداند .
3. تمرکز بر نيازهاي اساسي
قرآن ، خود را کتاب هدايت و انسان‌سازي مي‌داند : « ذلک الکتاب لاريب فيه هدي للتمقين »‌‌( بقره/2)؛ « ان هذار القرآن يهدي للتي هي اقوم » ( اسراء/9). در حقيقت قرآن بيانگر آخرين ، جامع‌ترين و کامل‌ترين مرامنامه حيات فردي و اجتماعي انسان‌هاست که در آن اصول و مباني بنيادين در زمينه عقايد ( هستي شناسي )‌، اخلاق ( بايد شناسي) و احکام ( نظام تشريع ) انعکاس يافته است . از اين جهت تفصيل و جزئيات اين عرصه‌ها را به سنت واگذار کرده است . آنجا که خود تصريح مي‌کند: « و انزلنا اليک الذکر لتبيّن للناس ما نزل اليهم » ( نحل /44).
حال که هدف نزول قرآن و محدوده مسائل آن دانسته شد، مي‌بايست به اين نکته توجه کنيم که قرآن در سرتاسر آيات خود هماره بر محور هدف خود چرخيده و از محدوده و مرز مسائل مورد نظر خود خارج نشده است. بدين خاطر در عين آن که قرآن خود را تبيان هر چيز مي‌داند، ضرورتاً از مسائل جبر و مثلثات، رياضيات و هندسه ، فيزيک و شيمي ، طب و نجوم ، زمين شناسي و صدها دانش زميني ديگرسخن به ميان نياورده است ، مگر در حد اشاره به برخي اصول و کليات ، آن هم در راستاي همان هدف انسان‌سازي .
از اين رو، گفته‌اند حتي اگر در قرآن برخي مباحث علمي انعکاس يافته که از آنها بيشتر در مبحث اعجاز علمي استفاده مي‌شود ، بيشتر اشاره‌هاي گذارست که غالباً براي تبيين آيات و نشانه‌هاي خداشناسي که از جمله اهداف اساسي قرآن است ، بازگو شده است.11
به عنوان مثال اگر قرآن در آيه شريفه « الله الذي رفع السموات بغير عمد ترونها » ( لقمان /10) به اصل جاذبه اشاره دارد، يا در آيه ... « کل في فلک يسبحون» ( يس/40 ) از گردش افلاک سخن به ميان آورده، يا در آيه « ثم خلقنا النطفة علقة فخلقنا العلقة مضغة ... » ( مومنون /14 ) مراحل تکون و رشد نطفه در رحم را به تصوير کشيده ، همگي در راستاي تحقق بخشيدن به آن هدف اساسي، يعني توجه دادن انسان به قدرت و نعمت‌هاي الهي و دست‌يابي به معرفت عميق‌تر از خداوند که اساسي ترين‌ مرحله هدايت و رشديابي است، ارائه شده است.
و تبيان هرچيز بودن با عدم ورود به اين عرصه‌ها منافات ندارد ، زيرا به اذعان بيشتر مفسران، مقصود از بيان هرچيز بودن، بيان در زمينه هدايت و ارائه مرامنامه زندگي است.12
به عبارت روشن‌تر ، قرآن براي خود قلمرو قايل است. قلمروي آن پرداختن به اموري است که از دسترس بشريت خارج بوده و با کنکاش‌هاي آنان فراچنگ نمي‌آيد و درعين حال در تمام عرصه‌هاي حيات به کار مي‌آيد. معرفة الله و راههاي کسب فضايل اخلاقي و داشتن باور و بينشي از معاد و جهان آخرت، از اين دست مسائل است که از سويي با عقل و تجربه بشري قابل تحصيل نيست و از سوي ديگر جزء نيازهاي اصلي و اوليه بشري به شمار مي‌آيند .
ساير دانش‌ها و آموزه‌ها با قدرت عقلانيت و ابزاري شناخت که از سوي خداوند به انسان‌ها ارزاني شده، قابل دستيابي است؛ لذا ضرورتي ندارد در کتاب هدايت به اين امور پرداخته شود.
حرکت در راستاي قلمرو و تمرکز بر نيازهاي اساسي انسان‌ها ، از قرآن کتابي برخوردار از چهارچوب مشخص و تعريف شده ساخته که بسان بسياري از نگاشته‌هاي بشري به هر مناسب از محدوده قلمرو خود به صورت استطرادي خارج نشده و ذهن مخاطب خود را به سمت نيازهاي و پرسش‌هاي غير اساسي سوق نمي‌دهد .
به عنوان مثال گفته مي‌شود که بنياد معارف قرآن، تبيين ابعاد توحيد و چگونگي دستيابي به آن ويژه توحيد افعالي است؛ زيرا قرآن معتقد است اگر انسان‌ها به حقيقت توحيد راه يابند و به اين کان بي‌پايان معرفت دست يابند که « لا موثر في‌ الوجود الا الله » بسياري از بحران‌هاي فردي و اجتماعي که در اثر تکيه بر عناصر غيرخدايي رخ مي‌نمايد، رنگ خواهند باخت . حال وقتي به خط سير آيات و سوره‌هاي قرآن توجه مي‌کنيم ، درمي‌يابيم که هماره اين قانون بنيادين و سوره‌هاي قرآن توجه مي‌کنيم ، در مي‌يابيم که هماره اين قانون بنيادين به شکل‌هاي گوناگون مورد توجه قرار گرفته و پيوسته اين مسأله، اساسي را در پيش روي انسان نصب‌العين او قرار داده است که قرآن از قانون « اسلوب حکيم » استفاده کرده است . مقصود از اسلوب حکيم ، پاسخگويي به پرسش مخاطب در راستاي نياز او و نه ضرورتاً در چهارچوب پرسش اوست .
به عنوان مثال طبق آيه: « يسئلونک عن الأهلة قل هي مواقيت للناس والحج » پرسش حقيقي پرسشگران ناظر به تحليل ماهيت و چگونگي شکل‌گيري حالات مختلف ماه از هلال تا بدر و تا محاق بوده است؛ اما قرآن به جاي پاسخ به اين پرسش که در حقيقت آن را نياز اصلي ندانسته ، چنين پاسخ داده که فلسفه تغيير حالات ماه ، کمک به زمان شناسي مردم و نيز تشخيص ايام عبادت، بويژه در ايام حج است. حال جاي اين پرسش است اگر قرآن به جاي رعايت اصل تمرکزگرايي پراکنده‌گويي مي‌کرد و کشکولي از هر يک از دانش‌ها و معرفت‌ها مي‌بود چنين جاويد و جاودانه مي‌بود؟ و چنين مورد توجه جهانيان قرارمي‌گرفت؟!
5- آيات زيادى دلالت بر جهان‏شمولى و تمام عصرى بودن قرآن دارد به اين معنا كه تعليماتش به طبقه، گروه، جامعه و نژاد خاص و زمان خاص تعلق ندارد كه مهمترين آنها عبارتند از: الف) آياتى كه خطاباتش به صورت عام، همه انسان‏ها را با تعابيرى چون «يا ايها الناس» «يا بنى‏آدم» مورد خطاب قرار داده است (بقره، 21 - نساء، 1 و 174 - فاطر، 15 - ياسين، 60 - اعراف، 26 و 27 و 31 و 35). ب ) آياتى كه نزول قرآن و بيان آيات آن را براى همه مردم معرفى مى‏كند (بقره، 185 و 187 - آل عمران، 138 - ابراهيم، 1 و 52 - جاثيه، 20 - زمر، 41 - نحل، 44 - كهف، 54 - حشر، 21). ج ) آياتى كه عموميت دعوت قرآن كريم را با تكيه واژه العالمين بيان مى‏فرمايد (انعام، 90 - يوسف، 104 - ص، 87 - تكوير، 27 - قلم، 52). د ) آياتى كه ناظر به جهانى بودن رسالت پيامبر اكرم(ص) است و به التزام، همگانى بودن دعوت قرآن را اثبات مى‏كند (نساء، 79 - حج، 49 - سبأ، 28 - انبياء 107 - فرقان، 1 - انعام، 19). بنابراين قرآن كتابى است كه خود را در قالب مخصوص و برنامه‏اى محدود محصور نمى‏سازد و تطبيق امور در زمان‏ها و مكان‏هاى مختلف و شيوه الغاء خصوصيات و دريافت پيام‏هاى عام را به دانشمندان دين مى‏سپارد كه متناسب با شرايط و دگرگونى‏ها از آن قالب‏هاى كلى استخراج كنند.
پي‌نوشت‌ها :
1ـ تفسيرامثال القرآن ، ص 66-65 ، به نقل از روزنامه اطلاعات، مورخه 7 مرداد 1357 .
2ـ همان ، ص 79 .
3ـ نهج‌البلاغه، خطبه 18 .
4ـ بحارالانوار، ج 23 ، ص 197؛ بصائر الدرجات، ص223.
5ـ نهج‌البلاغه ، خطبيه 198.
6ـ متن روايت چنين است :‌« سئل عن السجادعن التوحيد فقال: ان الله عزوجل علم انه يکون في آخرالزمان اقوام متمعقون فانزل الله قل هوالله احد و الايات من سوره الحديداي قوله: عليم بذات الصدور فمن رام وراء ذلک فقد هلک » تفسير صافي ، ج5 ، ص 393؛ تفسير نور الثقلين ، ج5، ص6و7.
7ـ هم چنين در روايات آمده است که سوره کافرون يک چهارم قرآن است. ر. ک: کافي ، ج2 ، ص621؛ عيون أخبارالرضا(ع)، ج1 ، ص41.
8 ـ قرآن کتاب هدايت در ديدگاه امام خميني ، ص 158-157.
9ـ آيه 22 سوره کهف « ... فلا تمار فيهم الا مراءاً ظاهراً » به اين نکته ناظر است.
9 احزاب /37.
10 ـ براي آگاهي بيشتر ر. ک: التمهيد في علوم القرآن، ج6 ص6 ، آية الله معرفت از اين دانش‌ها با عنوان « اشارت عابره » ياد کرده است .
11 - ر. ک: مجمع البيان ، ج 6، ص190؛ الميزان ، ج12 ، ص 324

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <br><a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
8 + 3 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .