چرا خداوند در قرآن مهمترين شيوه راز و نياز با خود را براي ما شرح نداده است؟

روش آموزشي قرآن بيان كليات و اصول عمومي است، تشريح مصاديق و جزئيات غالباً بر عهده پيامبر گرامي(ص) مي‌باشد. رسول‌خدا(ص) نه تنها مأمور به تلاوت قرآن بود، بلكه در تبيين آن نيز مأموريت داشت، چنانكه مي‌فرمايد:
و أنزلنا إليك الذكر لتبيّن للنّاس ما نزّل إليهم و لعلّهم يتفكّرون.1
و قرآن را بر تو فرستاديم تا آنچه براي مردم نازل شده است، براي آنها بيان كني و آشكارسازي، شايد آنان بينديشند.
در آية يادشده دقت كنيد، مي‌فرمايد:
«تبيّن» و نمي‌گويد: «لتقراً» يا «ليتلو» و اين نشانه آن است كه پيامبر(ص) علاوه بر تلاوت، بايد حقايق قرآني را روشن كند.
بنابراين انتظار اينكه مصاديق و جزئيات در قرآن بيايد، همانند اين است كه انتظار داشته باشم همه جزئيات در قانون اساسي كشور ذكر شود.
در قرآن فقط به اصول کلي اشاره شده است . مثلا قرآن بصورت قانون کلي مي فرمايد : اقم الصلاه يا کتب عليکم الصيام . نماز بخوانيد و روزه بگيريد . اما اينکه نماز را با چه وضعيتي و کيفيتي بخوانيم ، ديگر در قرآن نيامده . اينکه در هر وقت نماز چند رکعت باشد ؛ و کيفيت خواندن نماز چگونه باشد ؟ اين وظيفه پيامبر است . پيامبر موظف است نحوه نماز خواندن و تعداد رکعات هر وعده را مشخص کند . حالا شايد بپرسيد به چه دليل بايد پيامبر مشخص کند ؟ جواب اين است که خود قرآن به ما دستور داده در مسائل جزئي ، بايد سراغ پيامبر برويد و هر کاري را او گفت انجام بدهيد و از هر کاري منع کرد ، آن کار را ترک کنيد . يعني اگر پيامبر گفت ، اينطور وضو بگيريد ، اينطور نماز بخوانيد ، اينقدر نماز بخوانيد ، فلان جور روزه گيريد . ما بايد بپذيريم . چرا؟ براي اينکه دستورخود قرآن است . دستور قرآن چيست ؟ در آيه اي مي فرمايد : ما آتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فنتهو هر چه رسول خدا گفت انجام دهيد ، انجام دهيد و هر چه را گفت ترک کنيد شما هم ترک کنيد . حالا چرا بايد به اين دستور قران ، گوش بدهيم ؟ جواب اين است که خداوند در ايه ديگر مي فرمايد : براي اينکه پيامبر وما ينطق عن الهوي ان هو الا وحي يوحي . پيامبر هرگز از روي هوا و هوس حرف نمي زند بلکه هر چه ، در هر مورد و زمينه اي مي گويد ، ما به او وحي ميکنيم تا بگويد . او بدون اذن ما حرفي نمي زند . اگرما در قران گفتيم نماز بخوانيد بعدش هم گفتيم نحوه نماز خواندن را از پيامبر ياد بگيريد براي اينکه نحوه نماز خواندن را هم ما به او ياد داديم و او به جز دستورکاري نمي کند . از پيش خود حرفي نمي زند همه حرکات و حرفهاي پيامبر و حتي سکوتش ، با وحي ماست . کارهايش را زير نظر وحي انجام مي دهد.
قرآن خود متکفل بيان تمام مصاديق و جزئيات فروع معارف و دستورالعمل‏ها نيست نماز نمونه خوبي از اين دست است . شايد در بين احکام و دستورهاي شريعت مطلبي به اهميت و محوريت نماز وجود نداشته باشد; تعابيري نظير ستون خيمه دين، مرز ميان کفر و ايمان، عامل تقرب هر پرهيزکار و نخستين پرسش و اساسي‏ترين عامل پذيرش ديگر اعمال نشان دهنده اهميت اين تکليف الاهي است; اما به راستي آيا در آيات قرآن نشاني از تعداد رکعات و خصوصيات اين فريضه وجود دارد؟ !
قرآن به وجوب نماز و اقامه آن در اوقات خاص و طهارت هنگام نماز و چند مورد از اين دست اشاره کرده، بيان خصوصيات ديگر اين مهم را به «سنت‏» واگذاشته است . قرآن درباره زکات واجب و حج و خمس و ساير دستورهاي شريعت مقدس نيز از همين نظام تبعيت کرده است; يعني فشار اصلي را بر تثبيت اين واجبات گذارده و بيان خصوصيات را به دستگاه ديگر (سنت) واگذار کرده است .
همين دغدغه و پاسخش بر زبان ابوبصير و امام صادق (ع) نيز جاري شده است: ابو بصير که از شاگردان تيزبين امام ششم (ع) است، پيرامون آيه 59 سوره نساء - «اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منکم‏» - که مردم را به اطاعت از خدا و رسول و اولياي امور فرا مي‏خواند، به طرح پرسش مي‏پردازد . طبيعي است که در خدا و رسول به دليل انحصارشان در «الله‏» و ذات مقدس حضرت محمد (ص)، ترديد راه نمي‏يابد; اما ذکر واژه «اولياي امور» و اجمالي که در آن نهفته، وي را بر آن داشت تا بپرسيد: چرا قرآن نام آنان را نبرده است . اگر واقعا حق با شيعه است و مراد از «اولياي امور» امام علي (ع) و اهل بيت‏اند، چرا آنان را به نام معرفي نفرمود; «ما باله لم يسم عليا و اهل بيته‏» ؟
امام صادق (ع) در پاسخ به سبک خاص قرآن اشاره کرد و فرمود: وقتي براي پيامبر آيه نماز نازل شد، خدا در آن سه رکعت و چهار رکعت را نام نبرد تا آن‏که رسول خدا (ص) آن را شرح داد . آيه زکات نازل شد، خدا نام نبرد که بايد از چهل درهم يک درهم داد تا رسول خدا (ص) آن را شرح داد و آيه حج نازل شد و نفرمود به مردم که هفت دور طواف کنيد تا آن‏که رسول خدا (ص) آن را براي مردم توضيح داد . «اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منکم‏» درباره علي و حسن و حسين - عليهم السلام - نازل شد و رسول خدا (ص) درباره علي فرمود: «هر که من مولا و آقاي اويم، علي (ع) مولا و آقاي او است; و فرمود من به شما وصيت مي‏کنم درباره کتاب خدا و خاندانم; زيرا من از خداي - عزوجل - خواسته‏ام ميانشان جدايي نيفکند تا آن‏ها را کنار حوض به من رساند . خدا اين خواست مرا برآورد . . . .» ()
از اين روايت در مي‏يابيم وظيفه بيان مصداق‏ها و موارد و نيز تبيين جزئيات بردوش پيامبر (ص) است . همين جهت‏شيعه را بر آن داشت تا بر سنت پيامبر (ص) تاکيد ورزد; بر عدم امکان اکتفا به قرآن در تشخيص امور پاي فشارد و تلاش خلفاي سده نخستين هجري در ممنوعيت نگارش سنت رسول الله (ص) را اشتباه فاحش بخواند . چنان که مي‏دانيم اين ممنوعيت‏سرانجام در اواخر دوران بني اميه برطرف شد و تدوين کتب روايت نزد تمام فرقه‏هاي مسلمان مورد توجه قرار گرفت . قرطبي، از مفسران به نام اهل سنت، در مقدمه تفسيرش چنين روايت مي‏کند: عمران بن حصين به مردي که گمان مي‏کرد کتاب الله به سنت نياز ندارد، گفت: «تو احمقي، آيا حکم نماز ظهر را که بايد چهار رکعت‏خواند و حمد و سوره‏اش را آشکار نخواند، در قرآن يافته‏اي؟ و به همين گونه به نماز و زکات و مثل آن‏ها اشاره کرد و گفت: آيا اين [امور] را در قرآن روشن شده يافته‏اي؟ همانا کتاب خدا اين امور را مبهم بيان کرد . و سنت آن را تفسير مي‏کند .»
قرآن معجزه دائمي پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله است وبه مثابه قانون اساسي اسلام مي باشد ودر قانون اساسي همان گونه که از اسم او پيداست اصول اساسي بيان مي شود نه جزئيات آن ،زيرا اگر بنا باشددر هر موضوعي وارد جزئيات شود وبه همه سؤالات در زمينه آن موضوع پاسخ دهد ،از کتاب واحد بودن خارج مي شود ودائره المعارفي قطور مي گرددکه مراجعه واستفاده از آن کار مشکلي است،ضمن آنکه فروعات مسائل،متغير هستند وبر حسب زمان ومکان وشرائط افراد،دچار دگرگوني مي شوندوحکم ثابتي براي همه مواردوجود ندارد،لذا مناسب است کليات احکام بيان شود وجزئيات به عهده بزرگان دين ومفسران آگاه،گذاشته شود تا بر حسب نياز افراد در زمانهاي مختلف ،توسط اينها استخراج وبه مردم عرضه شود.

دیدگاه ها

1- خداوند یگانه برای نمونه شیوه ی راز و نیاز با خود را اینگونه بیان نموده است:« واذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفهً وّدون الجهر من القول بالغدوّ والاصال و لا تکن من الغافلین. ان الذین عند ربک لا یستکبرون عن عبادته و یسبحونه و له یسجدون.(205-206 انفال)پروردگار خود را در دل خود با زاری و پنهانی و بی آنکه آواز برکشی در بامداد و شامگاه یاد کن و از غافلان و بی خبران مباش.بدرستی که آنانکه در نزد پروردگار تواند از پرستش او سرکشی نمی کنند و پیوسته به تسبیح او و سجده برای او مشغولند. که از جمله مصادیق آن می توان به نماز شب و آمرزش خواستن از خداوند یگانه و بازگشت به سوی او در آن اوقات که معمولن هم شخصی است، و نیز ذکر های پیش از برآمدن یا فرورفتن خورشید اشاره کرد که باز این نمونه ها در قرآن آمده است.
2- اما پیرامون وضو باید گفته شود که چند و چون آن به روشنی در آیه ی 6 سوره ی فرخنده ی مائده آمده است. شیوه ای که خدا را شکر شیعه ی دوازده امامی ع بر آن پایبند است.

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <br><a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
1 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .