قرآن وآیات رمزی

هر چه زمان مى‏گذرد و توانايى علمى انسان افزايش مى‏يابد، دريچه‏هاى جديدى از معارف قرآنى رو به سوى او گشوده مى‏شود تا آنجا كه بنا بر بعضى از روايات، آياتى در قرآن مجيد وجود دارد كه تنها مردم آخرالزمان از مفاهيم ژرف آن بهره‏مند مى‏گردند. چنان كه در تفسير الميزان از اصول كافى نقل شده است: امام سجادعليه السلام فرموده است: «ان‏اللَّه عزوجل عَلِمَ ان يكون فى آخرالزمان اقوام متعمقون فانزل‏اللَّه تعالى: «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» والايات من سورة الحديد الى قوله «عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ»»؛ «همانا خداوند - عزوجل مى‏دانست كه در آخرالزمان، مردمى ژرف‏انديش خواهند بود؛ به همين جهت آيات «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» و آيات سوره حديد تا «عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ» را نازل فرمودالميزان، ج 19، ص 154..
اين از ويژگى‏هاى اعجازآميز قرآن مجيد است كه براى بشر - در دوران‏هاى مختلف زندگانى او پيام دارد و هيچ‏گاه كهنه نمى‏شود.فزونى توانايى علمى و افزايش درك بشرى از معارف الهى، ثمره فرآيندى است كه از تكامل علوم انسانى و كشف و پيشرفت در علوم تجربى حاصل شده است. به گونه‏اى كه بعضى از آيات كه براى مردمان قرن‏هاى گذشته غيرقابل توجّه بوده است و يا شناخت سطحى درباره آن داشته‏اند، امروزه بسيار معنادار شده و اشارات آن براى صاحبان علم و معرفت، بسيار راه‏گشا و اعجازآميز بوده است. به عنوان نمونه يكى از آياتى كه در ميان برخى از مسلمانان زمان‏هاى گذشته و حتى امروز، جنبه رمزى به خود گرفته، اين‏آيه شريفه است كه: «وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ ما أُوتِيتُمْ‏مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً»؛ معارج (70)، آيه 40. ؛ «و درباره روح از تو مى‏پرسند، بگو: روح از [سنخ ]فرمان پروردگار من است و به شما از دانش جز اندكى داده نشده است».در صورتى كه برخى ديگر از بزرگان - از جمله علامه طباطبايى چندين صفحه درباره تفسير اين آيه پرداخته است. همچنين با پيشرفت علوم تجربى و گذشت زمان، مطابقت برخى از آيات با واقعيت كشف شده و اعجازعلمى قرآن به اثبات رسيده است؛ مانند آيه شريفه: «رَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ»؛ معارج (70)، آيه 40.؛ «پروردگار خاوران و باختران». اين آيه از تعدد مشرق‏ها و مغرب‏ها به مركزيت زمين و وجود كرات ديگر اشاره دارد. همچنين گاهى‏با پيشرفت علوم تجربى، معناى برخى از آيات به گونه‏اى شفاف‏تر آشكار مى‏گردد. بنابراين از آنجا كه قابليت‏هاى فزون‏تر معرفتى و پيشرفت‏هاى علمى و كشفيات جديد، در رفع بعضى از خرافات و موهومات مؤثر است و در دفع بسيارى از اشكالات و مشكلات تفسيرى به ما كمك مى‏كند، برخى از بزرگان توصيه كرده‏اند با فاصله هر چند سال، تفسيرى جديد از قرآن نگاشته شود (به نقل از علامه طباطبايى) و از آنجا كه پيشرفت زمان و تحولات فرهنگى جامعه و اعلام نيازهاى نسل نو، تأثيرات خاصى بر ذهن پژوهشگر و مفسر قرآن مى‏گذارد، گريزى نيست كه با تلاشى پيگير، معارف عميق‏ترى از قرآن استخراج گردد و با ادبيات روز و قالبى نو عرضه گردد. گاهى از اين روزآمد شدن تفسير و الهام‏گيرى از تحولات فرهنگى و علمى، به «تفسير عصرى» ياد مى‏شودسيد محمد على ايازى، قرآن و تفسير عصرى.. البته اين انگيزه بسيار مبارك و پرفايده است؛ به شرط اينكه حوزه‏هاى معرفت‏شناسى علم و دين باز شناخته شود و از تحميل يافته‏هاى ذهنى و علم زدگى بر آيات قرآنى، خوددارى گرددبراى آگاهى بيشتر ر.ك:
الف. تفسير الميزان، ج 3، صص 28 - 135؛
ب. مهدى هادوى تهرانى، مبانى كلامى اجتهاد؛
ج. على ربانى گلپايگانى، معرفت‏شناسى؛
د. هادى معرفت، التمهيد، ج 6؛
ه. محمد على رضايى، تفسير علمى قرآن.
. (قرآن شناسي، صالح قنادي با همكاري جمعي از محققان، كد: 12/500005)