عدم دلالت روايات بر تحريف قرآن‏

3.jpg
عده‏اى از محدثان شيعه و حشويه و جماعتى از محدثان اهل سنت درباره تحريف قرآن به اخبارى كه در كتاب‏هاى معتبر شيعه و در صحاح نقل شده، استدلال كرده‏اند؛ اما به موجب دلايل و براهين متقن، هيچ كدام از آن اخبار بر تحريف قرآن دلالت نمى‏كند؛ زيرا:
1. بعضى از روايات كه آيه‏اى از قرآن همراه با عبارتى افزون بر اصل آن آيه آمده است، در صدد تفسير و بيان تفصيلى آن آيه است و دلالتى بر الحاق آن عبارت به آيه قرآنى ندارد. براى مثال امام صادق‏عليه السلام در تفسير آيه «وَ إِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا»؛ نساء (4)، آيه 135. فرموده است: «وَ إِنْ تَلْوُوا (الامر) أَوْ تُعْرِضُوا (عما امرتهم به)» كه جملات بين پرانتز آن، تفسير آيه
است، نه جزء آيه. و همين طور است عبارت «فى على» در آخر آيه «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ (فى على)»؛ در اين روايت نمى‏خواهد بگويد: آن كلمه جزء قرآن است؛ بلكه مى‏خواهد بگويد: آيه در حق آن حضرت نازل شده است. آنچه موجب اشتباه شده، اين است كه گاهى اين پرانتزها مشخص نشده است.
2. در رواياتى كه در مقام تفسير آيه‏اى است، ذكر و يا دعايى به آن اضافه مى‏شده تا مردم هنگام تلاوت، ادب آن آيه را رعايت بكنند؛ مانند روايتى كه در آن عبارت «كذلك‏اللَّه ربى» در آخر سوره‏ى توحيد از زبان مبارك امام رضاعليه السلام نقل شده است.
3. اختلافاتى كه در باب نوع الفاظ آيات در روايات مشاهده مى‏شود، قرينه بر اين است كه مراد تفسير آيه به معنا است؛ مثل روايات مربوط به آيه «وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ» كه در بعضى «انتم ضعفاء» آمده و در برخى «انتم قليل» ذكر شده است.
4. گاهى در ميان برخى از روايات، تعارض و تنافى مشاهده مى‏شود كه براساس قاعده كلى «تساقط»، بايد آنها را به كنار نهاد؛ مانند روايات وارده از طرق خاصه و عامه در مورد اينكه آيه‏اى در قرآن براى حكم سنگسار بوده و افتاده است. در يكى آمده است: «اذا زنى الشيخ و الشيخه فارجموهما البتة فانهما قضيا الشهوة» و در ديگرى: «الشيخ و الشيخه اذا زنيا فارجموهما البتة...»
و در بعضى: «و بما قضيا من اللذة» و در برخى: «نَكالاً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَليِمٌ حَكِيمٌ» و در بعضى هم آخر آيه آمده است: «نَكالاً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ».
افزون بر آنچه گذشت، اين روايات با حديث شريف «ثقلين» - كه استحكام سندى و دلالتى آن بر مصون ماندن قرآن، بر كسى پوشيده نيست تنافى دارند و از طرفى با مفاد رواياتى كه امر به عرضه آنها بر قرآن نموده و محوريت را قرآن معرفى مى‏كنند، سازگارى ندارندبراى آگاهى بيشتر ر.ك:
الف. علامه طباطبايى، تفسير الميزان، ج 12 ص 150 192؛
ب. محمدهادى معرفت، مصونيت قرآن از تحريف، ترجمه محمد شهرابى ؛
ج. حسن‏زاده آملى، قرآن هرگز تحريف نشده است.
.
به طور يقين اين روايات در دلالت بر تحريف عاجز و ناتوانند؛ زيرا - با قطع نظر از سند اين گونه روايات اينها نوعاً در صدد بيان شأن نزول و تطبيق و تفسير آيات‏اند؛ نه چيز ديگر. (قرآن شناسي، صالح قنادي با همكاري جمعي از محققان، كد: 26/500005)