دلایل تحریف کتب آسمانی بجز قرآن

index55_0.jpg
در اين باره گفتنى است، تورات و انجيل‏هاى چهارگانه، به اتفاق همه محقّقان مسيحى و ارباب كليسا سال‏ها پس از حضرت مسيح، از سوى عده‏اى به رشته تحرير درآمده است.
ميلر نويسنده كتاب تاريخ كليساى قديم مى‏گويد: «خداوند ما عيسى مسيح كلمه پاك خدا بود و در وى تمام خزاين علم و حكمت مخفى بود و لازم نبود كتابى نوشته به يادگار بگذارد»ص 67..
جان بى ناس نويسنده كتاب تاريخ جامع اديان مى‏گويد: «اين نكته مسلم است كه عيسى خود تعاليم خود را تحرير نكرد. عموم مورخان متفق‏اند: بعد از مرگ او (عيسى) بعضى از شاگردان وى آن كلمات و اقوال را به رشته كتابت درآوردند. از ديدگاه آنان مجموع نوشته‏ها در اثر اعمال مسيحيان صدر اول، رنگ‏هاى خاصى به خود گرفته و بعضى اقوال بر آن افزوده شده است كه به سهو و
غلط آنها را به عيسى منسوب دانسته‏اند. باز روى هم رفته همين مجموعه نوشته‏ها، نخستين منبع و تنها سرچشمه اطلاعاتى است كه نويسندگان انجيل متى و انجيل لوقا از آن اقتباس كرده‏اند. آنان بعداً از انجيل مرقس - كه قبلاً وجود داشته و در حدود سال 65 ميلادى كتابت شده است نيز استفاده كرده‏اند. انجيل يوحنا از همه متأخر است و در آخر آن قرن نگاشته شده و بيشتر از
منابع خصوصى ديگر كسب اطلاع كرده است‏ص 576..
توماس ميشل كشيش كاتوليك مى‏نويسد: «مسيحيان معتقدند: خداوند كتاب‏هاى مقدس را به وسيله مؤلفان بشرى نوشته است. هر يك از آنان در عصرى خاص مى‏زيسته و به رنگ زمان خود در آمده بوده‏اند. همچنين اين مؤلفان مانند ديگر انسان‏ها با محدوديت‏هاى زبان و تنگناهاى علمى دست به گريبان بوده‏اند. اصولاً مسيحيان نمى‏گويند كه خدا كتاب‏هاى مقدس را بر مؤلفان بشرى
املا كرده است؛ بلكه معتقدند او به ايشان براى بيان پيام الهى به شيوه خاص خودشان و همراه با نگارش مخصوص و سبك نويسندگى ويژه، توفيق داده است. به عقيده همه مسيحيان، اصل پيام از خدا آمده و در نتيجه حق است؛ اما شكل پيام تنها به خدا مربوط نمى‏شود؛ بلكه به عامل بشرى نيز ارتباط مى‏يابد. اين عامل بشرى، نويسنده كتاب است كه مانند همه مردم محدود و در
معرض خطا است. گاهى اين نويسنده بشرى نظريات غلط يا اطلاعات اشتباه‏آميزى دارد كه اثر آن در متن كتاب باقى مى‏ماند»توماس ميشل، كلام مسيحى، ترجمه حسين توفيقى، ص 27 26.
.
در صورتى كه قرآن معجزه نبى اكرم است و يكى از وجوه اعجاز آن، فصاحت و بلاغت آن است. معجزه امرى است خارق العاده كه ساير افراد بشر از آوردن نظير آن عاجزند و دليل و شاهد بر صدق ادعاى نبوت است و جاودانگى اين معجزه مى‏طلبد كه همچنان از تحريف به دور باشد. قرآن با بيان بسيار قاطع و صريح، تمام كسانى را كه منكرند يا شك و ترديد دارند؛ نه تنها دعوت به
مبارزه كرده بلكه تحريك و تشويق هم كرده است: «بگو اگر تمام جهانيان اجتماع كنند تا كتابى مانند قرآن بياورند، نمى‏توانند؛ اگر چه نهايت همكارى را به خرج دهند»اسراء (17)، آيه 90.. و بالاتر از اين مى‏گويد: «اگر مى‏توانيد ده سوره و يا حتى يك سوره و يك آيه مثل قرآن بياوريد»هود (11)، آيه 16 ؛ بقره (2)، آيه 21.. اما آن قدر فاصله بين كلام بشر و كلام وحى قرآن و اين
معجزه جاويد وجود دارد كه تا به امروز هيچ كس نتوانسته حتى آيه‏اى نظير قرآن بياورد. همين معجزه بودن قرآن و ناتوانى بشر در آوردن كلامى نظير آن، مانع از تغيير به معناى افزودن چيزى به آن شده است؛ چرا كه تفاوت قرآن با كلام بشرى آن قدر زياد است كه به آسانى آنها را از هم جدا مى‏كند.
علاوه بر نكات ياد شده، بررسى مضمون و مفاد قرآن كريم شاهد بر عدم تغيير و بقاى كلام الهى است؛ زيرا از يك سو از نظم و هماهنگى و عدم اختلاف در مطالب و مضامين برخوردار است (در حالى كه اگر دستخوش تحريف و تغيير و اضافه مى‏گشت، تناقض و ناسازگارى بين مطالب آن پيدا مى‏شد و يكسان و يكدست نمى‏بود) و از سوى ديگر مضامين آن، با موازين و براهين عقلى
سازگار است كه خود شاهدى بر صحت و عدم تغيير آن است. (قرآن شناسي، صالح قنادي با همكاري جمعي از محققان، كد: 28/500005)