توبه و عاشورائيان

toobeh2.JPG «إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَريبٍ فَأُولئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ كانَ اللَّهُ عَليماً حَكيماً»؛ نساء (4)، آيه 17.
«پذيرش توبه از سوى خدا، تنها براى كسانى است كه كار بدى را از روى جهالت انجام مى دهند، سپس زودتوبه مى كنند. خداوند، توبه چنين اشخاصى را مى پذيرد و خدا دانا و حكيم است».
مقدمه
در آسمان معارف و عواطف كربلا، ستاره درخشانى وجود دارد به نام توبه كه از جهت خاصى توجه ما را به خود جلب مى كند، اين مفهوم براى ما انسان هاى غيرمعصوم كه در معرض خطا هستيم بسا كارگشا است به طورى كه مى توان اميدوار بود كه با يك تصميم جدى و بهره مندى از در رحمت توبه، در صف عاشورائيان قرار خواهيم گرفت.
حال با هم در اين مفهوم متمركز شده و در زلال قرآن آن را به نظاره مى نشينيم.
معناى توبه
در قاموس آمده: «توبه و متاب» به معنى رجوع و برگشتن است در قاموس و صحاح و اقرب الموارد، قيد معصيت را اضافه كرده و گفته اند: رجوع از معصيت مراد است. ولى رجوع مطلق صحيح است زيرا اين كلمه درباره خداى تعالى نيز به كار رفته و در او رجوع از معصيت معنى ندارد.
«لسان العرب: فى قوله تعالى:« إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ »- الآية (4 / 71) أي إنما قبول التوبة لهؤلاء واجب أوجبه الله سبحانه على نفسه ...»؛ «همانا قبول توبه براى اينان واجبى است كه خداوند متعال برخويش واجب گردانيده است».
كاربرد توبه در قرآن
«فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ»؛ بقره (2)، آيه 37..
«قالَ سُبْحانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنينَ»؛ اعراف (7)، آيه 143..
«التَّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ»؛ توبه (9)، آيه 112..
«إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لا يُظْلَمُونَ شَيْئاً»؛ مريم (19)، آيه 60..
روايات تفسيرى ؛ برگرفته از ترجمه الميزان، ج 4، ص 401.
رسول خداصلى الله عليه وآله در آخرين خطبه اى كه ايراد كرد چنين فرمود:
«هر كس يك سال قبل از مردنش توبه كند خداى تعالى توبه اش را مى پذيرد. آن گاه فرمود: نه يك سال زياد است، هركس يك ماه قبل از مرگش توبه كند خدا توبه اش را قبول مى فرمايد: سپس فرمود: نه يك ماه نيز زياد است، هركس يك روز قبل از مردنش توبه كند خداى تعالى توبه اش را مى پذيرد، و آن گاه فرمود: يك روز نيز زياد است هركس يك ساعت قبل از مرگش توبه كند خداى تعالى توبه اش را مى پذيرد، و در آخر فرمود: نه يك ساعت نيز زياد است، هركس قبل از مردنش در آن لحظه اى كه جانش به اينجا مى رسد - و سپس به حلق شريف خود اشاره نمود - توبه كند خدا توبه اش را مى پذيرد» وسائل الشيعه، آل البيت، ج 16، ص 88..
از امام صادق عليه السلام از معناى كلام خداى تعالى پرسيدند كه مى فرمايد: وَ لَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ حَتَّى إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ إِنِّي تُبْتُ الْآنَ حضرت فرمود: اين آيه از آن حالتى سخن مى گويد كه چشم انسان - از امور دنيا بسته - به امور آخرت باز مى شود. در اين هنگام است كه ديگر توبه فائده ندارد.
و در تفسير عياشى از زراره از امام ابى جعفرعليه السلام آمده كه فرمود: وقتى جان آدمى به اينجا رسيد - اشاره فرمودند به حنجره خود -، كسى كه مى داند مرگش رسيده ديگر توبه اش پذيرفته نيست، و اما آن كسى كه هنوز از سرنوشت خود بى خبر است مى تواند توبه كند تفسير عياشى، ج 1 ص 228..
و در تفسير الدرالمنثور است كه احمد و بخارى در تاريخ خود و حاكم و ابن مردويه از ابى ذر در روايت آورده اند كه فرمود: رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: خداى عز و جل چنان توبه بنده اش را مى پذيرد و يا گناهانش را مى آمرزد، مادام كه پرده را نينداخته باشند، شخصى پرسيد پرده افتادن يعنى چه؟ فرمود: بيرون شدن جان در حال شرك تفسير الدر المنثور، ج 2 ص 131..
و در همان كتاب است كه ابن جرير از حسن روايت كرده كه گفت: به من چنين رسيده كه رسول خداصلى الله عليه وآله فرموده: وقتى ابليس فهميد كه آدم تو خالى است، به خداى تعالى عرضه داشت: به عزتت سوگند مادام كه روح در كالبد او است از كالبدش بيرون نخواهم آمد، خداى تعالى فرمود: به عزت خودم سوگند من نيز مادام كه روح در تن او هست بين او و توبه كردنش حائل نمى شوم همان، ص 130..
و در كافى از على احمسى از ابى جعفرعليه السلام روايت آورده كه فرمود: به خدا سوگند احدى از شر گناهان نجات نمى يابد مگر آنكه به گناهان خود اقرار كند: احمسى اضافه كرده كه امام ابى جعفرعليه السلام سپس فرمود در تحقق توبه همين بس كه گنهكار از كار خود پشيمان بشود اصول كافى، ج 2 ص 426..
و در همان كتاب به دو طريق از وهب روايت كرده كه گفت، از امام صادق عليه السلام شنيدم مى فرمود: اگر بنده خدا توبه نصوح كند خدا او را دوست مى دارد، و گناهش را مى پوشاند، عرضه داشتم: چگونه بر او مى پوشاند؟ فرمود: از ياد دو فرشته اش كه همواره گناهانش را مى نوشتند مى برد، آن گاه به اعضا و جوارحش و نيز به قطعه قطعه هاى زمين وحى مى كند گناهان اين شخص را بپوشانيد در نتيجه روزى كه گناه كار به ديدار پروردگارش مى رسد، هيچ شاهدى نيست كه عليه او به گناهى از گناهانش شهادت دهد همان، ص 430 436..
و در همان كتاب است كه محمدبن مسلم از امام باقرعليه السلام روايت كرده كه به وى فرمود: «اى محمدبن مسلم، گناهان مؤمن البته اگر موفق به توبه شود آمرزيده مى شود پس بر مؤمن باد تا مراقب خود باشد، كه بعد از توبه و آمرزش، خود را به هيچ گناهى آلوده نسازد، آگاه باش كه به خدا سوگند اين آمرزش تنها و تنها براى اهل ايمان است.
عرضه داشتم حال اگر بعد از توبه دوباره مرتكب گناه شود، و دوباره توبه كند چطور؟
فرمود: اى محمدمسلم تو گمان مى كنى كه اگر چنانچه بنده مؤمن خدا از گناهش پشيمان بشود، و از خدا طلب مغفرت بكند و توبه هم بكند خدا توبه اش را نپذيرد؟
عرضه داشتم: اگر اين توبه و گناه و باز توبه و گناه مكرر شود چطور؟
فرمود: هر زمانى كه بنده مؤمن (-(البته قيد مؤمن را نبايد فراموش كرد چون گاه مى شود گناه بسيار، ايمان را از بين مى برد)-) از خدا طلب مغفرت نموده توبه كند خدا هم دوباره به آمرزش خود برمى گردد، و خداى تعالى آمرزنده مهربان است، و توبه را مى پذيرد، و از بدى ها صرف نظر مى كند، پس زنهار كه مبادا از رحمت خدا نوميد گردى» همان..
و در تفسير عياشى از ابى عمرو زبيرى از امام صادق عليه السلام روايت آورده كه در تفسير آيه:
«وَ إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى»؛ طه (20)، آيه 82.
فرمود: اين آيه تفسيرى دارد، كه دليلش اين است كه خداى تعالى هيچ عملى را از هيچ بنده اى نمى پذيرد، مگر آنكه در روز قيامت او را بنده اى باوفا نسبت به خود بيابد.
معناى اينكه در آيه جهالت را شرط كرد و فرمود: «إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ» اين است كه هر گناهى كه بنده خدا مى كند هر چند كه بداند گناه است باز جاهل است، چون گرد و غبارى كه در دلش برخاسته نمى گذارد بفهمد اين كارى كه مى كند معصيت پروردگارش است.
هم چنان كه مى بينيم خداى تعالى در حكايت كلام يوسف خطاب به برادرانش، آنان را جاهل خوانده و فرموده: «قالَ هَلْ عَلِمْتُمْ ما فَعَلْتُمْ بِيُوسُفَ وَ أَخِيهِ إِذْ أَنْتُمْ جاهِلُونَ»؛ يوسف (12)، آيه 89. هيچ مى دانيد كه با يوسف و برادرش در آن زمان كه جاهل بوديد چه كرديد؟ و جاهل خواندن برادران با اينكه مى دانستند آزردن برادر گناه است، به خاطر همان جهلى بود كه نسبت به زشت بودن نافرمانى خدا داشتند تفسير عياشى، ج 1 ص 228..
تفسير آيه
در اين آيه صريحاً مسئله توبه و پاره اى از شرائط آن را بيان مى كند و مى فرمايد: «توبه تنها براى آنها است كه گناهى را از روى جهالت انجام مى دهند».
اكنون ببينيم منظور از «جهالت» چيست؟ آيا همان جهل و نادانى و بى خبرى از گناه است، و يا عدم آگاهى از اثرات شوم و عواقب دردناك آن مى باشد؟
كلمه «جهل» و مشتقات آن گرچه به معانى گوناگونى آمده است ولى از قرائن استفاده مى شود كه منظور از آن در آيه مورد بحث طغيان غرائز و تسلط هوس هاى سركش و چيره شدن آنها بر نيروى عقل و ايمان است، و در اين حالت، علم و دانش انسان به گناه گرچه از بين نمى رود اما تحت تأثير آن غرائز سركش قرار گرفته و عملاً بى اثر مى گردد، و هنگامى كه علم اثر خود را از دست داد، عملاً با جهل و نادانى برابر خواهد بود. ولى اگر گناه بر اثر چنين جهالتى نباشد بلكه از روى انكار حكم پروردگار و عناد و دشمنى انجام گيرد، چنين گناهى حكايت از كفر مى كند و به همين جهت توبه آن قبول نيست، مگر اين كه از اين حالت بازگردد و دست از عناد و انكار بشويد.
در واقع اين آيه همان حقيقتى را بيان مى كند كه امام سجادعليه السلام در دعاى ابوحمزه با توضيح بيشترى بيان فرموده است:
الهى لم اعصك حين عصيتك و انا بربوبيتك جاحد و لا بامرك مستخف و لا لعقوبتك متعرض و لا لوعيدك متهاون لكن خطيئة عرضت و سولت لى نفسى و غلبنى هواى...؛ «خداى من هنگامى كه به معصيت تو پرداختم اقدام به گناه از راه انكار خداونديت نكردم و نه به خاطر خفيف شمردن امر تو بود و نه مجازات تو را كم اهميت گرفتم و نسبت به آن بى اعتنا بودم و نه وعده كيفرت را سبك شمردم بلكه خطايى بود كه در برابر من قرار گرفت و نفس اماره، حق را بر من مشتبه كرد و هوى و هوس بر من چيره شد».
در ادامه آيه شريفه مى خوانيم:
«ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ» در اين جمله اشاره به يكى ديگر از شرائط توبه كرده و مى فرمايد: «سپس به زودى توبه كنند».
درباره اين كه منظور از «قريب» (زمان نزديك) چيست؟ در ميان مفسران گفتگو است، جمع زيادى آن را به معنى قبل از آشكار شدن نشانه هاى مرگ مى گيرند، و آيه بعد را كه مى گويد پس از ظهور علائم مرگ توبه پذيرفته نمى شود، شاهد بر آن مى دانند، بنا بر اين تعبير به «قريب» شايد به خاطر اين است كه اصولاً زندگى دنيا هر چه باشد كوتاه و پايان آن نزديك است.
اما بعضى ديگر آن را به معنى زمان نزديك به گناه گرفته اند، يعنى به زودى از كار خود پشيمان شود و بسوى خدا بازگردد، زيرا توبه كامل آن است كه آثار و رسوبات گناه را به طور كلى از روح و جان انسان بشويد، و كمترين اثرى از آن در دل باقى نماند، و اين در صورتى ممكن است كه در فاصله نزديكى قبل از آنكه گناه در وجود انسان ريشه بدواند و به شكل طبيعت ثانوى درآيد از آن پشيمان شود، در غير اين صورت غالباً اثرات گناه در زواياى قلب و جان انسانى باقى خواهد ماند، پس توبه كامل توبه اى است كه به زودى انجام پذيرد، و كلمه «قريب» از نظر لغت و فهم عرف، نيز با اين معنى مناسب تر است.
درست است كه توبه بعد از زمان طولانى نيز پذيرفته مى شود، اما توبه كامل نيست و شايد تعبير به «عَلَى اللَّهِ» توبه اى كه بر خدا لازم است آن را بپذيرد نيز اشاره به همين معنى باشد زيرا اين تعبير تنها در اين آيه از قرآن آمده است و مفهوم آن اين است كه پذيرش اين گونه توبه ها از حقوق بندگان مى باشد در حالى كه پذيرش توبه هاى دور دست از طرف خداوند يك نوع تفضل است، نه حق.
«فَأُولئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً» پس از ذكر شرائط توبه مى فرمايد: «خداوند توبه چنين اشخاصى را مى پذيرد و خداوند دانا و حكيم است».
صاحب تفسير كبير معنى توبه را در ذيل آيه 54 سوره مباركه بقره چنين مى گويد: «توبه عبارت از پشيمانى از كار زشتى كه مرتكب شد و عزم بر اين كه ديگر مانند آن را به جا نياورد».
اصرار بر گناه نيز به دو معنا آمده است:
1. اصرار به معناى تكرار گناه
2. اصرار به معناى عدم پشيمانى، اگرچه تكرار نكند.
علامه طباطبائى مى نويسد: هركس گناهى مرتكب شده، اگر سه كار انجام دهد افزون بر آنكه از عذاب سخت و جاودان روز قيامت نجات مى يابد گناهانش به حسنات تبديل مى گردد:
1. توبه يا بازگشت از گناه، 2. عمل صالح، 3. ايمان.
«توبه» پشيمانى و رجوع خاص به طرف پروردگار است و «عمل صالح» استقراربخش آن به شمار مى آيد. از اين رو، علامه مى فرمايد: اين توبه با عمل صالح به توبه نصوح تبديل مى گردد.
امام صادق عليه السلام در تفسير آيه شريفه «تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً»؛ تحريم(66)، آيه 8. فرمود: «بنده توبه كند، سپس به گناه باز نگردد» محمدى رى شهرى، ميزان الحكمه، ج 1، ص 552.. اين توبه (توبه نصوح)، حالتى خاص است كه قابل شكستن نيست و در قاموس آن، بازگشت به گناه وجود ندارد. از چنين توبه اى، عمل صالح هم بى هيچ زحمتى تحقّق مى يابد.
نشانه قبولى توبه
از چند طريق انسان مى تواند تا حدودى دريابد كه توبه او، مورد پذيرش واقع شده است يا نه:
1. احساس نشاط و آرامش خاصى كه پس از دعا و توبه، به انسان دست مى دهد و به تعبير ديگر احساس رهايى از گناهان و آلودگى ها.
2. هر قدر آثار واقعى توبه در اعمال و كنش هاى ما بيشتر آشكار گردد (يعنى رغبت كمترى به گناه داشته باشيم و اراده و عزم راسخ ترى در اطاعت پروردگار بيابيم)؛ اين نشان مى دهد كه توبه ما، واقعى تر بوده و به همين نسبت، مقبول تر گرديده است.
امام خمينى رحمه الله مى فرمود: «اگر بعد از ماه مبارك رمضان، تغييرى در حالات خود يافتيد، به همان نسبت وارد ضيافت الهى شده ايد؛ ولى اگر دگرگونى در شما پديد نيامد، از آن بى بهره مانديد» براى مطالعه بيشتر ر.ك: ترجمه الاخلاق، مرحوم شبر؛ نقطه هاى آغاز در اخلاق، مهدوى كنى..
توبه و جزاى اعمال
گاهى پرسيده مى شود: با توبه گناهان آمرزيده مى شود؛ از طرف ديگر در قرآن داريم هركس يك ذرّه شر و گناهى انجام دهد، در قيامت مى بيند (سوره زلزال)؛ حال كدام يك درست است؟! اگر توبه كنيم باز هم بازخواست مى شويم؟ فرق كسانى كه از اول خوب بودند و كسانى كه بعد توبه كردند، چيست؟
هر عمل نيك يا زشت، اقتضاى آن را دارد كه پاداش و يا كيفر خود را به دنبال داشته باشند. اين يك اصل كلى و عمومى است كه در سوره «زلزال» به آن اشاره شده است. اما شرطهاى اساسى و موانع بازدارنده آن، در آيات ديگر آمده است: «إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً»؛ فرقان (25)، آيه 70.؛ «مگر كسى كه توبه كند و ايمان آورد و كار شايسته انجام دهد. پس خداوند بدى هايشان را به نيكى ها تبديل مى كند و او همواره آمرزنده مهربان است».
به تعبير علامه طباطبايى، آيه توبه در اصطلاح علم اصول، «حاكم» بر آيه «زلزال» است. ر.ك: تفسير الميزان، ج 20، ص 486، (دارالكتب الاسلامية).
البته اين روش در ساير قانون گذارى هاى بشرى نيز جارى است كه از آن به عنوان اصول حاكم يا تبصره و متمم ياد مى شود.
به عبارت ديگر اعمالى را كه انسان انجام مى دهد، در قيامت مى بيند. اما اين در صورتى است كه اعمال خوب يا بد، تا هنگامه قيامت بماند؛ ولى اگر با توبه و انجام دادن حسنات، اعمال بد انسان محو شود و يا به جهت غيبت و ظلم، اعمال خوب انسان محو گردد، چيزى باقى نمى ماند كه در هنگامه قيامت آن را ببيند. همان، ج 20، سوره زلزال.
در علم اخلاق نيز گفته شده است: اعمال انسان گاهى به صورت «حال» و ناپايدار و گاهى به صورت «ملكه» و پايدار است. آنچه در قيامت مورد بازخواست قرار مى گيرد، آن ويژگى هاى ثابت آدمى و اعمال پايدار او است. اما آنچه به طور گذرا و مقطعى انجام داده و اصرارى بر آن نداشته است؛ بلكه از انجام دادن آن پشيمان شده است، آثار آن از صحيفه اعمال و صفحه دل او، پاك و به لطف خداوند ناديده گرفته مى شود و در قيامت مورد بازخواست و حسابرسى قرار نمى گيرد. ازاين رو گفته شده است: «توبه» عمل خيرى است كه تائب جزاى آن را خواهد ديد و يك شاخه از جزاى آن، محو خطاها و جرايم است.
پيام ها؛ با توجه به تفسير نور، ج 2، ص 259 و تفسير راهنما، ص 318.
1. گنهكاران از رحمت الهى نا اميد نشوند، زيرا راه بازگشت بسته نيست «انما التوبه ...».
2. پذيرش توبه با شرائط آن، همراه با احتمال و شايد نيست بلكه بسيار محكم و حتمى است «انما التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ».
3. عملى كه در برابر هوس ها و غرائز پايدار نباشد، جهل است «يَعْمَلُونَ بِجَهالَةٍ».
4. سرعت در توبه، كليد قبولى آن است «يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ».
5. توبه بايد واقعى باشد، اگر تظاهر به توبه كنيم خدا مى داند «كانَ اللَّهُ عَلِيماً».
6. پذيرش عذر گناهكاران بى عناد، مطابق با حكمت است «عَلِيماً حَكِيماً».
ذكر مصيبت حرّبن يزيد رياحى
يكى از توبه كنندگان الگو در طول تاريخ، حربن يزيد رياحى است. البته ريشه موفقيت اين سردار جنگ توبه، در ادب او نهفته است. آن وقت كه در يكى از منازل به نام شرف از حركت امام حسين عليه السلام جلوگيرى كرد، حضرت به او تندى كرد و فرمود: ثكلتك امّك...؛ «مادرت به عزايت بنشيند».
حر سر به زير افكند و جواب نداد و با احترام عرضه داشت چه كنم كه مادر تو «فاطمه» است و نمى توانم چيزى بگويم! روزها گذشت و در سرزمين كربلا حر در خيمه خودش در فكر بود. صبح عاشورا وقتى كه حر متوجه شد كه جنگ جدى است كم كم از لشكر عمربن سعد جدا شد و نزد امام حسين عليه السلام رفت، عرض كرد: فدايت گردم اى پسر رسول خداصلى الله عليه وآله من همان كسى هستم از بازگشت شما به ميدان منع كردم من از آنچه انجام داده ام پشيمانم و به سوى خدا توبه مى كنم.
افترى لى من ذلك توبه ؛ سوگنامه آل محمد، ص 252، محمدى اشتهادى.؛ «به اميدى رو سوى اين بارگه آورده ام».
وقتى حرّ با آن شجاعت بى نظير جنگيد بعد از كشتن تعداد زيادى از لشكر دشمن به زمين افتاد. حضرت همان طور كه با دست خود صورت حرّ را پاك مى كرد فرمود: انت الحر كما سمتك امك و انت الحر فى الدنيا و الاخره . بحارالانوار، ج 45، ص 14 و 15. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 4/310015)