خير و شر و ارتباط آن با خدا

آيات اشاره شده بيانگر دو گونه انتساب عمل است و با يكديگرتنافي ندارند .توضيح اين كه :
الف ) آنجا كه حسنات رابه خداوند نسبت مي دهد، اشاره به اين است كه تلاشهاي فرد به تنهايي در اين زمينه ها راه به جايي نمي برد و بدون لطف و عنايت حق تعالي همه كوشش ها و تكاپوهابي ثمر و آب در هاون كوبيدن است .
ب ) اين كه مي فرمايد سييات به نفس توباز مي گردد، به معناي آن است كه خداوند ابتداياً شر و بدي براي بندگان نخواسته است، لذا ناملايماتي كه به آنان مي رسد جنبه بازتابي و انعكاسي دارد؛ يعني برخاسته از نوعي قصور يا تقصير فردي و اجتماعي است . البته مقصود از اين آيه همه شرور و ناملايمات نيست، بلكه مسايلي مانندشكست در جنگ و امثال آن مي باشد. ج ) آنجا كه همه چيز را به خدامنتسب مي كند، به اين نكته اشاره دارد كه در عين حال هيچ چيز از گردونه قدرت و مشيت الهي بيرون نيست . حتي اگر رفتار سو آدمي موجب بازگشت شر و بدي به سوي او مي شود، آن هم تابع سنت و قانون حكيمانه اي در نظام هستي است . بنابراين در قسمت اول اراده ابتدايي شر از ناحيه خدا سلب شده ، و در بخش دوم به نحو ثانوي و انعكاسي به خدا نسبت داده شده است. ژرفكاوي هاي دقيق فلسفي نشان مي دهد كه اين دو آيه از شاهكارهاي بزرگ قرآن و معجزه اي در حل مشكل اعتقادي جبر و اختيار است ، چه درآن هم اختيار آدمي اثبات مي شود و هم توحيد افعالي . به عبارت ديگر اين آيه به خوبي مي نماياند كه اختيار مستلزم نفي توحيد افعالي نيست و توحيدافعالي نيز نافي اختيار، اراده و مسووليت انسان نمي باشد. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 11424/400002)