استعاذه در قرائت قران

خداوند سبحان به تاليان قرآن و سالكان كوي وحي هم دستور تخليه كه جنبه سلبي دارد مي‏دهد و هم فرمان تجليه و تحليه كه جنبه اثباتي دارد و مي‏فرمايد: هنگام قرائت قرآن، به خداوند از گزند شيطنت هر شيطان وسوسه گر پناه ببر: «فِاذا قَرأت القران فاستعِذ بالله من الشيطان الرجيم» نحل/98.
انسان تا خود را از وسوسه هاي درون و بيرون، همچنين از سنتها و آداب جاهلي نجات ندهد و تا ذهن خويش را از پيش داوريهاي قبلي نرهاند، بهره‏اي از خواندن قرآن« نمي‏بَرد، زيرا وساوس و سنتهاي جاهلي مانع فهم صحيح او مي‏شود و كسي كه با پيش داوري قبلي به خدمت قرآن آمده سعي مي‏كند كه قرآن را مهمان خود كند نه خود مهمان قرآن باشد. چنين فردي در حقيقت الفاظ قرآن را بر زبان جاري كرده است در حالي كه از معاني آن هيچ اطلاعي ندارد. او مصداق اين حديث رسول اكرم(ص) است كه فرمود: «ويل لِمَن لاكها و لم يتدبّرها» (بحار41/353)؛ [واي بركسي كه اين آيات را بين دو فك و چانه‏اش بگرداند و درباره آن تدبر نكند.]
گرچه رسول خدا(ص) از هر گونه وسوسه مصون است، زيرا جزو مخلَصين است و شيطان در محدوده اخلاص راه ندارد و هرگونه استعاذه آن حضرت جنبه دفعي دارد نه رفعي، ولي ديگران كه دستور اقتداي به پيامبر به آنها داده شد امر به استعاذه مي‏شوند تا در مقام رفع خطر، استعاذه كنند. يعني پيامبر استعاذه مي‏كند تا شيطان به حريم او نيايد ولي ديگران استعاذه مي‏كنند تا شيطاني كه به سراغشان آمده است برود، تا بعد از غباررويي باطني به خدمت قرآن بروند.
آية الله جوادي آملي،تفسير موضوعي قرآن كريم ج 9 (سيرة رسول اكرم در قرآن) (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 7330/400002)