شر جن و انس

دوست گرامي! انسان هميشه در معرض وسوسه هاي شيطاني است، وشياطين جن و انس کوشش دارند در قلب و روح او نفوذ کنند، هر قدر مقام انسان در علم بالاتر رود و موقعيت او در اجتماع بيشتر گردد، وسوسه هاي شياطين شديدتر مي شود، تا او را از راه حق منحرف سازد و با فساد عالم و دانشمندي عالمي را بر باد دهد.
اين سوره (ناس) به پيغمبر اکرم (ص) به عنوان يک سرمش و پيشوا و رهبر دستور مي دهد که از شر همه وسوه گران به خدا پناه برد. در اين سوره روي سه صفت از او اوصاف بزرگ خداوند (ربوبيت و مالکيت و الوهيت) تکيه شده است که همه آنها ارتباط مستقيمي به تربيت انسان، و نجابت او از چنگال وسوسه گران دارد، در حقيقت اين اوصاف سه گانه سه درس مهم تربيتي، سه برنامه پيشگيري، و سه وسيله نجات از شر وسوسه گران است و انسان را درمقابل آنها بيمه مي کند. در اين سوره آمده است؛ بسم الله الرحمن الرحيم، قل اعوذ برب الناس، ملک الناس.... ـ به نام خداوند بخشند مهربان، بگو پناه مي برم به پروردگار مردم، به مالک و حاکم مردم، به خدا و معبود مردم. «من شرالوسواس الخناس» از شر وسواس خناس ـ «الذي يوسوس في صدور الناس، من الجنه و الناس» همان کسي که در سينه هاي انسانها وسوسه مي کند، وسوسه گراني از جن يا از انسان.
وسواس؛ در اصل صداي آهسته اي است که از به هم خوردن زينت آلات برمي خيزد، سپس به هر صداي آهسته گفته شود و بعد از آن به خطورات و افکار بد و نامطلوبي که در دل و جان انسان پيدا مي شود، و شبيه صداي آهسته اي است که در گوش فرو مي‌خوانند اطلاق گرديده. (وسواس گاهي به معني وسوسه گر نيز مي آيد که در اين آيه نيز چنين است).
خناس: به معني جمع شدن و عقب رفتن است، اين به خاطر آن است که شياطين هنگاميکه نام خدا برده مي شود عقب نشيني مي‌کنند،و از آنجا که اين امرغالباً با پنهان شدن توام است اين واژه به معني «اختفاء» نيز آمده است. بنابراين مفهوم آيات چنين است: «بگو من از شهر وسوسه گر شيطان صفتي که از نام خدا مي گريزد و پنهان مي گردد به خدا پناه مي برم».
اصولاً شياطين برنامه هاي خود را با مخفي کاري انجام مي دهند و گاه چنان درگوش جان انسان مي دمند که انسان باور مي کند فکر، فکر خود اوست و از درون جانش جوشيده و همين باعث اغواء و گواهي او مي شود! بنابراين هر لحظه امکان انحراف براي انسان وجود دارد، و اصولاً وقتي خداوند به پيامبرش دستور مي دهد که از شتر «وسواس خناس» به خدا پناه برد دليل بر امکان گرفتار شدن در دام خناسان و وسوسه گرايان است.
با اينکه پيغمبر اکرم (ص) به لطف الهي و يا امدادهاي غيبي و سپردن خويشتن (خويشتن) به خدا از هر گونه انحراف بيمه شده بود، ولي با اينحال اين آيات را مي خواند و به او از شر وسواسان خناس پناه مي برد با اين حال تکليف ديگران روشن است. اما نبايد مايوس شد چرا که در مقابل اين وسوسه گران مخرب، فرشتگان آسمان به ياري بندگان و رهروان راه حق مي آيند. آري مومنان تنها نيستند فرستگان بر آنها نازل مي شود و آنها را کوک ميکنند. «ان الذين قالو ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائکه»(فصلت 30) ولي به هر حال نبايد هرگز مغرور شد و خود را بي نياز از موعظه و پند و تذکر و امدادهاي الهي دانست ، بايد هميشه به او پناه برد هميشه بيدار بود و هميشه هشيار.
نتيجه اينکه: انسان هميشه در معرض وسوسه هاي شيطان قرار دارد و اين شيطان گاهي در لباس انسان و گاهي جن درآمده و انسان را فريب مي دهد بنابراين بايد از شر هر وسوسه گر شيطان صفتي که از نام خدا ميگريزد و پنهان مي گردد و به خدا پناه برد.
جهت مطالعه بيشتر:
«تفسير نمونه، جلد 27»
به نقل از اداره پاسخگويي آستان قدس رضوي (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 479/400008)