ذكر صفات خداوند

شناخت ذات خداوند براي ما ممكن نيست و ما تنها از طريق شناخت بعضي از صفات خداوند، مي‌توانيم به او معرفت بيابيم.
(به سوي تو، محمد تقي مصباح يزدي، ص162).
اينكه چرا خدا مي‌فرمايد: «منزه است خداوند از آنچه شما وصف مي‌كنيد». در پاسخ گفته مي‌شود كه بايد توجّه به صدر آيه نمود. صدر و ذيل آيه را بايد با هم معنا نمود تا برداشت ناصحيح نشود. در صدر آيه خداوند به انحرافات مشركان اشاره نموده است و در ذيل آيه آنچه كه آنها فكر مي‌كردند، نفي فرموده است. اين نفي نمودن افكار مشركان و صاحبان مذاهب باطله، منافات با ذكر صفات براي خداوند ندارد. توجّه به ترجمۀ دو آيه، پاسخ شما را روشن مي‌كند:
1. آنان براي خدا شريكهايي از جن قرار دادند، در حالي كه خداوند همۀ آنها را آفريده است و براي خدا پسران و دختراني به دروغ از روي جهل ساختند. منزّه است خدا و برتر است از آنچه توصيف مي‌كنند.
(انعام،100)
2. «خداوند هرگز فرزندي براي خود برنگزيده و معبود ديگري با او نيست كه اگر چنين مي‌شد، هر يك از خدايان مخلوقات خود را تدبير و اداره مي‌كردند و بعضي بر بعضي ديگر برتري مي‌جستند (و جهان به تباهي كشيده مي‌شد). منزّه است خدا از توصفي كه آنها مي‌كنند».
(مؤمنون/ 91).
خلاصه آنكه ما از طريق صفات مي‌توانيم به خدا معرفت پيدا كنيم و براي ما ممكن نيست كه به كنه ذات او دست يابيم. اينكه در آياتي مي‌فرمايد: «سبحان ا... عما يصفون» به اين معني نيست كه ما خدا را از طريق صفات نشناسيم، بلكه با توجّه به صدر و ذيل آيه، افكار منحرف مشركان و مذاهب باطلي كه به خداوند نسبت شرك و داشتن فرزندان پسر و دختر و.... مي‌داند نفي فرموده و خدا را از داشتن شريك در خلقت و داشتن فرزند منزّه داشته است.
به نقل از اداره پاسخگويي آستان قدس رضوي (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 213/400008)