برده‏ داري در اسلام‏

آقاي ايرجي مي نويسد : هر شخص آزادي ميتواند از کنيز خود متمتع شود هرگاه مانعي در ميان نباشد و اهم اين موانع عبارتند از :
1- کنيز زوجه ديگري باشد هر چند زوجه غلام مولي بوده باشد.
2- کنيز ملک مشتري باشد.
3- کنيز خريداري شده از غير حملي داشته باشد.
4- کنيز قبلا با پدر يا پسر مالک همبستر شده باشد اما هيچ زن آزادي نيمتواند با غلام خود زناشوئي کند مگر اين که اول او را آزاد نمايد و بعد به نکاح در آيد .
حق تمتع مولي را از کنيز نبايد با معشوقه بازي اشتباه کرده تمتع از کنيز اولا در اکثر موارد موجب استيلاد و منتج به عتق کنيز مي گردد .
ثانيا: از لغزش ها و فسادها جلوگيري ميکند .اسلام با اجازه ازدواج برده و آزاد عملا تساوي و برابري بين بردگان و آزادگان را معمول داشته ونسبت به تقليل نسل بردگان از طبيعي ترين راه استفاده کرده است از اين راه نسبت به آزادي آنها عطف توجه فرموده زيرا کنيزي که از مولي فرزند بياورد «ام الولد » مي شود و ام الولد بودن مساوي است با آزاد شدن .
اگر در دين قانوني پيدا شود که اجراي آن براي عده اي ولو يک نفر ممکن نباشد خود دين محکوم است زيرا عملي نبودن دين دليلي بر جهل قانونگذار است و چون واضح و اين ديني خداوند عالم و قادر است هرگز ممکن نيست تکليفي غير ممکن وضع نمايد نبايد فراموش داشت که غير ممکن با آنچه ممکن است اما مردم عمل نمي کنند متفاوت است و از طرفي ممکن است عمل به قانوني براي عده معدودي به علتي که خارج از حدود قدرت و اراده آنها باشد ممکن نباشد د ر اين صورت شارع بايد راه حلي براي آنها منظور کرده باشد وگرنه باز به صورت غير ممکن در مي آيد .
امروز احکام اسلام در سرتاسر جهان قابل اجرا هستند ممکن است گفته شود که خود قانون عتق برده در مورد کفارات امروز قابل اجرا نيست زيرا برده وجود ندارد ؟ اين گفته غلط نيست بلکه غلط کردن است زيرا پيش بيني اين چنين وضعي در قرآن شده و مقرر مي دارد «فان لم يجد » اگر نيابد عبارت « لم يجد » عام است يعني هم شامل اين مي شود که کسي بنده نداشته باشد و يا پول خريد آن را نداشته باشد و هم اين که شامل زماني مي شود که برده در جهان پيدا نشود .
به علاوه هر کس اضطرارا نتواند احکام دين را اجرا کند بنا به نص ـ« لايکلف الله نفس الا وسعها » و ساير نصوص ديگر معفو است مضافا به اين که حکم با انتقاد موضوع منتفي مي شود (1)
به هر حال با همه آنچه که در اينجا مي توان بحث کرد همچنان که در تفسير نمونه مي نويسد : کنيزان از نظر اسلام داراي بسياري از شرايط همسر و انضباط هاي قانوني او هستند هر چند در عصر و زمان ما موضوع آن منتفي است (2)
براي مطالعه بيشتر علاوه بر مراجعه به منابع مذکور در پي نوشت ها رجوع کنيد به نظام الدق في الاسلام ، عبدالله ناصح علوان ص 91 .
1- پايان نامه «بردگي در اسلام » ، از محمد صادق ايرجي ، ص 83 به بعد
2- تفسير نمونه ، ايت الله مکارم شيرازي ، ج 25 ، ص37.
برده داري در عصر ظهور اسلام مجموعه اي از شرايط اجتماعي ، اقتصادي و فرهنگي آن دوران بود و تا چندين قرن ادامه داشت و بررسي همه زمينه ها آن بس طولاني است و تغيير اساسي در يک سيستم اقتصادي ، اجتماعي کار فوري و آني نميشود باشه يعني ممکن بود مگر با وضع قوانين که از جهت تامين حقوق بردگان با وضع قوانين در کيفيت و شرائط آزادي 2- تنظيم آئين نامه اي بين مالک و عبد درجهت حمايت بردگان 3- ترغيب مردم به آزاد سازي بردگان و وضع قوانين در جهت آزادي برده که در مواردي الزامي ميکرد مثل اينکه يکي از کفارات بنده آزاد کردن است بعد چند سالي اسلام بردگان را به شرايطي رساند که به مقامات و درجات مهم علمي سياسي در جامعه اسلامي دست يافتند و با اين احکام اتفاقا موجب گرايش بردگان به اسلام شد و عده اي زيادي به اسلام پيوستن و در برگشت به موطن اصلي شان مبلغ ومروج اسلام شدند زيرا کار مهم پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله اين بود کسي که آزاد ميشد حق نداشتند دوباره ايشان را به بردگي ببرند و اين نقش بسزايي در عوامل دگرگوني در نظام برده اي صورت گرفت .
و خيلي ها که درجنگ با مسلمانان اسير ميشدند وقتي اينها در شرايط جامعه اسلامي با قوانين خاص پذيرفته ميشدند حق زندگي داشتند حتي شرايط زوجيت که پيدا ميکردند کنيزاني که محرم مالکشان ميشوند اينها با فرهنگ و مزاياي اسلام آشنا ميشدند و در قالب قوانين و شرايط يا ازاد ميشدند و مسلمان ميشدند کدام مکتب و دين از اسير در جنگ انقدر استقابل کرد آيا الان کشورهاي مدعي انسان دوستي حاضر هستند از اسير جنگي حتي شهر و عادي بودنش را بپذيرند علاوه بر اينکه وارد خانه هاي زندگي شان بشوند براي حکومت ممکن نبود که آنها را در اردوگاهاي اسراء نگه داري کنند لذا آنها را بين جنگ آوران تقسيم ميکردند تا پراکنده شوند و امکان تغذيه آنها در يک مکان واحد در آن شرايط مکن نبود و نکته سوم اگر غير از اين عمل ميشد اينها مجددا فرار مي کردند و به کفار مي پيوستند و باعث تضعيف روحيه مسلمانان ميشد .
و حال اينکه کفار با اسراي مسلمان رفتار ظالمانه داشتند اين را هيچ عقلي قبول نمي کند جبهه کفر را تقويت کنيم و جبهه اسلام راتضعيف و اين مشکل رواني خلاصه اينکه مبارزه قاطع و ريشه در آن شرايط امکان پذير نبود بلکه ضررهايي هم داشت در عين حال اسلام با برنامه ريزي در روش تدريجي جامعه به سوي نفي برده اي پيش رفت از جمله قوانين تدريجي نفر برده داري 1- ازادي برده از عبادات بزرگ و مهم قرار داد که موجب خشنودي خداي متعال است 2- آزادي برده را کفاره گناهان قرار داد کنيزي که باردار ميشد فروش وخريد او را ممنوع کردند 3- سيستمي در فقه هم موجودات طراحي شد که منجر به آزادي ام ولد ( کنيز باردار ) ميشد 4- به برده ها حق قرارداد با مالکشان داد که با شرايط بتوانند آزاد شوند 5- در يکي از جنگها پيامبر شرط کرد که هر کس ده مسلمان را با سواد کند آزاد مي شود با اين برنامه همه آنها نجات مي يافتند بنابراين همچنانکه درتفسير نمونه اشاره شده کنيزان از نظر اسلام داراي بسياري از شرايط همسر و انضباط هاي قانوني هستند هر چند در عصر و زمان ما موضوع آم منتفي شده است اما اينکه چرا قرآن به اين موضوع اشاره کرده ؟ همانطور که گفته شد ونکته بسيار مهم هم در اصول جامعه شناسي و روان شناسي يک جامعه بايد لحاظ شود مسئله اثر پذيري يک فرهنگ است بردگي را دفعتا نميتوانست لغو کند به دليل کثرت بردگان و از طرقي طوايف عرب و ساير اقوام به اين قضيه علاقه داشتند ولغو يکجانبه از نظر شرايط ممکن نبود و ضرر هم داشت و از طرفي لحاظ زمان در اعمال حکم شرط موفقيت آن است ثانيا قرآن کتاب وحي است و قانونگذار آن خداي عالم و قادر و حکيم است هرگز ممکن نيست تکليفي غير ممکن يا بي اثر و بدون لحاظ شرايط آينده تا حال وحتي گذشته چيزي را بيان کند و ثالثا اين موضوع از مسائل مهم حقوقي ، اجتماعي سياسي يک عصر بود واگر به نياز آن شرايط توجه نمي کرد نقص محسوب ميشه اما به عکس فرمايش شما توجه و پاسخ گوئي وگره گشائي به نيازهاي ولو محدود يک زمان براي قران کمال است نه کاستي رابعا: اگر برنامه ريزي از ناحيه وحي نبود حالا شرايط مناسب که شما مي بينيد قطعا نبود اگر برده اي مذموم شده پايه هاي شکستن اين بت را قرآن و رسول خدا شروع کردند و امروز شاهد هستيد و اگر در مباني آزاد کردن بنده ميکند بر فرض اين اتفاق باز هم راه رهايي را نشان داده است و چنين در آيه مي فرمايد : اگر نبود جايگزين کرده است (لم – مجد ) و. با رفتن موضوع حکم هم منتفي ميشود خلاصه آنکه به مجموعه آيات به دقت بنگريد از نظر قرآن شرافت و مقام و ارزش انسان به حر و عبد بودن نيست بلکه به ايمان و عمل صالح است و چه مرد باشد چه زن چه عبد باشد چه مولا بنابراين اسلام قدري عزت به شريعت و گوهره وجودي انسان ارزش داد بجاست بدانيم که مادر برخي از ائمه عليهما السلام ما کنيز بوده اند و همچنين مادر بزرگوار امام زمان عجل الله تعالي الشريف که کنيز رومي بوده است سخن در اين زمينه فراوان جهت راهنمايي به معرفي چند کتاب بسنده مي نمائيم .
1- فراورده هاي ديني ، آيه الله ناصر مکارم شيرازي .
2- اسلام و مسله آزادي ، بردگي ، :موسوي زنجاني .
3- نگاهي به بردگي ، محمد علي گرامي .
4- برده داري در روم باستان ، بيدار فکر .
5- از بردگي روم قديم تا مارکسيم ، مجتبي کرماني .
6- حقوق بشر ، اسدالله مبشري .
به نقل از اداره پاسخگويي آستان قدس رضوي (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 492/400008)