طبقات دوزخ و بهشت

يكم. جهنم مكانى است كه هفت طبقه يا هفت در دارد. به اين موضوع در سوره‏هاى «حجر» آيه 44، «نحل» آيه 29، «زمر» آيه‏هاى 71-73 و «مومن» آيه 76 اشاره شده است.
اما در هيچ كدام از آنها بيان نشده كه مراد از «ابواب» چيست؟ مفسران درباره تفسير «ابواب» چهار احتمال مطرح كرده‏اند. احتمال اول اينكه ابواب به معناى طبقات و دركات مختلف است. گواه بر اين مدعا آيه (ان المنافقين فى الدرك الاسفل من النار) و آياتى ديگر است.
علامه طباطبايى در تاييد اينكه مراد از ابواب، طبقات و تنوع عذاب‏هاى متفاوت است، مى‏فرمايد: «مؤيد اين احتمال فقره دوم آيه مورد بحث است كه مى‏فرمايد: (لكل باب منهم جزء مقسوم)؛ «يعنى، از ايشان براى هر درى قسمتى تقسيم شده است. چون ظاهر آن اين است كه خود جزء، تقسيم شده بر درها است و اين وقتى معناى صحيح مى‏دهد كه «باب» به معناى طبقه باشد نه در ورودى».ترجمه تفسير الميزان، ج 12، ص 251. فخر رازى هم در تفسير (ان المنافقين فى...) مى‏فرمايد: «ظاهر اين تعبير قرآنى اين است كه جهنم داراى طبقاتى است و ظاهر اين است كه سخت‏ترين طبقات جهنم همان طبقه پايين است».تفسير فخررازى، ج 11، ص 87.
امام على(ع) درباره تفسير آيه (لها سبعه ابواب) مى‏فرمايد: «دوزخ داراى هفت باب، يعنى، هفت طبقه است كه هر طبقه‏اى بالاى طبقه ديگرى است». در اين هنگام آن بزرگوار دست خود را روى دست ديگر نهاد و بدين وسيله طبقه بندى دوزخ را براى بينندگان مجسم نمود. در حديث ديگرى از امام على(ع) آمده است: «جهنم هفت در دارد؛ بعضى فوق بعضى ديگر قرار دارد وقتى اولى پر شد، دومى را پر مى‏كنند، آن گاه سومى را تا همه‏اش پر شود».حويزى، تفسير نور الثقلين، ج 3، ص 19 - 18؛ سيوطى، الدر المنثور، ج 4، ص 99.
احتمال دوم اين است كه ابواب، اشاره به درهاى ورودى دوزخ است؛ همانند درهاى متعددى كه در ساختمان‏هاى معمولى اين جهان وجود دارد، و در واقع هفت در به كثرت وارد شوندگان اشاره مى‏كند، اما اين فرض با توجه به روايات متعددى كه در تفسير اين آيات آمده است، بعيد به نظر مى‏رسد.
احتمال سوم را مفسرانى مانند صاحب تفسير روح المعانى و تفسير جامع الاحكام (از مفسران اهل سنت) مطرح و نقل كرده‏اند؛ بدين صورت كه تعدد اين درها به لحاظ تعدد گروه‏هاى مختلفى است كه از آنها وارد مى‏شوند. قائلان به اين احتمال، به حديث ذيل تمسك و استشهاد كرده‏اند: «در اول ويژه مسلمانان موحد گنهكار، در دوم از آن يهود، در سوم از آن مسيحيت، در چهارم مخصوص ستاره پرستان، در پنجم از آن مجوس، در ششم از آن مشركان و آخرين در مخصوص منافقان است».روح المعانى، ج 14، ص 48؛ جامع الاحكام، ج 5، ص 3646.
احتمال چهارم اين است كه اين درها اشاره به اعمال و گناهان مختلفى است كه انسان را به دوزخ مى‏كشاند. گواه اين احتمال هم اولاً مقابله‏اى است كه با درهاى بهشت وجود دارد؛ مثل «باب المجاهدين» كه در بهشت هست. ثانياً رواياتى است كه نشان مى‏دهد كه از بعضى از درهاى جهنم، فرعون، هامون و قارون و از بعضى مشركان و از برخى دشمنان خاندان پيامبر(ص) وارد مى‏شوند. اينها نيز دليل رابطه درهاى جهنم با گناهان مختلف است.مكارم شيرازى و همكاران، پيام قرآن، ج 6، ص 218.
دوم. به درهاى بهشت، اين كانون بزرگ رحمت الهى هم در سوره‏هاى «زمر» آيه 73، سوره «ص» آيه 50 و سوره «رعد» آيه‏هاى 23 و 24 اشاره شده است؛ اما تعداد آنها در هيچ يك بيان نشده است. به نظر برخى از مفسران، اين درها اشاره به امور و اعمال و كارهاى مفيد و مخلصانه‏اى است كه سبب ورود به بهشت مى‏شوند. اشاره نشدن به تعداد درها در آيات، خود تصريح به اين نكته است كه طرق وصول به سعادت، از طرق سقوط در شقاوت بيشتر است؛ زيرا رحمت واسعه الهى بر غضبش پيشى گرفته است: «سبقت رحمته غضبه».همان، ج 6، ص 307. در بيشتر احاديث اسلامى هم تصريح شده است كه بهشت داراى هشت در است؛بحارالانوار، ج 8، ص 121، ح 12 و ص 131، ح 32. ولى در عين حال از بعضى ديگر از احاديث استفاده مى‏شود كه عدد درهاى بهشت 71 در است.همان، ج 8، ص 139، ح 55. چنان كه در لسان مختلف روايات به اسامى مختلف درهاى بهشت اشاره شده است؛ مانند باب المجاهدين، باب الريان (سيراب كننده روزه داران)، باب المعروف (در نيكوكاران)، باب الصبر، باب الشكر و باب البلاء.براى مطالعه بيشتر ر.ك: پيام قرآن، ج 6، ص 311. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 160/500009)