زمان شب قدر

شكى نيست كه «ليلة القدر»، يكى از شب‏هاى ماه رمضان است؛ جمع ميان آيات قرآن نيز اقتضاى آن را دارد. از يك سو مى‏فرمايد: «قرآن در ماه رمضان نازل شده است» بقره (2)، آيه 185. و از سوى ديگر مى‏فرمايد: «ما آن را در شب قدر فرو فرستاديم» قدر (97)، آيه 3.. اما براى تعيين آن، بايد به روايات مراجعه كرد. در روايات شيعه و اهل سنت، احتمالات گوناگونى داده شده است؛ از جمله: شب هفدهم، شب نوزدهم، شب بيست و يكم، شب بيست و سوم، شب بيست و هفتم و شب بيست و نهم. ابن عربى، احكام القرآن، ج 4، صص 325 - 328؛ (دارالكتاب العربى، چاپ اول 1421 ق، بيروت)؛ همچنين ر.ك: حسن، حسن‏زاده آملى، انسان و قرآن، صص 239 -243 (انتشارات قيام، چاپ دوم، 1381 قم).
براساس روايت مشهور ائمه اطهارعليهم السلام، احتمال اينكه شب قدر، يكى از شب‏هاى نوزدهم، بيست و يكم و يا بيست و سوم ماه رمضان باشد، بيشتر است. سيد بن طاووس، از بزرگان علماى شيعه، روايات متعددى درباره تعيين شب قدر در كتاب اقبال الاعمال جمع‏آورى كرده است كه از مجموع آنها فهميده مى‏شود: اندازه‏گيرى و «تقدير» امور و كارها، در شب نوزدهم و «تحكيم» آنها در شب‏بيست و يكم و «امضاى» آنها در شب بيست و سوم است. به اين دليل شب زنده‏دارى و عبادت و دعا در اين سه شب بسيار توصيه شده؛ به ويژه بر دو شب بيست و يكم و بيست و سوم تأكيد بيشترى گشته است. سيد بن طاووس، اقبال الاعمال، ج 1، صص 341 - 345 و 356 و 374 - 375؛ (مكتب الاعلام الاسلامى، چاپ اول 1414ق، قم). در روايتى از امام صادق‏عليه السلام درخواست مى‏شود كه شب قدر را معين كنند، ايشان مى‏فرمايد: «آن را در شب‏بيست و يكم و بيست و سوم بجوييد». وقتى راوى مى‏خواهد امام آن را دقيقاً مشخص كند؛ مى‏فرمايد: «چه سخت است بر تو كه دو شب را كوشش كنى!»همان، ص 357. در عين حال روايات متعددى دلالت دارد كه شب بيست و سوم، شب قدر است. همان، ص 374 و 375.
البته شب قدر بر ائمه اطهارعليهم السلام كاملاً روشن است؛ زيرا فرشتگان در آن شب بر آنان فرود مى‏آيند بصائر الدرجات، به نقل از امام صادق‏عليه السلام؛ ر.ك: انسان و قرآن، ص 241.. اما اصرار بسيارى داشته‏اند كه شيعيان چند شب را به عبادت و شب زنده‏دارى مشغول باشند. با توجه به اين مطالب، روشن مى‏شود كه شب قدر در هر سالى وجود دارد و آن يك شب است و اختلاف تقويم، موجب نمى‏شود چند شب قدر داشته باشيم. بر اين اساس تأكيد شده است دهه آخر ماه رمضان، يا حداقل سه شب ياد شده مراقبت شود. پيامبراكرم‏صلى الله عليه وآله در دهه آخر ماه رمضان در مسجد معتكف مى‏شد. و برخى از بزرگان شيعه، براى درك شب قدر يك سال شب‏ها را احيا مى‏داشتند به هر حال شب قدر يك شب است و به احتمال بسيار زياد، اين يك شب، در دهه آخر ماه مبارك رمضان مقدر شده است و مؤمنان براى درك آن شب، تلاش مى‏كنند و احيا مى‏گيرند.
گفتنى است با نزول فرشتگان در شب قدر، بركات فراوان و متعددى جريان مى‏يابد كه مهم‏ترين آن تقدير امور سالانه است. اما علاوه بر آن، نزول‏دسته جمعى فرشتگان، نورانيت و بركتى را به وجود مى‏آورد كه از فرصت‏هاى ممتاز، براى توبه و ارتقاى درجات معنوى است؛ به طورى كه انسان مى‏تواند از فرصت يك شب، ارجمندى هزار ماه را به دست آورد. بنابراين اگر چه اعلام تقدير امور سالانه به حجت خدا؛ در وقت معين از شب قدر انجام مى‏گيرد؛ اما براى مردم سراسر جهان - با اختلاف افق‏هايى كه دارند شب قدر به نسبت هر منطقه ادامه دارد و همچنان بركات نزول فرشتگان شامل حال آنان مى‏شود. تقدير امور آنان نيز بر اساس آن انجام مى‏گيرد و با اعلام قبلى تقدير امور به حجت خدا، در وقت معين منافات ندارد. از اين رو حتى براى كسانى كه در منطقه خود فرصت شب را از دست داده‏اند؛ در روايات آمده است كه روزهاى شب قدر نيز فضيلت شب آن را دارد و اگر كسى در پى درك فضايل آن باشد، به آنها مى‏رسد. همچنين در روايات آمده است: اگر كسى در اين شب‏ها موفق نشد، منتظر شب و روز عرفه باشد كه مى‏تواند در آن، سرنوشت خويش را رقم زند. بنابراين تعيين اين اوقات براى رقم زدن تقديرات انسان، نه براى خداوند محدوديت مى‏آورد و نه براى انسان؛ لكن اين اوقات ويژگى‏هايى در تسريع حركت انسان به سوى‏كمال حقيقى دارد.
بنا بر آنچه گفته شد، شب قدر زمانى دو قسم است: زمانى واقعى و زمانى اعتبارى. ليلة القدر زمانى واقعى و اعتبارى را مى‏توان به اول بهار واقعى و اعتبارى تشبيه كرد. اول بهار واقعى، لحظه‏اى است كه مركز زمين در حركت انتقالى خود به دور خورشيد، منطبق شود و نقطه اعتدال ربيعى اين لحظه، اول بهار واقعى است. حال اگر اين انطباق قبل از ظهر صورت بگيرد (تحويل سال قبل از ظهر باشد)، تمام آن روز را اول بهار و اولين روز سال نو اعلام مى‏كنند. اما اگر هنگام سال تحويل، بعد از ظهر باشد؛ آن روز را به سال قبل ملحق مى‏كنند و مى‏گويند: سال كبيسه دارد. ماه اسفند در چنين سالى، سى روزى است و در عين حال كه اول بهار واقعى روز سى ام اسفندماه آن سال است، روز بعد را به عنوان اول بهار و نخستين روز سال جديد اعلام مى‏كنند. در اين مثال روشن است كه ما يك اول بهار واقعى داريم كه يك لحظه است و يك اول بهار اعتبارى داريم كه يك روز است و با توجه به اعتبار و قرارداد، قابل توسعه و تغيير است.
ليلة القدر زمانى نيز همين گونه است؛ يعنى، ما يك شب قدر زمانى واقعى داريم و يك شب قدر زمانى اعتبارى. شب قدر زمانى واقعى، لحظه‏اى از شب خاصى است كه در آن لحظه، انسان كامل فيوضاتى را از عالم بالا دريافت مى‏كند و اين لحظه، امرى شخصى و غيرقابل توسعه و تعدّد است. و شب قدر زمانى اعتبارى، مقطعى از زمان است كه ممكن است 24 ساعت يا كمتر و يا بيشتر امتداد داشته باشد و با توجه به اختلاف آفاق متعدد شود. براى مثال در سرزمينى خاص، از سر شبى معين تا طلوع فجر براى اهل آن سرزمين، شب قدر باشد؛ ولى در سرزمينى ديگر بعد از دوازده ساعت، شب قدر اهل آن سرزمين شروع شود و... .
پس فيوضات و بركات شب قدر زمانى اعتبارى، قابل توسعه بوده و امتداد زمانى 24 ساعته شب و روز قدر، داراى فضيلت مشترك است. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 17/500009)