نقش امام زمان(عج) در هستي

براى پاسخ به اين پرسش ذكر مطالبى چند ضرورت دارد: انسان، طبق فرموده قرآن كريم، به سوى خداى سبحان در حركت است و پايان سفرش ملاقات با خداست: «يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ.» (سوره انشقاق آيه 6) .
بشر، براى رسيدن به اين هدف، به دو محور اصلى مُلكى (ظاهرى) و ملكوتى (باطنى) نياز دارد. انسان در محور مُلكى و ظاهرى، به رهبرى نيازمند است كه همان بحث امامت، اداره جامعه و كشوردارى و رهبرى نظام است. محور دوم كه بسيار مهم‏تر از اولى است و تكيه‏گاه آن به شمار مى‏رود، رهبرى باطنى و ملكوتى است. اين سير، سيرى عمودى و طولى است كه «صيرورت» نيز خوانده مى‏شود؛ يعنى انسان در درون خود سفرى با مراتب و منازل متعدد دارد و براى پيمودن اين منازل نياز به رهبر، انكارناپذير است.
«سير» يعنى حركتى (ظاهرى) كه در همه اجرام زمينى و آسمانى وجود دارد؛ امّا «صيرورت» يعنى تحول و شدن و از نوعى به نوعى ديگر و از منزلتى به منزلت ديگر تكامل يافتن.
يك خودرو كه شتابان در بزرگراه پيش مى‏رود و ميوه‏اى كه مرحله‏هاى گوناگون را پشت سر مى‏گذارد، هر دو حركت دارند؛ امّا اولى به نحو «سير» و دومى به نحو «صيرورت»؛ يعنى ميوه از خاك حركت كرده و به مرحله شكوفه رسيده و پس از آن به ميوه خام و پخته تبديل شده است. اين «شدن» را كه حركتى درونى است، «صيرورت» مى‏خوانند. انسان‏ها نيز بدون استثنا، در تحول درونى و صيرورتى به سر مى‏برند كه نهايت آن «لقاى حق» تبارك و تعالى است.
وقتى معلوم شد انسان در صيرورت است و به سوى خدا حركت مى‏كند، ناگزير بايد حركت دهنده‏اى داشته باشد؛ زيرا در هر حركتى وجود متحرك، محرّك و مسير و ابتدا و انتها (هدف) ضرورت دارد؛ و مهم‏تر از همه وجود رهبرى كه متحرك را به هدف نهايى هدايت كند.
افزون بر امور عادى و مادّى انسان (زندگى روزمره) تمام اعمال عبادى و باطنى انسان نيز به رهبر نياز دارد؛ يعنى همان‏گونه كه تأمين معاش و امور ظاهرى و زندگى اجتماعى انسان نيازمند رهبر است، تمام عبادت‏ها و اعمال باطنى وى نيز كه با صيرورت و تحول درونى همراه است، به محرك و رهبرى نياز دارد تا آن‏ها را هدايت و به سرمنزل مقصود (قرب الى اللّه) برساند.
امامان معصوم علاوه بر رهبرى ظاهرى و اداره ملكى جامعه، رهبرى ملكوتى جامعه بشرى را نيز بر عهده داشتند. همان‏گونه كه گذشت، سير باطنى انسان (صيرورت او) از نظر اهميّت با سير ظاهرى و ملكى و دنيايى قابل مقايسه نيست.
گرچه بيگانگان رهبرى ظاهرى را از ائمّه اطهار(عليهم السلام) گرفتند و آنان را خانه نشين كردند؛ امّا رهبرى ملكوتى انسان‏ها و جوامع بشرى حقيقتى است كه از وجود مقدس آنان جدا نمى‏شود.
نماز، روزه، زكات، حج و ديگر عبادات هر كدام نوعى صعود و تقرب به سوى خداى سبحان دارند. «إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ»؛ سوره فاطر (35)، آيه 10. اين صعود، حركتى به نحو صيرورت است و مسلماً به محرك و رهبر نياز دارد؛ يعنى بايد انسان كاملى باشد كه عمل صالح‏اش اعمال بندگان را بالا ببرد و رهبرى كند تا به درگاه قبول حضرت حق برسد.
اين انسان كامل همان امام معصوم است كه نمازش نماز هر متقى را امامت مى‏كند و حج و زكات و تمام اعمالش، اعمال بندگان صالح را تا وصول به بارگاه حضرت حق رهنمون مى‏شود.
بر اين اساس، هر كه اول وقت نماز به پا دارد، به امام زمان خويش اقتدا كرده است. چون امام زمان(عليه السلام) هماره اول وقت نماز مى‏گزارد و هر كس در هر اقليمى كه باشد، اگر اول وقت نماز بخواند، در اين عمل با فضيلت به امام خود اقتدا كرده است؛ يعنى نماز او به كاروان نمازهايى پيوسته كه با امامت نماز ولىّ خدا، به سوى خدا در حال صعود است.
از آنچه ذكر شد در مى‏يابيم وجود مقدس حضرت مهدى(عليه السلام) رهبرى ملكوتى تمام انسان‏ها را و هر چه داراى صيرورت و تحول است، به عهده دارد. او به اذن خدا، مدبر امور است و خلقت و هدايت و تدبير و درمان و حيات و مرگ به واسطه او تحقق مى‏يابد. به همين سبب امامان معصوم(عليهم السلام) را وسائط فيض حق و مجارى روزى خلايق مى‏دانيم. آيت اللّه جوادى آملى: تفسير موضوعى قرآن كريم، ج 14، ص 120 - 97، با تصرف و تلخيص.
وجود آن‏ها همچون دو دستى است كه با يكى ارزاق و مقدرات خلايق از درگاه ربوبى دريافت و در عالم هستى توزيع مى‏شود و با ديگرى اعمال صالح بندگان تاعرش الاهى رهبرى و هدايت مى‏گردد. اگر ولى اللّه الاعظم عملى را امضا كند، قطعاً مورد قبول خداوند متعال است وگرنه هيچ يك از اعمال انسان پذيرفته نمى‏شود. بدين سبب، در زيارت جامعه كبيره مى‏خوانيم: «بِكُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَ بِكُمْ يَخْتِمُ، وَ بِكُمْ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ، وَ بِكُمْ يُمْسِكُ السَّمآءَ اَنْ تَقَعَ عَلَى الْاَرْضِ اِلاَّبِاِذْنِهِ، وَ بِكُمْ يُنَفِّسُ الْهَمَّ، وَ يَكْشِفُ الضُّرَّ؛ خدا به وسيله شما آغاز كرد و به شما ختم مى‏كند و به خاطر شما باران را فرو مى‏فرستد و به وسيله شما آسمان را از اين‏كه بر زمين افتد نگه داشته است، مگر به اجازه او. و به خاطر شما اندوه را بيرون برد و سختى را برطرف كند.» مفاتيح الجنان، زيارت جامعه كبيره.
«اِنْ ذُكِرَ الخْيَرُ كُنْتُمْ اَوَّلَهُ، وَ اَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ، وَ مَعْدِنَهُ وَ مَأْويهُ وَمُنْتَهاهُ؛ هرگاه خير و خوبى‏ها ياد شود، شما اول و اصل و فرع‏ها و معدن و جايگاه و سر حدّ نهايى‏اش هستيد.» مفاتيح الجنان، زيارت جامعه كبيره.
و شايد راز بعضى از روايات و دعاهاى ائمّه معصومين(عليهم السلام) در همين امر نهفته است: اگر زمين بدون امام باشد، نظمش از هم بپاشد و در هم فرو ريزد. «لَوْ بَقيَتِ الْاَرْضُ بِغَيْرِ اِمامٍ لَساخَتْ» الاصول الكافى، ج 1، ص 179.
- كجاست آن وسيله‏اى كه فيوضات آسمان را به اهل زمين مى‏رساند. «اَيْنَ السَّبَبُ الْمَتَّصِلُ بَيْنَ الْاَرْضِ وَ السَّماء؟» مفاتيح‏الجنان، دعاى ندبه.
- به ماندن او است كه دنيا باقى مانده است و به خير و بركت او تمام مخلوقات روزى داده مى‏شوند. «بِبَقائِهِ بَقيَتِ الدُّنيا وَ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرى».
و شايد سرّ خواندن دعاى فرج در شب قدر نيز همين امر است.
(لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 83/500020)