علت حرمت شراب

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»؛ مائده (5)، آيه 90.؛ «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! شراب و قمار و بت‏ها و تيرهاى قرعه پليدند (-(و)-) از عمل شيطانند. پس، از آنها دورى گزينيد؛ باشد كه رستگار شويد».

در اين باره، چند پاسخ زير مطرح است:
اولاً، ممكن است مست‏كنندگى خمر، يكى از دلايل حرمت باشد و در كنار آن، دلايل ديگرى نيز وجود داشته باشد؛ مانند اين كه از اقدام براى تهيه‏
يا فروش شراب در جامعه، به طور كلى جلوگيرى شود؛ چنان‏كه در ازدواج موقت و يا طلاق گفته شده كه اگر زن نازا بود و يا پيش‏گيرى كامل صورت گرفته بود، باز هم زن بايد عدّه نگه دارد؛ زيرا موضوع تعيين پدر، حكمت است و نه علت. ممكن است دلايل ديگرى مانند حفظ احترام روابط زناشويى و يا رعايت حريم زنان و حفظ تعادل روحى آنان نيز مطرح باشد.
ثانياً، خوردن هر نجاستى، حرام است و خمر هم يكى از آنهاست و در نتيجه، از خوردن يك قطره آن هم نهى شده است؛ مثل خوردن يك قطره خون يا ادرار.
ثالثاً، حرمت خوردن خمر، يك قانون است و قانون، معنايش اين است كه قانون‏گذار، مصالح كلى را در نظر بگيرد. در يك قانون كلى، ممكن است به خاطر وجود مفسده‏اى، چيزى ممنوع شود؛ در حالى كه در بعضى موارد آن، مفسده جدى وجود نداشته باشد. همه قانون‏هاى بشرى هم همين‏طورند؛ مانند ممنوع بودن عبور از چراغ قرمز؛ اگر چه عدم رعايت در بعضى اوقات، ممكن است مشكلى ايجاد نكند.
بنابراين، قانون آن است كه در ديد كلان، رعايت آن، مصلحت و عدم رعايت آن، مفسده دارد؛ حتى اگر در برخى از موارد جزئى، مصلحت و مفسده وجود نداشته باشد.
اگر شارع مى‏گفت: اگر شراب خوردى و مست شدى، حرام است و اگر مست نشدى، اشكالى ندارد، برخى افراد كنجكاو، استكان استكان مى‏خوردند؛ تا ببيند چه وقت مست مى‏شوند و در اين صورت، از حالت قانون خارج مى‏شد و حكم خدا، سبك و تمسخرآميز مى‏شد. بدين‏جهت، اگر قانون‏گذار بخواهد آن مصلحتى را كه در نظر گرفته، جلب شود و آن مفسده‏اى را كه‏
در نظر گرفته، ترك شود، بايد به صورت كلى، امر و نهى كند و تمام قانون‏هاى عمومى، اين چنين هستند.
بايد دانست كه گاهى سخت‏گيرى در حرمت، براى جلوگيرى از عادى‏سازى و «فرهنگ‏سازى» است. در موارد متعددى ثابت شده كه شروع يك خلاف كوچك، آدمى را به مراحل بعدى مى‏كشاند؛ به طورى كه در ادبيات عاميانه مشهور شده كه تخم مرغ دزد، شتر دزد مى‏شود. بنابراين، حرمت شرب خمر، حتى يك قطره آن، چه بسا براى جلوگيرى از جرأت نسبت به مراحل بعد و يا بدآموزى نسبت به ديگران باشد. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 20/500036)