اختلاف افق و شب قدر

«لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ...»؛ قدر (97)، آيه 3.؛ «شب قدر از هزار ماه ارجمندتر است».
شب قدر به اين جهت «قدر» ناميده شده كه جميع مقدرات بندگان در تمام سال، در آن شب تعيين مى شود و شاهد اين معنى، سوره دخان است كه مى فرمايد: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ. فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ»؛ دخان (44)، آيه 3 و 4.؛ «ما اين كتاب مبين را در شبى پربركت نازل كرديم و ما همواره انذار كننده بوده ايم، در آن شب است كه هر امرى بر طبق حكمت خداوند، تنظيم و تعيين مى گردد».
اين بيان، هماهنگ با روايات متعددى است كه در آنها آمده است: در آن شب، مقدرات يك سال انسان ها تعيين مى شود و ارزاق و سرآمد عمرها و امور ديگر، در آن شب مبارك، تفريق و تبيين مى شود. اين امر، هيچ گونه تضادى با آزادى اراده انسان و مسئله اختيار ندارد؛ زيرا تقدير الهى به وسيله فرشتگان، بر طبق شايستگى ها و لياقت هاى افراد و ميزان ايمان و تقوا و پاكى نيت و اعمال آنهاست. تفسير نمونه، ج 27، ص 187. علاوه بر تقديرات امور در شب قدر و عرضه آنها بر «حجت خدا»، در اين شب، فرشتگان الهى نيز نازل مى شوند و لطف و بركات ويژه الهى، شامل بندگان خدا مى شود.
شب زنده دارى و «احيا»ى اين شب، موجب بالا رفتن قابليت انسان، جهت تقدير بهتر امور و بهره مندى بيشتر از لطف و عنايت الهى، با نزول فرشتگان در اين شب مى شود و بايد دانست كه درك اين شب، مهم است و خير و بركت آن بيش از هزار ماه، براى انسان، منشأ اثر مى باشد.
آيا شب قدر تنها يك شب است يا مى تواند متعدد باشد و با شروع شب قدر در يك نيم كره، وضعيت مردم در بهره مندى از شب قدر در مناطق ديگر و نيم كره ديگر، چگونه خواهد بود؟
در اين باره مى توان گفت: با استفاده از ظهور آيات و روايات، «شب قدر» تنها يك شب در طول سال است و اين زمان «شب»، موقعيت ممتازى است كه تقديرات امور و بهره مندى از بركات نزول فرشتگان، به طور ويژه، شامل حال بندگان مى شود.
حال با توجه به اختلاف افق ها، چند نظريه مطرح شده است كه برخى عبارتند از:
1. شب، همان سايه نيم كره زمين است كه بر نيم كره ديگر مى افتد و مى دانيم كه اين سايه همراه گردش زمين در حركت است و يك دوره كامل آن در بيست و چهار ساعت انجام مى شود. بنابراين، ممكن است شب قدر يك دوره كامل شب به دور زمين باشد؛ يعنى مدت بيست و چهار ساعت تاريكى كه تمام نقاط زمين را زيرپوشش خود قرار مى دهد، شب قدر است كه آغاز آن از يك نقطه شروع مى شود و در نقطه ديگر پايان مى گيرد. تفسير نمونه، ج 27، ص 192 و 193.
2. مراد از شب قدر، مجموع شب و روز است؛ مثل يوم كه به يك شبانه روز اطلاق مى شود كه ممكن است برخى شب آن را درك كنند و برخى در مناطق ديگر كره زمين، روز آن را درك كنند و به همين جهت در برخى روايات آمده است كه اگر كسى از شب زنده دارى در شب قدر محروم بود، از بركات روز آن استفاده كند بحارالانوار، ج 95، ص 121.؛ چنان كه از امام صادق عليه السلام چنين روايت شده است: «ليلةالقدر فى كل سنةٍ و يومها مثل ليلها؛ در طول سال، يك شب قدر وجود دارد و روز آن، مانند شب آن است».
3. نظريه سوم اين است كه شب قدر هر منطقه بر طبق افق همان منطقه است؛ به عنوان مثال، اگر شب 23 ماه مبارك رمضان شب قدر باشد، شب 23 ماه رمضان هر منطقه اى، شب قدر آنهاست و بقيه مناسبت ها مثل عرفه و شروع و پايان هر ماه قمرى و عيد فطر و قربان و مبعث و غدير نيز همين طور است؛ يعنى طبق افق همان جاست؛ درست مانند اوقات نماز. نماز صبح ما در اين ساعتى است كه آفتاب طلوع نكرده، در حالى كه در منطقه ديگر چند ساعت است كه آفتاب طلوع نموده و نماز صبح قضا شده است؛ و همان طور كه تعجب نمى كنيم كه چگونه در شهرهاى ديگر نماز قضا شده يا در منطقه ما اذان صبح شده و در ماه رمضان امساك كرده ايم، در حالى كه در شهرهاى غربى هنوز مردم مشغول خوردن سحرى هستند، در شب قدر هم تعجب ندارد كه امشب شب قدر ما باشد و چند ساعت بعد، شب قدر منطقه ديگر و اين نظر، منافاتى با يك شب بودن شب قدر نيز ندارد؛ زيرا براى هر شخص و هر منطقه اى، يك شب قدر وجود دارد. بنابراين نظريه، فرشتگان در تمام 24 ساعت شبانه روز قدر، به طور «مكرر» در حال نزول بر حجت خدا و آوردن بركات هستند و در هر جا تا طلوع فجر آن منطقه، فيض الهى به طور ويژه نازل مى شود.
به نظر ما، نظر دوم نيز بايد به نظر و احتمال سوم برگردانده شود؛ زيرا طلوع فجرها مختلف است و اين طور نيست كه همزمان در يك مقطع زمانى، نصف كره زمين شب باشد و در نصف ديگر، روز؛ بلكه از آن جا كه زمين در حال چرخش است، لحظه به لحظه «حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ» براى مناطق مختلف اتفاق مى افتد و همه طبق افق منطقه خود، از شب قدر بهره مى برند و اين طور نيست كه برخى شب قدر داشته باشند و برخى روز قدر؛ همان طور كه به نظر ما برگشت نظر اول نيز به همين قول است و در نتيجه، بهترين نظر اين است كه هر منطقه طبق افق خودش، شب قدر دارد؛ همان گونه كه طبق افق خودش نماز مى خواند و روزه مى گيرد و اين مطلب، با يكى بودن شب قدر نيز منافات ندارد؛ زيرا مقصود از يك شب بودن، يك شب براى هر فرد و هر منطقه است.
4. نظريه چهارم اين است كه يك شب قدر زمانى واقعى داريم و يك شب قدر زمانى اعتبارى. شب قدر زمانى واقعى، لحظه اى از شب خاصى است كه در آن لحظه، انسان كامل، فيوضاتى را از عالم بالا دريافت مى كند و اين لحظه، امرى شخصى و غيرقابل توسعه و تعدّد است و شب قدر زمانى اعتبارى، مقطعى از زمان است كه ممكن است 24 ساعت يا كمتر و يا بيشتر امتداد داشته باشد و با توجه به اختلاف افق ها، متعدد شود؛ براى مثال ممكن است در سرزمينى خاص، از سر شبى معين تا طلوع فجر براى اهل آن سرزمين، شب قدر باشد؛ ولى در سرزمينى ديگر بعد از دوازده ساعت، شب قدر اهل آن سرزمين شروع شود و... .
بنابراين، فيوضات و بركات شب قدر زمانى اعتبارى، قابل توسعه بوده، امتداد زمانى 24 ساعته شب و روز قدر، داراى فضيلت مشترك است. طبق اين نظريه، شب قدر واقعى آن شبى است كه تا طلوع فجر آن شب، ملائكه بر امام زمان(عج) نازل مى شوند و آن يك شب شخصى واحد است؛ ولى امام زمان(عج) آن فيوضات را طبق افق هاى هر منطقه، بر مردم آن جا نازل مى فرمايد. اين قول، شبيه قول دوم است؛ يعنى انسان هاى برخى مناطق، روز قدر دارند؛ نه شب قدر. در هر حال، به نظر ما، قول سوم بهترين قول است. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 33/500037)