تبديل سيئات به حسنات

1.وَ الَّذِينَ لا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ وَ لا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ لا يَزْنُونَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ يَلْقَ أَثاماً (68) يُضاعَفْ لَهُ الْعَذابُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ يَخْلُدْ فِيهِ مُهاناً (69) إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً (70)
68- آنها كسانى هستند كه معبود ديگرى را با خداوند نمى‏خوانند، و انسانى را كه خداوند خونش را حرام شمرده جز به حق به قتل نمى‏رسانند، و زنا نمى‏كنند، و هر كس چنين كند مجازاتش را خواهد ديد.69- چنين كسى عذاب او در قيامت مضاعف مى‏گردد، و با خوارى هميشه در آن خواهد ماند.70- مگر كسى كه توبه كند و ايمان آورد و عمل صالح انجام دهد كه خداوند گناهان اين گروه را به حسنات تبديل مى‏كند. و خداوند آمرزنده و مهربان است .
در مورد تبديل سيئات به حسنات‏ چند تفسير است كه همه مى‏تواند قابل قبول باشد :
1- هنگامى كه انسان توبه مى‏كند و ايمان به خدا مى‏آورد دگرگونى عميقى در سراسر وجودش پيدا مى‏شود، و به خاطر همين تحول و انقلاب درونى سيئات اعمالش در آينده تبديل به حسنات مى‏شود، اگر در گذشته مرتكب قتل نفس مى‏شد در آينده دفاع از مظلومان و مبارزه با ظالمان را جاى آن مى‏گذارد، و اگر زناكار بود بعدا عفيف و پاكدامن مى‏شود و اين توفيق الهى را در سايه ايمان و توبه پيدا مى‏كند.
2- ديگر اينكه خداوند به لطف و كرمش و فضل و انعامش بعد از توبه كردن سيئات اعمال او را محو مى‏كند، و به جاى آن حسنات مى‏نشاند، چنان كه در روايتى از ابو ذر از پيامبر اسلام ص مى‏خوانيم: روز قيامت كه مى‏شود بعضى از افراد تفسير نمونه، ج‏15، ص: 161 را حاضر مى‏كنند خداوند دستور مى‏دهد گناهان صغيره او را به او عرضه كنيد و كبيره‏ها را بپوشانيد، به او گفته مى‏شود تو در فلان روز فلان گناه صغيره را انجام دادى، و او به آن اعتراف مى‏كند، ولى قلبش از كبائر ترسان و لرزان است.
در اينجا هر گاه خدا بخواهد به او لطفى كند دستور مى‏دهد بجاى هر سيئه حسنه‏اى به او بدهيد، عرض مى‏كند پروردگارا! من گناهان مهمى داشتم كه آنها را در اينجا نمى‏بينم.ابو ذر مى‏گويد: در اين هنگام پيامبر ص تبسم كرد كه دندانهايش آشكار گشت سپس اين آيه را تلاوت فرمود فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ «1».
3- سومين تفسير اينكه منظور از سيئات نفس اعمالى كه انسان انجام مى‏دهد نيست، بلكه آثار سويى است كه از آن بر روح و جان انسان نشسته، هنگامى كه توبه كند و ايمان آورد آن آثار سوء از روح و جانش برچيده مى‏شود، و تبديل به آثار خير مى‏گردد، و اين است معنى تبديل سيئات به حسنات.
لبته اين سه تفسير- منافاتى با هم ندارند و ممكن است هر سه در مفهوم آيه جمع باشند.
آيه بعد در حقيقت چگونگى توبه صحيح را تشريح كرده و مى‏گويد:
كسى كه توبه كند و عمل صالح انجام دهد، به سوى خدا بازگشت مى‏كند (و پاداش خود را از او مى‏گيرد).(وَ مَنْ تابَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتاباً). يعنى توبه و ترك گناه بايد تنها به خاطر زشتى گناه نباشد بلكه علاوه بر آن‏ انگيزه‏اش خلوص نيت و بازگشت به سوى پروردگار باشد. بنا بر اين فى المثل ترك شراب يا دروغ به خاطر ضررهايى كه دارد هر چند خوب است ولى ارزش اصلى اين كار در صورتى است كه از انگيزه الهى سرچشمه گيرد.
بعضى از مفسران تفسير ديگرى براى آيه فوق ذكر كرده‏اند و آن اينكه:
اين جمله پاسخى است براى تعجبى كه احيانا آيا گذشته در بعضى از اذهان برمى‏انگيزد و آن اينكه چگونه ممكن است خداوند سيئات را به حسنات تبديل كند؟ اين آيه پاسخ مى‏دهد هنگامى كه انسان به سوى خداوند بزرگ بازگردد اين امر تعجب ندارد.
تفسير سومى براى آيه ذكر شده و آن اينكه: هر كس از گناه توبه كند به سوى خدا و پاداشهاى بى حساب او بازمى‏گردد. گرچه اين تفسيرهاى سه‏گانه منافاتى با هم ندارد ولى تفسير اول نزديكتر به نظر مى‏رسد به خصوص اينكه با روايتى كه در تفسير على ابن ابراهيم ذيل آيه مورد بحث نقل شده هماهنگ است. تفسير نمونه، ج‏15، ص: 163. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 5/100101421)