تبعيض در هدايت ؟؟

براي اينكه جز هدايت شدگان باشيم،بايد از رهنمودهاي عقل وشرع تبعيت كنيم ودر عمل نيز پاي بند آنها باشيم،به هدايتهاي دروني وبيروني كه از ناحيه انبياءالهي واوصياءآنها ،توجه كنيم وبا اميال وخواسته هاي نفساني خود مبارزه نمائيم.
توضيحات مفصل ذيل را مطالعه نمائيد تا معناي هدايت واضلال الهي معلوم گردد كه عامل اصلي آن اراده واختيار ماست.
1. در آياتى از قرآن كريم، چنين مطلبى مطرح شده است؛ از جمله:ذلِكَ هُدَى اَللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اَللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ;(زمر، آيه 23). و وَ مَنْ يُضْلِلِ اَللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ;(غافر، آيه 33)
2. منظور از هدايت و ضلالت در آيات ياد شده، نوع بى‏واسطه آن نيست؛ بلكه از قبيل با واسطه است؛ يعنى، خداوند بى‏واسطه اراده و اختيارى كه به انسان داده است، مقوله هدايت و ايمان و نيز نقطه مقابل آن را، در فضاى فكرى و اعماق دل او ايجاد مى‏كند و در اين رابطه، منضرى به نام توانايى اختيار و انتخاب آزاد را به انسان داده است. حال افرادى با بهره‏گيرى صحيح و منطقى از اين موهبت، مى‏توانند خود را از فضاى غبار آلود گمراهى، به موقعيتى كه در آن انوار هدايت در ذهن و دلشان پرتو افكن است رهنمون گردند. در اين جا خود چنين نگرشى را برگزيده‏اند؛ اما اين توانايى گزينش را، خداوند به آنان ارزانى داشته است. بنابراين، اين اقدام، مستقلاً از خودشان نبوده است؛ گرچه آنها نيز در اين سلسله علل طولى، نقش ايفا كرده‏اند.
3. هدايت در اين آيات، ايصال به مطلوب است؛ نه ارائه طريق بازگشت چنين كنشى در انسان، به افاضه ايمان بر قلب مؤمن است. خداوند در اين آيات، افاضه فوق را به خود نسبت داده است، چرا كه هدايت - به مفهوم ارائه طريق - وظيفه رسول است.
4. آنچه كه سبب مى‏شود سالك طريق الى الله، به موقعيتى دست يابد كه نور ايمان به وسيله خدا در دل او پرتو افكن شود؛ زمينه‏سازى خود او بوده است. حال هر چند هدايت يك حقيقت بيشتر نيست. اما مراحل مختلفى دارد. نخست هدايت تكوينى خداوند به سراغ انسان مى‏آيد و عقل و فكر و قواى ديگر را در اختيار او قرار مى‏دهد (هدايت تكوينى) و سپس هدايت و راهنمايى پيامبران شروع مى‏شود، آنان مردم را به راه حق دعوت مى‏كنند (هدايت تشريعى) و بعد از آن با ورود به مرحله عملى توفيق پروردگار شامل حال ايشان گشته و راه‏ها براى آنان هموار مى‏شود (هدايت به معناى فراهم ساختن وسيله و توفيق). قرآن در اين زمينه مى‏فرمايد:وَ اَلَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا;(عنكبوت/69).
در پايان در جهان ديگر از نتايج اعمال خود بهره‏مند مى‏گردد: سيهديهم و يصلح بالهم‏;(محمد، آيه 5). آنچه در اين ايات بيشتر مورد نظر است، هدايت مربوط به مرحله سوم است، چرا كه هدايتها و نيز ضلالت‏هاى پروردگار، بدون حساب و حكمت نيست؛ يعنى، بى جهت يكى را هدايت و ديگرى را محروم نمى‏كند؛ بلكه افراد بايد قبلاً شايستگى خود را براى هدايت احراز كنند تا از آن بهره‏مند گردند. وقتى فرد، زمينه‏هاى لازم را براى پذيرش هدايت در خود از بين نبرد و به موانع طريق نورانى هدايت (مانند فسق و ظلم و...) خود را مشغول نكرد، در اين صورت، ظرفى است آماده پذيرش فيوضات الهى و آيات، «بدين نوع از هدايت (نوع سوم) اشاره دارد. بنابراين معناى آيات مورد نظر، جبر در هدايت و ضلالت نيست، بلكه موهبتى است كه خدا به هدايت يافته‏گان مى‏دهد يعنى توفيقات كه اين موهبت به ديگران اعطا نمى‏شود.
منابعى براى مطالعه بيشتر: 1. تفسير الميزان/17/256؛ الميزان/16/55 عربى 2. تفسير نمونه/آيت‏الله مكارم شيرازى، ج 2/ص 259
مطالبى را كه مفسران درباره اين گونه آيات مطرح نموده‏اند، به اختصار بيان مى‏كنيم:
الف. برخى گفته‏اند: مقصود از انتساب افعالى چون ملك، عزت، ذلت و غفران و امثال آن به مشيّت و اراده خدا اين نيست كه كارهاى او به گزاف و بى‏معيار باشد، بلكه منظور آن است كه خداوند متعال در كارهاى خود، از ناحيه كسى مجبور نيست. آنچه انجام مى‏دهد، تنها با مشيّت و اراده خودش مى‏باشد و در عين حال، تمام افعالش بر مصلحت دايمى جريان دارد.(ر.ك: علامه طباطبايى، تفسير الميزان، ج 3، ص 139 و ج 16، ص 67، طبع آخوندى) اين گونه آيات در مقام افاده اين نكته‏اند كه خداوند يگانه منشأ تمام حقايق جهان هستى است. هيچ پديده‏اى در جهان از تحت نظر او بيرون نيست و موجودات ديگر در اداره عالم شريك نيستند. هيچ كس نمى‏تواند او را براى انجام كارى تحت فشار قرار دهد. خداوند از هيچ چيز تأثير نمى‏پذيرد. به تنهايى تصميم مى‏گيرد و بر اساس آن، عالم را تدبير مى‏كند. البته تمام تصميماتش بر اساس مصلحت و حكمت است؛ زيرا او حكيم است و به كسى ظلم نمى‏كند. ب. برخى نيز گفته‏اند: مفهوم اين گونه آيات اين است كه انسان در گرايش به ايمان يا كفر، هيچ نقشى ندارد. اين خداست كه كسى را به سوى ايمان يا كفر سوق مى‏دهد؛ لذا انسان‏ها در پذيرش دين و يا كفر اختيارى ندارند. (ر.ك: فخر رازى، تفسير كبير، جلد 8، صفحه 6) برخى آيات قرآن كريم، هدايت و ضلالت، عزّت و قدرت، رزق و سلامت و حتى حسنات و سيئات را به مشيّت و تقدير الهى نسبت مى‏دهد (مانند آيه 4 سوره ابراهيم، آيه 26 سوره آل‏عمران، آيه 22 و 58 سوره ذاريات و آيه 8179 سوره شعراء و آيه 78 سوره نساء) برخى ديگر از آيات هدايت و ضلالت، عزت و قدرت و... را به خود انسان نسبت مى‏دهد. (مثل آيه 17 سوره فصلت، آيه 53 سوره انفال، آيه 47 سوره يس و آيه 41 سوره روم) بايد توجه داشت كه ميان اين دو گروه از آيات هيچ منافاتى و تناقضى وجود ندارد. سرّ مطلب -به تعبير استاد مطهرى(ره) اين است كه قضا و قدر، مشيّت و اراده و علم و عنايت حق تعالى، علتى است در طول علل طبيعى، نه در عرض آن‏ها. (ر.ك: شهيد مطهرى، مرتضى: مجموعه آثار، جلد 1، صفحه 417) بنابراين همه چيز در عين اين كه فعل فاعل نزديك خود است، فعل خداوند هم مى‏باشد؛ لذا عزّتى كه خداوند مى‏بخشد در واقع به نتيجه رساندن آن مقدماتى است كه به وسيله انسان انجام شده است و ذلّتى هم كه خداوند دامن‏گير انسان مى‏كند، در حقيقت تحقق عينى بخشيدن به كارهاى بدى است كه از ناحيه انسان انجام گرفته است. حاصل سخن اين كه، چون كارهاى خدا از روى حكمت و علت است، بايد علت ذلّت و عزّت را در خود شخص جست‏وجو كرد؛ لذا قرآن پيوسته ذلت را از آن كفار و بدكاران، بر اثر كفر و بدكارى مى‏داند. خداوند مى‏فرمايد:ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ اَلذِّلَّةُ وَ اَلْمَسْكَنَةُ .... ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانُوا يَكْفُرُونَ بِآياتِ اَللَّهِ وَ يَقْتُلُونَ اَلنَّبِيِّينَ بِغَيْرِ اَلْحَقِ‏;(سوره بقره، آيه 61) و نيز مى‏فرمايد:وَ اَلَّذِينَ كَسَبُوا اَلسَّيِّئاتِ‏….تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ;(سوره يونس، آيه 27) افزون بر آن، احاديثى هم در تاييد اين مدعا از جانب معصومين(ع) نقل شده است. (علامه مجلسى: بحارالانوار، جلد 5، صفحه 57، چاپ بيروت)
براى آگاهى بيشتر ر.ك: هدايت در قرآن، آيةالله جوادى آملى، نشر رجاء.
فهم اين مطلب، مبتنى بر شناخت دقيق اقسام هدايت و ضلالت، شرايط هر يك و گونه‏هاى تعلق مشيت و اراده حكيمانه الهى است.
اقسام هدايت در قرآن‏
در قرآن مجيد از چهار نوع هدايت سخن رفته است:
1.هدايت تكوينى عام‏: آن همان نظام و مكانيسمى است كه خداوند موجودات را طبق آن آفريده است؛ به طورى كه تمام هستى هماهنگ و منسجم به سوى غايتى در حركت و تكاپويند: (ربنا الذى اعطى كل شى‏ء خلقه ثم هدى) ؛ طه (20)، آيه 50.«پروردگار ما كسى است كه هر چيزى را خلقتى كه در خور او است داده، سپس آن را هدايت كرده است». در برابر اين گونه هدايت، هيچ گونه ضلالتى وجود ندارد.
هدايت تكوينى اولى خاص:
و آن هدايت همه انسان‏ها از طريق عقل و فطرت به سمت يك سرى از حقايق، اصول و ارزش‏ها است كه از آن به «حجت باطنى» تعبير شده است. چنين هدايتى چند خصوصيت دارد:
يك. منحصر به انسان‏ها است. دو. در ميان انسان‏ها عمومى و استثنا ناپذير است. سه. ذاتى و درون بود است. چهار. در برابر آن هيچ گونه ضلالتى نيست؛ يعنى، خداوند هيچ كس را با فطرت خداگريز و عقلى گمراه كننده، نيافريده است.
3.هدايت تشريعى عام‏: اين گونه هدايت، مخصوص انسان‏ها و طايفه جن است؛ زيرا تشريع و قانون گذارى در ظرف اختيار و توان كنش‏هاى انتخابى و گزينش موضوعيت دارد و بدون آن بى معنا است. چنين هدايتى نيز از نظر قرآن، در ظرف خود فراگير و همگانى است؛ يعنى، خداوند، پيامبران را براى همه انسان‏ها فرستاده و كتاب آسمانى خود را براى جميع بشر نازل فرموده است: (ولكل قوم هاد) و (انا ارسلناك كافة للناس). در برابر اين گونه هدايت نيز هيچ ضلالتى نيست؛ زيرا ضلالت تشريعى به اين معنا است كه - نعوذ بالله - خداوند پيامبرانى را براى گمراه سازى برخى از مردم، مبعوث سازد و معارف و احكام و قوانين گمراه كننده‏اى بر آنان نازل فرمايد؛ در حالى كه او هرگز چنين نمى‏كند و از او جز سخن حق، نازل نمى‏گردد: «ما يقول الا الحق». در اين جا چند نكته مهم وجود دارد: يك. خداوند، به عنوان هادى و شارع، خواستار هدايت همه انسان‏ها است و از همين رو، دين حق را براى همگان نازل كرده است. دو. اراده الهى در اين زمينه، اين است كه انسان‏ها با اختيار خود راه درست را برگزينند، نه جبراً؛ وگرنه مى‏توانست همه را جبراً به راه درست بكشاند و نيازى هم به بعثت و رسالت نبود. از اين رو فرمود: (انا هديناه السبيل اما شاكرا و اما كفورا). سه. انسان‏ها در برابر هدايت تشريعى عام - با توجّه به اختيارى كه دارند - دوگونه موضع اتخاذ مى‏كنند: برخى در برابر آن راه تسليم و انقياد پيش مى‏گيرند و گروهى به سرپيچى وطغيان مى‏پردازند. دقيقاً از همين‏جا است كه به مرحله بعد و نوع ديگرى از هدايت گذر مى‏كنيم.
4.هدايت تكوينى پاداشى(ثانوى):اين هدايت، مخصوص مؤمنان است؛ يعنى، كسانى كه با اختيار خويش در برابر هدايت رسولان الهى و نورافشانى‏هاى عقل و فطرت، تسليم گشتند؛ خداوند باب هدايت ديگرى برتر از هدايت‏هاى قسم پيشين بر روى آنان مى‏گشايد. به عبارت ديگر چون آنان با اختيار خود، از هدايت‏هاى مراتب پيشين استفاده كردند؛ لذا اين نوع هدايت را پاداشى و ثانوى (مترتب برپذيرش هدايت‏هاى اولى) مى‏نامند. فرق اساسى اين هدايت با مراتب قبلى، آن است كه وجه غالب آنها، جنبه راهنمايى (ارائةالطريق) داشت؛ ولى اين مرتبه افزون بر آن خاصيت راهبردى (ايصال الى المطلوب) نيز دارد. اين هدايت تكوينى، با دو قسمى كه قبلاً بيان شد (هدايت تكوينى عام و هدايت تكوينى اولى خاص) در اين نكته متفاوت‏اند كه آن دو قسم، براى همه انسان‏ها حاصل بوده و از هيچ كس دريغ نمى‏شد؛ ولى اين قسم اختصاص به مؤمنان دارد. براى توضيح بيشتر اين نوع هدايت، اضافه مى‏كنيم كه اگر كسى بعد از آشكار شدن حق و باطل، راه پيامبران الهى را با اختيار خود برگزيند و در آن راه گام بردارد؛ خداوند براى تداوم و تكميل اين هدايت يافتگى، فيض خاص تكوينى خود را شامل حال او مى‏گرداند و راه را براى او روشن‏تر و امكان سير را هموارتر مى‏گرداند و موانع تكامل او را برطرف مى‏كند: (فسنيسره لليسرى) ؛ ليل (92)، آيه 7. «به زودى راه آسانى پيش پاى او خواهيم گذاشت» و (والذين اهتدوا زادهم هدى و آتاهم تقواهم) ؛ محمد (47)، آيه 17. «و آنان كه به هدايت گراييدند [خدا] آنان را هر چه بيشتر هدايت بخشيد و پرهيزگاريشان داد». پس اين هدايت، ويژه هدايت يافتگانى است كه به اختيار خود طريق هدايت را پيموده‏اند. در مقابل اين نوع هدايت، «اضلال مجازاتى» قرار دارد؛ يعنى، هرگاه فردى با بهره‏مندى از تمام امكانات هدايت - اعم از تكوينى و تشريعى، عقل و فطرت، به همراه پيامبر بيرونى - عمداً از راه حق منحرف شود و كتاب الهى را پشت سر گذارد؛ به عنوان مجازات خداوند او را گرفتار گمراهى مى‏كند؛ يعنى، توفيقات از او سلب شده و نورانيت «اهتدا» به او داده نمى‏شود، به تعبير ديگر او را به حال خود وا مى‏گذارد و هيچ‏گونه كمكى به او نمى‏كند، تا به راه انحراف خود ادامه دهد و به دوزخ منتهى گردد: (و ماكان الله ليضل قوماً بعد اذ هداهم حتى يبين لهم ما تتقون) ؛ توبه (9)، آيه 115. «و خداوند بر آن نيست كه گروهى را پس از آنكه هدايتشان نمود، بى‏راه بگذارد؛ مگر آن كه چيزى را كه بايد از آن پروا كنند بر ايشان بيان كرده باشد». اين آيه به روشنى بيان مى‏كند كه اضلال الهى، بعد از هدايت تشريعى و تكوينى و ارائه طريق است. تذكر اين نكته لازم است كه صرف گناه، موجب چنين مجازاتى (اضلال الهى) نيست؛ بلكه كثرت گناه و بخصوص عناد و دشمنى با خدا و طريق حق، موجب چنين اضلالى است. اضافه بر اين كه اضلال، مجازاتى دائمى نيست و چنانچه شخص تحول درونى پيدا كند، لطف خدا دوباره او را فرا مى‏گيرد: (ان عدتم عدنا) ؛ اسراء (17)، آيه 8. «[ولى‏] اگر [به گناه ]بازگرديد [ما نيز كيفر شما ]باز مى‏گرديم». بنابراين هرگز خداوند، در ابتدا كسى را گمراه نمى‏كند؛ بلكه اساس كار خداوند رحمان، بر آن است كه ناقص‏ها را كامل كند وكامل را به مراحل نهايى كمال رهنمون شود. پس هدايت تكوينى پاداشى و اضلال مجازاتى، منافاتى با اراده انسان ندارد و منجر به جبر نمى‏شود؛ بلكه در واقع نتيجه عمل اختيارى انسان است كه در عين حال سلب اختيار نمى‏كند. براى تأكيد بيشتر بيان مى‏كنيم كه هدايت، به دو قسم است: گاه «ارائة الطريق» است كه همان هدايت تشريعى عام الهى است و گاه «ايصال الى المطلوب» است؛ يعنى، دستگيرى سالك در راه كه هدايتى برتر از قسم قبل است و هدايت تكوينى پاداشى مورد بحث، از اين نوع مى‏باشد.
تذكر اين نكته نيز مفيد است كه برخوردارى از هدايت پاداشى، شرايط و موازينى دارد كه در كتاب‏هاى اخلاق و سيروسلوك بيان شده‏است. به‏طور خلاصه، عواملى براى جلب توفيقات الهى و سلب آنها، وجود دارد كه گاه مربوط به عمل انسان است و گاهى مربوط به عقيده و دل انسان است. نسبت به اضلال مجازاتى اضافه مى‏كنيم كه «ضلالت» همان «نبود هدايت» است؛ يعنى، همين مقدار كه هدايت از شخص دريغ شده، اضلال صورت گرفته است؛ چه راه خطا به او نشان داده شود و چه صرفاً سلب هدايت گردد و در اضلال مجازاتى صرفاً همين رخ مى‏دهد كه خداوند، شخص را از نعمت هدايت ويژه و خاص مؤمنان، محروم مى‏سازد و عوامل بيدارى او را فراهم نمى‏كند؛ چرا كه شخص به واسطه برگزيدن باطل و غوطه خوردن در عمق آن، باطل در وجودش ريشه دوانده و ديگر لياقت عنايت الهى و توفيقات او را ندارد؛ وگرنه هدايت تكوينى عام و تشريعى، براى او حاصل است.
اما انحراف كسانى كه پس از سال‏ها عبادت، از راه حق منحرف شده‏اند؛ مى‏تواند به دلايل گوناگون باشد. امكان دارد پايه‏هاى اعتقادى آنان در انجام عمل صالح ضعيف بوده (ضعف ايمان)، يا نيت صادقانه‏اى در انجام عمل خويش نداشته‏اند (نيت نادرست) و يا در اثر برخورد با عوامل سقوط اخلاقى - همچون هواى نفس، دنيا و شيطان - به راه باطل كشانده شده باشند. بايد توجه داشت كه ارزش اخلاقى در اسلام، بر بنيان‏هايى نهاده شده كه با سستى در هر يك از آنها، زمينه انحراف و سقوط فراهم خواهد شد؛ مثلاً در نظام اخلاقى اسلام، نيّت نقش محورى دارد و بنيان ارزش اخلاقى و منشأ خوبى‏ها و بدى‏ها به شمار مى‏رود. از نگاه اسلام تنها خوب بودن كار (حسن فعلى)، براى ايجاد ارزش اخلاقى كافى نيست؛ بلكه افزون بر آن، انگيزه فاعل در آن كار نيز بايد نيك و الهى باشد (حسن فاعلى). تنها در اين صورت است كه فعل اخلاقى، براى فاعل آن سعادت بخش است. خداوند متعال، در سوره «بقره» (آيات 264 و 265)نقش نيّت را در انفاق چنين بازگو مى‏كند: «داستان كسى كه در انفاق خود ريا مى‏كند، داستان كسى است كه تخمى را روى سنگى صاف مى‏كارد، آنگاه بارانى تند بر آن مى‏بارد كه پس از شست و شو، صاف و پاك باقى مى‏ماند و هيچ حاصلى از آن به دست نمى‏آورد. در برابر، مثل صدقات كسانى كه اموال خويش را براى طلب خشنودى خدا و استوارى روحشان انفاق مى‏كنند؛ همچون مثل باغى است كه بر فراز پشته‏اى قرار دارد كه اگر رگبار به آن برسد، دو چندان محصول برآورده و اگر رگبارى هم به آن نرسد، ريزش باران آن را بسنده است». اين نيت نيكو و خالص، تنها در سايه ايمان پديدار مى‏گردد؛ ولى ايمان هم داراى مراتب بوده و شدت و ضعف مى‏پذيرد. ازاين‏رو، ممكن است با ظهور آفاتى؛ چون غفلت، كمبود و نقصان آگاهى، تعلّقات و ... متزلزل گشته و آدمى از راه مستقيم منحرف شود. علاوه بر آنكه هواى نفس، به عنوان عاملى مهم براى سقوط اخلاق، در راه انسان قرار دارد و اين عامل چنان قوى است كه گاه خداوند متعال، به پيامبران خود خطر فرمانبرى از آن را خاطرنشان ساخته است.
خداوند در آيه‏اى به داود(ع) فرمان مى‏دهد: در ميان مردم به حق حكم كند و از هوا و خواست نفس پيروى نكند كه او را از راه خدا گمراه خواهد ساخت. ص (38)، آيه 26. در اين ميان نقش شيطان و راه‏كارهاى او براى انحراف آدمى، بسيار برجسته است و چه بسا عابدان و عالمانى كه به رغم ساليان سال عبادت، در دام او افتاده‏اند. در اين باب نگا: اخلاق در قرآن، ج 1، صص 65 - 132.
به هر حال بايد توجه داشت كه خداوند متعال، خواهان فرجام نيك براى بندگان خويش است و اين خود ما هستيم كه راه انحراف را طىّ كرده و از راه مستقيم گريزانيم.
هدايت داراي پنج مرتبه است:
1- هدايت فطري و غريزي ؛ هدايت در آيه 50 سوره طه ناظر به اين معني است. 2- هدايت عقلاني ؛ كه با بخشيدن ( ( قوه تفكر ) ) به انسان ارزاني شده و در روايات از آن به ( ( رسول باطني ) ) تعبير مي شود. 3- هدايت بروني ؛ كه از طريق ( ( ارسال پيامبران ) ) انجام گرفته و در روايات از آن به ( ( رسول ظاهري ) ) تعبير شده است. 4- توفيق و عنايت رحماني كه ويژه بندگان خاص است و در آيه شريفه ( ( و خداوند بر هدايت ،هدايت يافتگان مي افزايد ) ) ، (مريم ، آيه 76) به اين مرتبه از هدايت اشاره شده است. 5- قدرت ايماني ويژه و فوق العاده اي كه عصمت را به همراه مي آورد و مقصود از هدايت در آيه 90 سوره انعام ، اين مرتبه از هدايت است . از بين اقسام پنج گانه هدايت ، سه قسم نخست فراگير و عام است وشامل تمام انسان هاي مومن و كافر مي شود، اما هدايت در مرتبه چهارم وپنجم ، نتيجه شايستگي هاي فردي و عمل صالح بوده و تنها به گروه خاصي از بندگان خداوند اختصاص دارد .مرتبه پنجم هدايت كه مرحله عصمت است ، ويژه پيامبران و ايمه ( ع ) و مرتبه چهارم ، از آن ساير بندگان شايسته خداوند است .
ساير آيات قرآني كه ظاهر آنها بسان آيات مورد بحث است و از آنها برمي آيد كه خداوند برخي از بندگان را هدايت و برخي ديگر را گمراه مي كند، مربوط به اين مرحله است. در اين آيات مقصود ازهدايت ، توفيقي افزون تر و رهنموني بيشتر و مقصود از ( ( من يشا ) ) ، اراده حكيمانه است ؛ يعني ، خداوند كساني را كه شايستگي لازم براي بهره برداري از هدايت مرحله چهارم را نيافته اند، بر شايستگي آنها افزوده و آنها را رهنمود مي شود .مفهوم ضلالت ( ( و يضل من يشا ) ) كه در مقابل هدايت است ، به همين صورت است ؛ خداوند كساني را از هدايت مرحله چهارم محروم مي كند كه در خود شايستگي لازم براي بهره برداري ازتوفيق و عنايت ويژه الهي فراهم نساخته اند .پس معناي حقيقي ( ( يضل ) ) گمراهي نيست ، بلكه به معناي محروم ساختن از مرتبه اي از هدايت است كه نتيجه اين محروميت گمراهي از هدايت مرحله چهارم است.
محروميتي كه به انتخاب خود شخص بوده و در حقيقت كيفر انتخاب نارواي خود او به حساب مي آيد و اين خود شخص است كه زمينه گمراهي را فراهم كرده و باعث مي شود كه خداوند او را از هدايت محروم كند.
براي آگاهي بيشتر ر . ك : 1- التمهيد في علوم القرآن ، ج 4، ص 200 - 253 استاد معرفت. 2- الالهيات ، ج 2، ص 387 - 391 استاد سبحاني. 3- هدايت در قرآن آيت الله جوادي آملي. 4- منشور جاويد، ج 3، ص 148 - 164استاد سبحاني. به نقل از سايت تبيان (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 15/100103676)