كتاب‏هاي تفسيري

[كامل از كد96478]
به صورت خلاصه، روش‏هاي تفاسيري عبارت‌اند از:
1. روش تفسير قرآن به قرآن؛ 2. روش تفسير قرآن با روايات؛ 3. روش تفسير قرآن با عقل؛ 4. روش تفسير قرآن با علوم تجربي؛ 5. روش تفسير قرآن اشاري (باطني و عرفاني)؛ 6. روش تفسير قرآن اجتهادي جامع؛ البته روش تفسير به رأي نيز وجود دارد كه باطل و غير معتبر است.

تفسير عرفانی مبتنی بر آموخته‌های ذوقی، عرفانی و مبانی سير و سلوك است و از طريق كشف و شهود به دست می‌آيد؛ لذا بسيار دور از ذهن به نظر می‌رسد.
يكی از روش‌های تفسير قرآن، روش عرفانی آيات است، امام خمينی در آثار خود نشان داده كه به اين روش در تفسير قرآن اهتمام دارند. ايشان در تفسير قرآن سعی دارند، از آيات، نكات و لطايفی عرفانی بيرون آورند.
مطالعه در آثار تفسيری حضرت امام، نشان می‌دهد كه ايشان در تفسير آيات، ضمن اهميت به تدبر در الفاظ و ظاهر آيات، عنايت ويژه‌ای به فهم قلبی و عرفانی آيات قرآن داشته است، تفسير عرفانی كه از آن به تفسير «رمزی» يا «اشاری» نيز ياد می‌شود، عهده‌دار بيان باطن آيات قرآن و بيان معانی رمزی و اشاری آن‌هاست، اين نحوه از تفسير مبتنی بر آموخته‌های ذوقی و عرفانی و مبانی سير و سلوك است و از طريق كشف و شهود به دست می‌آيد؛ لذا تفاسير عرفانی، بسيار دور از ذهن به نظر می‌رسد.
آيت‌الله «معرفت» می‌فرمايد: «تفسير عرفانی آن است كه آيات بر اساس تأويل ظاهر آن‌ها و مراجعه به باطن تعابير قرآن و اعتماد بر دلالت رمزی و اشاری آيات صورت می‌گيرد و نه دلالت ظاهری آن، بلكه برخاسته از جوانب كلام و ذوق عرفانی است، در تفاسير عرفانی، مفسران با بطون و اسرار آيات سركار داشته، معتقدند كه قرآن گرچه دارای ظاهر است، ولی دارای مفاهيم رمزی بلند و گسترده‌ای است كه فهم آن‌ها مخصوص خواص آشنا با اسرار شريعت است و چون قرآن، اين معانی باطنی را برای فهماندن به خواص با رمز و اشاره بيان كرده، آنان نيز، آن اسرار نهايی را با همان شيوه رمز و اشاره بيان می‌كنند و ظاهر قرآن را برای طبقه عوام می‌گذراند.»
تفسير منسوب به امام صادق(ع)، تفسير تستری سهل‌بن عبدالله تستری، تفسير ابوعبدالرحمن سلمی، معروف به «حقايق التفسير»، «لطائف‌الاشارات» قشيری، «كشف‌الاسرار و عدة‌الابرار» ميبدی كه اصل آن مربوط به خواجه عبدالله انصاری است و ميبدی به شرح و بسط آن پرداخته است، «تبصير الرحمن و تيسير المنان» علی‌بن‌احمدبن‌ابراهيم مهايمی، «الفواتح الالهيه و المفاتح الغيبه الموصحه الكلم القرآنيه و الحكم الفرقانيه» نعمـة‌الله نخجوانی، «تفسيرالقران‌الكريم» صدرالدين شيرازی معروف به صدرالمتالهين، «بيان‌السعاده فی مقامات العباده» منسوب به محمد بن حيدر گنابادی مشهور به ملاسلطان‌علی از جمله تفاسير عرفانی هستند.
امام خمينی با ديدی عرفانی به تأمل و تدبر در آيات و تفسير آن‌ها پرداخته است؛ لذا ايشان تفسير خود را از آيات، رمز، اشاره، كلمه عرفانی، وجه عرفانی، ذوق عرفانی، لطايف عرفانی و مانند آن‌ها خوانده است.
امام معتقد بود كه در قرآن نكات عرفانی و رمزی، فراوان است و فهم آن برای همگان ميسر نيست و در اين خصوص می‌گويد: «قرآن و حديث نيز قانون‌های علمی را كه توده آورده‌اند، طوری بيان كردند كه مردم می‌فهمند لكن علوم قرآن و حديث را همه كس نمی‌تواند بفهمد و برای همه كس نيامده است، بلكه بعضی از آن‌ها رمز است بين گوينده و يك دسته خاصی، در قرآن از اين‌گونه رمزهاست كه حتی به حسب روايات، جبرئيل هم كه قرآن را آورد، خود نمی‌دانست معنی آن چيست، فقط پيغمبر اسلام (ص) و هر كس را او تعليم كرده، كشف اين رمزها را می‌توانست بيان كند.»
امام معتقد بود كه قرآن در برگيرنده مهم‌ترين نكات عرفانی است و نمی‌توان كتابی را بهتر از قرآن در عرفان يافت، فلاسفه و عرفای بزرگ هرچه دارند، از قرآن اخذ كرده‌اند و برترين نكات عرفانی كه امروزه بين عرفا رايج است، از قرآن متخذ است، حتی نكاتی كه نزد فلاسفه بزرگ يونان سابقه نداشته و ارسطو و ديگر فلاسفه و عرفا از آن بی‌خبر و از درك و فهم آن‌ها عاجز بوده‌اند، همه از قرآن است، فلاسفه و عرفای اسلامی نيز كه در مهد قرآن بزرگ شده‌اند، هرچه دارند، از قرآن دريافته‌اند نكات عرفانی آن‌گونه كه در قرآن است، در هيچ مكتوبی نيست.
امام در شرح حديث «عقل و جهل» به همين نكته اشاره می‌كند و معتقد است كه قرآن مملو از نكات عرفانی است؛ ولی برای اهلش قابل درك است و هر كسی به اندازه فهمش از آن بهره می‌برد و می‌فرمايد: «گاهی با نصف سطر، برهانی را كه حكما با چندين مقدمه بايد بيان كنند، به صورت غير شبيه به برهان می‌فرمايد، مثل قوله تعالی: «لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا؛ اگر در آسمان و زمين‏، جز (اللّه‏) خدايان ديگرى بود، فاسد مى‏شدند (و نظام جهان به هم مى‏خورد)» (سوره مباركه انبياء، آيه شريفه 22) و قوله تعالی: «إِذًا لَّذَهَبَ كُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ؛ چرا كه (در آن صورت‏) هر خدایى آفريده خود را مى‏برد، و بعضى از آنان بر بعضى ديگر غلبه مى‏جست‏.» (سوره مباركه مومنون، آيه شريفه 91) كه برهان دقيق بر توحيد است.»
هر يك از اين دو، محتاج به چندين صفحه بيان است كه پيش اهلش واضح است و غير اهلش را نيز حق تصرف در آن نيست، گرچه چون كلام جامع است، به اندازه فهمش هر كس از آن ادراكی می‌كند و مانند «أَلَا یَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ؛ آيا كسى كه آفريده است‏، علم ندارد؟ حال آنكه اوست باريك‏بين آگاه‏.» (سوره مباركه ملك، آيه شريفه 14) نيز «وَهُوَ مَعَكُمْ أَیْنَ مَا كُنتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ؛ و او هر جا كه باشيد با شماست‏، و خداوند به آنچه مى‏كنيد بيناست‏.» (سوره مباركه حديد، آيه شريفه 4) و ... كه هر يك اشاره به علوم عاليه حكمت ما قبل‌الطبيعه به وجه عرفانی است.
امام معتقد است كه نقش عرفان در شناخت دين و تفسير قرآن، بحثی مهم است و با ديد عرفانی می‌توان پايه و اساس دين را كامل‌تر و بهتر شناخت و بدون آن، تصديق به اين كه قرآن، كتاب وحی الهی است، مشكل خواهد بود. امام می‌فرمايد: «هركس به عرفان قرآن و عرفای اسلام كه كسب معارف از قرآن كردند، نظر كند و مقايسه ما بين آن‌ها با علمای ساير اديان و تصنيفات و معارف آن‌ها كند، پايه معارف اسلام و قرآن را كه اساس دين و ديانت است، می‌فهمد و تصديق به اين كه كتاب وحی الهی و اين معارف، معارف الهيه است، برای او مؤونه ندارد.»
منبع:سايت مؤسسة قرآن ونهج البلاغه قم

تفسیر ملاصدرا ، مجموعه ای از تفاسیر برخی سوره های قرآن به عربی از ملاصدرا * (متوفی 1050). وی این تفاسیر را به صورت رساله های پراکنده و در مدتی کمتر از بیست سال نوشت .

تفاسیر ملاصدرا به ترتیب سوره های قرآن تنظیم و در یک جلد، به کوشش شیخ احمد شیرازی به نام تفسیر ملاصدرا چاپ سنگی شد (تهران 1322؛ آقابزرگ طهرانی ، ج 4، ص 278). سه بار نیز این رساله ها در هفت مجلد به نام التفسیرالکبیر و تفسیر القرآن الکریم به چاپ رسیده است (چاپ اول : قم 1361ـ 1364 ش ، چاپ دوم : قم 1411/ 1366 ش ، چاپ سوم : قم 1379ـ 1380 ش ).

ملاصدرا قصد داشت تفسیری کامل و جامع بنویسد، ولی موفق نشد. وی در حدود 1040، کتاب مفاتیح الغیب لفتح خزائن العلوم المُبْرَأَة عن الشک و الریب را نوشت تا مقدمه ای بر تفسیر جامع او باشد (آقابزرگ طهرانی ، ج 4، ص 278ـ279؛ صدرالدین شیرازی ، اسرارالا´یات ، ص 367، پانویس 1).

رساله های تفسیری ملاصدرا، عبارت اند از: 1) تفسیر آیة الکرسی (تاریخ اتمام آن : 1030، در قم ). 2) تفسیر سورة نور (تاریخ نگارش : 1030). نسخة خطی این اثر به خط خود او موجود است (صدرالدین شیرازی ، تفسیرالقرآن الکریم ، ج 4، ص 427، مقدمة خواجوی ، ص 7؛ همو، تفسیر سورة جمعه ، مقدمة خواجوی ، ص 6؛ آقابزرگ طهرانی ، ج 4، ص 331، 334).

3) تفسیر سورة طارِق (تاریخ نگارش : 1030). نسخة خطی این اثر در کتابخانة یکی از نوادگان دختری ملاصدرا، در کاشان ، موجود است . این تفسیر به طور جداگانه در تهران چاپ سنگی شده است . 4) تفسیر سورة اعلی ، شامل «هفت تسبیح » (هفت بخش )، که ملاصدرا در آن از تفسیر فخررازی مطالب بسیاری نقل کرده است . این اثر در 1305 در پایان کتاب کشف الفوائد علامه حلّی چاپ سنگی شد. 5) تفسیر سورة زلزال ، که در آن به حرکت ذاتی و جوهری زمین اشاره کرده است (صدرالدین شیرازی ، تفسیر سوره های طارق ... ، مقدمة خواجوی ، ص 3ـ 5؛ همو، تفسیر سورة جمعه ، همانجا؛ همو؛ تفسیرالقرآن الکریم ، ج 7، ص 359، 361ـ407، ج 4، مقدمة خواجوی ، ص 7؛ آقابزرگ طهرانی ، ج 4، ص 336). 6) تفسیر سورة یس (تاریخ نگارش : 1030). 7) تفسیر سورة واقعه ، که در آن از حشر و معاد و معرفت بندگان در آخرت و مراتب آنان در سعادت و شقاوت سخن گفته است . این اثر در 1322 چاپ سنگی شد (صدرالدین شیرازی ، تفسیر سورة واقعه ، مقدمة خواجوی ، ص 3؛ همو، تفسیر سورة جمعه ، همانجا؛ آقابزرگ طهرانی ، ج 4، ص 334؛ نیز رجوع کنید به صدرالدین شیرازی ، تفسیرالقرآن الکریم ، ج 7، مقدمه ، ص 9ـ10). 8) تفسیر سورة حدید ، که در بخشهای متعددی از آن با عنوان «مکاشفه »، نکاتی حِکْمی و عرفانی در بارة آیات قرآن آمده است . 9) تفسیر سورة جمعه ، که همچون تفسیر سورة واقعه مطالب عرفانی و ذوقی بیشتری ، نسبت به دیگر آثار او، دارد. نسخة خطی این اثر به خط مؤلف در کتابخانة یکی از نوادگان دختری ملاصدرا، در کاشان ، موجود است (صدرالدین شیرازی ، تفسیر سورة جمعه ، همانجا؛ همو، تفسیر القرآن الکریم ، ج 4، مقدمة خواجوی ، ص 7، نیز رجوع کنید به ج 6، ص 140ـ327، ج 7، ص 135ـ 305). 10) تفسیر سورة سجده . 11) تفسیر سورة فاتحه . 12) تفسیر سورة بقره تا آیة 66 . نسخة خطی این اثر به خط مؤلف در کتابخانة مسجد اعظم قم موجود است . این اثر همراه با آیة الکرسی و سورة فاتحه در 1302 چاپ سنگی شد (آقابزرگ طهرانی ، ج ، ص 331، 337، 340؛ صدرالدین شیرازی ، تفسیر سورة جمعه ، همانجا؛ همو، تفسیر القرآن الکریم ، ج 1، مقدمه بیدارفر، ص 94).

برخی از سوره های مجموعة تفاسیر ملاصدرا به فارسی ترجمه شده است ، از جمله تفسیر سوره های واقعه و جمعه و «طارق ، اعلی و زلزال » و نور را محمد خواجوی در چهار مجلد چاپ کرده است (تهران 1363 ش ).

به ملاصدرا چند رساله در تفسیر سوره های ضُحی ، طلاق و کافرون نسبت داده اند (صدرالدین شیرازی ، تفسیر القرآن الکریم ، ج 1، مقدمة بیدارفر، ص 118؛ آقابزرگ طهرانی ، ج 4، ص 336ـ 338).

ملاصدرا در بارة تفسیر قرآن آثار دیگری هم دارد که آنها را پس از تفاسیر مذکور نوشته است . این آثار بترتیب عبارت اند از: 1) مفاتیح الغیب ، که پس از رسایل تفسیری ، سیزدهمین اثر ملاصدرا در بارة تفسیر قرآن است . وی در این کتاب به شرح اصول و مبانی تفسیر خود پرداخته و کوشیده است که از تفسیر قرآن به منزلة کلیدی (مفتاح ) برای پاسخگویی به مسائل هستی بهره گیرد (صدرالدین شیرازی ، مفاتیح الغیب ، مقدمة خواجوی ، ص نح ، س ). وی در این اثر مباحث فلسفی و عرفانی را همراه با برخی آرا و تعبیرات بزرگانی چون غزالی و فخررازی و ابن عربی آورده است (همان مقدمه ، ص س ). نسخة خطی این کتاب ، به قلم علم الهدی ، فرزند فیض و نوادة دختری ملاصدرا، که از روی متن دست نویس ملاصدرا کتابت شده ، در قم و نجف موجود است (همان ، ص ف ، فا؛ آقابزرگ طهرانی ، ج 21، ص 305). این کتاب در 1363ش ، به تصحیح محمد خواجوی و همراه با تعلیقات ملاعلی نوری ، در تهران چاپ شد. ترجمة این کتاب در همان سال ، با مقدمة مفصّل علی عابدی شاهرودی ، به چاپ رسید (صدرالدین شیرازی ، مفاتیح الغیب ، مقدمة خواجوی ، ص فا، فب ).

2) متشابه القرآن ، که رساله ای کوچک در شش فصل در بارة معنای متشابه است (آقابزرگ طهرانی ، ج 19، ص 62). نسخة خطی این رساله در تهران در مجموعة سیدمحمد مشکاة و در کتابخانة سیدنصراللّه تقوی اخوی موجود است (همانجا). این اثر در مجموعه ای با عنوان رسائل فلسفی ، به تصحیح سیدجلال الدین آشتیانی ، انتشار یافته است (صدرالدین شیرازی ، تفسیر القرآن الکریم ، ج 1، مقدمة بیدارفر، ص 102ـ103).

3) اسرارالا´یات و انوارالبینات ، که منتخبی از آیات قرآن است و سه «طرف » (فصل )، در بارة علم ربوبی و افعال خدای تعالی و معاد، دارد که در ضمن آنها لطایف حکمی و عرفانی را با قرآن تطبیق داده و حدود 1200 بار به آیات قرآن استشهاد کرده است (همو، تفسیر سورة جمعه ، همانجا؛ همو، اسرارالا´یات ، مقدمة خواجوی ، ص شانزده ). نسخة خطی این کتاب به قلم مؤلف در کتابخانة عبدالحسین تهرانی در کربلا موجود است (آقابزرگ طهرانی ، ج 2، ص 39). این اثر بارها چاپ شده است ، از جمله در 1319 در تهران با تعلیقات آخوند ملاعلی نوری (همانجا؛ صدرالدین شیرازی ، تفسیرالقرآن الکریم ، ج 1، مقدمة بیدارفر، ص 92، 109). محمد خواجوی این کتاب را ترجمه و چاپ کرده است (تهران 1363 ش ).

ملاصدرا رسایل تفسیری خود را در فواصل زمانی گوناگون نوشته است ؛ ازینرو، در شیوة کار او اختلافاتی وجود دارد. برخی از آنها مختصرترند و او در آنها از شیوة مفسران چندان دور نشده است ؛ مثلاً، در تفسیر سورة بقره ، به تبعیت از مجمع البیان ، بخش ادبی را از بقیة مطالب ، که آنها را «معنی » نامیده ، جدا کرده است . برخی دیگر از تفاسیر او مفصّل و به شیوة تفاسیر ذوقی عرفانی اند، بخصوص رساله هایی که در اواخر عمرش نوشته است (صدرالدین شیرازی ، تفسیرالقرآن الکریم ، ج 3، ص 450ـ466).


در مرحلة دوم تفسیر قرآن ، ملاصدرا مطالبی از خود یا کسانی که آنها را «اهل الکشف و الاشاره » یا «اهل اللّه » نامیده ، آورده است . این مطالب مشتمل بر لطایف عرفانی و حکمی اند. در این مرحله ، او از سخنان خواجه عبداللّه انصاری ، بایزید بسطامی ، جُنَید بغدادی ، سهل تُستَری و خصوصاً از غزالی ، ابن عربی و شارحان آثار ابن عربی ، مانند صدرالدین قونیوی و قیصری ، استفاده کرده و آرای آنان را با لحنی ستایش آمیز نقل نموده ( رجوع کنید به صدرالدین شیرازی ، تفسیر القرآن الکریم ، ج 1، ص 30، 104ـ110، 157ـ 158، 327، 372ـ 375، ج 2، ص 285ـ287، 366ـ367، ج 4، ص 314، 318ـ321؛ طاهری ، ص 59) و از اشعار عرفانی مولوی و عطار و سنایی ، که آنها را از حکیمان شمرده ، نیز بهره گرفته است ( رجوع کنید به صدرالدین شیرازی ، تفسیرالقرآن الکریم ، ج 3، ص 225، 352، ج 4، ص 16، 32، 175، 259، 405، ج 6، ص 23ـ24، 33، 89، ج 7، ص 285). ملاصدرا برخی اشعار فارسی خود را نیز در ضمن تفاسیرش آورده است ( رجوع کنید به همان ، ج 4، ص 408، ج 6، ص 9ـ10، 34).
منابع : آقابزرگ طهرانی ؛ محمدبن ابراهیم صدرالدین شیرازی ، اسرارالا´یات ، ترجمه و تعلیق محمد خواجوی ، تهران 1363 ش ؛ همو، تفسیر القرآن الکریم ، چاپ محمد خواجوی ، قم 1379ـ1380 ش ؛ همو، تفسیر سورة جمعه ، ترجمه و تصحیح و تعلیق محمد خواجوی ، تهران 1363 ش ؛ همو، تفسیر سورة واقعه ، ترجمه و تعلیق محمد خواجوی ، تهران 1363 ش ؛ همو، تفسیر سوره های طارق و اعلی و زلزال ، ترجمه و تعلیق محمد خواجوی ، تهران 1363 ش ؛ همو، مفاتیح الغیب ، با تعلیقات علی نوری ، چاپ محمد خواجوی ، تهران 1363 ش ؛ صدرالدین طاهری ، «گزارشی از تفاسیر صدرالمتألهین بر قرآن کریم »، خردنامة صدرا ، ش 1 (اردیبهشت 1374).

[كامل از كد94151]
استفاده از نكات عرفاني معتبر و متناسب با مضمون آيات، به ويژه از نكات عرفاني اهل‏بيت(ع) و تفاسير عرفاني مانند: تفسير كشف‌الاسرار ميبدي و نكات عرفاني امام‏خميني(ره) و ديگر بزرگان عرفان؛
البته در اين باره بايد مواظب باشيم كه به دام تفسير به رأي و مطالب انحرافي برخي صوفيان نيفتيم، و معيارهاي تفسير عرفاني و باطني درست رعايت شود؛
بهترین و جامع‏ترین تفسیر از نظر علمی، فلسفی، کلامی و قران به قرآن «تفسیر المیزان» اثر علامه سید محمد حسین طباطبایی است. پس از آن تفسیر «تسنیم» تألیف آیت‏الله جوادی آملی قرار دارد که همان شیوه را به پیش گرفته و مشرب عرفانی از ویژگیهای آن است.
تفسير اخلاقي بطور مستقل,بر خورد نکرده ايم لکن تفسير بعضي از سوره ها که بيشتر مسائل اخلاقي را مطرح نموده وجود دارداز قبيل تفسير سوره حجرات آقاي سيد رضا صدر,يا مراحل اخلاق در قرآن آقاي جوادي آملي و... ودر همه تفسير هامسائل اخلاقي بطور گذرا بحث شده ولي بطور مستقل نيست.
[پايان كد انتخابي] (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 2/100104839)