موانع شناخت خداوند

موانع معرفت به خدا
اهميت و جايگاه انديشيدن دانستيم ايمان، كه بنيان ارزش‏هاي اخلاقي است، متوقف بر معرفت است بنابراين، انسان سعادت‏جو، بايد براي تحصيل معرفت صحيح تلاش كرده، قواي ادراكي خويش را به كار اندازد و به انديشه و تأمل پردازد.
انديشيدن يك عمل اختياري است كه براي اقدام به آن، آدمي بايد دست به انتخاب زند و با اراده خويش آن را برگزيند؛ زيرا يك فعاليت دروني و عقلاني است، نه يك انفعال و تأثر صرف از عوامل بيروني.اما براي انديشيدن، به ويژه درباره موضوع‏هاي غيبي و دور از دسترس حس، بايد از بسياري لذت‏هاي مادي چشم برگرفت و بسياري كام گيري‏ها را كنار نهاد.عادت‏ها و خلق و خوهايي كه به انجام رفتارهاي خاص، مانند شنيدن موسيقي، فرا مي‏خواند، در بسياري موارد مانع انديشيدن بوده مجالي براي آن باقي نمي‏گذارد.پس آدمي در اين مرحله بايد دست به گزينش زند و از ميان ديگر كارهايي كه اميال گوناگون به سوي آنها مي‏خواند، انديشيدن را برگزيند .اين گزينش به نوبه خود نياز به انديشه دارد: انديشه درباره فوايد بي‏پايان انديشيدن، پيامدهاي وحشتناك بي‏فكري و بي‏خيالي.توجه به آثار عظيم تأمل و انديشه درباره آينده خود و اين كه براي آينده چه بايد كرد تا سعادتمند شد، زمينه گزينش فكر كردن براي آينده و صرف نظر نمودن از لذت‏هاي مادي مزاحم را مي‏گسترد.
در اين جا نيز عقل است كه مي‏گويد بايد درباره آينده انديشيد و نبايد به لذت‏هاي گذراي مادي دل خوش بود؛ زيرا پرداختن به آنها، آدمي را از سعادت جاودان محروم مي‏سازد.تفاوت ميان انسان آينده‏نگر و انسان هوس‏باز در همين جا است: اولي به آينده مي‏انديشد و براي آن برنامه‏اي دقيق مي‏ريزد، تا به لذت‏هاي برتر و ماندني‏تر دست يابد؛ دومي اساسا نمي‏انديشد و چون غرق در شهوت است، راه به جايي نمي‏برد.حال اگر انسان انديشيدن را برگزيد، بايد دست به انتخاب ديگري زند: درباره چه چيز بينديشيم؟ آيا درباره اين كه چگونه به ثروتي عظيم دست يابيم؟ يا موقعيت اجتماعي خوبي به دست آوريم؟ يا داراي قدرت سياسي مهمي شويم؟ و يا آن كه درباره خدا و قيامت تأمل كنيم و اين كه از چه راهي مي‏توان شاهد سعادت را در آغوش گرفت و در جوار رحمت حق آرميد؟ اين جا است كه باز هم بايد انتخاب كرد و از ميان موضوع‏هاي گوناگون، يكي را براي انديشيدن برگزيد.
در اين مرحله برخي عوامل رواني، مانند علاقه شديد به مال، مقام و قدرت، ممكن است انسان را مقهور خويش سازد و او را از اتخاذ تصميم صحيح باز دارد.انسان براي آن كه آماده انديشيدن درباره اموري چون خدا، جهان پس از مرگ، بهشت و دوزخ شود، بايد نخست با هواي نفس مبارزه كند و اين نبردي است ميان انگيزه‏هاي مادي و معنوي؛ تا كدام يك پيروز گردند.اما براي پيروزي انگيزه‏هاي معنوي در اين مبارزه نيز نيازمند انديشه‏ايم: انديشه درباره رهاوردها و پيامدهاي هر يك از انديشه‏هايمان.از اين جا است كه مي‏توان گفت: مرتبه‏اي از تهذيب نفس حتي بر تحصيل علم پيشي دارد؛ زيرا آدمي تا اين قدرت رواني را به دست نياورده باشد كه بتواند بعضي از خواست‏هاي خويش را سركوب كند، اساسا قادر نخواهد بود خود را به انديشيدن صحيح وادارد.شايد به همين دليل است كه در برخي آيات قرآن كريم، تزكيه پيش از تعليم ذكر شده است. (1)موانع انديشيدن
ما به عنوان فردي كه مي‏خواهد راه تكامل را بپيمايد، بايد نخست با آن چه مزاحم اصل انديشيدن است و سپس با آنچه مانع درست انديشيدن يا انديشيدن درباره امور شايسته و ارزشمند است، مبارزه كنيم و با اختيار و انتخاب خود زماني را به انديشيدن درست درباره‏آنچه شايسته انديشيدن است، اختصاص دهيم.با توجه به آيات قرآن، موانع انديشه و تحصيل معرفت صحيح را مي‏توان در دو دسته قرار داد:
الف.شناخت‏هايي كه مانع رويش يا قوت معرفت صحيح و يا باعث ضعف آن مي‏گردند. (موانع شناختي) ب.گرايش‏هايي كه چنين تأثيري مي‏گذارند. (موانع گرايشي) در اين جا به اختصار به اين دو گونه موانع اشاره مي‏كنيم.
الف.موانع شناختي:1.حس گرايي: انس فراوان با امور حسي موجب مي‏گردد انسان دانسته‏هاي خود را بيشتر از راه حس به دست آورد و يا حتي آنها را در امور حسي منحصر سازد.هر چند به وسيله عقل مي‏تواند به حقايقي بيرون از قلمرو حس دست يابد، انس با طبيعت و مدركات حسي و تماس سهل و آسان با آنها سبب مي‏گردد كه در امور نامحسوس نيز از حس بهره گيرد و در پي امور حسي برود .از همين رو است كه اهل حكمت گفته‏اند: «وهم آدمي، او را از تعقل صحيح باز مي‏دارد» .همين نكته موجب گشته است كه بسياري از مردمان در برابر دعوت پيامبران به ايمان آوردن به غيب ـ كه بيرون از قلمرو حس است ـ مقاومت كنند.قرآن كريم نمونه‏هايي از اين نوع سركشي‏ها را گزارش كرده است. (2)
2.تقليد: آنان كه انديشه‏اي سست دارند، به جاي آن كه خود بينديشند، به دانسته‏هاي ديگران اعتماد كرده، باورهاي خود را از آنان مي‏گيرند.نمونه رايج آن، تقليد يك نسل از نسل پيش از خود است.به گزارش قرآن كريم، گروهي در برابر دعوت پيامبران به اين بهانه كه پيرو آيين پدران‏خود هستند، مقاومت ورزيده و مي‏گفتند: «آنان جز اين باور داشتند كه اكنون شما مي‏گوييد» . (3)قرآن كريم با نكوهش منطق تقليد از گذشتگان، روح برهان گروي و دليل جويي را زنده مي‏سازد و قدرت عقلي را در انسان برمي‏انگيزد و آن را جايگزين تقليد مي‏سازد (4).انسان مسؤول سرنوشت خويش است و خود بايد در اين باره بينديشد و تصميم بگيرد و خداوند اين قدرت را به آدمي داده و خوب و بد را به وي شناسانده است. (5)ناگفته پيداست كه نكوهش تقليد به معناي منع هر گونه بهره‏وري فكري از ديگران نيست.بي‏نياز ساختن خود از آنچه كاروان انديشه بشري بدان رسيده است، نه تنها خرد پسند نيست كه خرد ستيز است.آنچه از نظر قرآن نكوهيده است، آن است كه با تقليد كوركورانه مانع رشد مادي، معنوي، فكري و عقلاني خود شويم و به بهانه آن، خود را از هدايت‏هاي بركت خيز وحي، معارف بلند آسماني، سير درست انديشه، راهنمايي‏هاي استوار عقلاني، داده‏هاي گسترده و عظيم تجربه‏هاي صحيح دانشمندان و جوامع بشري و ارزش‏هاي والاي انساني محروم سازيم.
3.تكيه بر گمان: قرآن كريم عادت بر تكيه كردن بر گمان را از ديگر موانع معرفت مي‏شمارد (6). مقصود از تكيه بر گمان، دو چيز است:
الف.تكيه بر باور باطل و خلاف واقع؛ هر چند باوري جز مي‏باشد.ب.تكيه بر باور غير جزمي؛ هر چند مطابق با واقع باشد.
در مورد نخست، آدمي به حقيقت نرسيده است و در دومي شيوه‏اي نا استوار، كه تضميني‏براي درستي آن نيست، اختيار كرده است.
موانع گرايشي
1.هوس‏هاي لحظه‏اي: برخي از مردم چنان در پي كامجويي و كسب لذت‏هاي مادي‏اند كه هيچ انديشه و برنامه‏اي براي آينده، حتي آينده مادي خود ندارند و تنها بر اساس غرايز و ميل‏هاي حيواني خود حركت مي‏كنند.اينان به گفته قرآن كريم، غفلت زدگاني هستند كه همانند حيوان‏ها مي‏خورند و كامجويي مي‏كنند؛ (7) بلكه از حيوان‏ها نيز فروترند. (8)روشن است كه اين گونه حاكميت اميال حيواني بر رفتارهاي آدمي، مجالي براي درست انديشيدن و كسب معرفت صحيح باقي نمي‏گذارد.
2.انديشه افراطي درباره آينده مادي: كساني هستند كه انديشه خويش را به كار مي‏گيرند؛ اما فقط براي رسيدن به اهداف دنيوي.انديشه اين دسته، بر خلاف گروه پيشين، نمرده است، اما در اسارت گرايش‏هاي ماي قرار دارد و مجالي نمي‏يابد تا معرفت درست درباره حقايق غيبي و معنوي به دست آورد.افزون طلبي، اينان را به خود مشغول مي‏دارد، تا آنگاه كه مرگشان فرا رسد. (9)اينان را بايد به حال خود گذارد تا بخورند و از لذت‏هاي مادي بر خوردار گردند و آرزوها سرگرميشان سازد، كه به زودي خطاي خود را خواهند دانست. (10)آري، اينان تنها خواستار نعمت‏هاي دنيا هستند و بهره‏اي از آخرت ندارند. (11)خداوند نيز پاداش كارهاي ايشان را در دنيا به آنان مي‏دهد و چيزي از مزد كارشان نمي‏كاهد، اما در آخرت جز آتش در انتظارشان نيست و كارهايشان در دنيا سودي به حال آخرت آنان نخواهد داشت. (12) دشمني با خدا، پيامبر و دين: دسته‏اي از انسان‏ها، تحت تأثير گرايش‏هاي مادي يا غير آن، نسبت به خدا و خدا پرستان نفرت و دشمني دارند.اينان تنها در انديشه تكذيب آيات خدا و ستيز با مؤمنان‏اند.اين گونه عناد، مانع بزرگي براي انديشيدن درباره حق و حقيقت خواهد بود. (13)
موانع گرايشي معرفت و ايمان به خدا، منحصر به امور ياد شده نيست.گرايش به رفاه و آسايش، وابستگي به موقعيت اجتماعي و ترس از دست دادن آن، گرايش به استكبار و خود بزرگ بيني ـ كه ممكن است آن اندازه شدت يابد كه شخص، تواضع در برابر موجود ديگر را ننگ انگارد و حتي نتواند در برابر خداي متعال سر فرود آورد و تواضع نشان دهد ـ و عجب و خودپسندي نيز از موانع معرفت و ايمان به خدا است.
پي‏نوشت‏ها:1. ر.ك: سوره آل عمران، آيه 164 و سوره جمعه آيه .2.2. نگاه كنيد به: سوره بقره، آيه 55؛ سوره فرقان، آيه 21، 33 و 34 و سوره مؤمنون، آيات 47ـ 45.
اين نكته شايان توجه است كه قرآن كريم هرگز ادراك حسي را به طور كلي تخطئه نمي‏كند .چه، ادراك حسي اگر در جايگاه اصلي خويش قرار گيرد، خود جزء مقدمات لازم براي دستيابي به بسياري از معارف صحيح است و اگر كسي فاقد ادراك حسي باشد، از درك بسياري از معارف اعتقادي و ادراك‏هاي عقلاني نيز ناتوان خواهد بود.پس اگر حس گرايي را از موانع معرفت مي‏شماريم، مقصودمان از حس‏گرايي دو چيز است:
1.گرايش فكري افراطي به ادراك‏هاي حسي و اين كه منشأ اصلي همه ادراك‏هاي بشري تنها حس و ادراك‏هاي حسي دانسته شود.2.گرايش عملي افراطي به ادراك‏هاي حسي كه به جاي بهره‏برداري ابزاري از دانسته‏هاي حسي و وسيله قرار دادن آن براي دستيابي به مراحل بالاي انديشه و معرفت، چنان در خود آنها غرق گرديم كه از انديشيدن و نتيجه گيري باز مانيم.3. بل( قالوا انا وجدنا آبائنا علي أمة و انا علي آثارهم مهتدون و كذلك ما ارسلنا من قبلك في قرية الا قال مترفوها و انا وجدنا آبائنا علي امة و انا علي آثارهم مقتدون )؛ بلكه آنان گفتند: ما پدران خود را بر آييني يافتيم و ما هم با پي‏گيري از آنان، راه يافتگانيم.و بدين گونه در هيچ شهري پيش از تو هشدار دهنده‏اي نفرستاديم مگر آن كه خوشگذرانان آن گفتند ما پدران خود را بر آييني [و راهي‏] يافتيم و ما از پي ايشان راهسپريم» . (سوره زخرف، آيه 22 و 23)
ر.ك: سوره انبياء، آيات 54ـ 51 و سوره شعراء، آيات 74ـ .69-5-(و نفس و ما سواها فألهمها فجورها و تقواها ، سوگند به نفس و آن كس كه آن را درست كرد، سپس پليدكاري و پرهيزگاريش را به آن الهام كرد. (سوره شمس، آيات 8ـ 7)-6- ر.ك: سوره يونس، آيه 36 و 66؛ سوره ص، آيه 27؛ سوره نجم، آيات 28ـ 27 و 23ـ 21 و سوره انعام، آيه .116-7-(و الذين كفروا يتمتعون و يأكلون كما تأكل الانعام و النار مثوي لهم )؛ كساني كه كافر شده‏اند بهره مي‏برند و به مانند چهارپايان مي‏خورند و جايگاهشان آتش است. (سوره محمد، آيه 13)-8-اولئك كالانعام بل هم اضل اولئك هم الغافلون ؛ آنان همانند چهارپايان بلكه گمراه‏ترند .آنها همان غافل ماندگانند.-9-(الهيكم التكاثر حتي زرتم المقابر . (سوره تكاثر، آيه 1 و 2)-10-( ذرهم يأكلوا و يتمتعوا و يلههم الامل فسوف يعلمون ). (سوره حجر، آيه 3)-11-(و من الناس من يقول ربنا آتنا في الدنيا و ما له في الاخرة من خلاق) . (سوره بقره، آيه 200)-12- (من كان يريد الحياة الدنيا و زينتها نوف اليهم اعمالهم فيها و هم فيها لا يبخسون اولئك الذين ليس لهم في الاخرة الا النار و حبط ما صنعوا فيها و باطل ما كانوا يعملون ). (سوره هود، آيه 15 و 16) و نيز سوره اسراء، آيه 18 و سوره شورا، آيه .20-13-وليد بن مغيره از جمله اين كسان بود و آيات 11 تا 25 سوره مدثر درباره او نازل شده است.
منابع مقاله:
اخلاق اسلامي و مباني نظري آن، ص 130، علي شيرواني؛
(لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 1/100104896)