خورشيد در قرآن

[انتخابي از كد97267]حركت اقسامي دارد و چنان نيست كه ستارگان فاقد هر گونه حركتي باشند, فرق ثوابت و سيارات آن است كه ثوابت داراي حركت انتقالي برگرد كرات منظومه خود نيستند, و اين نافي وجود حركت وضعي بر گرد خود و يا حركت انتقالي به گونه اي ديگر در درون كهكشان نيست . از نگاه ديگر همه اجسام از نظر فلسفي داراي حركت جوهري مي باشند و چه بسا كلمه ((لمستقر لها)) اشاره به حركت هماهنگ خورشيد و ديگر اجرام به سوي غايت نهايي خلقت مي باشد; ازاين رو, مفسران قرون اوليه اسلام همانند طبري (متوفاي 310 ق ) و طبرسي (متوفاي 548 ق ) از آيه فوق , تنها حركت حسي و روزمره خورشيد را مي فهميدند و حال آن كه اين يك حركت كاذب و ناشي از خطاي حس بشر بود. اما براي مفسران متأخر با پيشرفت علوم بشري و كشف حركت زمين و خورشيد, روشن شد كه خورشيد هم , خود داراي حركت انتقالي است و خورشيد بلكه تمام منظومه شمسي و حتي كهكشان راه شيري , در حركت است . ازاين رو مفسران معتقدند آيات قرآن براي خورشيد هم حركت دوراني قائل شده و هم حركت جرياني ; زيرا يك جا مي گويد: «والشمس تجري لمستقر لها» كه در جريان اشاره به حركت طولي دارد و در جاي ديگر از شناور بودن خورشيد در فلك (مسير دايره مانند) سخن مي گويد «كل في فلك يسبحون» و جالب اين است كه علم نجوم جديد هم اين نوع حركات را براي خورشيد نفي نمي كند و آن ها را قبول دارد. براي آگاهي بيشتر ر.ك : 1- داير²المعارف دهخدا, ماده خوشيد, ج 22 2- نوري , حسين , دانش عصر فضا, ص 26, نشر مرتضي , چاپخانه امير قم 3- رضايي اصفهاني , محمد علي , درآمدي بر تفسير علمي قرآن , ص 381 و 422, انتشارات اسوه قم [پايان كد انتخابي] (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 1/100104980)