معناي امر

100104309

2عالم امر عالم امر چيست؟ كي بود؟ كجا بود؟ چه ويژگي هايي داشته؟

مراد از عالم امر، که در مقابل عالم خلق است ـ در اصطلاح حکمای اسلامی ـ عوالم غیر مادی است که آن را عالم مجردات و عالم مفارقات نیز می گویند و آن عبارت است از عالم عقل و عالم مثال .توضیح مطلب اینکه در حکمت اسلامی عالم خلقت به سه عالم تقسیم می شود که عبارتند از :
1- عالم عقل یا عالم عقول یا عالم مفارقات تامّ یا عالم ارواح یا عالم جبروت یا ... :
این عالم از ماده و آثار ماده مثل حرکت ،زمان ، مکان ، کیفیت ، کمیت و... منزه است ؛ و از حیث وجودی قویترین مرتبه عالم است ؛ و تقدم وجودی بر تمام عوالم خلقت دارد. ــ توجه : تقدم زمانی و مکانی مراد نیست ، چون درعالم عقل ، زمان و مکان معنی ندارد؛ لذا پرسش از« کی و کجا بودن » در مورد این عالم نیز بی معنی است ــ این عالم برتمام عوالم خلقت احاطه ی وجودی داشته و علت آنهااست. این عالم را از این جهت که شباهتی با عقل انسان دارد و موجودات آن ( ملائک عظام ) همگی عقل کلّند ،عالم عقل می نامند .
2- عالم مثال یا عالم برزخ یا عالم مفارقات غیر تامّ یا عالم ملکوت یا عالم خیال منفصل یا... :
این عالم نیز از ماده و برخی آثار ماده مثل حرکت و زمان و مکان و انفعال منزه است ؛ ولی برخی از آثار ماده مثل کیفیّت و کمیّت در آن وجود دارد ؛ لذا برخلاف عالم عقل ، موجودات آن دارای شکل و رنگ واندازه و امثال این مقولاتند .این عالم از حیث وجودی ضعیفتر از عالم عقل و معلول آن است ولی از عالم ماده قویتر بوده بر آن احاطه وجودی داشته و علت آن است. موجودات این عالم از نظر غیر مادی و لا مکان ولازمان بودن شبیه موجوداتی هستند که ما در خواب می بینیم یا در ذهنمان تصور می کنیم.این عالم را از آن جهت که شباهتی با قوه خیال انسان دارد ، عالم خیال منفصل می نامند ؛ و از آن جهت که از نظر وجودی بین عالم عقل و عالم ماده واقع شده است عالم برزخ می گویند .در مورد این عالم نیز پرسش از« کی و کجا بودن » بی معنی است ؛ چون منزه از زمان ومکان است.
3- عالم ماده یا عالم ناسوت یا عالم طبیعت یا عالم مرکبات :
این عالم همان عالمی است که ما هم اکنون در آن زیست می کنیم . بارزترین مشخصه این عالم ، زمان وحرکت از قوه به فعل است. این عالم از حیث وجودی دارای ضعفترین مرتبه است؛ و زمان ومکان از خصوصیات ذاتی آن است.موجودات این عالم برخلاف موجودات دو عالم قبلی دائما درحال تغییر و به فعلیت رسیدن و استکمالند ؛ و مقصد نهایی موجودات این عالم ، عالم مثال و عالم عقل است .یعنی موجودات این عالم در اثر حرکت جوهری به سوی مجرد شدن می روند ؛در واقع مرگ موجودات مادی همان لحظه رسیدن به تجرد برزخی است .
رابطه این عوالم سه گانه رابطه طولی است؛ یعنی عالم مثال باطن و حقیقت عالم ماده است و عالم عقل باطن وحقیقت عالم مثال است ؛ نسبت باطن به ظاهر مثل نسبت معنی است نسبت به کلمه . معنی نه در داخل کلمه است ونه در خارج آن ؛ چون خارج وداخل از مشخصات امور مادی است و معنی امر مادی نیست . عالم مثال و عقل نیز نه داخل در عالم ماده اند و نه خارج از آن بلکه باطن آنند .قوه خیال و عقل انسان نیز نه داخل بدن هستند نه خارج از آن بلکه باطن آنند . لذا امیر المومنین (ع) فرمودند : «الروح فی الجسد کاالمعنی فی اللفظ » (مستدرک سفینة البحار، شیخ علی النمازی ، ج4 ، ص 217 )
لازم به ذکر است که واژه عالم امر و عالم خلق را حکما از قرآن کریم اقتباس کرده اند ؛ از آیاتی نظیر آیات زیر :
أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمينَ (الأعراف : 54)
يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ في‏ يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ (السجدة : 5)
وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ ما أُوتيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَليلاً (الإسراء : 85)
وَ ما أَمْرُنا إِلاَّ واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ (القمر : 50)
« إِنَّا كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ وَ ما أَمْرُنا إِلاَّ واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ »(القمر: 49 و 50)
برای مطالعه بیشتر مراجعه فرمایید به کتاب « انسان از آغاز تا انجام » تالیف علامه طباطبایی ، با ترجمه و تعلیقات صادق لاریجانی صفحه 9 تا 20 و صفحه 217 تا 227
ودرباره سوره قدريكى از آيه‏هاى آن اين است: {/Bتَنَزَّلُ اَلْمَلائِكَةُ وَ اَلرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ{w1-10w}{I97:4I}/}؛ [در شب قدر ]فرشتگان با جبرئيل به فرمان پروردگارشان براى كارهاى مقرره فرود مى‏آيند. در روايات هم توضيح داده شده كه كار آنها، آوردن و نازل كردن مقدرات امور انسان‏ها و حيوانات و نباتات، بر قلب امام هر عصرى است. به همين جهت آيه با فعل مضارع - كه دلالت بر آينده دارد - بيان شده است. از اين نكته به دست مى‏آيد كه نزول فقط در گذشته نبوده و در هر سال تكرار مى‏گردد. در نتيجه در هر زمانى نيازى هست كه امام حىّ و زنده‏اى وجود داشته باشد. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 2/100105094)