نحل، آيه 97-حيات طيبه

حيات طيبه معناى وسيعى دارد. حياتى دور از هر نگرانى و تلخ‏كامى، حياتى همراه با قناعت و پرهيز از افراط و تفريط، حياتى سرشار از معنويت و ايمان و احسان به خلق، حياتى به دور از غفلت، سهو و نسيان و.... . براى نيل به اين هدف متعالى دو شرط لازم است: ايمان و عمل شايسته. در واقع قلب كه جايگاه محبت به خداوند متعال شد، ساير محبت‏هاى غيرواقعى و دنيوى در آن رخنه نخواهد كرد، در نتيجه عملى نيز كه از اين روح صادر مى‏شود برگرفته از ايمان خواهد بود، به طورى كه عمل صالح، نتيجه و ثمره ايمان راسخ مى‏باشد. بعد از حصول اين معنى، تمام شئون يك فرد مؤمن عبادت خواهد بود. زيرا او خداوند را حاضر و ناظر بر رفتار و كردار خود خواهد يافت. براى رسيدن به اين منظور در ابتدا و در حين و در انتهاى هر كارى توجه به خداوند را حفظ كنيد و اين محافظت را به تمام شئون زندگى خود اشاعه و تعميم دهيد. «آرى هر كس بيشتر بترسد، از خود مراقبت و مواظبت بيشترى خواهد كرد»امام جواد(ع) مى‏فرمايند: التحفظ عن يقدر الخوف؛ خود را پاييدن به اندازه واهمه داشتن است (شرح زندگانى امام جواد(ع)، انتشارات قرآن و عترت دانشگاه آزاد اسلامى« خداوند در سوره مبارکه نحل آيه 97 مي فرمايد: «من عمل صالحا من ذکر او انثي و هو مؤمن فلنحيينه حياه طيبه و لنجرنيهم اجرهم باحسن ما کانوا يعملون؛ هر کس عمل صالح انجام دهد، در حالي که مؤمن است، خواه مرد يا زن به او حيات و زندگي پاکيزه مي بخشيم و آنها را به بهترين اعمالي که انجام مي دادند پاداش خواهم داد». در معناي «حيات طيبه» مفسران نظرات گوناگوني دارند: بعضي آن را به روزي حلال و عده اي به قناعت و راضي بودن از نصيب و قسمت و گروهي به رزق روزانه و دسته اي به عبادت همراه با روزي حلال و سرانجام طايفه اي به توفيق بر اطاعت فرمان خدا و مانند آن تفسير کرده اند. ولي حيات طيبه چنان معناي وسيع و گسترده اي دارد که همه اين معاني را در بر مي گيرد. زندگي پاکيزه از هر نظر پاکيزه از آلودگي ها، ظلم ها و خيانت ها، عداوت ها و دشمني ها، اسارت ها و ذلت ها و انواع نگراني ها و هرگونه چيزي که آب زلال و گواراي زندگي را در کام انسان ناگوار مي سازد. در روايتي که در نهج البلاغه از امير مؤمنان(ع) آمده چنين مي خوانيم: «و سئل عن قوله تعالي فلنحيينه حياه طيبه» فقال هي القناعه؛ از امام(ع) پرسيدند منظور از جمله «فلنحيينه حياه طيبه» چيست؟ فرمود: قناعت» (نهج البلاغه، کلمه قصار 229). بدون شک مفهوم اين تفسير محدود ساختن حيات طيبه به قناعت نمي باشد بلکه بيان مصداق و نمونه روشني از آن است، چون اگر همه دنيا را به کسي بدهند ولي روح قناعت را از او بگيرند هميشه در آزار و رنج و نگراني به سر مي برد و به عکس اگر انسان روح قناعت داشته و از حرص و آز و طمع بر کنار باشد، هميشه آسوده خاطر و خوش است (تفسير نمونه، ج 11 ، ذيل آيه 97 سوره نحل). مرحوم علامه طباطبايي در مورد «حيات طيبه» بياني عميق و عالي دارند، ايشان در الميزان، ج 12، در ذيل آيه 97 سوره مبارکه نحل مي فرمايد: مراد از «احياء» بخشيدن و افاضه حيات و زندگي است و آيه شريفه دلالت دارد که خداوند سبحان، انسان با ايماني را که عمل شايسته و مصالح انجام مي دهد با زندگي جديدي که غير از زندگي معمول مردم است اکرام مي کند و آثار زندگي حقيقي که همان علم و قدرت است با اين زندگي جديد همراه و همگام است و اين درک جديد و قدرت باعث مي گردد چنين فرد مؤمني، چيزها را چنان که هستند ببينيد يعني مي تواند امور و اشياء را به دو قسم حق و باطل تقسيم کند. سپس با قلب و روحش از امور باطل که در معرض فنا و زوال هستند که همان زندگي و حيات دنيوي است روي گردان مي شود و به آن پشت مي کند و دل به زينت ها و مظاهر فريبنده دنيا نمي بندد و چون از بند اين تعلقات دنيوي و ظواهر گول زننده آن رها شد، شيطان نمي تواند او را خوار و ذليل خود سازد و در بند خود گرفتار آرد. در نتيجه وسوسه هاي شيطان و هوا و هوس هاي نفساني و زخارف دنيوي او را فريب نمي دهد و وسوسه نمي کند چون زوال و نابودي آنها را مي بيند. و در مقابل، قلب و روحش به پروردگار باقي وجاويدش مرتبط و پيوسته مي گردد و جز ذات پاک او و قرب و جوار او را طلب نمي کند و جز از خشم و دوري از او از چيزي هراس ندارد و در اين هنگام براي خود زندگي پاک و جاودانه و بي زوال مشاهده مي کند که کارگردان اين زندگي و مدبر امور آن، پروردگار بخشنده و مهربان او است و در سراسر اين زندگي معنوي و پاک جز زيبايي و جمال چيزي مشاهده نمي کند و تنها اموري را که خداوند آنها را قبيح و زشت شمرده، زشت و ناپسند مي شمرد. اين چنين انساني چنان نور و کمال و قدرت و عزت و لذت و شادماني در زندگي خود مي يابد و مشاهده مي کند که پايان و انتهايي ندارد، چگونه چنين نباشد و حال آن او غرق در زندگي ابدي و نعمتي پايدار و بي زوال که خالي از هرگونه درد و رنج و ناراحتي و کدورت است مي باشد و اين زندگي چنان با خير و نيکي و سعادت آميخته است که هيچ نوع شقاوت و بدبختي در آن راه ندارد. اما راه رسيدن به حيات طيبه: در همين آيه 97 نحل، راه رسيدن به اين زندگي پاکيزه بيان شده است. براي رسيدن به زندگي پاک و حيات معنوي و روحاني بايد اعمال صالح توأم با ايمان از انسان سر بزند و تنها وسيله و ملاک و معيار «ايمان» و اعمال صالحي است که برخاسته از ايمان و دل مؤمن باشد و ديگر هيچ قيد و شرطي نه از نظر سن و سال، نه از نظر نژاد، نه از نظر جنسيت و نه از نظر پايه و رتبه اجتماعي در کار نيست. توجه به اين آيه شريفه نقش بسيار عميق ايمان وعمل صالح را در رسيدن به حياتي پاک و پاکيزه روشن مي سازد. ايمان زمينه تحقق اعمال صالح است و دلي که مؤمن و خدا باور نباشد، هر چند اعمال خوبي هم داشته باشد بالاخره انگيزه هاي ديگر در آن تأثير مي گذارد و از عمق و استواري چنداني برخوردار نيست. اعمال صالح در واقع کاشف و حاکي از وجود ايمان در انسان است و اعمال صالح ايمان را در وجود انسان تثبيت و ريشه دار مي سازند و اين ايمان تقويت شده و خود منشأ و سرچشمه اعمال نيک و صالح بعدي مي گردد و اين چنين ايمان و عمل صالح نسبت به يکديگر تأثير متقابل و کنش و واکنش دارند.
(لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 4/100105455)