مخلَصين در قرآن

درپاسخ به این پرسش ابتدا باید با معنای مخلص به فتح میم آشنا شد .
ولوْلا أَنْ رَأى‏ بُرْهانَ رَبِّهِ كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ ; (یوسف-24)آن زن قصد او را كرد، و او نيز- اگر برهان پروردگار را نمى‏ديد- قصد وى را- مى‏نمود، اينچنين كرديم تا بدى و فحشاء را از او دور سازيم چرا كه او از بندگان مخلص مابود .
ضمنا تذكراین نكته نيز لازم است كه در آيات فوق يوسف از بندگان مخلص (بر وزن مطلق) به صورت اسم مفعولى ذكر شده يعنى خالص شده، نه به صورت مخلص (بر وزن محسن) به صورت اسم فاعلى كه به معنى خالص كننده است.
دقت در آيات قرآن نشان مى‏دهد كه مخلص (به كسر لام) بيشتر در مواردى به كار رفته است كه انسان در مراحل نخستين تكامل و در حال خود سازى بوده است، فاذا اركبوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ: هنگامى كه بر كشتى سوار مى‏شوند خدا را با اخلاص مى‏خوانند (عنكبوت- 65); وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ: به آنها فرمان داده نشد مگر اينكه خدا را با اخلاص پرستش كنند (بينه- 5 )
ولى مخلص (بفتح لام) به مرحله عالى كه پس از مدتى جهاد با نفس، حاصل مى‏شود گفته شده است، همان مرحله‏اى كه شيطان از نفوذ وسوسه‏اش در انسان مايوس مى‏شود، در حقيقت بيمه الهى مى‏گردد، قالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِين ؛ شيطان گفت به عزتت سوگند كه همه آنها را گمراه مى‏كنم مگر بندگان مخلصت را و يوسف به اين مرحله رسيده بود كه در آن حالت بحرانى، همچون كوه استقامت كرد و بايد كوشيد تا به اين مرحله رسيد .
تفسير نمونه، ج‏9، ص: 378
مرحوم علامه طباطبایی در باره مخلصین چنین توضیح می دهد : مخلصين آنهايند كه پس از آنكه ايشان خود را براى خدا خالص كردند خدا آنان را براى خود خالص گردانيده، يعنى غير خدا كسى در آنها سهم و نصيبى ندارد، و در دلهايشان محلى كه غير خدا در آن منزل كند باقى نمانده است، و آنان جز به خدا به چيز ديگرى اشتغال ندارند، هر چه هم كه شيطان از كيدها و وسوسه‏هاى خود را در دل آنان بيفكند همان وساوس سبب ياد خدا مى‏شوند، و همانها كه ديگران را از خدا دور مى‏سازد ايشان را به خدا نزديك مى‏كند …
از همين جا معلوم مى‏شود كه اگر مستثنى منه را اغوا بگيريم بهتر است از اينكه هم اغوا و هم تزيين را مستثنى منه بگيريم، چون همانطور كه گفتيم او- كه خدا لعنتش كند- تزيين خود را در باره همه بشر، حتى مخلصين بكار مى‏برد و ليكن تنها غير مخلصين را اغوا مى‏كند ...و از اينكه گفت: مگر بندگان مخلصت و اول بندگان را استثناء كرد، و سپس ايشان را به وصف مخلص توصيف نمود، اين معنى استفاده مى‏شود كه اصولا حق بندگى و عبوديت همين است كه مولى بنده خود را خالص براى خود كند، و غير او.
كسى مالك آن بنده نباشد، و آن به اين است كه آدمى براى خود مالك و مولايى به غير از خدا سراغ نداشته باشد، و حتى خود را مالك چيزى از نفس خود و از صفات نفسش و آثار و اعمالش نداند و ملك- به كسر ميم و ضمه آن- را تنها براى خدا بداند .
ترجمه الميزان، ج‏12، ص: 244
با این توضیح روشن می شود که مقام مخلصیت مقامی عالی و بلند است و رسیدن به آن نیازمند سعی و تلاش فراوان و مبارزه با نفس و شیطان و جهادی طولانی و مستمر است . رعایت تقوای الهی در همه مراتبش و پیمودن گام به گام راه بندگی و منازل عبودیت و خارج نشدن از جاده شریعت و دستورات دین و پیروی از توصیه ها و سفارشات اولیای خدا که آشنا با راه بندگی و قرب هستند و خود مسیر بندگی را پیموده اند و با پیچ و خم و فراز و نشیب آن آشنا هستند همگی زمینه ساز رسین به منزل مخلصیت است . اگر رسیدن به این مقام بای ما ممکن نیود هر گز ما را به آن دعوت نمی کردند و راه نیل به آن را ه ما نشان نمی دادند . (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 10/100108894)