هديه به اموات

سال ها پيش (حدودا 10 سال) است كه مادرم را از دست داده ام او واقعا نمونه بود هم در كار و هم در عبادت اما دوست دارم بدانم آيا در آرامش است يا نه و چگونه مي توان به او كمك كرد از اين كه در آرامش به سر ببرد؟ (چه نمازها يا دعاهايي مي توان برايش خواند)

بهترین کمک به مادرتان این است که اگر حق واجبی مانند نماز و روزه و حج و حق الناس بر ذمه او است آن را از طرف او ادا نمایید و سپس انجام امور مستحب و خیرات و مبرات برای ام بسیار مفید و نافع است .يكى از ويژگى‏هاى عالم برزخ همين است كه ميت تا هنگامى كه در برزخ بسر مى‏برد. به كلى از دنيا بريده نمى‏شود بلكه گاه گاهى با آن ارتباط برقرار مى‏كند و در روايات به اين مسأله تصريح شده چنان كه مرحوم كلينى در كافى (ج 3،ص 230) بابى با عنوان «ان الميت يزور اهله» مطرح كرده و رواياتى نيز نقل كرده است. از آن روايات معلوم مى‏شود كه مردگان اعم از افراد با ايمان و حتى افراد بى‏ايمان نيز گاه گاهى به ديدار خانواده خود مى‏آيند. در اين كه هر چند وقتي كه بار به ديدار آنها مى‏آيند طبق روايت بستگى به مقام و منزلت شخص ميت دارد. امام صادق(ع) مى‏فرمايد: «ان المؤمن ليزور اهله فيرى ما يحب و يستر عنه ما يكره و ان الكافر ليزور اهله فيرى ما يكرهو يستر عنه ما يحب؛ ميت مؤمن هر آينه به ديدار خانواده‏اش مى‏آيد پس هر چه را كه خوشايند باشد مى‏بيند و آنچه را كه خوشايند نباشد از او پوشيده مى‏شود و كافر نيز به ديدن خانواده خود مى‏آيد پس مى‏بيند هر آنچه را كه ناخوشايند است و هر چه پسنديده و خوب باشد از او پوشيده مى‏شود». در روايات آمده است كه معمولاً روزهاى جمعه و به شكل پرنده‏اى به ديدار خانواده خود مى‏آيند، (همان، ح5). اما اين كه از خانواده و بازماندگان توقع و انتظار دارند، آرى چنين است. چنان كه پيامبر اكرم(ص) فرموده‏اند: «ان ارواح المؤمنين تأتى كل جمعه الى السماء الدنيا بعذاء دورهم و بيوتهم ينادى كل واحد منهم بصوت حزين باكين: يا اهلى و ياولدى و يا ابى و يا امى و اقربائى اعطفوا علينا يرحمكم اللّه‏... اعطفوا علينا بدرهم او برغيف او بكسوه يكسوكم اللّه‏ من لباسىالجنه...؛ ارواح مؤمنان هر جمعه به آسمان دنيا مى‏آيند و روبروى خانه‏ها مي ايستند و هر يك با آواى حزين در حالى كه مى‏گريدمى‏گويد اى كسان من اى فرزندانم، پدرم، مادرم، نزديكانم به ما عطوفت كنيد. خداى شما را بيامرزد... با درهم پولى يا گرده نانى و يا لباسى در حقما رحم كنيد كه خدا به شما از لباس‏هاى بهشتى بپوشاند». در روايات زيادى به مردم سفارش شده كه مردگان را فراموش نكنند. چنان كه پيامبر اكرم(ص) مى‏فرمايد: «لاتنسوا موتاكم فى قبورهم و موتاكم يرجون احسانكم و موتاكم محبوسون يرغبون فى اعمالكم البر و هم لايقدرون. اهدوا الى موتاكم الصدق والدعا؛ مردگان خود را در قبرهايشان فراموش نكنيد و آنها اميد به احسان شما دارند و مردگان شما محبوسند رغبت وميل در كارهاى نيك شما دارند و خود قدرت بر انجام آن ندارند. براى مردگان خود صدقه و دعا هديه كنيد» (آثارالصادقين، ج 21، ص274). براى آگاهى بيشتر ر.ك: 1- منازل الاخره، شيخ عباس قمى. 2- حيات پس از مرگ، على محمد اسدي. از بعضي روايات استفاده مي شود كه صدقه و كارهاي خير و يا اعمال مستحبي مانند دعا و زيارات كه هديه اموات مي شود به آنها مي رسد. از جمله مرحوم حاج شيخ عباس قمي در مفاتيح الجنان , ص 317 حديث صحيحي را از امام صادق (ع ) نقل فرموده كه در ضمن آن حديث اين طور آمده «ميت شاد و مسرور مي شود و گشايش پيدا مي كند به دعا و استغفاري كه براي او مي كنند چنانچه زنده شاد مي شود به هديه كه براي او مي برند و فرمود كه ثواب نماز, روزه , حج , صدقه و ساير اعمال خير و دعا در قبر ميت بر او وارد مي شود و ثواب آن براي مرده و كسي كه آنها را انجام داده نوشته مي شود» البته آنچه نقل شد, عين عبارت مفاتيح نيست بلكه با تصرف در عبارت , لكن همان مضمون است . روايات ديگري نيز در آنجا نقل شده كه مي توانيد مطالعه كنيد, بنابراين يقين كنيد كه آنچه براي اموات خودتان هديه مي كنيد در صورتي كه اخلاص داشته باشيد به آنها مي رسد وثوابش در نامه عمل خودتان هم ضبط مي شود. مرحوم شيخ عباس قمي در مفاتيح الجنان از كفعمي صاحب مصباح و محدث فيض, صاحب كتاب خلاصه الاذكار نقل مي كند كه هر كس خواسته باشد در خواب ببيند يكي از پيامبران و امامان(ع) را يا يكي از مردمان يا والدين خود را, سوره ((شمس)) و ((ليل)) و ((قدر)) و ((قل يا ايها الكافرون)) و ((اخلاص)) و ((معوذتين)) بخواند و صد مرتبه سوره ((اخلاص)) را بخواند و صد مرتبه بر پيامبر و آل او صلوات بفرستد و با وضو به جانب راست بخوابد. هر كه اراده كرده انشاءالله در خواب خواهد ديد و... براي آگاهي بيشتر ر.ك : مفاتيح الجنان , خواص سور و آيات و اعمال وقت خوب. البته توصيه ما اين است كه خيلي ذهن خود را با اين گونه مسائل مشغول نكنيد و به زندگي عادي خود بپردازيد. به عبارت ديگر با لحاظ اين که عمر انسان بالاترين سرمايه بوده و غيرقابل بازگشت است و از طرفي انسان با حيات ابدي و سعادت جاوداني روبرو است، پس بهتر است به کارهاي اساسي و اصلي که در رتبه اول رعايت حالل و حرام و واجب و محرم مي باشد اهتمام ورزيده و از پرداختن به مسايل کم فايده پرهيز کنيم. در ضمن هر كار خيرى كه انجام دهيد و ثوابش را به روح ميت هديه بكنيد، براى او مفيد است؛ چه ذكر و قرآن و نماز مستحبى و طلب مغفرت باشد، و چه صدقه. مرحوم حاج شيخ عباس قمى در مفاتيح‏الجنان، ص 317 حديث صحيحى را از امام صادق(ع) نقل فرموده كه در ضمن آن حديث اين طور آمده «ميت شاد و مسرور مى‏شود و گشايش پيدا مى‏كند به دعا و استغفارى كه براى او مى‏كنند چنانچه زنده شاد مى‏شود به هديه كه براى او مى‏برند و فرمود كه ثواب نماز، روزه، حج، صدقه و ساير اعمال خير و دعا در قبر ميت بر او وارد مى‏شود و ثواب آن براى مرده و كسى كه آنها را انجام داده نوشته مى‏شود». روايات ديگرى نيز در آنجا نقل شده كه مى‏توانيد مطالعه كنيد، بنابراين يقين كنيد كه آنچه براى اموات خودتان هديه مى‏كنيد در صورتى كه اخلاص داشته باشيد به آنها مى‏رسد و ثوابش در نامه عمل خودتان هم ضبط مى‏شود. «خواب» يكى از نشانه‏هاى الهى است كه در خود حكايت‏هاى ناگفته بسيار دارد. اگر كسى از «خوديّت» خود بيرون بيايد و به «خواب»، به عنوان پديده‏اى كه سرى در آن سو، دارد و ما را به آن سو مى‏كشاند، توجه كند؛ حكايت‏ها، اشارت‏ها و هدايت‏هاى بسيارى برايش پديدار خواهد شد. از همين رو خداوند متعال، علاوه بر آنكه «خواب» را به عنوان آيتى از آيات خود بر مى‏شمرد، در آن نشانه‏ها و آياتى را نيز منظور فرموده و ما را به شنيدن وتدبّر در آن نشانه‏ها دعوت مى‏كند.در اين خصوص نگا: خواب و نشان‏هاى آن، ص 39 - 113. محى الدين ابن عربى خواب را حكمت نورى دانسته و آن را اولين مبدأ تلقى وحى الهى، براى اهل عنايت شمرده است‏فصوص الحكم، فص يوسفى. و شايد به همين دليل باشد كه در پاره‏اى از روايات «خواب» يكى از اجزاى نبوّت تلقى گشته‏بحارالانوار، ج‏61، ص‏117 - 193؛ و ج‏67، ص‏66. و در بعضى روايات ديگر اشاره شده كه در ابتدا از طريق خواب، به حضرت رسول«صلى الله عليه وآله» وحى مى‏شده است.همان، ج‏18، ص‏195. به همين جهت «خواب» يكى از راه‏هاى ارتباط انسان با «عالم غيب» تلقى گشته است؛ زيرا انسان در عالم خواب، به جهت اقتضاى قوانين و سنن حاكم بر آن، از بدن مادى خود منصرف گشته و با توجه به عالم غيب، حقايقى را مشاهده مى‏كند.در خصوص خواب نگا: طبيعيات شفاء، ص‏334 - 339؛ رساله قشيريه، ص‏175 - 180، تفسير امام فخر رازى، ج‏7، ص 266؛ كتاب المعتبر، ج‏2، ص‏417 - 423. با توجه به اين حقيقت، عارفان معتقدند: از آنجا كه در عالم خواب، انسان با عالم غيب مرتبط شده، معانى و حقايق را از آنجا مى‏گيرد؛ دريافت كننده حقايق، نفس و روح انسان است و همو است كه آن معانى را با كمك قوه متخيله خويش، به صورت‏ها و شكل‏هاى متناسبى تبديل مى‏كند؛ چنان كه ابن فارض مصرى (عارف بزرگ قرن هفتم) در قصيده تائيه خود مى‏گويد: «... آيا تو گمان مى‏كنى آن كس كه تو را در بيهوشى خواب به انواع علوم و اسرار با خبر گردانيد، غير از تو مى‏باشد؟ چنين نيست؛ بلكه او حقيقت تو و همان اصل تو است كه به هنگام خواب و انصراف تو از تدبير بدن و روى آوردن تو به سوى عالم اصلى و موطن خود، بر خودِ تو در عالم غيب، به شكل عالَمى تجلى مى‏كند و تو را به فهم علوم و مسائل و معانى غريب، هدايت مى‏نمايد ...».به نقل از مقالات، ج‏1، ص‏157 و 158.

نى، تو گويى هم به گوش خويشتن‏نى من و نى غير من اى هم تو من‏
همچو آن وقتى كه خواب اندر روى‏تو ز پيش خود به پيش خود شدى‏
بشنوى از خويش و پندارى فلان‏با تو اندر خواب گفتست آن نهان‏
تو يكى، تو نيستى، اى خوش رفيق!بلكه گردونى و درياى عميق‏
مثنوى معنوى، دفتر 3، ابيات 1299 - 1302. به طور كلى خواب و رؤيا بر سه قسم است، چنان كه رسول گرامى اسلام(ص) مى‏فرمايد: «الرؤيا ثلاثة: بشرى من الله، و تحزين من الشيطان، والذين يحدث به الانسان نفسه فيراه فى منامه؛ خواب و رؤيا سه گونه است. گاهى بشارتى از ناحيه خداوند است، گاه وسيله غم و اندوه از سوى شيطان و گاه مسائلى است كه انسان در فكر خود مى‏پروراند و آن را در خواب مى‏بيند»، (ميزان‏الحكمه، ج 4، ص 16، انتشارات مكتبه ‏الاسلامى). امّا «رؤيا و خواب صادق»، خوابى است كه با حوادث خارج از ما - چه جسمى و چه اخلاقى و روحى - و حقايق عالم هستى، مرتبط بوده و مستند به آنها است. در اين نوع خواب، «نفس» انسان از عالم دنيوى گذشته و با توجه به هم سنخى‏اش با عالم مثال و عالم مجردات، با آن دو مرتبط مى‏گردد. از اين رو مستند به علل طبيعى جسمانى انسان (مانند گرم بودن يا سرد بودن مزاج) و نيز علل خلقى و روحى انسان (مانند عصبى بودن، حسادت ورزيدن، كينه داشتن و امثال آن) نيست. البته رؤياى صادق كه مرتبط و مستند به وراى ما (عالم مثال و مجردات) است، خود اقسامى دارد كه مجال طرح آن در اينجا نمى‏باشد.نگا: الميزان، ج‏1، ص 269 - 273. نكته مهم آنكه آيا رؤياى صادق - كه در واقع پل ارتباطى با عالم غيب است و انسان در پرتو اين دسترسى، حقايق و صورى را مشاهده مى‏كند - پيش شرطى ندارد؟ آيا مقدماتى براى فراهم آمدن آن غوطه‏ورى و نظاره‏گرى وجود ندارد؟ اصلاً راه رسيدن به آن كدام است؟ اولياى الهى با استفاده از آيات و روايات فرموده‏اند: اگر كسى بخواهد در عالم بيدارى به اسرار عالم و آيات غيبى واقف شود، بايد «مراقبه» داشته باشد؛ يعنى، براى آمادگى دريافت حقايق و باطن جهان هستى، بايد مراقب اعضا، جوارح و اعمال خود باشد تا ظرفيت ادراك و فهم آيات الهى را پيدا كند. در عالم رؤيا و خواب نيز مراقبه لازم است. اگر كسى مى‏خواهد در عالم خواب، حقايق را - آن چنان كه هستند - بفهمد (رؤياى صادق) و از هدايت‏ها و اشارات و ارشادهاى آنها سودجويد، بايد «مراقبه» داشته باشد. اين با مراقبت خود در عالم بيدارى و رعايت آداب خواب - كه در روايات ذكر شده - به دست خواهد آمد. نظافت، طهارت، محاسبه اعمال روزانه، قرائت قرآن و بعضى از دعاها، كيفيت و چگونگى قرار گرفتن بدن هنگام خواب و خواندن دعا پس از بيدارى از خواب، كمترين آداب مراقبه است كه رعايت آن براى ديدن رؤياى صادق، بايسته و ضرورى است. به هر حال انجام دادن واجبات و ترك محرمات، نظيف بودن، با وضو خوابيدن، محاسبه اعمال روزانه، خواندن سوره «توحيد» و «تكاثر»، خواندن دعاى «اللهم ان امسكت نفسى فى منامى فاغفرلها و ان ارسلتها فاحفظها بما تحفظ به عبادك الصالحين» قبل از خواب، خوابيدن بر سمت راست بدن و رو به قبله و خواندن دعاى «لا اله الا الله الحليم الكريم الحى القيوم و هو على كل شى‏ء قدير سبحان رب النبيين و اله المرسلين، رب السموات السبع و مافيهن و رب الارضين السبع و ما فيهن و ما بينهن و رب العرش العظيم و الحمد للَّه رب العالمين» (پس از خواب)، بسيار مؤثر است. گفتنى اينكه دعاى پس از خواب، براى خواب ديدن رؤياى صادق در شب بعد، بسيار مؤثر و مجرّب است.بحارالانوار، ج‏76، ص‏181 - 218؛ و ميزان الحكمه، ج‏10، ص 262 - 267.
هر كس اندازه روشن دلى‏غيب را بيند به قدر صيقلى‏
هركه صيقل بيش كرد او بيش ديدبيشتر آمد بر او صورت پديد
مثنوى معنوى، دفتر 4، ابيات 2909 - 2910. مسأله رؤيا و خواب ديدن هميشه از مسائلي بوده است كه فكر افراد عادي و دانشمندان را از جهات مختلفي به خود جلب و مشغول داشته است. صحنه هاي زشت و زيبا، وحشتناك و دلپذير، نشاط زا و غم انگيز و صدها صحنه ديگر كه انسان در خواب مي بيند چيست؟ آيا اين ها مربوط به گذشته است كه در اعماق روح انسان لانه كرده و يا تغييرات و تبديلاتي خودنمايي مي كنند و يا مربوط به آيند است كه به وسيله دستگاه گيرنده حساس روح آدمي از طريق ارتباط مرموزي از حوادث آينده عكس برداري مي نمايد و يا انواع و اقسام مختلفي دارد كه بعضي مربوط به گذشته و بعضي مربوط به آينده و قسمتي نتيجه تمايلات و خواست هاي ارضا نشده است. قرآن در آيات متعددي صراحت دارد كه حداقل پاره اي از خواب ها، انعكاسي از آينده دور يا نزديك مي باشد، مثل داستان خواب حضرت يوسف(1) و داستان خواب زندانياني كه همراه يوسف در زندان بودند(2) و داستان خواب عزيز مصر درباره قحطي ... سال هاي آينده(3) و يا داستان خواب ديدن حضرت ابراهيم كه در سوره صافات آمده، و يا رؤياي پيامبر اكرم(ص) كه در سوره فتح آمده است(4). اما فلاسفه روحي خواب و رؤيا را به چند دسته تقسيم كرده اند: 1. خواب هاي مربوط به گذشته زندگي و اميال و آرزوها كه بخش مهمي از خواب هاي انسان را تشكيل مي دهد. توضيح اين بخش اين است كه بسيار مي شود كه ما اميالي داريم و به عللي نتوانستيم آنها را ارضاء كنيم و در ضمير باطن ما جاي گرفته اند، به هنگام خواب كه سيستم خود آگاه از كار مي افتد براي يك نوع اشباع تخيلي به مرحله خودآگاه روي مي آورند، گاهي بدون تغيير آن چنان كه در خارج از ذهن، وجود دارند، منعكس مي شوند (همانند عاشقي كه محبوب از دست رفته خود را در عالم خواب مشاهده مي كند) و گاهي تغيير شكل داده و به صورت هاي مناسبي كه دلخواه فرد است منعكس مي شوند كه در اين صورت نياز به تعبير است. 2. خواب هاي پريشان و نامفهوم كه معلول فعاليت توهم و خيال است (گر چه ممكن است انگيزه هاي رواني داشته باشد) مانند آن چه شاعر مي گويد:
شبي در خواب مي ديدم لباس تازه دارمميان خواب گرم و نرم آوازه اي دارم
ميان جيب هايم پول هاي بي اندازه دارمشدم بيدار ديدم عريان جمله اعضاء را
3. خواب هاي مربوط به آينده است و از آن گواهي مي دهد، اين هم داراي دو شعبه است قسمتي خواب هاي صريح و روشن مي باشند كه به هيچ وجه تعبير نمي خواهند و گاهي بدون كمترين تفاوتي با نهايت تعجب، در آينده دور يا نزديك تحقق مي پذيرد(5). دوم، خواب هايي كه در عين حكايت از حوادث آينده بر اثر عوامل خاص ذهني و روحي تغيير شكل يافته و نيازمند به تغيير است. براي هر يك از خواب هاي پيش گفته نمونه هاي زيادي وجود دارد كه همه آنها را نمي توان انكار كرد،‌نه تنها در منابع مذهبي و كتب تاريخي نمونه هايي از آن ذكر شده بلكه در زندگي خصوصي خود ما يا كساني كه مي شناسيم مكرر رخ داده است به اندازه اي كه هرگز نمي توان همه را معلول تصادف دانست. به عنوان نمونه اشاره كنيم كه مرحوم آيه الله دستغيب شيرازي داستاني(6) را نقل مي كند كه يكي از علما مي گويد:‌ «در عالم خواب جواني را ديدم كه به محضر امام حسين(ع) سلام مي كند و امام حسين(ع) ظاهر شد و با تبسم جواب سلام آن جوان را داد». اين عالم مي گويد از خوابم تعجب كردم، چون ساكن كربلا بودم آن روز روانه حرم امام حسين(ع) شدم مشغول خواندن زيارت نامه شدم ناگهان جواني را ديدم كه با تبسم زيارت نامه مي خواند، درست همان جواني است كه در خواب ديده بودم،‌ از او پرسيدم من چنين خوابي درباره شما ديده ام،‌ گفت: بلي من هر گاه خدمت امام حسين(ع) مي آيم، آن حضرت (ع) براي من ظاهر مي شود و با تبسم جواب سلام من را مي دهد، گفتم چه كار كردي؟ گفت: به پدر و مادرم خدمت كردم. آن گاه جريان خدمت به پدر و مادر را مفصل بيان مي كند. اين داستان و امثال آن نشان مي دهد، كه ممكن است انسان فرد ناشناخته اي را در خواب ببيند و واقعا او در دنياي خارج از ذهن و خواب ما به همان صورت وجود داشته باشد. در نتيجه مي توان گفت در برخي موارد آن چه را انسان در خواب ديده و يا فردي را به او نشان داده كه به همان صورت در دنياي خارج از خواب و ذهن ها وجود داشته باشد ولي اين را به صورت كلي نمي توان گفت چون خواب ها تفاوت دارند. براي مطالعه بيشتر ر.ك: - تعبير خواب، علامه طباطبايي. - تعبير خواب كامل، شيخ ابوالفضل، ترجمه موسوي گرمارودي. - تفسير نمونه، همان، ج 19، صص 482-476 و ج 9، صص 319-307.
--------------------
پي نوشت ها: 1. يوسف، آيات 6-4. 2. يوسف، آيه 36. 3. همان، آيه 43. 4. ر.ك: ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، بيست و هفتم، 1370، ج 9، ص 311. 5. ر.ك: همان، ج 9، ص 315-313، با تغيير و تلخيص و اضافات. 6.آيت الله دستغيبت، داستان هاي شگفت. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 3/100108952)