ناسخ و منسوخ در قران

اولا ; آنچه را خداوند بزرگ خلق يا تشريع مى كند داراى مصلحت و كمال است . ثـانـيا ; جهان مادى به دليل محدوديت آن , كه از مادى بودنش حاصل شده , قابليت دريافت همه كـمـالات و مـصالح را به صورت يك جا و در يك زمان واحد ندارد بلكه پيدايش مصالح و كمالات گوناگون نيازمند اسباب و شرايط گوناگون است . با توجه به اين دو نكته بايد گفت كه خداوند منان با علم و حكمت مطلق خود موجوداتى را خلق يا احكامى را تشريع مى كند كه با توجه به زمان و مكان آنها داراى مصلحت و كمال مناسب اند اما گاه بـه دلـيل همان محدوديت و قابليت كم , مدت و زمانى كه براى آنهادر نظر گرفته شده از همان ابتدا محدود و مقيد به شرايط خاص بوده است . پـس از آن زمـان بـا پـيـدايـش شرايط جديد زمينه براى خلق يا جعل احكام جديد مساعد گشته ,خداوند بزرگ اشياء يا احكام جديدى را خلق يا جعل مى فرمايد . الـبـتـه ايـن اشيا يااحكام جديد نيز داراى همه مصالح و كمالات اشياء يا احكام منسوخ ‌اند و چيزى از آنها كم ندارند . تفسير الميزان ج 1، طباطبائى - سيد محمد حسين
مـى دانـيـم نـيـازهاى انسان گاه با تغيير زمان و شرايط محيط دگرگون مى شود و گاه ثابت و بـرقـرار است يك روز برنامه اى ضامن سعادت اوست ولى روز ديگر ممكن است بر اثردگرگونى شـرائط هـمـان برنامه سنگ راه او باشد البته نبايد فراموش كرد كه اصول احكام الهى كه پايه هاى اسـاسـى را تـشكيل مى هد در همه جا يكسان است هرگز اصل توحيديا عدالت اجتماعى و صدها حكم مانند آن دگرگون نمى شود , تغيير در مسائل كوچكترو دست دوم است . تفسير نمونه ج 1 ص 390، مكارم شيرازى - ناصر و ديگران
در اينكه آيا اصلاً در قران نسخ وجود دارد يا نه ترديدهايى وجود دارد. برخى از مفسران، اصوليون و دانشمندان علوم قرآنى، آنچه را كه به عنوان نسخ در قرآن خوانده شده گونه‏هايى از تخصيص مى‏دانند. ليكن با فرض وجود نسخ، فلسفه‏هايى براى آن نقل شده است، از جمله مسأله اختيار و آزمايش. البته بايد در نظر داشت كه آزمايش و امتحان الهى به معناى روشن شدن چيزى براى خداوند نيست، بلكه آزمايشات الهى در مواردى خود نقش سازنده و تربيتى دارند، و در مواردى نيز ماهيت و ويژگى‏هاى اشخاص را بر خودشان و يا بر ديگران روشن مى‏سازند. به عنوان نمونهآيه مربوط به پرداخت صدقه براى نجوى كردن با پيامبر است. چنانچه در تاريخ ذكر شده، پس از نزول اين آيه تا نسخ آن، هيچكس جز حضرت على(ع) به پرداخت صدقه اقدام نكرد. به طورى كه مشاهده مى‏شود اين آيه كمال ايمان حضرت على(ع)، و نقص ايمان ديگران را برملا مى‏كند و افضليت آن حضرت بر ديگران را نمايان مى‏سازد. براى آگاهى بيشتر ر . ك: بيان، آيت‏اللّه‏ سيد ابوالقاسم خويى.
آيا مى‏شود آيه‏اى آيه ديگر را نسخ كند يا خير؟ بلى، مى‏شود آيه‏اى حكم آيه ديگر را نسخ كند. در آيه 106 سوره «بقره» خداوند مى‏فرمايد: هر آيه‏اى را كه ما نسخ كنيم يا آن را به تأخير اندازيم، بهتر از آن يا همانند آن را مى‏آوريم. آيه ياد شده دلالت بر امكان وقوع نسخ در آيات الهى دارد. مرحوم علامه طباطبايى در تفسير اين آيه مى‏فرمايد: روايات فراوان از شيعه و سنى داريم كه بعضى از آيات قرآن ناسخ‏اند و بعضى منسوخ. براى آگاهى بيشتر ر.ك: اصول كافى، تفسير برهان، نورالثقلين، در ذيل آيه 7 سوره آل عمران. از نظر عقلى هم مانعى ندارد كه حكمى نازل شود و بعد بنا به مصالحى آن حكم عوض گردد. از باب نمونه آيات نجوا (آيات 12 و 13، سوره مجادله) كه خداوند نهى مى‏كند مسلمانان را از اين كه در گوشى با پيامبر(ص) صحبت كنند؛ مگر اين كه قبل از آن صدقه بدهند، هيچ كس به اين آيه عمل نمى‏كند مگر اميرالمؤمنين(ع). بعد آيه نازل مى‏شود كه مى‏توانيد با پيامبر(ص) نجوا كنيد و نيازى به دادن صدقه نيست. بيشتر مفسران آيه اول را منسوخ مى‏دانندو آيه دوم را ناسخ آن. مواردى هم هست كه دستور پيامبر(ص) به وسيله آيه قرآن نسخ شده است؛ مثلاً آن حضرت و مسلمانان مأمور به نماز خواندن به طرف بيت‏المقدس بودند. مدتى بعد آيه نازل شد كه به طرف بيت‏المقدس نماز نخوانيد و به سوى كعبه رو كنيد. براى آگاهى بيشتر ر.ك: آيات 142 تا 145 سوره بقره. خلاصه در اصل نسخ شدن احكام خداوند بنا به مصلحت زمان و اشخاص و يا مصالح ديگر، جاى سخن و ترديد نيست. چيزى كه هست اين كه بسيارى از آيات هستند كه عده‏اى مدعى نسخ آن شده‏اند؛ در حالى كه اين چنين نيست و هر آيه حكم خاصى را بيان مى‏كند و مدعيان نسخ چون نتوانسته‏اند هر آيه را در جايگاه خودش معنا كنند، بين دو آيه تنافى ديده و حكم به نسخ كرده‏اند.
اولا درمورد نسخ ، به تعبير علامه طباطبايى نسخ ؛ يعنى: «آشكار ساختن انتهاى مدت و زمان حكم و پايان عمل به آن». در اين به نظر مي رسد توجه به حكمت، مسئله مورد نظر شما را روشن كند: حكمت نسخ، به شيوه وضع احكام و نزول قرآن بر مى‏گردد. حكمت اساسى تدريج در تشريع و نزول آيات، تعليم و تربيت مخاطبان بوده است. خداى متعال براى تثبيت معارف و نظام‏هاى ارزشى جاودانه اسلام، شرايط عينى و واقعيت‏هاى خارجى معرفتى و توان علمى و عملى مخاطبان را در نظر گرفته است. بنابر مصالح مورد نظر، احكام الهى همه يكسان و يكنواخت نيست. برخى احكام به حسب شرايط و موقعيت اجتماعى عصر نزول، داراى مصلحت موقت بوده و در نتيجه حكم خاص آن موارد از همان آغاز نيز در نزد خداوند، قلمروى محدود داشت؛ ولى بنا بر حكمت‏هايى از مردم پوشيده داشته شده است‏محمد باقر سعيدى روشن، علوم قرآن، ص 304.. تعداد آيات نسخ‏ برخى در اين باره نظر افراطى داشته و آيات زيادى را منسوخ دانسته‏اند: اما با ضابطه‏مند شدن تعريف نسخ و شرايط آن از سوى قرآن‏شناسان، دايره نسخ محدود گرديده است و تعداد آن از نظر بيشتر محققان از ده آيه تجاوز نمى‏كند. آياتى كه تقريباً بر نسخ آنها اتفاق شده عبارت است از: آيه نجوا، آيه جزاى فاحشه، آيه توارث از طريق ايمان (انفال 8 آيه 72) و...حسين جوان آراسته، درسنامه علوم قرآنى، ص 429. .
اما در اينكه آيا اصلاً در قران نسخ وجود دارد يا نه ترديدهايى وجود دارد. برخى از مفسران، اصوليون و دانشمندان علوم قرآنى، آنچه را كه به عنوان نسخ در قرآن خوانده شده گونه‏هايى از تخصيص مى‏دانند. ليكن با فرض وجود نسخ،فلسفه‏هايى براى آن نقل شده است، از جمله مسأله اختيار و آزمايش. البته بايد در نظر داشت كه آزمايش و امتحان الهى به معناى روشن شدن چيزى براى خداوند نيست، بلكه آزمايشات الهى در مواردى خود نقش سازنده و تربيتى دارند، و در مواردى نيز ماهيت و ويژگى‏هاى اشخاص را بر خودشان و يا بر ديگران روشن مى‏سازند. به عنوان نمونه آيه مربوط به پرداخت صدقه براى نجوى كردن با پيامبر است. چنانچه در تاريخ ذكر شده، پس از نزول اين آيه تا نسخ آن، هيچكس جز حضرت على(ع) به پرداخت صدقه اقدام نكرد. به طورى كه مشاهده مى‏شود اين آيه كمال ايمان حضرت على(ع)، و نقص ايمان ديگران را برملا مى‏كند و افضليت آن حضرت بر ديگران را نمايان مى‏سازد. براى آگاهى بيشتر ر . ك: بيان، آيت‏اللّه‏ سيد ابوالقاسم خويى. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 1/100109015)