جاودانگي قرآن

عمق معاني ،ومطابق بافطرت بودن وجامع نگري قرآن سبب شده كه در همه اعصار پاسخگوي مشكلات باشد، وكهنگي او را در بر نگيرد.
قرآن، کتابی است که هرگز کهنه نخواهد شد و هر اندازه از زمان نزولش بگذرد بیش‏تر به اسرار و شگفتی‏های آن پی می‏برند .
این معجزه رسول اکرم (ص) و کلام حق تنها اثری است که می‏تواند آدمیان را به سوی راه‏های استواری که خوش بختی واقعی آنان در آن نهفته است، هدایت نماید; این سرچشمه پرخیر و برکت معنوی، اهل تقوا و ایمان را در مقصد و هدفی که دارند پایدار می‏نماید و قلوب مؤمنین را تالیف می‏دهد و ریسمان محکم و متینی است که تمسک به آن با روشنایی و سعادت ابدی قرین خواهد بود . قرآن، بهار آفرین دل‏های خزان است و امراض قلبی و ناگواری‏های فکری را شفا می‏دهد، تیرگی‏ها را می‏زداید .
حضرت امام خمینی، مدام و به طور مؤکد بر استفاده از این سفره عظیم و گسترده الهی توصیه می‏نمودند و برخلاف این نظر که می‏گوید این کلام را مردم عادی نمی‏فهمند و تنها برای خواص قابل استفاده است، معتقد بودند که تمامی آحاد مردم باید قرآن بخوانند و در معانی آن دقت و تدبر کنند، زیرا این کتاب برای همه نازل شده است اما هر کس در حد درک و اندازه فهم خود از آن بهره می‏گیرد، ایشان در بیانی فرموده‏اند:
«قرآن یک سفره‏ای است که انداخته شده است‏برای همه طبقات ; یعنی یک زبانی دارد که هم زبان عامه است و هم زبان فلاسفه و هم زبان عرفانی اصطلاحی است و هم زبان اهل معرفت‏به حسب واقع است . . .» (1)
ایشان در تفسیر سوره حمد نیز این معنا را یادآور شده‏اند: «. . . قرآن یک سفره‏ای است که خدا پهن کرده برای همه بشر، یک سفره پهنی است که هر کس به اندازه اشتهایش از آن می‏تواند استفاده کند اگر مریض نباشد که بی اشتها شود . . .» (2)
به باور امام خمینی قرآن مظهر رحمت الهی است که تمامی کمالات در آن درج شده و نازله‏ای غیبی است که در جامه الفاظ و عبارات درآمده تا بشر را با حقایق ملکوتی انس دهد و همان گونه که قرآن خود را معرفی کرده، نور و هادی است و فهم کامل مضامین آن از دسترس همگان خارج و فوق طاقت‏بشر می‏باشد و با این همه اوصاف در مرتبه نازله خود در خور فهم همگان می‏باشد ولی باید متوجه این نکته بود که شرط بهره وری هرچه تمام‏تر و کامل‏تر از قرآن به پاکی درون، رفع موانع فهم و شاگردی معلمان واقعی قرآن که در راس آنها اهل بیت (ع) می‏باشند بستگی دارد . امام قرآن را کتاب انسان ساز می‏داند و می‏افزاید تمام معارف و احکامی که در این مصحف شریف آمده می‏خواهد نارسایی‏ها و کاستی‏های آدمی را ترمیم کند و او را به صورت انسان کامل درآورد .
ایشان در بیانی شیوا فرموده‏اند: «انگیزه بعثت، نزول وحی و نزول قرآن است و انگیزه تلاوت قرآن بر بشر این است که تزکیه پیدا کند و نفوس مصفا بشوند از این ظلماتی که در آنها موجود است تا این که بعد از این که مصفا شدند ارواح و اذهان آنها قابل این بشود که کتاب و حکمت را بفهمد . . . این قرآن نور است . . . نور را کسانی که در حجاب هستند نمی‏توانند ادراک کنند . تا انسان . . . گرفتار هواهای نفسانی است . . . لیاقت پیدا نمی‏کند که این نور الهی در قلب او منعکس شود . . .» (3)
از ميان معجزات و خارق عاداتى كه از پيامبر اسلام ص صادر شده قرآن برترين سند زنده حقانيت او است.
قرآن كتابى است فوق افكار بشر، كسى تا كنون نتوانسته كتابى همانند آن را بياورد، اين كتاب يك معجزه بزرگ آسمانى است.
علت اينكه قرآن به عنوان سند زنده حقانيت پيامبر اسلام ص و معجزه بزرگ او از ميان تمام معجزاتش برگزيده شده اين است كه قرآن معجزه‏اى است گويا، جاودانى، جهانى، و روحانى.
پيامبران پيشين مى‏بايست همراه معجزات خود باشند و براى اثبات اعجاز آنها مخالفان را دعوت به مقابله به مثل كنند، در حقيقت معجزات آنها خود زبان نداشت و گفتار پيامبران، آن را تكميل مى‏كرد، اين گفته در مورد معجزات ديگر پيامبر اسلام ص غير از قرآن نيز صادق است.
ولى قرآن يك معجزه گويا است، نيازى به معرفى ندارد، خودش به سوى خود دعوت مى‏كند، مخالفان را به مبارزه مى‏خواند محكوم مى‏سازد، و از ميدان مبارزه، پيروز، بيرون مى‏آيد، لذا پس از گذشت قرنها از وفات پيامبر ص همانند زمان حيات او، به دعوت خود ادامه مى‏دهد، هم دين است و هم معجزه، هم قانون است و هم سند قانون.
قرآن مرز زمان و مكان را در هم شكسته و ما فوق زمان و مكان قرار گرفته است، به خاطر اينكه معجزات پيامبران گذشته و حتى معجزات خود پيامبر اسلام غير از قرآن، روى نوار معينى از زمان، و در نقطه مشخصى از مكان و در برابر عده خاصى صورت گرفته است، سخن گفتن نوزاد مريم ع و زنده كردن مردگان و مانند آن بوسيله مسيح ع در زمان و مكان و در برابر اشخاص معينى بوده و چنان كه مى‏دانيم، امورى كه رنگ زمان و مكان به خود گرفته باشند، به همان نسبت كه از آنها دورتر شويم، كم‏رنگتر جلوه مى‏كنند، و اين از خواص امور زمانى است.
ولى قرآن، بستگى به زمان و مكان ندارد، هم چنان به همان قيافه‏اى كه 1400 سال قبل در محيط تاريك حجاز تجلى كرد، امروز بر ما تجلى مى‏كند بلكه گذشت زمان و پيشرفت علم و دانش به ما امكاناتى داده كه بتوانيم استفاده بيشترى از آن نسبت به مردم اعصار گذشته بنمائيم، پيدا است هر چه رنگ زمان و مكان به خود نگيرد تا ابد و در سراسر جهان پيش خواهد رفت، بديهى است كه يك دين جهانى و جاودانى بايد يك سند حقانيت جهانى و جاودانى هم در اختيار داشته باشد.
اما روحانى بودن آن:
امور خارق‏العاده‏اى كه از پيامبران پيشين به عنوان گواه صدق گفتار آنها ديده شده معمولا جنبه جسمانى داشته: شفاى بيماران غير قابل علاج، زنده كردن مردگان، سخن گفتن كودك نوزاد در گاهواره، و ... همه جنبه جسمى دارند و چشم و گوش انسان را تسخير مى‏كنند، ولى الفاظ قرآن كه از همين حروف و كلمات معمولى تركيب يافته در اعماق دل و جان انسان نفوذ مى‏كند، روح او را مملو از اعجاب و تحسين مى‏سازد، افكار و عقول را در برابر خود وادار به تعظيم مى‏نمايد معجزه‏اى است كه تنها با مغزها و انديشه‏ها و ارواح انسانها سر و كار دارد، برترى . چنين معجزه‏اى بر معجزات جسمانى احتياج به توضيح ندارد.
تفسير نمونه، ج‏1، ص: 131
قرآن مجيد يگانه معجزه جاوداني پيامبر اسلام (ص) است كه در هر زمان گواه روشن بر نبوت آورنده آن مي‌باشد. اعجاز و خارق العاده بودن قرآن به زمان پيامبر اكرم(ص) و يا جامعه عرب مخصوص نيست بلكه پيوسته بسان سندي زنده و گواهي روشن و برهاني استوار بر تارك اعصار و قرون مي‌درخشد. يكي از خصايص قرآن حالت «نهايت ناپذيري» آن است.
با اينكه چهارده قرن از تاريخ نزول آن مي‌گذرد و در هر عصري صدها متخصص روي آيات و مفاهيم و معاني آن كار كرده‌اند و تفسيرهايي به صورتهاي گوناگون بر آن نوشته‌اند، مع الوصف امروز دانشمندان معاصر از بررسي آيات قرآن، حقايقي را در زمينه‌هاي علوم طبيعي و روانشناسي و جامعه شناسي و ... كشف مي كنند كه بر متخصصان گذشته مخفي و پنهان بوده است و يك چنين حالت يعني صفت «نهايت ناپذيري» از خصايص قرآن است كه در ديگر كتابهاي آسماني و نوشته‌هاي بشري وجود ندارد.
تو گويي قرآن نسخه دوم جهان طبيعت است كه هر چه بينشها وسيع‌تر و ديدها عميق‌تر گردد و هر چه درباره آن تحقيقات و مطالعات زيادي انجام گيرد، رموز و اسرار آن تجلي بيشتري نموده حقايق نوي از آ‌ن استكشاف مي‌گردد.
از كتابي كه از جانب خداي نامتناهي، براي هدايت بشر فرستاده شده است جز اين انتظار نيست كتاب او بايد بسان خود او «نامتناهي» و خصيصه مقام ربوبي را دارا باشد و در نماياندن انتساب خود به مبدأ جهان به دليل و برهان نياز نداشته باشد و بسان خورشيد دليل خويش بوده و خود را نشان ‌دهد و محيط خود را روشن سازد.
پيامبر عاليقدر (ص) در سخنان خود، به خصيصه «نهايت ناپذيري» قرآن اشاره مي‌كند و مي‌فرمايد: «ظاهره أنيق و باطنه عميق لا تحصي عجائبه لا تبلي غرائبه» ؛(اصول كافي، كتاب القرآن/ 591) [قرآن ظاهري زيبا و باطني عميق دارد، شگفتي‌هاي آن پايان نمي‌پذيرد و تازه‌هاي آن كهنه نمي‌شود.] امير مؤمنان (ع) نيز در يكي از خطبه‌ها به اين خصوصيت اشاره مي‌كند و مي‌فرمايد: «سراجا لا تخبو توقده و بحرا لا يدرك قعره»؛ (نهج البلاغه عبده، 2/202) [قرآن مشعل فروزاني است كه فروغ و تابش آن به خاموشي نمي‌گرايد و درياي عميقي است كه فكر بشر به ژرفاي آن نمي‌رسد].
اين حقيقت امروز براي دانشمندان كاملا ملموس است و هر روز از قرآن، حقايق تازه‌تري را كشف مي‌كنند و يكي از علل جاوداني بودن قرآن، همين است كه در هر عصري دانشمندان جهان به فراخور دانش و اطلاعات خود، از آن بهره‌مند بوده‌اند و بهره‌رساني و نور افشاني او به دوره و زماني و به گروه و توده خاصي اختصاص نداشته است.
شخصي از امام هشتم ـ علي بن موسي الرضا (ع) ـ پرسيد چرا قرآن پيوسته طراوت و تازگي دارد و انس و ممارست با قرآن و تلاوت و خواندن آن، مايه كهنگي آن نمي‌گردد؟ امام در پاسخ فرمود: «ان الله تعالي لم يجعله لزمان دون زمان و لا لناس دون ناس، فهو في كل زمان جديد و عند كل قوم غض إلي يوم القيامه». (تفسير برهان،1/28) [براي اينكه خدا قرآن را براي زمان مخصوص و محدودي و يا گروه معيني نفرستاده است از اين جهت قرآن در هر زمان و نزد تمام اقوام تا روز رستاخيز تازه است]. قرآن كتاب علوم طبيعي نيست و براي تدريس علوم و فنون زندگي كه بشر به نيروي تفكر مي‌تواند به آنها دست يابد، نيامده است و هرگز پيامبر اسلام براي اين مبعوث نگرديده كه علوم فيزيك و يا شيمي و يا ديگر مسائل رياضي و نجومي و فلكي را به ما بياموزد.
زيرا قرآن همانطور كه خود را معرفي كرده است كتاب هدايت و تربيت است و هدف از نزول آن، رهبري بشر به سوي خدا و رستاخيز و به سوي فضايل اخلاقي و سجاياي انساني مي‌باشد. از يك چنين كتاب نبايد انتظار داشت كه روش خياطي و معماري به ما بياموزد و درباره انواع بيماريها و داروهاي آن و يا فرمولهاي رياضي و معادلات جبري سخن بگويد.
زيرا همه اينها از هدف يك كتاب تربيتي بيرون مي‌باشد ولي با اعتراف به اين مطلب، گاهي قرآن در ضمن رهبري بشر به مبدأ و معاد يا در ميان سخن از قدرت بي پايان خدا، از آ‏فرينش پرده برداشته است كه قبل از تحول اخير علمي هيچكس از آن آگاه نبود و اسراري از جهان آفرينش را در خود منعكس كرده است كه نمي‌توان آن را معلول تصادف و يا نتيجه اطلاعات زمان نزول قرآن دانست زيرا نمي‌توان يك چنين اطلاعات وسيع و گسترده از عالم خلقت را كه ـ فقط دانشمندان عصر حاضر در پرتو آلات و ابزار علمي بر آنها دست يافته‌اند ـ معلول تصادف دانست و گفت كه اين مطالب، بي اختيار بر زبان گوينده قرآن جاري شده است.
همچنانكه نمي‌توان آن را اثر اطلاعات زمان دانست زير زمان نزول قرآن از اين علوم و اطلاعات اثري نبود بلكه چاره‌اي جز اين نيست كه بگوييم كه آفريننده جهان اين همه اطلاعات را در اختيار او نهاده است و از اين طريق برگي زرين بر برگهاي پر افتخار قرآن و تاريخ پيامبر اكرم (ص) افزوده مي‌شود. آية الله جعفر سبحاني،رسالت جهاني پيامبران و برهان رسالت (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 2/100109819)