علوم لازم تفسير قرآن

از جمله آیاتی که دلالت دارد اهل بیت پیامبر آگاه به تفسیر وحقایق قرآن هستند آیات ذیل است
1-هُوَ الَّذي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ (آل عمران 7) در این آیه خداوند علم به متشابهات را مختص به خود وراسخان در علم میداند به حسب آنچه در روایات فراوان که آدرس آنرا ذیلا میآوریم راسخان در علم وکسانی که به جایگاه ثابتی از علم دست یافته اند پیامبر واهل بیت آن حضرت هستند .2 _وَ يَقُولُ الَّذينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهيداً بَيْني‏ وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ (رعد 43 ) در این آیه خداوند خودش وکسانی را نزد آنان علم کتاب است را شاهد بر نبوت پیامبر میداند به حسب آنچه در روایات آمده است کسی که نزد او علم کتاب است اهل بییت هستند که در راس آنان امیر مومنان علیه السلام است .
3-بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ في‏ صُدُورِ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ ما يَجْحَدُ بِآياتِنا إِلاَّ الظَّالِمُونَ (عنکبوت 49 ) قرآن آیات روشن وبین است در سینه کسانی که به آنان علم داده شده است در ذیل این آیه نیز روایت فراوانی وجود دارد که مراد از کسانی که خداوند به آنان علم عنایت نموده که قرآن نزد آنان بین وروشن است اهل بیت علیهم السلام هستند .
جهت اطلاع بر روایاتی که ذیل آیات یاد شده وارد شده است به بحار الانوار ج 23 ص 188-211 مراجعه کنید . 4 - آیه شریفه يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ دلالت دارد بر اینکه از اولو الامر که اهل بیتنند اطاعت نمود بنا بر این سخن آنان نیز در تفسیر قرآن وبیان حقایق دین حجت است همانند رسول خدا والا خداوند در کنار اطاعت از خودش وپیامبر اطاعت ازانان را مطرح نمیکرد مراد از اولوالامر نیز به حسب آنچه در روایات امده اهل بیت پیامبرند .
5 - آیه اشریفه إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ (مائده 55) بر این دلالت دارد که امیر مومنان علیه السلام همانند پیامبر اکرم (ص) بر مردم ولایت وسرپرستی دارد وسخنان ان حضرت همانند پیامبر اکرم (ص) بر همگان حجت است مراد از کسانی که اقامه نماز میکنند ودر حال رکوع زکات میدهند بنا به انچه در روایات شیعه وسنی امده است امیر مومنان است .
مقام ولایت و سر پرستی که در این آیه مطرح است همان جایگاهی است که خداوند به صراحت در قرآن کریم به پامبر اکرم دستور میدهد که در حجه الوداع آنرا به مردم برساند و امیر مومنان را به عناون ولی وسرپرست مومنان پس از خود معرفی نماید وحضرتش نیز امتثال امر نموده و در حضور بسیاری از مسلمانان فرمود آیا من اولی به شما نیستم از اموال وجانهایتان همگی گفتند چرا ای رسول خدا آنگاه فرمود هرکس من مولای اویم وچنین سرپرستی را بر وی دارم پس علی مولای اوست آیات یاد شده بخشی از آیاتی است که دلالت بر لزوم اطاعت از اهل بیت وعالم بودن ایشان به کتاب دارد .
اكثر مفسران و محققان قرآنى و يا كتب علوم قرآنى، خود فصلى را به علوم مورد نياز در تفسير اختصاص داده و علومى را كه از ديدگاه خود براى تفسير ضرورى مى‏دانستند متذكر گرديده‏اند و اهم علوم ياد شده در اين مورد كه تقريبا اكثر و قريب به اتفاق مفسران و محققان بهآن اشاره كرده‏اند، بدين‏قرار است: 1- علوم ادبى (لغت، اشتقاق، صرف و نحو) 2- علوم بلاغى (معانى، بيان، بديع) 3- علوم قرآن (قرائات، ناسخ و منسوخ، محكم و متشابه و..) 4- علوم استنباط معرفت دينى (اصول فقه، فقه) 5- علوم الحديث (درايه و رجال) 6- علم كلام، علم تاريخ و... بنابراين كسى كه بخواهد در تفسير صاحب‏نظر گردد، لازم است مقدمات علم تفسير را بياموزد، البته بايد متذكر شد كه داشتن معلومات تفسيرى براى هر فردى با مطالعه كتب تفسيرى در حد خودش ممكن مى‏باشد. شرايط مفسر دانمشندان علوم قرآن، تحت عنوان «شرايط مفسر» يا «ويژگيهاي لازم براي مفسر» امور فراواني را ذكر كرده اند كه بخشي مربوط هب «منابع تفسير»، بخشي مربوط به «قواعد تفسير»، بخشي مربوط به «علوم مرود نياز» و بخشي مربوط به «شيوه تفسير» است.
البته در اين ميان محققاني هستند كه مجموعه هاي ياد شده را با شرايط مفسر به هم نياميخته اند، ولي غالباً بخشي از مجموعه هاي ياد شده را تحت عنوان شرايط مفسر ذكر كرده اند. اين آميختگي معلول يكي از سه امر زير است: نخست آن كه چون طرح اين مباحث سابقه طولاني نداشه است، تفكيك محورهاي مختلف ياد شده از يكديگر، مورد غفلت قرار گرفته و يا به آساني ميسر نبوده است.
دوم آنكه گاه برخي از اين مباحث با نگرشهاي متفاوت در قلمرو عناوين مختلف قرار مي گرند. به عنوان مثال، اگر به علوم ادبي به عنوان يكي منظومه معرفتي نگريسته شود، از علوم مورد نياز مفسر، و اگر به عنوان تخصص و تبحر مفسر در به كار گيري آن منظومه معرفتي نگريسته شود، از شرايط مفسر به شمار مي آيد.
سوم آنكه برخي از اين دانشمندان از واژه «شرايط تفسير» مفهوم گسترده اي را مد نظر داشته اند كه شامل علوم مورد نياز و رعايت قواعد تفسير نيز مي شود. در هر حال، مفهوم مورد نظر در اينجا، معناي خاصي دارد و تنها در بر گيرنده اموري است كه حاكي از وجود نوعي توانايي و كمال براي مفسر در بعد بينش يا گرايش مي باشد و شامل ديگر مجموعه هاي ياد شده نمي گردد. در فصول گذشته يادآور شديم كه رعايت نكردن اصول و قواعد تفسير، بي توجهي و استفاده نكردن از منابع معتبر تفسير و فرا نگرفتن علوم مورد نياز مفسر، سبب خطاي در تفسير و بي اعتباري آن مي شود. در اين فصل در صدصد بيان آنيم كه علاوه بر امور ياد شده، مفسر بايد داراي ويژگيها و شرايطيباشد كه رعايت آنها نيز سبب مي شود تا خطاي وي در تفسير كاهش يابد.
پيش از پرداختن به بيان شرايط و ويژگيهاي مفسر، ذكر دو نكته ضروري به نظر مي رسد: الف) ويژگيهاي روحي مفسر گاه ذاتي و غيراكتسابي است، مانند استعداد فو ق العاده و سرعت انتقال و گاه اكتسابي است مانند ملكه استنباط و تقوا. در ويژگيهاي غيراكتسابي، نقش اصلي را جنبه غيراكتسابي آن به عهده دارد هر چند اين ويژگي ها به طور ارادي قابل تقويت و تضعيف است. ويژگيهاي اكتسابي، هم در اصل پيدايش و هم از حيثيت تقويت و تضعيف، وابسته به تلاش مفسر است و به هر ميزان كه تلاش بيشتري در اين زمينه صورت پذيرد، توانمندي افزونتري در تفسير حاصل مي شود. همچنني گاه ويژگيهاي اكتسابي نوعي آگاهي است؛ مانند بينش صحيح اعتقادي، و گاه مانند تقوا و ايمان، از مقوله گرايشهاي اكتسابي است، چنان كه گاهي نيز از امور زمينمه ساز براي دستيابي به آگاهي است؛ مانند ذهن كنجكاور و آكنده از پرسش داشتن، و گاه از مقوله هنر و مهارت است؛ مانند ملكه استنباط، و مهارت در رعايت قواعد تفسير. اين بحث ا نواع مختلف اين شرايط را در بر مي گيرد. ب) برخي از شرايط و ويژگيهاي مفسر، در صحت و اعتبار تفسير مؤثر است، به گونه اي كه فقدان آن سبب خطاي در تفسير مي شود، مانند علوم مورد نياز و آزاد انديشي، و برخي از ويژگيها سبب كمال و باروري بيشتر تفسير است؛ مانند برخورداري از ذهن پر سؤال، تقوا و خلوص نيت. در اين فصل به بررسي اين دو دسته از شرايط مي پردازيم.
شرايط مؤثر در اعتبار تفسير تسلط و حضور ذهن نسبت به پيش فهم هاي تفسير چنان كه قبلاً اشاره شد، مفسر بايد در مورد مباني و قواعد موضع گيري مستند و مستدل داشته باشد و از علوم مؤثر در تفسير و منابع اوليه تفسير، آگاهي كافي داشته باشد. هر گونه تفسير، به ويژه در بخش مهمي از معارف قرآني، وابسته به آن موضع گيري و اين آگاهي است و بدون احراز شرايط و اوصاف ياد شده، تفسير به رونويسي و تقليد صرف از تفاسير ديگر مبدل مي شود و يا سر از تفسير به رأي در مي آورد. ملکه استنباط قواعد، مباني علوم و منابعي که آگاهي از آنها و به کار گيري دقيق هر يک براي مفسر ضرورت دارد، امور متعدد و متنوعي است که صرف آگاهي از آنها براي دستيابي دقيق به مفاهيم و معارف قرآن کفايت نمي کند، بلکه مفسر بايد با ممارست فراوان در استخراج معارف‌ قرآن و به کارگيري امور ياد شده، اين آگاهي را به يک مهارت تبديل کرده و به شکل ملکه و حالت نفساني در آورد، به گونه اي که براي وي به کارگيري امور ياد شده به آساني و با کمال دقت ميسر گردد.
همان طور که مفسر فاقد علوم و آگاهي هاي ياد شده و يا قدرت استنباط، فقط مي تواند گزارشکر آراء ديگران باشد و در هر موردي که خود اظهار نظر کند،‌ از خطر تفسير به رأي مصون نخواهد بود، کسي که قدرت استنباط او در حد مهارت و ملکه نفساني نباشد نيز امکان غفلت از به کارگيري قواعد و اصول تفسير را خواهد داشت و نتيجا در اين صورت نيز در استفاده شايسته از علوم مورد نياز و انتخاب منابع معتبر در معرض خطا و لغزش خواهد بود.
و در نهايت، زمينه خطاي در تفسير براي او فراهم است. دستاورد مهم مهارت در تفسير عبارت است از اشراف بر مواضع خطا، شناخت آيات محکم و آگاهي از اصول حاکم بر معارف‌ قرآن. اموري که در کاهش خطا در تفسير و فهم دقيق و هماهنگ از آيات شريفه، نقش به سزايي دارد. آنچه زمخشري در مقدمه تفسير کشاف به عنوان يکي از شرايط مفسر آورده است، مبني بر آنکه مفسر بايد «کثير المطالعه و طويل المراجعه» (پر مطالعه و داراي مراجعه مستمر و طولاني به منابع مربوط) باشد، در واقع ناظر به زمينه هاي پيدايش مهارت و ملکه استنباط است. آگاهي و اعتقاد به جهان بيني قرآن بيانات قرآن مجيد، براساس مباني خاص و منطبق با جهان بيني واقع گرايانه ارائه شده است و معارف آن بر مباني مزبور مبتني بوده و با آن هماهنگ است.
در واقع، آن مباني مانند روح واحدي در پيکره معارف قرآن حضور و ظهور دارد. از اين رو، کسي که از آن مباني آگاه نباشد، در فهم اين معارف و انتقال از الفاظ آيات کريمه به آنها دچار خطا خواهد شد. هم چنين عدم ايمان به اين اصول، فهم دقيق و انتقال به ظرايف و ريزه کاري هاي مفاهيم قرآن را با مشکل مواجه مي کند. اين مشکل به ويژه در مواردي رخ مي دهد که قرآن مجيد به بيان جنبه هاي رفتاري پيامبران و مؤمنان و توصيف و تحليل آن مي پردازد.
صاحب نظران علوم انساني براين نکته تأکيد دارند که براي فهم صحيح رفتار انسان ها، صرف آگاهي از معتقدات و فرهنگ انسان ها کفايت نمي کند، بلکه محقق بايد آن رفتارها را در خود درک و هضم کند، اگر ما مي توانيم درک کنيم که دادخواهي و سخنان پرخاشگرانه يک انسان ستم ديده چه معنايي دارد، براي آن است که خود نيز در شرايطي به نحوي مورد ستم واقع شده ايم. همان گونه که فهم رفتار يک فرد،‌ منوط به يافتن آن حالت در خويشتن است، در فهم توصيف آن رفتارها و حالت ها نيز، اعتقاد صحيح و ايمان به آن مباني- که اين رفتارها و حالت هاي نقل شده برخاسته از آن است- بدون شک مؤثر است.
بر همين اساس، جمعي از پژوهشگران علوم قرآني و مفسران نيز براين نکته تأکيد کرده اند که مفسر بايد از ايمان و اعتقاد صحيح برخوردار باشد. ضروريات اين شرط، از روايت ذيل به خوبي هويداست: «انما القرآن امثال لقوم يعلمون دون غيرهم و لقوم يتلونه حق تلاوته و هم الذين يومنون به و يعرفونه و اما غيرهم فما اشد اشکاله عليهم؛ همانا قرآن توصيف هايي است براي اهل معرفت و نه ديگران؛ [يعني] براي آنان که قرآن را چنان که شايسته آن است، تلاوت مي کنند و آنان کساني هستند که بدان ايمان دارند و کاملا آن را مي شناسند، ولي کساني که چنين نيستند، فهم قرآن بر آنان بسيار مشکل است». (مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، ج 92، ص 100) در آنچه که برخي از پژوهشگران علوم قرآني با عنوان «آگاهي از ابواب سر» از آن نام برده و مقولاتي از قبيل توکل، اخلاص و ديگر حالات رواني و اخلاقي را به عنوان موارد آن ذکر کرده اند، نيز از همين باب است و مشابه چنين تبييني در مورد آنها نيز مطرح است. بي طرفي علمي در فهم هر متني، هدف آن است که بدانيم گوينده سخن چه چيزي را مد نظر داشته است و اين هدف، مفسر متن را از جهاني محدود مي کند: در اين راستا، وي نمي تواند آرا و انديشه هاي خود و خواست هاي فردي و گروهي را در تفسير دخالت دهد و تحليل هاي خود را به حساب مفاد و مراد از متن بگذارد. البته ذهني پر سؤال داشتن، که به عنوان يکي ديگر از شرايط مفسر ذکر خواهد شد، مسأله ديگري است که با اين شرط منافات ندارد. در آن شرط، سخن بر سر موضوع ها و سؤال است و در اين شرط، سخن بر سر پاسخ ها و محمولهاست.
بي طرفي عملي در هر تحقيقي ضرورت دارد؛ خواه آن تحقيق در زمينه کشف قوانين طبيعي و انساني باشد و خواه در نايل شدن به فهم و درک سخن يا نوشته اي؛ ولي در خصوص قرآن، به لحاظ پيامدهاي ارزشي آن، مسأله بسيار حساس تر است. روايات فراواني هم که از تفسير به رأي نکوهش مي کند، ناظر به همين نکته است. به طور کلي، ‌عدم رعايت بي طرفي علمي، گاه در قالب حاکميت بخشيدن به تمايلات فردي و گروهي بر قرآن و تفسير آيات، گاه در اثر مرعوب ديدگاه ديگران شدن و جرأت اقدام براي فهم نوين براساس قواعد را به خود ندادن و از نوآوري و فهم جديد و نکات بيشتر پرهيز کردن است. البته چنان که در فصول پيشين گذشت، حاکميت قواعد مسلم عقلي، قواعد محاوره عقلايي و اصول کلي برگرفته از خود قرآن، با بي طرفي علمي کاملا سازگار بوده، بلکه دخالت دادن آنها ضرورت دارد. شرايط کمال و باروري تفسير توانمندي فکري و صفاي باطني بررسي هاي تجربي ديني بر اين نکته تاکيد دارند که افراد انسان از لحاظ توانمندي فکري و ذهني يکسان نيستند؛ بهره هوشي، سرعت انتقال، قدرت استنتاج، نوآوري، ميزان حافظه و نظاير آن در افراد مختلف، درجات متفاوتي دارد. عده اي در مرحله بسيار بالايي قرار دارند که از آن به نبوغ تعبير مي شود.
جمعي فروتر از حد متعارف اند و اکثريت افراد در حد ميانه قرار دارند. هر چند همه انسان ها از حداقل اين استعدادها که شرط تکليف و ستايش و سرزنش و پاداش و کيفر است،‌ برخورداند و نيز اين استعدادها قابل تقويت و تضعيف است، ولي تفاوت افراد در برخورداري از آن، مسلم و تأثيري که شدت و ضعف برخورداري از اين استعدادها در فهم دقيق تر و کامل تر هر متني و از جمله فهم قرآن دارد، غيرقابل ترديد است. افزون بر نقشي که اين استعدادها در فهم قرآن دارد، براساس بيانات ديني، اخلاص و تلاش در راه خدا و به تبع آن، عنايات الهي نيز فهم کامل تري از قرآن را به ارمغان مي آورد و اين نيز در افراد متفاوت است.
بنابراين، عنايت ويژه خدا که بر اثر اخلاص و تلاش در راه خدا حاصل مي شود نيز در فهم کامل تر آيات مؤثر مي باشد. جهت مطالعه بيشتر ر.ک: روش شناسي تفسير قرآن، علي اکبر باباي، غلامعلي عزيزي کيا، مجتبي روحاني راد، زير نظر محمود رجبي،‌تهران، 1379، پژوهشکده حوزه و دانشگاه و سمت
بديهي است تفسير هر متني بويژه متني که از ابعاد گوناگون داراي اعجاز است،کار هر کسي نيست ونياز به مقدمات دارد،ولي از سوي ديگر قرآن کريم کتاب عمل است وعموم مردم سطوحي از آنرا مي فهمند وکساني که عمري را در انس با قرآن سپري کرده اندوبا زبان او آشنا هستند قادرند که پرده از ابهامات آن بر دارند ومفسران با استمداد از بيانات ائمه عليهم السلام وعلوم ديگري که کسب کرده اندبه تفسير قرآن مبادرت مي ورزند وهر کدام بر طبق ظرفيت خود ،حقائقي را آشکار نموده وبه مردم عرضه مي نمايند (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 14/100112028)