تحدي قرآن وهمانند طلبی

در طول تاريخ تلاشهائي براي مقابله با تحدي قرآن صورت گرفته وعباراتي را جعل كرده اند كه مورد تمسخر اهل فن قرار گرفته است.از اين رو كسي نمي تواند متن معني داري را بياورد كه داراي ويژگيهاي قرآن كريم باشداز جهت شيوائي ورسائي وعمق محتوا.
قرآن كريم ازابعاد وزواياي مختلف معجزه است.
اسلوب وساختار ويژه كه آنرا از سايرين جدا مي كند فصاحت وبلاغت يعني شيوائي الفاظ وعبارات ورسائي معاني,عبارات كوتاه ومعاني عميق ودقيق,هما هنگي آيات بااينكه در موارد متعددي به موضوع يا موضوعات متعدد پرداخته است ولي بين هماهنگي وجود دارد از جهت علمي ونيز اخبار غيبي از امت هاي گذشته وشرح حال افرادي كه جز قرآن كسي از حالات آنها خبري نداده است.
قرآن كريم ميگويد :اگر نسبت به وحياني بودن قرآن ترديد داريد سوره اي مانند آنرا بياوريد كه الفاظ ومحتواي آن مانند اين كتاب باشد.
تحدى» به معناى مقابله‏ناپذيرى قرآن است، و خداوند، در آيات تحدى، با سه تعبير از مردم خواسته است همانند قرآن بياورند: 1. در آيه «بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآن؛ (1) مانند اين قرآن». 2. در آيه «بِحدِيث مِثْلِهِ؛ « (2)، گفتارى مانند اين قرآن». 3. در آيه «فَأْتُوا بِسُوره مِنْ مِثْلِهِِ؛ (3)، سوره‏اى مانند يك سوره قرآن». 4. در آيه «فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِه ِ؛ (4) ده سوره مانند سوره‏هاى قرآن».
دانشوران از ديرباز در اين كه چه مقدار معجزه است، اختلاف داشته‏اند؛ ولى با توجه به مجموع آيات مى‏توان گفت: از آن جا كه اعجاز قرآن از نظر محتوا و قالب به نظم خاص حاكم بر مجموعه هدفمند و برخوردار از آغاز و انجام مشخص بستگى دارد، كم‏تر از يك مجموعه به هم پيوسته آيات نمى‏تواند موضوع تحدى باشد. بنابراين، در تحدى به سخنى مانند قرآن «بِحدِيثٍ مِثْلِه» يا تحدى از قرآن نازل نشده بود تمام قرآن مراد نيست. همچنين مراد از »سوره« در ديگر آيات تحدى، معناى لغوى اين واژه است نه يكى از سوره‏هاى صد و چهارده گانه قرآن. سوره در لغت معنايى چون فقره و پاراگراف دارد. بنابراين، آنچه قرآن بدان تحدى كرده، بخشى از آيات به هم پيوسته و برخوردار از نظم خاص و آغاز و انجام مشخص است. با اين معيار حتى يك آيه، نظير آيه دين (282 سوره بقره( كه به احكام قرض مى‏پردازد، مى‏تواند مورد تحدى باشد؛ ولى ساير آيات قبل و بعد آن مورد تحدى نيست. (5) نزول قرآن به زبان عربى - با توّجه به مخاطبان نخستين آن و شخص پيامبر(ص) كه همگى عرب زبانند - يك جريان طبيعى است و هر سخنورى، مطالب خويش را با زبان مخاطبان خود بيان مى‏كند. خداوند متعال نيز در ارسال پيامبران و ابلاغ پيام‏هاى خويش، همين رويه را تأييد كرده و به كار گرفته است. اما در اين باره، بايد به چند نكته مهم توجه داشت:
1. قرآن كريم اگر چه براى تنزّل در اين عالم، نياز به زبان خاص دارد و آن عربى فصيح و مبين است؛ ولى زبان و فرهنگ آن، همان زبان و فرهنگ فطرت است؛ به شكلى كه همگان آن را مى‏فهمند و تنها در اين صورت مى‏تواند جهانى باشد. اگر فرهنگ قرآن، فرهنگ يك نژاد و گروه خاصى مى‏بود؛ هيچ‏گاه نمى‏توانست جهانى باشد. ( تفسير موضوعى قرآن كريم، ج 1، صص 353 - 355.) از اين رو قرآن كريم، كتابى ساده و معمولى نيست تا انسان بتواند بر اثر آشنايى با قواعد عربى و مانند آن، به همه معارفش دست يابد؛ بلكه كتابى است كه ريشه در اوج آسمان و مقام «لدن» دارد و از «علم خداوند» سرچشمه گرفته است و درك معارف بى‏انتهاى آن، بدون نردبان تقوا و ارتباط با خدا، امكان‏پذير نيست.
2. همان‏طور كه ايجاد «حقيقت وحى» اختصاص به ذات خداوند متعال دارد، تنزل آن حقيقت به لباس عربى مبين و الفاظ اعتبارى نيز كار خداى متعال است؛ نه آن كه فقط معناى كلام و وحى الهى، در قلب پيامبر(ص) تنزل يافته باشد و آن حضرت با انتخاب خود، الفاظى را به عنوان لباس آن معارف قرار داده باشد. الفاظ قرآن كريم نيز از سوى خداوند، تعيين شده و لذا جنبه اعجازى دارد. آيات زير دلالت دارد كه علاوه بر محتوا، الفاظ و عبارت عربى قرآن نيز از ناحيه خداوند به پيامبر(ص) وحى شده است: «ابراهيم، آيه 4؛ مريم، آيه 97؛ دخان، آيه 58؛ اعلى، آيات 18، 17، 22 و 32؛ قمر، آيه 40؛ احقاف، آيه 12؛ فصلت، آيه 2 و 3؛ رعد، آيه 37 و...». ( نگا: الميزان، ج 17، ص 359.) 3. ارتباط الفاظ با معانى، ارتباطى تكوينى و حقيقى نيست؛ بلكه در اثر قرارداد است كه لفظ معينى با قرارداد ويژه، نشانه معناى خاصى مى‏گردد و به همين دليل، براى يك معناى خاص در اقوام مختلف، الفاظ گوناگونى وجود دارد و نيز به همين دليل است كه يك حقيقت تكوينى، همچون وحى گاهى به صورت «عربى مبين» ظهور مى‏كند و گاهى به صورت «عبرى» و زمانى به «زبان سريانى» و... . راز نزول قرآن به «زبان عربى» اولاً يك جريان و امر طبيعى است؛ زيرا هر سخنور و دانشمندى، مطالب خويش را با زبان مخاطبان خود بيان مى‏كند و مى‏نويسد. خداوند متعال نيز در ارسال پيامبران و ابلاغ پيام‏هاى خويش، همين رويه را تأييد كرده و به كار گرفته است: «و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه ليبيّن لهم فيضل الله من يشاء و يهدى من يشاء و هو العزيز الحكيم»؛ «و ما هيچ فرستاده‏اى را جز با زبان مردمش نفرستاديم تا [بتواند حقايق را] براى آنان به روشنى بيان‏كند. پس خداوند هركس را كه بخواهد گمراه و هركس را كه بخواهد هدايت مى‏كند و او شكست‏ناپذير و فرزانه‏است». ( ابراهيم (14)، آيه 4.) در رابطه با اعجاز قرآن توجه شما را به مطالب زير جلب مي نماييم: قرآن از جهات گوناگونى، اعجاز دارد و معجزه‏اى جاويد و زنده است؛ يعنى، در همه زمان‏ها ديگران از آوردن مثل آن عاجز و ناتوانند.
از همين‏رو قرآن تمام انديشمندان و فرزانگان بشريت را، به تحدى و چالش فراخوانده و به صراحت گفته است كه: «حتى اگر جن و انس به يارى يكديگر بشتابند، از آوردن مانند آن ناتوانند.» سوره اسراء ، آيه 88؛ بلكه اين مسأله چنان ترقى كرده كه گويد: «اگر در آنچه بر بنده خود نازل كرده‏ايم ترديد داريد، پس تنها يك سوره مانند آن بياوريد.» (سوره بقره ، آيه 23) بعضي از جنبه‏هاى اعجاز قرآن عبارت است از: 1. اعجاز ادبى قرآن كه برجسته‏ترين اديبان عرب را سخت شگفتزده ساخته است و سرسخت‏ترين دشمنان پيامبر (مانند وليد) بر فرابشرى بودن اسلوب زيبا و تركيب بديع آهنگ بى‏نظير قرآن اعتراف كرده‏اند. «آربرى» (Arberry.J.A) در اين زمينه مى‏گويد: «قرآن آهنگ و موسيقى دلنشينى دارد كه عرب پيش از قرآن هرگز با چنين آهنگى آشنا نبوده است». همو گويد: «از قرآن ترجمه‏هاى بسيار زيادى انجام شده و هريك پس از چند روزى به كهنگى و فرسودگى گراييده است؛ اما قرآن هم چنان بر فراز اعصار با طراوت و تازگى برقرار مانده است.
آيا اين خود نشانه الهى بودن آن نيست؟» 2. اعجاز علمى يا رازهاى علمى نهفته در قرآن، اقيانوس بيكرانى از دانش‏هاى كيهان شناختى، انسان شناختى، تاريخ، نجوم، جنين شناسى و... است كه دانشمندان شرق و غرب را به تحقيقات زيادى واداشته و سخت آنان را به حيرت افكنده است. در اين زمينه هزاران كتاب و مقاله از سوي دانشمندان در رشته‏هاى مختلف علوم به نگارش درآمده و همه از عظمت قرآن و تطبيق آيات آن با جديدترين رهيافت‏هاى دانش بشرى سخن گفته‏اند. «موريس بوكاى» (Maurice,Bucaille) در كتاب مقايسه‏اى ميان تورات، انجيل و قرآن و علم مى‏گويد: «چگونه مى‏توان از تطبيق قرآن با جديدترين فرآورده‏ها علمى بشر در شگفتى فرو نرفت و آن را اعجاز به حساب نياورد». 3. اعجاز در پيشگويى‏هاى تاريخى مانند: غلبه روم بر ايران. 4. اعجاز در بيان رخدادهاى تاريخى پيشين و... براى آگاهى بيشتر در اين زمينه ر . ك: 1. شهيد مطهرى، وحى و نبوت؛ 2. علامه طباطبايى، تفسير الميزان، ج 1؛ 3. سيد مرتضى توسليان، عظمت قرآن؛ 4. جمعى از نويسندگان«درراه حق»، درسهايى پيرامون شناخت قرآن؛ 5. محمد على گرامى، درباره شناخت قرآن؛ 6. فخرالدين حجازى، پژوهشى پيرامون قرآن و پيامبر؛ 7. مكارم شيرازى، قرآن و آخرين پيامبر؛ 8. موريس بوکاي، مقايسه‏اى ميان تورات انجيل قرآن و علم؛ 9. قرآن و دانشمندان؛ 10. قرآن بر فراز اعصار. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 1/100113037)