رياضت و تزكيه در اسلام

در پاسخ به این پرسش توجه شما را به مطالب ذیل جلب می نماییم :
رياضت عبارت است از وارد كردن نفس، به سختى‏ها و مشقّات بدنى و روحى و مخالفت با هوا و هوس و تعديل سه قوه پيش گفته تا «سالك» بتواند به مقام معنوى خويش نايل شود و راه حق را بيابد. آموزه‏هاى اسلامى بر اين امر مهر تأييد گذاشته و انسان‏ها را به مجاهدت با هوا و هوس و تعديل قوا تشويق كرده است.
قرآن كريم به منظور بيرون آوردن انسان‏ها از حجاب‏هاى ظلمانى تعلقات، جهاد با نفس و مخالفت با هواهاى نفسانى را به آنان توصيه و بر آن تأكيد مى‏كند و براى آنكه در ميدان جهاد با نفس (جهاد اكبر) موفق باشند، به صبر و استقامت و استعانت از حضرت حق دعوت مى‏فرمايد: مقالات، ج‏1، ص 70 «وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا»عنكبوت (29)، آيه 69 «و آنان كه در راه ما مجاهده و كوشش كردند، به راه خويش هدايت مى‏كنيم». «وَ مَنْ جاهَدَ فَإِنَّما يُجاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ همان، آيه 9 ؛ «و هر كه بكوشد، تنها براى خود مى‏كوشد؛ زيرا خدا از جهانيان سخت بى‏نياز است». روايات نيز آكنده از تأكيد بر مجاهده با نفس و مبارزه با آن است و از هر كارى مهم‏تر تلقى شده است. نگا: ميزان‏الحكمة، ج‏2، صص‏139 - 141
مردن تن در رياضت زندگى است‏
رنج اين روح را پايندگى است‏
از ديدگاه اسلام راه و روش اين رياضت‏ها، راه‏ها و روش‏هاى تعيين شده است؛ يعنى، از آنجا كه هر حجابى، اثر واقعى خاص خويش را دارد، از بين بردن آن نيز راه مخصوص به خود را در عالم تكوين دارد و نمى‏توان بر خلاف آن قدم نهاد و اگر كسى هم بر خطا رود، مطلوب خويش و اصلى را در رياضت به دست نخواهد آورد.
بر اساس فرهنگ اسلامى، فقط با «ايمان» و «عمل صالح» و آنچه كه خداوند متعال و رسول و ائمه اطهار«عليهم السلام» دستور داده‏اند، رهايى از حجاب‏ها ميسّر است: قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى‏ وَ أُمِرْنا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعالَمِينَ» ؛ انعام (6)، آيه 71 ؛ «بگو: حقيقت اين است كه هدايت، همان هدايت الهى است و بس و ما مأموريم در مقابل پروردگار همه عوالم، تسليم بوده و تابع هدايت او باشيم». وَ أَنَّ هذا صِراطِى مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»همان، آيه 153«و اينكه، اين است صراط مستقيم من، پس تبعيت از آن بكنيد و از تبعيت كردن از راه‏هاى ديگر بپرهيزيد كه شما را از صراط مستقيم بازداشته و پراكنده مى‏كند بدانيد اين توصيه خداى متعال است به شما، باشد كه راه تقوا را در پيش گيريد». به هر حال اصل رياضت و مجاهدت در نظر اسلام، با انطباق آن بر واجبات و محرمات، مستحبات و مكروهات، امرى مقبول و تأييد شده است. مفاتيح‏الغيب، ص‏1077
اهداف رياضت - بنابر آنچه كه ابوعلى سينا نوشته است - سه چيز است:
یک : غير خداوند را از سر راه دور كند. دو : انسان از آن جهت كه تركيبى از عقل و شهوت است و پهنه وجودش صحنه كشمكش قواى سفلى و علوى است؛ براى سفر بدون مزاحم به سوى بالا، بايد كارى كند كه جنبه سِفْلىّ نفس (نفس اماره) مطيع و تسليم جنبه عِلْوِىّ و عقلى (نفس مطمئنه) گردد؛ وگرنه به طور دائم در حال كشمكش و رفتن و بازگشتن و ترقى و سقوط خواهد بود.
سوم : لطيف كردن و رقيق كردن روح است تا آماده قبول انوار و تجلياتى شود. نگا: اشارات، ج‏3، نمط نهم؛ مقالات، ج‏2، صص 168 و 169 ؛ پس رياضت براى خالص و پالايش كردن وجود آدمى است .
«رياضت» در لغت چند معنا دارد: 1. تحمل رنج و تعب براى تهذيب نفس و تربيت خود يا ديگرى؛
2. تمرين و ممارست؛
3. كوشش و سعى؛
4. گوشه‏نشينى توأم با عبادت و كفّ نفس
ریاضت در اصطلاح؛ يعنى، تحمل رنج و مشقت و از نظر جسمانى خود را در محدوديت قرار دادن و در قبال آن به يك توانمندى‏هاى‏روحى رسيدن.
انواع رياضت‏
از يك چشم‏انداز مى‏توان رياضت را به دو نوع تقسيم كرد:
1. رياضت به صورت مطلق؛ قطع نظر از آموزه‏هاى دينى؛
2. رياضت در قالب آموزه‏هاى دينى و براساس معيارهاى شرعى. فرق‏هاى اين دو عبارت است از:
يكم : رياضت به معناى مطلق، عبارت است از اينكه انسان از هر راه ممكن، جسم خود را به مشقّت بيندازد تا مهارت‏ها و توانمندى‏هايى را در بعد روحى به دست آورد؛ قطع نظر از اينكه آيا چنين عملى از نظر احكام شرعى و مبانى دينى صحيح است يا نه.
از اين رو مرتاضانى كه بدون در نظر گرفتن شريعت الهى، رياضت مى‏كشند، براى رسيدن به هدف خود، هر عملى را انجام مى‏دهند! حال فرقى نمى‏كند اين كار از نظر شرعى حرام باشد، يا با كرامت انسانى سازگار نباشد؛ زيرا آنان بر اين باورند كه فلان عمل، موجب تقويت روح يا اراده‏شان مى‏شود. حال آنكه در رياضت‏هاى دينى (مانند روزه)، هرگز فرد از چارچوب شريعت خارج نمى‏شود و هر قدرت و نيرويى براى او مطلوب نيست. او براساس احكام الهى روزه مى‏گيرد؛ زيرا اعمال احكام دينى، براى اين است كه انسان را در حوزه عبوديت خدا قرار دهد و او را به مقام قرب الهى برساند. پس نتيجه واثر رياضت‏هاى شرعى و غيرشرعى كاملاً با هم متفاوت است.
دوم : فرق ديگر رياضت دينى با رياضت غيردينى، اين است كه دين، به انسان اجازه ضرر زدن به خود يا به ديگرى را نمى‏دهد و اعمال او همواره بايدفايده عقلايى داشته باشد. براى مثال روزه عمل واجبى است كه افراد مكلّف، بايد آن را بگيرند.
اما همين روزه اگر در جايى موجب آسيب شديد جسمانى،يا بيمارى و يا تشديد آن گردد، حكم آن لغو مى‏شود و چنين فردى نبايد روزه بگيرد.
در حالى كه مرتاض، ممكن است عملى را به اين جهت انجام دهد كه موجب تقويت اراده شود و كارى ندارد به اينكه اين عمل ممكن است براى او ضرر داشته باشد يا نه.
به عبارت ديگر بر اساس قاعده كلى «لاضرر و لا ضرار فى الاسلام» ،ضرر رساندن و ضرر ديدن در اسلام و احكام آن، قرار داده نشده است. همچنين بر اساس قاعده «لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها» بقره (2)، آيه 286 ؛ خداوند براى هيچ كس بيشتر ازتوانايى‏اش تكليف نمى‏كند. مرتاض اين قواعد و اصول را نه تنها مد نظر ندارد؛ بلكه ممكن است برخلاف آن عمل كند؛ به اين جهت كه مى‏خواهد با رياضت، ابعاد روحى و روانى خود را تقويت كند. از همين رو بسيارى از احكام اوليه، ممكن است در مورد عده‏اى، تغيير كند يا آن تكليف اوليه از دوش آنان برداشته شود.
براى مثال اگر كسى بيمار است و روزه گرفتن براى او ضرر دارد، يا درمان او را به تأخير مى‏اندازد و نيز افرادى كه مسافر هستند، نبايد روزه بگيرند.
سوّم : فرق ديگر مربوط به انگيزه و هدفى است كه مرتاض دنبال مى‏كند.
اگر از مرتاض سؤال شود انگيزه و هدف تو از اين عمل چيست، ممكن است بگويد: براى تقويت روح، يا به جهت تقويت اراده، يا به دليل اينكه بتوانم توانايى به دست آورم. اما نخستين شرط روزه اين است كه روزه‏دار، بايد نيت و قصد «قربت» كند: «انما الاعمال بالنيات» ( مستدرك الوسايل، ج 1، ص 90) . البته روزه‏دار نيز ممكن است انگيزه‏اش دستيابى به بهشت و نعمت‏هاى بهشتى باشد؛ اما بايد قصد «قربة الى الله» كند. او مى‏خواهد در قالب‏بندگى، رضايت خدا را به دست آورد و به دنبال آن، از نعمت‏هاى مادى و معنوى نيز بهره بگيرد. پس در رياضت‏هاى الهى، قصد و انگيزه الهى است؛ ولى معلوم نيست مرتاض چنين هدفى را دنبال كند.
چهارم : يكى ديگر از فرق‏هايى كه بين رياضت‏هاى غير دينى و رياضت‏هاى دينى وجود دارد، به كارگيرى محصولات و نتايج رياضت است. يك انسان مؤمن - كه در قالب عمل به احكام الهى به كمالاتى دست مى‏يابد هرگز حاضر نيست از اين كمالى كه به دست آورده، سوء استفاده كند و در راه حرام، آن را به كار گيرد. اما مرتاض ممكن است در اثر رياضت، توانمندى‏هايى به دست آورد و در راه غيرصحيح و غيرمشروع از آن استفاده كند.
حال ممكن است سؤال شود: مگر مى‏شود انسانى از طريق رياضت‏هاى غير دينى، به جايى برسد؟
جواب آرى است؛ زيرا رياضت و نتايج آن، تحت نظام علّى و معلولى قرار دارد؛ يعنى، اگر علت (به مشقّت انداختن جسم) ايجاد شد، معلول (تقويت روح در بعدى از ابعاد) نيز حاصل مى‏شود. حال اين علّت و معلول، ممكن است در قالب يك نظام ارزشى و الهى شكل بگيرد و يا ممكن است خارج از اين نظام باشد. درست مثل يك چاقوى تيز كه مى‏توانيم در راه صحيح و يا غلط از آن بهره‏بردارى كنيم و ممكن است اين چاقو از طريق صحيح تيز شده باشد و يا از راه غصبى. بنابراين تقويت روح چيزى شبيه تيز كردن چاقو است. لکن در سايه رياضت‏هاى دينى، علاوه بر اينكه نفس انسان قدرتمند مى‏شود و او به كمالاتى مى‏رسد؛ به سعادت واقعى و جاودان نيز دست مى‏يابد. اين امرى است كه با رياضت‏هاى غير دينى حاصل نمى‏شود.
«رياضت» براى جلوگيرى از حركات افراطى در قواى شهويه، غضبيه و ناطقه است و اين قوا را جهت كمال انسانى تعديل مى‏كند. نفس انسانى داراى سه نيرو است كه آنها را «نفوس سه گانه» ناميده‏اند: نفس شهوانيه، نفس غضبيه و نفس ناطقه و مجموع اخلاق پسنديده و ناپسند آدمى، از اين سه نيرو نشأت مى‏گيرد. اگر «نفس شهوانيه» به سمت افراط پيش رود و وجود آدمى را مسخّر خويش سازد، به چارپايان بيشتر شباهت خواهد داشت، تا آدميان. امّا اگر اين نيرو تعديل شود، انسان داراى عفت و ادب نفسانى مى‏گردد و به مقام اصلى خود بار مى‏يابد.
اگر «نفس غضبيه» حاكم مطلق انسان شود و به صورت عادتى مستمّر با وى عجين گردد، او به درندگان بيشتر از انسان شبيه خواهد بود. امّا اگر اين نيرو تعديل گردد، آدمى متين، بردبار، نيك‏روش و دادگر خواهد شد؛ همان خصايص حسنه‏اى كه زيبنده او است. «نفس ناطقه» نيز اگر تعديل نشود، پست فطرتى، ترفند، خدعه‏گرى، چاپلوسى، مكر، ريا و تظاهر بر وجود آدمى چيره خواهد شد و اگر از جنبه افراط بازداشته شود، وى مى‏تواند در پرتو آن، دو نيروى ديگر (خشم و شهوت) را، رام خويش سازد و خود را به كسب دانش و ادب و خويشتن دارى از پستى‏ها رهنمون سازد. عمل امير مؤمنان عليه السلام در صورت اتقان نقل،ياد آوري مسؤليت است وتوجه دادن مسؤلان به انجام وظائف خود وكوتاهي نكردن.
در اين خصوص نگا: تهذيب الاخلاق، صص‏50 - 56 (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 13/100113336)