معناي جلباب

معني كلمه جلباب كه در قرآن آمده چيست؟ در حال حاضر مصداق چه چيزي است؟

 حجاب2.JPG
«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ ِلأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنينَ يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى‏ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَ كانَ اللّهُ غَفُورًا رَحيمًا؛ اى پيامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوششهاى خود را بر خود فروتر گيرند اين براى آنكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند [به احتياط] نزديكتر است و خدا آمرزنده مهربان است». (احزاب، 59)


در مفهوم جلباب اختلاف نظر وجود دارد. آنچه، با توجّه به كتب لغت(1) و گفتار مفسران شيعه مانند علامه طباطبايي(2) و فيض كاشاني(3) و اهل سنّت مانند قرطبي(4) صحيح‏تر به نظر مي‏رسد، آن است كه «جلباب» ملحفه و پوششي چادر مانند است نه روسري و خمار. از ابن عبّاس و ابن مسعود روايت شده كه منظور عبا است. پس جلباب لباس گشاد و پارچه‏اي است كه همه بدن را مي‏پوشاند. ضمناً همان طور كه مفسران بزرگ مانند شيخ طوسي و طبرسي فرموده‏اند، در گذشته دو نوع روسري براي زنان معمول بود: روسري‏هاي كوچك كه آن‏ها را «خِمار» يا «مقنعه» مي‏ناميدند و معمولاً در خانه از آن استفاده مي‏كردند؛ و روسري‏هاي بزرگ كه مخصوص بيرون خانه به شمار مي‏آمد. زنان با اين روسري بزرگ كه جلباب خوانده مي‏شد و از «مقنعه» بزرگ‏تر و از «رداء» كوچك‏تر است و به چادر امروزين شباهت دارد، مو و تمام بدن خود را مي‏پوشاندند.(5) به طور خلاصه در معني «جلباب» مفسران و اهل لغت چه معني ذکر کرده اند:
1. ملحفه (چادر) و پارچه بزرگي که از روي سري بلندتر است و سر و گردن و سينه ها را مي پوشاند.
2. مقنعه و خمار (روسري)
3. پيراهن گشاد (ر.ک: لسان العرب، مجمع البحرين، مفردات راغب ...)
گرچه اين معاني با هم متفاوتند ولي قدر مشترک هم آنها اين است که بدن را به وسيله آن بپوشاند. اما بيشتر به نظر مي رسد که منظور پوششي است که از روسري بلندتر و از چادر کوچک تر است چنان چه نويسنده «لسان العرب» بر آن تکيه کرده است. (ر.ک: تفسير نمونه، ج 17، ص 428، ذيل آيه 59 از سوره احزاب)
نزديك ساختن جلباب - «يدنين عليهنّ من جلابيبهنّ» - كنايه از پوشيدن چهره و سر و گردن با آن است.(6) يعني چنان نباشد كه چادر يا رو پوش‏هاي بزرگ (مانتو) تنها جنبه تشريفاتي و رسمي داشته باشدو همه پيكرشان را نپوشاند. زنان حق ندارند چنان چادر بپوشند كه نشان دهد اهل پرهيز از معاشرت با مردان بيگانه نيستند؛ از نگاه چشم‏هاي نامحرم نمي‏پرهيزند و از مصاديق «كاسيات عاريات»(7) شمرده مي‏شوند. قرآن فرمان مي‏دهد: بانوان با مراقبت جامه‏شان را بر خود گيرند و آن را رها نكنند تا نشان دهد اهل عفاف و حفظ به شمار مي‏آيند. تعليل پاياني آيه نيز بيانگر همين امر است؛ يعني آن پوششي مطلوب است كه خود به خود دورباش ايجاد مي‏كند و ناپاكدلان را نوميد مي‏سازد.(8)
پس مراد اين است که زنان جلباب را به بدن خود نزديک سازند تا درست آنها را محفوظ بدارد نه اين که آن را آزاد بگذارند به طوري که گاه و بي گاه کنار و بدن آشکار گردد و به تعبير ساده و خودماني يعني لباس خود را جمع و جور کنند.
1. ر. ك: مسأله حجاب، ص 158 و 159؛ قاموس قرآن، قرشي، ج 2، ص 41 و 42. (اين كتاب‏ها كلمات اهل لغت را ذكر كرده‏اند؛ مانند تعبير به «الجلباب: القميص أوالثواب الواسع» يا «الجلباب ثوب اوسع من الخمار دون الردّاء تُغطّي به المرأة رأسها و صدرها)
2. الميزان في تفسير القرآن، ج 16، ص 361. (هو ثوب تشتمل به المرأة فيغطّي جميع بدنها)
3. تفسير الصافي، فيض كاشاني، ج 4، ص 203.
4. الجامع لأحكام القرآن، قرطبي، ج 14؛ ص 156.
5. درباره جلباب گفته‏اند: آن روسري خاصي كه بانوان هنگامي كه براي كاري به خارج از منزل مي‏روند، سر و روي خود را با آن مي‏پوشند؛ «الجلباب خمارالمرأة الذي يفطّي رأسها و وجهها اذا خرجت لحاجة» (التبيان في تفسير القرآن، طوسي ج 8، ص 361؛ مجمع البيان، ج 8 - 7، ص 578)
6. مجمع البيان، ص 580؛ الميزان، ج 16، ص 361.
7. زناني كه ظاهراً پوشيده هستند ولي در واقع برهنه‏اند، روي عن رسول اللّه(ص): صنفان من اهل النار لم أرهما قوم معهم سياط كأذناب البقر يضربون بها الناس و نساء كاسيات عاريات، مميلات مائلات، رؤسهنّ كأسنمة البُخت المائلة....» (ميزان الحكمة، ري شهري، ج 2، ص 259)
8. مسأله حجاب، ص 160 و 161. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 6/100114113)