بینه بر اثبات دین ونبوت

پاسخ اجمالی به پرسش شما این است که مراد از کافرین در این آیات اهل کتاب یعنی یهود و نصاری هستند نه کافرانی که منکر خدا بودند تا اشکال شما مطرح گردد که چنین کفاری چگونه به دنبال بینه و دلیل روشن و حجت بودند ؟
برای روشن تر شدن مفاد این آیات توجه شما را به تفسیر و توضیح آنها جلب می نماییم :
لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ الْمُشْرِكِينَ مُنْفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ (1) رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ يَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً (2) فِيها كُتُبٌ قَيِّمَةٌ (3) وَ ما تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّنَةُ (4)
1- كافران از اهل كتاب و مشركان (مى‏گفتند) ما دست از آئين خود بر نمى‏داريم تا دليل روشنى براى ما بيايد!
2- پيامبرى از سوى خدا كه صحيفه‏هاى پاكى را بر ما بخواند.
3- و در آن نوشته‏هاى صحيح و پر ارزش باشد.
4- ولى اهل كتاب (در دين خدا) اختلاف نكردند مگر بعد از آنكه دليل روشن براى آنان آمد .
در این آیات به وضع اهل كتاب (يهود و نصارى) و مشركان عرب قبل از ظهور اسلام پرداخته مى‏گويد: آنها مدعى بودند ما دست از آئين خود بر نمى‏داريم تا دليل روشنى و پيامبر مسلمى براى ما بيايد (لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ الْمُشْرِكِينَ مُنْفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ).
پيامبرى كه از سوى خدا باشد، و صحيفه‏هاى پاك و پاكيزه‏اى را بر ما بخواند (رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ يَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً).
صحيفه‏هايى كه در آن نوشته‏هاى درست و موزون و ثابت و پر ارزش باشد
(فِيها كُتُبٌ قَيِّمَةٌ).
آرى آنها قبل از ظهور پيغمبر اسلام ص چنين ادعايى را داشتند، ولى بعد از ظهور او و نزول كتاب آسمانيش صحنه عوض شد، و آنها در دين خدا اختلاف كردند و اهل كتاب اختلاف نكردند مگر بعد از آنكه دليل روشن و پيامبر راستين و آشكار براى آنها آمد، (وَ ما تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّنَةُ).
به اين ترتيب آيات فوق ادعاى اهل كتاب و مشركان را بازگو مى‏كند كه در آغاز اصرار داشتند كه اگر پيامبرى با دلائل روشن براى دعوت ما بيايد پذيرا مى‏شويم.
ولى بعد از آمدنش از اين قول خود سرباز زدند، و با او به مقابله و ستيز برخاستند، جز گروهى كه طريق ايمان را پيش گرفتند.
بنا بر اين آيه فوق شبيه چيزى است كه در سوره بقره آيه 89 آمده است:
وَ لَمَّا جاءَهُمْ كِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ وَ كانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكافِرِينَ:
هنگامى كه از طرف خداوند كتابى براى آنها آمد كه موافق نشانه‏هايى بود كه با خود داشتند، و پيش از آن به خود نويد فتح مى‏دادند، هنگامى كه اين كتاب و پيامبرى را كه از قبل شناخته بودند نزد آنها آمد كافر شدند، پس لعنت خدا بر كافران باد.
مى‏دانيم اهل كتاب انتظار چنين ظهورى را داشتند، و قاعدة مشركان عرب كه اهل كتاب را از خود عالمتر و آگاهتر مى‏دانستند نيز در اين برنامه با آنها همصدا بودند، ولى بعد از تحقق آرزوهايشان مسير خود را تغيير دادند و به صف مخالفان پيوستند.
جمعى از مفسران اعتقاد ديگرى در تفسير اين آيات دارند، و آن اينكه:
منظور اين است كه آنها واقعا نه بر حسب ادعا از آئين خود دست بر نمى‏داشتند و منفك و جدا نمى‏شدند، تا دليل روشنى به سراغشان آيد.
ولى مفهوم اين سخن آن است كه بعد از آمدن چنين دليل روشنى ايمان آوردند، در حالى كه آيات بعد نشان مى‏دهد اين مطلب چنين نبود، مگر اينكه گفته شود منظور ايمان آوردن گروهى از آنها است هر چند در اقليت باشند، و به اصطلاح از قبيل موجبه جزئيه است ولى به هر حال اين تفسير بعيد به نظر مى‏رسد، و شايد به همين دليل فخر رازى در تفسير خود آيه نخست را از پيچيده‏ترين آيات قرآن مى‏شمرد كه در تضاد با آيات بعد است، و بعد براى حل مشكل طرقى ذكر مى‏كند كه بهترين آن همان است كه ما در بالا آورديم.
در اينجا تفسير سومى نيز وجود دارد و آن اينكه: منظور اين است كه خداوند مشركان و اهل كتاب را به حال خود رها نمى‏كند، تا زمانى كه به آنان اتمام حجت نمايد، و بينه‏اى بفرستد، و راه را به آنان نشان دهد و لذا پيامبر اسلام ص را براى هدايت آنها فرستاد.
در حقيقت اين آيه اشاره به قاعده لطف است كه در علم كلام مطرح مى‏باشد كه خداوند براى هر قوم و ملتى دلائل روشن را براى اتمام حجت خواهد فرستاد .
به هر حال منظور از بينه در اينجا دليل روشن است كه مصداق آن طبق آيه دوم شخص رسول اللَّه است، در حالى كه قرآن مجيد را بر زبان داشت.
صحف جمع صحيفه به معنى اوراقى است كه چيزى بر آن مى‏نويسند، و منظور از آن در اينجا محتواى اوراق است، زيرا مى‏دانيم پيغمبر اكرم ص هرگز چيزى را از روى اوراق نمى‏خواند.
و منظور از مطهره پاك بودن آن از هر گونه شرك و كذب و دروغ و باطل است، و مطهر از اينكه شياطين جن و انس در آن دخالت كنند.
همانگونه كه در آيه 42 فصلت آمده است: لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ: هيچگونه باطلى نه از پيش رو، و نه از پشت سر، به سراغ آن نمى‏آيد.
جمله فِيها كُتُبٌ قَيِّمَةٌ اشاره به اين است كه در اين صحف آسمانى مطالبى نوشته شده كه از هر گونه انحراف و اعوجاج و كجى بركنار است.
بنا بر اين كتب به معنى مكتوبات است و يا به معنى احكام و مقرراتى كه از ناحيه خداوند تعيين شده است، زيرا كتابت به معنى تعيين حكم نيز آمده، چنان كه مى‏فرمايد: كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ روزه بر شما مقرر شد همانگونه كه بر پيشينيان مقرر گرديد (بقره 183).
و به اين ترتيب قيمة به معنى صاف و مستقيم، يا محكم و پابرجا، يا ارزشمند و پربها، و يا همه اين مفاهيم در آن جمع است.
اين احتمال نيز داده شده كه چون قرآن تمام محتواى كتب پيشين را با اضافات فراوانى در بر دارد و لذا گفته شده كه در آن كتب قيمه گذشته است.
قابل توجه اينكه در آيه اول اهل كتاب مقدم بر مشركان ذكر شده‏اند، و در آيه چهارم تنها سخن از اهل كتاب است و از مشركان سخنى به ميان نيامده، در حالى كه آيه ناظر به هر دو است.
اين تعبيرات ظاهرا به خاطر آن است كه اهل كتاب در اين برنامه‏ها اصل و اساس بودند، و مشركان تابع آنها، و يا به خاطر آن است كه اهل كتاب در خور مذمت بيشترى بودند، چرا كه آنها علما و دانشمندان فراوانى داشتند، و از اين نظر در سطحى بالاتر از مشركان قرار گرفته بودند، بنا بر اين مخالفت آنها زشت‏تر و ناپسندتر بود و در خور سرزنش فراوان.
تفسير نمونه، ج‏27، ص: 201 (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 1/100114295)