اعجاز علمي و آموزه هاي علمي قرآن

در پاسخ به مطالب ذیل توجه نمایید :
1- با توجه به اينكه قرآن، كتابى انسان‏ساز و هدايتگر است، تنها ممكن است در موارد خاصى به مسائل علمى اشاره كند. اين اشارات جزئى، منبع الهام براى دانشمندان است. گذشته از آن، قرآن هميشه مردم را به سير در روى زمين و مطالعه پديده‏هاى جوى، فرا خوانده و بنا بر پاره‏اى از تفاسير، امكان صعود به كرات ديگر را خبر داده است.

در اين زمينه كتاب‏ها و مقاله‏هاى بسيارى از سوى دانشمندان، در رشته‏هاى مختلف علوم به نگارش درآمده و همه از عظمت قرآن و تطبيق آيات آن، با جديدترين رهيافت‏هاى دانش بشرى سخن گفته‏اند.
«موريس بوكاى»در كتاب مقايسه‏اى ميان تورات، انجيل، قرآن و علم مى‏گويد: «چگونه مى‏توان از تطبيق قرآن با جديدترين فرآورده‏هاى علمى بشر، در شگفتى فرو نرفت و آن را اعجاز به حساب نياورد!؟».
او ضمن مقايسه آموزه‏هاى علمى قرآن، با تناقضات عهدين و دانش‏هاى رايج زمان نزول قرآن، مى‏گويد: «نظر به وضع معلومات در عصر محمد(صلى الله عليه وآله)، نمى‏توان انگاشت كه بسيارى از مطالب قرآنى - كه جنبه علمى دارد - مصنوع بشرى بوده باشد. به همين جهت كاملاً به حق است كه نه تنها قرآن را بايد به عنوان يك وحى تلقى كرد؛ بلكه به علت تضمين اصالتى كه عرضه مى‏دارد ... به وحى قرآنى، مقام كاملاً متمايزى مى‏دهد».
2-مطالب قرآن فراتر از زمان ومکان است چون متن قرآن از منبع قدسي وپديدآورنده آن فوق زمان ومکان، صاحب علم بي پايان ومحيط بر همه هستي وپديده هاي آن است آيات قرآن چنان اند که علي رغم تغيير ناپذيري ظواهرالفاظ آن معاني ومعارف بسيار بالا و کاملي راتاب مي آورند وبه تناسب پيشرفت دانش، معاني جديدي را از آن مي توان دريافت .
بسيار شگفت انگيز است که هر چه به دانش بشر افزوده ميشود جلوه هائي از آن چه از قرآن تعليم داده شده بر انسان آشکار ميشود (تفسير موضوعي قرآن کريم ص43، الکتاب و القرآن،قرائه معاصره ص187).
امير مؤمنان (ع) در يكي از خطبه‌ها ی نهج البلاغه مي‌فرمايد: «سراجا لا تخبو توقده و بحرا لا يدرك قعره»(نهج البلاغه عبده، 2/202) ، [قرآن مشعل فروزاني است كه فروغ و تابش آن به خاموشي نمي‌گرايد و درياي عميقي است كه فكر بشر به ژرفاي آن نمي‌رسد]. اين حقيقت امروز براي دانشمندان كاملا ملموس است و هر روز از قرآن، حقايق تازه‌تري را كشف مي‌كنند و يكي از علل جاوداني بودن قرآن، همين است كه در هر عصري دانشمندان جهان به فراخور دانش و اطلاعات خود، از آن بهره‌مند بوده‌اند و بهره‌رساني و نور افشاني او به دوره و زماني و به گروه و توده خاصي اختصاص نداشته است. شخصي از امام هشتم ـ علي بن موسي الرضا (ع) ـ پرسيد چرا قرآن پيوسته طراوت و تازگي دارد و انس و ممارست با قرآن و تلاوت و خواندن آن، مايه كهنگي آن نمي‌گردد؟ امام در پاسخ فرمود: «ان الله تعالي لم يجعله لزمان دون زمان و لا لناس دون ناس، فهو في كل زمان جديد و عند كل قوم غض إلي يوم القيامه». (تفسير برهان،1/28 ) [براي اينكه خدا قرآن را براي زمان مخصوص و محدودي و يا گروه معيني نفرستاده است از اين جهت قرآن در هر زمان و نزد تمام اقوام تا روز رستاخيز تازه است].
3-قرآن کريم با ويژگيهاي خود ،دانشمندان را در اعصار گوناگون مجذوب خويش نموده است،وهر کدام بر حسب دانش خود به عظمت اين کتاب آسماني اذعان نموده اند،واين بزرگترين دليل بر عمق محتواي تعاليم قران کريم مي باشد.
رازهاى علمى نهفته در قرآن: اقيانوس بى‏كرانى از دانش‏هاى كيهان شناختى، انسان شناختى، تاريخ، نجوم و ... است كه دانشمندان شرق و غرب را به تحقيقات زيادى واداشته و آنان را سخت به حيرت افكنده است.اينجا به نمونه‏هاى از آيات و موضوعات علمى اشاره مى‏شود:
1. تركيب خاص نباتات (آيه 19، سوره حجر)؛
2. تلقيح نباتات (آيه 22، همين سوره)؛
3. قانون زوجيت و تعميم آن به عالم نباتات (آيه 3، سوره رعد)؛
4. حركت وضعى و انتقالى زمين (آيه 53، سوره طه)؛
5. وجود يك قاره ديگر غير از قاره‏هاى شناخته شده آن روز (آيه 17، سوره رحمن)؛
6. اصل كروى بودن زمين (آيه 40، سوره معارج)؛
7. ارتباط بين پديده‏هاى جوى (آيه 164، سوره بقره و آيه 5 سوره جاثيه).
8-نمونه هاي ديگري از این مطالب: ژن های زنده در منی انسان : طب امروزی کشف کرده است که منی دارای زنده جانهای کوچکی است که آنرا بنام ژن ياد میکنند، این ژنها با چشم دیده نمیشوند و باید برای دیدن آنها از مکروسکوب استفاده شود. هر ژن دارای شکلی با سر، گردن و دم است مشابهت به بقه های نوزاد دارد، یا کرمی آبی سیاه است که در دهن حیوانات داخل میشود و خون میمکد. این ژنهای زنده با تخمه های زن خلط میشوند و حمل صورت میگیرد، وقتی القاح صورت گرفت دهن رحم بسته میشود و دیگر چیزی به آن راه نمیآبد، هرچه باقی ژنهای باز مانده میمیرند.
این یک تجزیه و نظریهء علمیست. ببینید که قرآن درین رابطه چه میگوید: إقرأ باسم ربّک الّذی خلق. خلق الإنسان من علق.( بخوان بنام پروردگارت ذات که آفرید انسان را از علق) ( علق ) همان شکل کرم یا نوزاد بقه. این معجزهء علمی قرآن و در وقت نزول آن قابل درک نبود و تا اینکه ميکروسکوب کشف شد و این امر دانسته شد. - برگرفته از سايت وزين - اعجاز در گياهان : در روى زمين قطعه زمينهائى در كنار هم قرار دارد،در حالی که در آنها باغهای انگور، کشت و درخت های خرما ا نوع صنو و غـير صنو وجود دارد که همه با يک آب آبياری میشوند ولی از نظر غذائی آنها را بر يکديگر برتری میدهيم! در زمان محمد انسان می دانست که خاکهای زمين با هم فرق میکنند، ولی اينکه خاک دو مزرعه کوچک چسـبيده به هم نيز دقـيـقـاً يکی نيستند، از عـلـم امـروزی بشر است که با امکانات پيچيده علمی امروزی آنرا بدست آورده که خصوصيات ميان درختان به صنو و غير صنو بودن آنها بستگی دارد:درختی که از درخت ديگر روئيده باشد صِـنـْـو ناميده می شود و درختی که از بذر روئيده باشد غير صنو ناميده می شود.
آيه صفات و خصوصيات درختان را به صنو و غير صنو بودن آنها مربوط می داند. واقعيت هـم همين است. درخت صِنو (يعنی درختیکه از درخت ديگری روئيده باشد) تمامی صفات و خصوصیات وراثتی درخت مادر خود را دربـردارد. يعنی از نظر رنگ، طـعـم، مـزه و غــيـره دقـيـقـاً مانـنـد درخـت مـادر است. ولی درخـتی که از بذر روئيده باشد، صفات و خصوصيات آن ترکيبی است از صفات و خصوصيات درخت مادر بعلاوه صـفـات و خصوصيات درخت پدر (که به درخت مادر تـلـقـيح شده است ـ در موارد مزبور نشانه هائی وجود دارد: وفي الأرض قطعٌ متجاورات وجنّاتٌ من أعنابٍ وزرعٌ ونخيلٌ صنوانٌ وغير صنوان يسقى بماء واحد ونفصّل بعضها على بعض في الأكل إنّ في ذلك لآيات لقوم يعقلون} [ سوره رعد] آيه 4 (منظور از وجود نشانه ها، وجود هدايت خداوندی است). آيه اين موضوع را مطرح می کند که در صورت نبودن هدايت پشت پديده ها اگر بنا می بود چيزی برويد، در يک خاک و از يک آب منطقاً می بايست فقط يک نوع گياه می روييد، نه اينکه مثلاً درخت خرما در انواع خاکها برويد.چنانکه می دانيم در موجودات زنده از جمله گياهان عنصری وجود دارد که گياه را هدايت می کند. اين عنصر که ژن ناميده می شود اطلاعاتی از ويژگيهای پديده خود را با خود دارد که بنابر آن اطلاعات، پديده خود را هدايت می کند.خداوند در سوره انعام مى فرمايد: و اين اوست که از ابر باران میفرستد، با آن جوانه های انواع رستنيها را در میآوريم، و از جوانه ماده سبز را درمی آوريم، که با آن ماده سبز دانه های خوشه ای درست میکنيم، و از تاره های نـخل پَـنگهای خـوردنی درست می کنيم، و باغهای انگور و زيتون و انار که ترکيبات مشترک زيادی دارند ولی همانند نمائی نمی کنند را درست می کنيم مفهوم آيه: همه گياهان ماده سبز درست می کنند که آن بنوبه خود دانه و ثمر درست می کـند:در سلول گياهی کيسه های غشائی هست که در آن موادی درست می شود که کلروفـيل نامـيـده می شود. کلروفـيل به معنی «ماده سبز گياهی و سبزينه» است که معادل آن در عربی «خـَضِـر» است (يعنی همان چيزيکه در آيه مطرح شده است). اين ماده سبز (خضر) انرژی نوری خورشيد را جذب می کند و به انرژی شيمائی تـبـديـل می کند. ريشه های گياه آب و مواد معدنی را از خـاک می مکـنـد کـه بـطـرف بـرگـها رسـانـده می شـوند و بـرگـهـا نيز از هوا دی اکسيد می گيرند، بعد خَـضِر (يعـنی کـلـروفـيلها)، مواد غـذائی مورد نياز درخت را توليد می کنند که به سراسر آن صادر می شـود و بدنه درخت و مــيــوه و ثــمــر آن را درست می کـند.کيسه غشائی (کلروپلاست) که درسلول قرار دارد بطور متوسط يک پانصدم ميليمتر است.
سلول برخی از گياهان صدها عدد از آن دارند. درون آن انبوهی غـشـاء وجود دارد. که در آنها خَـضِـر (ماده سبز، کـلـروفـيـل) وجود دارد. ــ نخل، انگور، زيتون و انار ترکيبات مشترک زيادی دارند ولی همانند نمائی نمی کنند: ثمر نخل و انگور و انار و زيتون ضمن اينکه هـمانـنـد نـمـائی نمی کـنـنـد تـرکـيـبـات مـشـتـرک زيادی دارند. از جـمـلـه:هـمـه آنها روغن، آب، پروتئين، مـواد معدنی و مواد قـندی دارند. {وأنبتنا فيها من كل شيءٍ مّوزون} [سوره حجر ]آيه 19 و در زمين هر نوع گياهی را در تعادل و توازنی آفريديمهمه درختان و گياهان از مواد اساسی مشترکی سـاخـتـه شده اند از جمله: کربن ـ اکسيژن ـ نيتروژن و فسفـر. تنها اختلاف ميان انواع گـيـاهـان و انـواع درخـتان با همدیگر در اندازه هر يک از عناصر مزبور در آنهاست. يعنی هـر کدام از آنها در تعادل و توازنی از عناصر مزبور هستند. ر خرما:خرما از نظر پزشكي بسيار با ارزش است( دائرة المعارف پزشكي اسلام) آرام بخش و مليّن و محرك قلب است و از فراموشي جلوگيري مي كند.
براي ناراحتيهاي تنفسي به طور كلي و به ويژه براي تنگي نفس( آسم) مفيد است. خرما لينت آور، مدِرّ و مقوي قويه باه است. و با توجه به تمام خواص و تركيباتش مي توان آن را غذايي كامل و نيروبخش دانست. ضماد آرد هسته خرما براي شفاي بيماريهاي چشمي مخصوصاً ورم قرنيه و چشم درد مفيد است.الله تبارك وتعالى مى فرمايد: و تنه نخل را تکان بده، رطب تازه را بر تو خواهد ريخت. بخور و بياشام و به آرامش و شادابي برس.... سوره مريم :25- 26 .آيه خطاب به مريم مادر عيسي مسیح است که هنگام ولادت حضرت عيسي از مردم فاصله ميگيرد و بجای دوری از شهر می رود تا وضع حمل کند و اندوهگين بوده است. خداوندخطاب به وی می گويد رطب تازه بخورد و توان و آرامش پيدا کند و شادمان بشود. رطب ثمر درخت خرما پيش از خرما شدن است. و آنچه در تصوير می بينيم مرحله نيمه رطب بودن آنست، و تقريباً 400 نوع درخت خرما وجود دارد که ثمرهای آنها اندازه ها و رنگها و مزه های گوناگون دارد. در اين آيات چند اعجاز علمی وجود دارد:ــ آرامش و شادماني در رطب. رُطـَب يکي از مراحل ثمر نخل است (قبل از خرما شدن آن). اين غذا از ميزان بالائي از مواد کربوهيدرات برخوردار است و مواد قندي آن به 75 درصد مي رسد. بدن با استفاده از آن انرژي و گرماي بالائي را توليد مي کند. رطب ميزان بالائي از پروتئينها، ويتامينها و املاح معدني گوناگوني مانند کلسيوم و سديم دارد که بدن به آنها احتياج دارد. و بدن را گرم و شاداب مي کند. و چنانکه ميدانيم وضعيت روحي زن هنگام زايش تأثير زيادي روي راحتي يا سختي زائيدن دارد. بميزاني که راحت باشد و مشکلاتي نداشته باشد، عمل زايش را راحتر انجام ميدهد. و هر چه گرفتاري و ناراحتي هاي روحي و گرفتاري داشته باشد عمل زائيدن براي وي سختر ميشود.ــ خوردن رطب در آسـتانـه زايـش: درِ رحـم پـيـش از زايـمـان دو و نـيم سانتيمتر مکعب است ولي هنگام زائيدن به بيش از 750 سانتيمتر مکعب ميرسد. رطب موادي دارد که باعث انبساط رحم ميشود و زايش را آسانتر و راحت تر ميکند.رطب احشاء درون روده ها را نرم و تميز ميکند، و اين امر باعث راحت تر و آسانتر شدن زايمان ميشود. ــ نوشیدن پس از خوردن: رطب و هر شيريني ديگري براي اينکه بتواند خوب و سريع حل و جذب بشود، انسان بايد پشت سر آن آب بخورد.ـــ رطب از جمله مواد غدائي است که خيلي سريع هضم و حل و جذب ميشود. رطب از دهان تا تبديل شدن به انرژي فقط بيست دقيقه طول مي کشد .
منابع ذیل برای مطالعه در این زمینه مناسب است :
1- ناصر مكارم شيرازى، قرآن و آخرين پيامبر؛
2- موريس بوكاى، مقايسه‏اى ميان تورات، انجيل، قرآن و علم، ترجمه: مهندس ذبيح اللَّه دبير، (تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى، چاپ دوم، 1364) .
3- نصراللَّه نيك بين، اسلام از ديدگاه دانشمندان غرب، ص 48.
4- سيدابوالقاسم خويى، مرزهاى اعجاز، ترجمه جعفر سبحانى، (تهران: محمدى، چاپ اول، 1349)، صص 153
5- سيدرضا مؤدب، تأملى در آفاق اعجاز قرآن (مق)، معارف، ش 20، آبان 1383
6- سيد رضا مؤدب، اعجاز قرآن در نظر اهل بيت‏(عليهم‏السلام) و...، (قم: احسن الحديث، چاپ اول 1379) (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 18/100114991)