انديشمندان غربي و قرآن

نظر دانشمندان غربی در باره قرآن
امروزه مسلمانان به علت دوري از قرآن وتعاليم آن، از قافله ي تمدن بشري عقب افتاده اند و با وجودي كه داراي جمعيتي بيش از يك ميليارد مي باشند ، خود باخته اند و از تفرقه ميان خود به شدت رنج مي برند، دشمنانشان بر آنان مسلط شده اند ودر عمل به جاي پيروي از دستورات قرآن ، از اوامر قدرتهاي بزرگ كه دشمن دين و قرآن آنها مي باشند،پيروي مي نمايند و اين در حالي است كه پيروي از دستورات قرآن آنان را از اين ذلت نجات خواهد داد و شكوه وعظمت گذشته را به آنها باز خواهد گرداند . پشت كردن به قرآن در اين دنيا براي مسلمانان ،ذلت و خواري را براي آنها به بار آورده است و در روز آخرت نيز شكايت پيامبر از آنها را به دنبال خواهد داشت، در آن روز كه امت محمد(ص) از زبان پيامبرشان اين شكايت را مي شنوند كه پروردگارا قوم من اين قرآن را از خود راندند.(فرقان/30)
امروزه به رغم تبليغات وسيعي كه در كشورهاي غربي عليه اسلام و مسلمانان وجود دارد، روز به روز به تعداد كساني كه با تحقيق درباره ي قرآن به دين اسلام مي گروند،افزوده مي شود.اين افراد با توجه به حقايق وتعاليم شگفت انگيز قرآن و بدون توجه به زندگي مسلمانان امروزي به حقانيت دين اسلام پي مي برند و جالب اين كه عده اي از آنها بعد از پذيرش دين اسلام اعلام مي كنند كه مسلمانان خود از تعاليم قرآن و اسلام فاصله گرفته اند وخدا را شكر گذارند كه قبل از آشنايي با مسلمانان، با قرآن وحقيقت اسلام آشنا شده اند.مطالعه و بررسي قرآن با انصاف وبدون تعصب باعث شده است كه بسياري از محققين غربي به حقانيت قرآن ايمان بياورند وتعدادي از آنان نيز به دين اسلام مشرف شوند اما متأسفانه موج تبليغات ضد اسلام در غرب و مشكلاتي كه براي تبليغ دين اسلام در اين كشورها وجود دارد،باعث دوري عامه ي مردم از مطالعه در مورد حقيقت قرآن واسلام شده است و كتابهاي محققين خود آنان نيز كه به اسلام گرويده اند ويا حد اقل حقايقي از آن را بيان نموده اند،در جامعه نفوذ وانتشار زيادي ندارد. اما بايد مطمئن بود كه خورشيد همواره زير ابر نمي ماند و چراغ الهي هرگز خاموش نمي شود . توجه به قرآن و تحقيق در مورد آن از دوره ي رنسانس تا دوران معاصر مورد توجه ي تعدادي از دانشمندان غربي قرار گرفته است و آنان بعد از پي بردن به عظمت قرآن،نظرات جالبي را بيان نموده اند كه بيان تعدادي از اين نظرات خالي از لطف نيست :
گوته مي گويد :اگرچه ما همواره از قرآن روي برمي گردانيم و در همان مرحله ي اول از آن اظهار تنفر مي نماييم اما آن خيلي زود ما را به سوي خود جذب كرده و شگفت زده مي نمايد ودر نهايت مارا وادار مي كند كه در مقابل آن سر تعظيم و احترام فرود آوريم. سبك واسلوب قرآن و هماهنگي و توافق آن بامحتوا وهدفش محكم و استوار،بسيار عالي و باشكوه،با هيبت وسرسام آور و داراي رفعتي حقيقي و ابدي است.. . ازاين رو اين كتاب در تمام زمانها،تأثيري نيرومند از خود به جاي مي گذارد .
ولتر مي گويد:اگر تمام قرآن را از اول تا آخر آن بخوانيد،يك كلمه ي كودكانه در آن نخواهيد يافت.قرآن در حقيقت مجموعه اي است از پندهاي اخلاقي،دستورهاي ديني،راز ونياز به درگاه خداوند،تحذير و تشويق جهانيان و شرح سرگذشت فرستادگان خدا.
توماس كارلايل مي گويد:قرآن اساس تشريع براي هر زمان و مكان و سرچشمه ي احكام قضايي و قانون متبع در امور زندگي بوده و راه زندگي سعادتمندانه اي را براي پيروان خود روشن مي سازد.يكي از مزاياي قرآن كه دقت آن باعث دهشت واعجاب من شده است،اين است كه در جمله هايي كوچك به بعضي از حقايق بزرگ اشاره نموده است .
دكتر جرنيه ي فرانسوي علت مسلمان شدن خودرا اينگونه بيان مي كند :«من تمام آيه هاي قرآن راكه در زمينه ي علوم طبيعي و بهداشت وطب بودند،مطالعه نمودم و آنها را با دقيق ترين قوانين علوم طبيعي و پيچيده ترين اصول ثابت شده ي علوم عقلي منطبق ديدم ويقين پيدا كردم كه هزار سال قبل جز خدا هيچ كسي بر روي زمين از آن قوانين و اصول آگاه نبوده است؛پس به حقانيت و خدايي بودن چنين كتابي ايمان آوردم».
ريتو بنورث اعتراف مي كند:«علوم طبيعي وفلكي و فلسفه از قرآن اقتباس شده است و علما مديون قرآن هستند» .
جي مارگوليوت مي گويد :«اقرار مي كنم كه قرآن مهمترين موقعيت را در ميان كتابهاي مذهبي جهان به خود اختصاص داده است؛گرچه قرآن در اين طبقه ي ادبياتي جوانترين اثر به حساب مي آيد اما تأثير شگرفي را كه بر عده ي زيادي از مردم گذاشته است،همچنان به ديگران ارزاني مي دارد .اين كتاب براي اولين بار از افراد ناهمگون قبايل صحرايي در شبه جزيره ي عرب،امتي از قهرمانان ساخت و آنان نيز به نوبه ي خود اقدام به ايجاد چنان سازمانهاي وسيع سياسي مذهبي در جهان اسلام نمودند كه يكي از بزرگترين نيروهايي است كه اروپا وغرب براي آن حساب ويژه اي باز نموده اند» .
موريس بوكايل مي گويد :«بررسي كامل عيني و بي طرفانه ي قرآن در پرتو دانش مدرن ،ما را به درك توافق بين اين دو(قرآن وعلم) رهنمون مي سازد و نيز اين حقيقت را روشن مي سازد كه در زمان محمد ،نه او ونه هيچ انسان ديگري نمي توانسته است چنين مطالب شگفت انگيزي را كه با علم امروز مطابقت مي كند،به رشته ي تحرير در آورد» .
ماكسيم رودنسون،نويسنده ي ماركسيست مي گويد:قرآن كتاب مقدسي است كه عقلانيت جايگاه بسيار بزرگي را در آن اشغال نموده است.در اين كتاب خداوند براي مردم همواره دليل و برهان ارائه مي نمايد ودر مناسبتهاي متعدد براي انسان تكرار مي كند كه پيامبران همراه دليل وبرهان مبعوث شده اند .به نظر مي رسد عقل گرايي قرآني همچون سنگ، سخت،مستحكم و اصلي بنيادي است .
جان ديون پورت مي گويد :قرآن تا آن حد معجزه ي جاويد شناخته شده است كه محمد (ص) آن را دليل قوي و مؤيد رسالتش اعلام نمود و آشكا را فصيح ترين مردان آن روز عربستان را به مبارزه دعوت نمود تايك سوره مانند قرآن بياورند. قرآن مانند اناجيل نيست كه فقط به عنوان ميزان وشاخصي درباره ي عقايد ديني،عبادت وعمل پيروان ‎آن شناخته شده باشد بلكه داراي مكتب و روش سياسي نيز هست.كليه ي مسايل حياتي و مالي با اجازه ي همين منبع ومصدر قانونگذاري حل مي شود. در ميان محسنات زيادي كه قرآن به حق واجد آن است،دو نكته ي بسيار مهم وجود دارد يكي لحن تعظيم وتكريم هنگام ذكر نام خداوند وديگري وجود نداشتن فكر،بيان و يا داستاني خلاف تقوا يا حاكي از سوء اخلاق و بي عفتي و عدم طهارت كه آن را معيوب و لكه دار نمايد در صورتي كه با كمال تأسف اين نواقص در موارد بسيار زيادي در كتب يهود ديده مي شوند .
ويل دورانت مي گويد :در قرآن قانون واخلاق يكي است.رفتار ديني در قرآن شامل رفتار دنيوي نيز هست وهمه ي امور آن از جانب خداوند وحي شده است .
ارنست رنان مي گويد :اگر كسي خواسته باشد به كتابي كه از آسمان نازل شده است ايمان بياورد،آن كتاب فقط قرآن است زيرا كتب ديگر آسماني امتيازات قرآن را ندارند .
ادوارد گيسبون مي گويد: قرآن دستور عمومي و قانون اساسي مسلمين است؛دستوري است شامل مجموعه قوانين ديني،اجتماعي مدني،تجاري ،نظامي،قضايي،جنايي وجزايي .
هربرت جرج ولز مي گويد:قرآن بهترين راهنماي يك عقيده ي قلبي يعني توحيد و اخلاق فاضله است.شايد نيروي معنوي اين كتاب منحصر به سادگي اوامر ونواهي آن باشد چنانكه گاهي يك كلمه ي آن چندين حقيقت را در بر مي گيرد. قرآن كتاب علمي ،ديني،اجتماعي ،تربيتي،اخلاقي و تاريخي است.مقررات و احكام آن با اصول قوانين ومقررات دنياي امروزي هماهنگ وبراي هميشه قابل پيروي و عمل است .
رود يويل كشيش فرانسوي مي گويد: قرآن روحي قوي است كه يك ملت فقير و نادان را منقلب نمود وتمدن نيرومندي را كه رونق كامل داشت،به وجود آورد ؛ تمدني كه بالهاي خود را از سمت غرب تا اسپانيا و از سمت شرق به حدود هند و چين گسترش داد ودر اندك زماني امپراتوري بزرگي را تأسيس نمود.قرآن مقام والايي دارد.اروپا نبايد فراموش كند كه مديون اين كتاب است؛كتابي كه آفتاب علم را در ميان تاريكي قرون وسطي در اروپا جلوه گر ساخت.
منبع:قرآن،كتابي شگفت انگيز/گري ميلر/ترجمه:صلاح الدين توحيدی (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 1/100115116)