برده داري در قرآن و اسلام‏

ذكر چند نكته را مقدمتا لازم مى‏دانيم:
1- اسلام هرگز ابداع كننده بردگى نبوده است‏
اسلام هرگز ابداع كننده بردگى نبوده است، بلكه در حالى ظهور كرد كه مساله بردگى سراسر جهان را گرفته بود، و با تار و پود جوامع بشرى آميخته بود، حتى بعد از اسلام نيز در تمام جوامع مساله بردگى ادامه يافت، تا حدود يكصد سال قبل كه نهضت آزادى بردگان شروع شد، چرا كه به خاطر دگرگون شدن نظام زندگى بشر مساله بردگان به شكل قديمى ديگر قابل قبول نبود.
الغاى بردگى نخست از اروپا شروع شد سپس در ساير كشورها از جمله آمريكا و آسيا گسترش يافت.
در انگلستان تا سال 1840 ميلادى، و در فرانسه تا سال 1848، و در هلند تا سال 1863، و در آمريكا تا سال 1865 بردگى ادامه داشت، و سپس كنگره بروكسل ضمن اعلاميه‏اى تصميم به الغاى بردگى در سراسر جهان گرفت، و اين در سال 1890 بود (يعنى كمتر از صد سال قبل).
2- تغيير شكل بردگى در دنيا امروز:
درست است كه غربيها به اصطلاح پيش قدم در الغاى بردگى بودند، اما وقتى دقيقا مساله را بررسى مى‏كنيم مى‏بينيم بردگى نه تنها ريشه‏كن نشد، بلكه به صورت خطرناكتر و وحشتناكترى يعنى در شكل استعمار ملتها و بردگى مستعمرات آشكار گشت، بطورى كه هر قدر بردگى فردى رو به ضعف مى‏گذاشت بردگى دست جمعى و استعمار قوى‏تر و نيرومندتر مى‏شد، امپراطورى انگلستان كه پيشقدم در الغاى بردگى بود پيشقدم در امر استعمار نيز محسوب مى‏شود!.
جناياتى كه استعمارگران غربى در طول مدت استعمار خود انجام دادند نه تنها كمتر از جنايات دوران بردگى نبود، بلكه از شدت و گسترش بيشترى برخوردار بود.
حتى بعد از آزاد شدن مستعمرات باز بردگى ملتها ادامه يافت چرا كه اين آزادى، آزادى به اصطلاح سياسى بود، ولى استعمار اقتصادى و فرهنگى هنوز در بسيارى از مستعمرات آزاد شده و غير آن حكمفرما است.
مخصوصا كشورهاى كمونيستى كه براى مساله الغاى بردگى بيش از همه سينه چاك مى‏كنند خود گرفتار يك نوع برده‏دارى شرم‏آور عمومى هستند، و مردمى كه در اين كشورها زندگى مى‏كنند مانند بردگان كمترين اختيارى از خود ندارند، و همه چيز آنها را گردانندگان حزب كمونيست تعيين مى‏كنند، و اگر كسى اظهار نظر مخالفى كند يا به اردوگاههاى كار اجبارى فرستاده مى‏شود، يا در سياه‏چال زندان مى‏افتد، و يا اگر از دانشمندان باشد به عنوان بيمار روانى! روانه تيمارستانها مى‏گردد.
خلاصه اينكه بردگى تابع اسم نيست، آنچه زشت و ناپسند است مفهوم و محتواى بردگى است، و مى‏دانيم اين مفهوم و محتوا در كشورهاى استعمار زده و در ممالك كمونيستى به بدترين اشكال پياده مى‏شود.
نتيجه اينكه الغاى بردگى در جهان امروز صورى بوده و در حقيقت تنها يك تغيير شكل است!.
3- سرنوشت دردناك بردگان در گذشته‏:
بردگان در طول تاريخ سرنوشت بسيار دردناكى داشته‏اند، به عنوان نمونه بردگان اسپارتها را كه به اصطلاح قومى متمدن بودند در نظر مى‏گيريم، به قول نويسنده روح القوانين غلامان اسپارتى به قدرى بدبخت بودند كه تنها غلام يك نفر نبودند، بلكه غلام تمام جامعه محسوب مى‏شدند، و هر كس بدون ترس از قانون مى‏توانست هر قدر بخواهد غلام خود يا ديگرى را آزار و شكنجه دهد، و در حقيقت زندگانى آنها از حيوانات نيز بدتر بود.
از زمانى كه بردگان را از كشورهاى عقب‏افتاده صيد مى‏كردند تا هنگامى كه در بازارهاى فروش عرضه مى‏شد بسيارى از آنها مى‏مردند، و باقيمانده وسيله‏اى بودند براى بهره‏گيرى برده‏فروشان طماع و اندك غذايى كه به آنها مى‏دادند براى زنده ماندن و كار كردن بود، و به هنگام پيرى و بيماريهاى صعب آنها را به حال خود رها مى‏كردند تا به شكل دردناكى جان دهند! لذا نام بردگى در طول تاريخ با انبوهى از جنايات هولناك همراه است.
با روشن شدن اين چند نكته به صورت فشرده به طرح اسلام در زمينه آزادى تدريجى بردگان بازمى‏گرديم.
4- طرح اسلام براى آزادى بردگان‏:
آنچه غالبا مورد توجه قرار نمى‏گيرد اين است كه اگر نظام غلطى در بافت جامعه‏اى وارد شود ريشه‏كن كردن آن احتياج به زمان دارد، و هر حركت حساب نشده نتيجه معكوسى خواهد داشت، درست همانند انسانى كه به يك بيمارى خطرناك مبتلا شده و بيماريش كاملا پيشرفت نموده است، و يا شخص معتادى كه دهها سال به اعتياد زشت خود خو گرفته، در اينگونه موارد حتما بايد از برنامه‏هاى زمان بندى شده استفاده كرد.
صريحتر بگوئيم: اگر اسلام طبق يك فرمان عمومى دستور مى‏داد همه بردگان موجود در آن را آزاد كنند، چه بسا بيشتر آنها تلف مى‏شدند، زيرا گاه نيمى از جامعه را بردگان تشكيل مى‏دادند، آنها نه كسب و كار مستقلى داشتند، و نه خانه و لانه و وسيله‏اى براى ادامه زندگى.
اگر در يك روز و يك ساعت معين همه آزاد مى‏شدند يك جمعيت عظيم بيكار ظاهر مى‏گشت كه هم زندگى خودش با خطر مواجه بود و هم ممكن بود نظم جامعه را مختل كند، و به هنگامى كه محروميت به او فشار مى‏آورد به همه جا حمله‏ور شود و درگيرى و خونريزى به راه افتد.
اينجا است كه بايد تدريجا آزاد شوند، و جذب جامعه گردند، نه جان خودشان به خطر بيفتد، و نه امنيت جامعه را به خطر اندازند، و اسلام درست اين برنامه حساب شده را تعقيب كرد.
اين برنامه مواد زيادى دارد كه رؤس مسائل آن به طور فشرده و فهرست‏وار در اينجا مطرح مى‏شود و شرح آن نياز به كتاب مستقلى دارد:
ماده اول- بستن سرچشمه‏هاى بردگى‏
بردگى در طول تاريخ اسباب فراوانى داشته، نه تنها اسيران جنگى و بدهكارانى كه قدرت بر پرداخت بدهى خود نداشتند به صورت برده درمى‏آمدند كه زور و غلبه نيز مجوز برده گرفتن و برده‏دارى بود، كشورهاى زورمند نفرات خود را با انواع سلاحها به ممالك عقب افتاده آفريقايى و مانند آن مى‏فرستادند، و گروه، گروه از آنها را گرفته و اسير كرده و با كشتيها به بازارهاى ممالك آسيا و اروپا مى‏بردند.
اسلام جلو تمام اين مسائل را گرفت، تنها در يك مورد اجازه برده‏گيرى داد و آن در مورد اسيران جنگى بود، و تازه آن نيز جنبه الزامى نداشت، و به طورى كه در تفسير آيات فوق گفتيم اجازه مى‏داد طبق مصالح اسيران را بى‏قيد و شرط يا پس از پرداخت فديه آزاد كنند.
در آن روز زندانهايى نبود كه بتوان اسيران جنگى را تا روشن شدن وضعشان در زندان نگهداشت، و راهى جز تقسيم كردن آنها در ميان خانواده‏ها و نگهدارى به صورت برده نداشت.
بديهى است هنگامى كه چنين شرائطى تغيير يابد هيچ دليلى ندارد كه امام مسلمين حكم بردگى را در باره اسيران بپذيرد مى‏تواند آنها را از طريق من و فداء آزاد سازد، زيرا اسلام پيشواى مسلمين را در اين امر مخير ساخته تا با در نظر گرفتن مصالح اقدام كند، و به اين ترتيب تقريبا سرچشمه‏هاى بردگى جديد در اسلام بسته شده است.
ماده دوم- گشودن دريچه آزادى‏
اسلام برنامه وسيعى براى آزاد شدن بردگان تنظيم كرده است كه اگر مسلمانان آن را عمل مى‏كردند در مدتى نه چندان زياد همه بردگان تدريجا آزاد و جذب جامعه اسلامى مى‏شدند؛ رئوس اين برنامه چنين است:
الف- يكى از مصارف هشتگانه زكات در اسلام خريدن بردگان و آزاد كردن آنها است (توبه- آيه 60) و به اين ترتيب يك بودجه دائمى و مستمر براى اين امر در بيت المال اسلامى در نظر گرفته شده كه تا آزادى كامل بردگان ادامه خواهد داشت.
ب- براى تكميل اين منظور مقرراتى در اسلام وضع شده كه بردگان طبق قراردادى كه با مالك خود مى‏بندند بتوانند از دسترنج خود آزاد شوند (در فقه اسلامى فصلى در اين زمينه تحت عنوان مكاتبه آمده است) .
ج- آزاد كردن بردگان يكى از مهمترين عبادات و اعمال خير در اسلام است، و پيشوايان اسلام در اين مساله پيشقدم بودند، تا آنچه كه در حالات على ع نوشته‏اند: اعتق الفا من كديده: هزار برده را از دسترنج خود آزاد كردند .
د- پيشوايان اسلام بردگان را به كمترين بهانه‏اى آزاد مى‏كردند تا سرمشقى براى ديگران باشد، تا آنجا كه يكى از بردگان امام باقر ع كار نيكى انجام داد امام ع فرمود:
اذهب فانت حر فانى اكره ان استخدم رجلا من اهل الجنة:
برو تو آزادى كه من خوش ندارم مردى از اهل بهشت را به خدمت خود درآورم «3».
در حالات امام سجاد على بن الحسين ع آمده است: خدمتكارش آب بر سر حضرت مى‏ريخت ظرف آب افتاد و حضرت را مجروح كرد، امام ع سر را بلند كرد، خدمتكار گفت: و الكاظمين الغيظ حضرت فرمود: خشمم را فرو بردم عرض كرد: وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ فرمود: خدا تو را ببخشد عرض كرد: وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ فرمود: برو براى خدا آزادى
ه- در بعضى از روايات اسلامى آمده است: بردگان بعد از هفت سال خود به خود آزاد مى‏شوند، چنان كه از امام صادق ع مى‏خوانيم: من كان مؤمنا فقد عتق بعد سبع سنين، اعتقه صاحبه ام لم يعتقه، و لا يحل خدمة من كان مؤمنا بعد سبعة سنين؛ كسى كه ايمان داشته باشد بعد از هفت سال آزاد مى‏شود صاحبش بخواهد يا نخواهد و به خدمت گرفتن كسى كه ايمان داشته باشد بعد از هفت سال حلال نيست «2». در همين باب حديثى از پيامبر گرامى اسلام ص نقل شده كه فرمود: ما زال جبرئيل يوصينى بالمملوك حتى ظننت انه سيضرب له اجلا يعتق فيه؛ پيوسته جبرئيل سفارش بردگان را به من مى‏كرد تا آنجا كه گمان كردم به زودى الاجلى براى آنها مى‏شود كه به هنگام رسيدن آن آزاد شوند .
و- كسى كه برده مشتركى را نسبت به سهم خود آزاد كند موظف است بقيه را نيز بخرد و آزاد كند «4». و هر گاه بخشى از برده‏اى را كه مالك تمام آن است آزاد كند اين آزادى سرايت كرده و خود بخود همه آزاد خواهد شد .
ز- هر گاه كسى پدر يا مادر و يا اجداد و يا فرزندان يا عمو يا عمه يا دايى يا خاله، يا برادر يا خواهر و يا برادرزاده و يا خواهرزاده خود را مالك شود فورا آزاد مى‏شوند.
ج- هر گاه مالك از كنيز خود صاحب فرزندى شود فروختن آن كنيز جائز نيست و بايد بعد از سهم ارث فرزندش آزاد شود.
اين امر وسيله آزادى بسيارى از بردگان مى‏شد، زيرا بسيارى از كنيزان به منزله همسر صاحب خود بودند و از آنها فرزند داشتند.
ط- كفاره بسيارى از تخلفات در اسلام آزاد كردن بردگان قرار داده شده (كفاره قتل خطا- كفاره ترك عمدى روزه- و كفاره قسم را به عنوان نمونه در اينجا مى‏توان نام برد).
ى- پاره‏اى از مجازاتهاى سخت است كه اگر صاحب برده نسبت به برده‏اش انجام دهد خود به خود آزاد مى‏شود .
ماده سوم- احياى شخصيت بردگان‏
در دوران برزخى كه بردگان مسير خود را طبق برنامه حساب شده اسلام به سوى آزادى مى‏پيمايند اسلام براى احياى حقوق آنها اقدامات وسيعى كرده است، و شخصيت انسانى آنان را احياء نموده، تا آنجا كه از نظر شخصيت انسانى هيچ تفاوتى ميان بردگان و افراد آزاد نمى‏گذارد و معيار ارزش را همان تقوا قرار مى‏دهد، لذا به بردگان اجازه مى‏دهد همه گونه پستهاى مهم اجتماعى را عهده‏دار شوند، تا آنجا كه بردگان مى‏توانند مقام مهم قضاوت را عهده‏دار شوند «2».
در عصر پيامبر ص نيز مقامات برجسته‏اى از فرماندهى لشكر گرفته تا پست هاى حساس ديگر به بردگان يا بردگان آزاد شده سپرده شد.
بسيارى از ياران بزرگ پيامبر ص بردگان بودند و يا بردگان آزاد شده، و در حقيقت بسيارى از آنها به صورت معاون براى بزرگان اسلام انجام وظيفه مى‏كردند.
سلمان و بلال و عمار ياسر و قنبر را در اين گروه مى‏توان نام برد، بعد از غزوه بنى المصطلق پيامبر ص با يكى از كنيزان آزاد شده اين قبيله ازدواج كرد و همين امر بهانه‏اى آزادى تمام اسراى قبيله شد.
ماده چهارم- رفتار انسانى با بردگان‏
در اسلام دستورات زيادى در باره رفق و مدارا با بردگان وارد شده تا آنجا كه آنها را در زندگى صاحبان خود شريك و سهيم كرده است.
پيغمبر اسلام ص مى‏فرمود: كسى كه برادرش زير دست او است بايد، از آنچه مى‏خورد به او بخوراند و از آنچه مى‏پوشد به او بپوشاند، و زيادتر از توانايى به او تكليف نكند «1».
على ع به غلام خود قنبر مى‏فرمود: من از خداى خود شرم دارم كه لباسى بهتر از تو بپوشم، زيرا رسول خدا ص مى‏فرمود: از آنچه خودتان مى‏پوشيد بر آنها بپوشانيد و از آنچه خود مى‏خوريد به آنها غذا دهيد .
امام صادق ع مى‏فرمايد: هنگامى كه پدرم به غلامى دستور انجام كارى مى‏داد ملاحظه مى‏كرد اگر كار سنگينى بود بسم اللَّه مى‏گفت و خودش وارد عمل مى‏شد و به آنها كمك مى‏كرد «3».
خوشرفتارى اسلام نسبت به بردگان در اين دوران انتقالى به اندازه‏اى‏ است كه حتى بيگانگان از اسلام نيز روى آن تاكيد و تمجيد كرده‏اند.
به عنوان نمونه جرجى زيدان در تاريخ تمدن خود چنين مى‏گويد:
اسلام به بردگان فوق العاده مهربان است پيغمبر اسلام ص در باره بردگان سفارش بسيار نموده، از آن جمله مى‏فرمايد: كارى كه برده تاب آن را ندارد به او واگذار نكنيد، و هر چه خودتان مى‏خوريد به او بدهيد.
در جاى ديگر مى‏فرمايد: به بندگان خود كنيز و غلام نگوئيد، بلكه آنها را پسرم و دخترم خطاب كنيد! قرآن نيز در باره بردگان سفارش جالبى كرده و مى‏گويد: خدا را بپرستيد، براى او شريك مگيريد، با پدر و مادر و خويشان و يتيمان و بينوايان همسايگان نزديك و دور و دوستان، و آوارگان، و بردگان جز نيكوكارى رفتارى نداشته باشيد، خداوند از خودپسندى بيزار است .
ماده پنجم- بدترين كار انسان‏فروشى است!
اصولا در اسلام خريد و فروش بردگان يكى از منفورترين معاملات است تا آنجا كه در حديثى از پيغمبر اكرم ص آمده است:
شر الناس من باع الناس!
بدترين مردم كسى است كه انسانها را بفروشد .
همين تعبير كافى است كه نظر نهايى اسلام را در مورد بردگان روشن سازد و نشان دهد جهت‏گيرى برنامه‏هاى اسلامى به كدام سو است.
و از اين جالب تر اين كه يكى از گناهان نابخشودنى در اسلام سلب آزادى و حريت از انسانها و تبديل آنها به يك متاع است، چنان كه در حديثى از پيغمبر گرامى اسلام ص آمده است:
ان اللَّه تعالى غافر كل ذنب الا من جحد مهرا، او اغتصب اجيرا اجره، او باع رجلا حرا:
خداوند هر گناهى را مى‏بخشد جز (سه گناه): كسى كه مهر همسرش را انكار كند، يا حق كارگرى را غصب نمايد، و يا انسان آزادى را بفروشد . طبق اين حديث غصب حقوق زنان، و حق كارگران، و سلب آزادى از انسانها سه گناه نابخشودنى است.
همانگونه كه در بالا آورديم اسلام تنها در يك مورد اجازه برده‏گيرى مى‏دهد و آن در مورد اسيران جنگى است، آن هم هرگز جنبه الزامى ندارد در حالى كه در عصر ظهور اسلام، و قرنها بعد از آن برده‏گيرى از طريق زور و حمله به كشورهاى سياه‏پوستان و دستگير كردن انسانهاى آزاد، و تبديل آنها به بردگان، بسيار زياد بود، و گاهى در مقياسهاى وحشتناك روى آن معامله مى‏شد، بطورى كه در اواخر قرن 18 ميلادى دولت انگلستان هر سال دويست هزار برده را معامله مى‏كرد، و هر سال يكصد هزار نفر را از آفريقا گرفته و به صورت بردگان به آمريكا مى‏بردند .
كوتاه سخن اينكه كسانى كه به برنامه اسلام در مورد بردگان خود خرده‏گيرى مى‏كنند از دور سخنى شنيده‏اند، و از اصول اين برنامه و جهت‏گيرى آن كه همان آزادى تدريجى و بدون ضايعات بردگان است اطلاع دقيقى ندارند، و يا تحت تاثير افراد مغرضى قرار گرفته‏اند كه به گمان خود اين را نقطه ضعف مهمى براى اسلام شمرده و روى آن تبليغات دامنه‏دارى به راه انداخته‏اند.
تفسير نمونه، ج‏21، ص: 413
پس به طور خلاصه می توان در پاسخ به اين پرسش چنین گفت :
آزادي بردگان يكي از اهداف مهم دين نجات بخش اسلام بود و اين كار به تدريج و با گذشت زمان محقّق شد، ولي بايد توجه داشت كه اگر مسئله ناهنجاري در يك جامعه ريشه بدواند و مدتها بدان عمل شود، نمي‎توان در مدت كوتاه آن را ريشه كن نمود، بلكه براي از بين بردن آن بايد تدريجاََ اقداماتي نمود،‌ در غير اين صورت مشكلات عظيمي را به بار خواهد آورد. اگر پيامبر گرامي اسلام (ص)، در ابتداي ظهور اسلام، برده‎داري را به يكباره لغو مي‎كرد و مسلمانان برد‎ه‎هاي فاقد ثروت و سرمايه را آزاد كرده، از خانه‎هاي خود مي‎راندند، مشكلات مختلفي پديد مي‎آمد؛ به گونه‎اي كه بسياري از آنان از گرسنگي مي‏مردند و يا برخي از آنها مرتكب گناهان مهم اجتماعي همچون سرقت، زنا، لواط و مانند آن مي‎شدند و خلاصه شيرازه جامعه را بر هم مي‎زدند؛ بنابراين آزادي يكباره بردگان، كار صحيحي نبوده است. بدين جهت، اسلام برنامه آزادي تدريجي آنها را پايه‎گذاري كرده تا بردگان به تدريج آزاد گرديده، جذب جامعه اسلامي شوند.
از سوی دیگر اسلام در بسیاری از فرامین خود آزادی بنده را کفاره گناهان قرار داد و سيره امامان معصوم نيز چنين بوده است و آنان با خريدن بنده و کنيز سعی در آزاد کردن آنها می نمودند – اما آنها پس از شناخت امام ، خود ديگر حاضر به ترک آنان نبودند. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 1/100116017)