آيه حكمت و علي(ع)

در پاسخ به مطالب ذیل توجه کنید :
1- آیه حکمت آیه 269 سوره مبارکه بقره است : يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ
(خدا) دانش و حكمت را به هر كس بخواهد (و شايسته بداند) مى‏دهد، و به هر كس دانش داده شود، خير فراوانى داده شده است. و جز خردمندان، (اين حقايق را درك نمى‏كنند، و) متذكر نمى‏گردند.
با توجه به آنچه در آيه قبل گذشت، كه به هنگام انفاق، وسوسه‏هاى شيطانى دائر به فقر و جذبه‏هاى رحمانى در باره مغفرت و فضل الهى آدمى را به اين سو و آن سو مى‏كشد، در آيه مورد بحث سخن از حكمت و معرفت و دانش مى‏گويد، چرا كه تنها حكمت است كه مى‏تواند بين اين دو كشش الهى و شيطانى فرق بگذارد، و انسان را به وادى مغفرت و فضل بكشاند و از وسوسه‏هاى گمراه كننده ترس از فقر برهاند.
يا به تعبير ديگر خداوند به بعضى از افراد بر اثر پاكى و جهاد با نفس، نوعى علم و بينش مى‏دهد كه آثار و فوائد اطاعت الهى و از جمله انفاق و نقش حياتى آن در اجتماع را درك كند و ميان آن و وساوس شيطانى فرق بگذارد.
مى‏فرمايد: خداوند دانش را به هر كس بخواهد (و شايسته بداند) مى‏دهد (يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ).
در تفسير حكمت معانى زيادى ذكر شده از جمله معرفت و شناخت اسرار جهان هستى و آگاهى از حقايق قرآن و رسيدن به حق از نظر گفتار و عمل و معرفت و شناسايى خدا و آن نور الهى كه وسوسه‏هاى شيطانى را از الهامات الهى جدا مى‏سازد.
و ظاهر اين است حكمت يك معنى وسيعى دارد كه تمام اين امور، حتى نبوت را كه بعضى از معانى آن شمرده‏اند شامل مى‏شود كه آن نوعى از علم و آگاهى است، و در اصل از ماده حكم (بر وزن حرف) به معنى منع گرفته شده و از آنجا كه علم و دانش و تدبير، انسان را از كارهاى خلاف باز مى‏دارد به آن حكمت گفته‏اند.
بديهى است منظور از جمله مَنْ يَشاءُ (هر كس را كه بخواهد) اين نيست كه خداوند بدون هيچ علتى حكمت و دانش را به اين و آن مى‏دهد، بلكه اراده و مشيت خداوند همه جا آميخته است، با شايستگى‏هاى افراد، يعنى هر كس را شايسته ببيند از اين سرچشمه زلال حياتبخش سيراب مى‏نمايد، سپس مى‏فرمايد:
و هر كس كه به او دانش داده شود خير فراوانى داده شده است (وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً).
و به گفته آن حكيم: هر كس را كه عقل دادى چه ندادى و هر كس را كه عقل ندادى چه دادى!.
قابل توجه اينكه بخشنده حكمت خدا است در عين حال در اين جمله نامى از او به ميان نيامده تنها مى‏فرمايد: به هر كس حكمت داده شود خير فراوانى داده شده است.
اين تعبير گويا اشاره به اين است كه دانش و حكمت ذاتا خوب است از هر جا و از ناحيه هر كه باشد تفاوتى در نيكى آن نيست.
قابل توجه اين كه در اين جمله مى‏فرمايد: به هر كس دانش و حكمت داده شد خير و بركت فراوان داده شده است نه خير مطلق زيرا خير و سعادت مطلق تنها در دانش نيست بلكه دانش تنها يكى از عوامل مهم آن است .
تفسير نمونه، ج‏2، ص: 341
2- در برخی روایات وارد شده که منظور از خیر کثیر معرفت و شناخت امیر مومنان –ع- و امامان معصوم –ع- است :
الخير الكثير معرفة امير المؤمنين و الأئمة
تفسير الصافي، ج‏1، ص: 299
و در روایتی از امام صادق –ع- نقل شده که فرمود منظور از خیر کثیر اطاعت از امام –ع- و معرفت امام –ع- است :
عن أبي عبد الله عليه السلام في قول الله عز و جل: «وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً» فقال طاعة الله و معرفة الامام.
تفسير نور الثقلين، ج‏1، ص: 287
3- بنا بر بیان این روایات امیر مومنان و ائمه معصومین –ع- نمونه های کامل و جامع صاحبان حکمت و مصداق بارز و تمام عیار خیر کثیر هستند و پر واضح است که تصدی امامت امت و بر عهده گرفتن ماموریت خطیر هدایت ظاهری و باطنی شایسته دارندگان حکمت و برخورداران از خیر کثیر است نه محرومان از حکمت و بی بهره گان ازهر گونه خیرو کمال وفضیلت .


(لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 6/100126875)