برزخ در قرآن

در پاسخ به مطالب ذیل توجه کنید :
1- برزخ در سر تکاملی و صعودی انسان منزل میانه و توقفگاه موقت است و با عالم آخرت که منزلگاه دائم و جاوید است تفاوت دارد به همین خاطر آگاهی ما در باره قیامت و آخرت باید بیش از عالم آخرت باشد و شاید به همین دلیل آیات برزخ کمتر از ایات آخرت و بهشت و جهنم است .
2- در آیات و روایت معصومین و نیز با استدلات عقلی و فلسفی عالم برزخ تا حدودی تشریح شده و نظام حاکم بر ان تبیین شده است و در این باره کناب های فراوانی تالیف شده است .
3- برزخ چيزي است که ميان دو شيء حايل شود. از اين رو به جهاني که ميان دنيا و آخرت واقع مي شود برزخ اطلاق مي گردد؛ چنان که در دو سورة «فرقان»، آية 53 و سورة «الرحمن»، آية 20 بيانگر فاصلة ميان دو درياست. از ديدگاه قرآن و روايات، برزخ و قبر يک چيز است که گاهي از آن به «عالم قبر» و گاهي از آن به «جهان برزخ» ياد مي شود. قرآن کريم در آياتي از جهان برزخ خبر داده است؛ مانند: 1ـ «حتي إذا جاء أحدهم الموت قال ربّ ارجعون لعلّي أعمل صالحاً فيما ترکتُ کلاّ إنّها کلمة هو قائلها و من ورائهم برزخ إلي يوم يبعثون» مؤمنون/99ـ100 ؛ [زماني که مرگ يکي از تبه کاران فرا رسد گويد: پروردگار من! مرا باز گردان، شايد در آنچه ترک و کوتاهي کردم عمل صالحي انجام دهم، ولي به او گفته مي شود: چنين نيست و هرگز بر نخواهي گشت. اين درخواست و وعده سخني است که بر زبان مي آورد و اگر بازگردد همان کردار سابق را تکرار کند، و پشت سر آنان برزخ است تا روزي که بر انگيخته مي شوند.] برخي از تفاسير برزخ را عين ثواب يا عقاب بين دنيا و آخرت دانسته است؛ زيرا امام صادق(ع) فرمود: برزخ همان قبر (در اصطلاح قرآن) است: البرزخ هو القبر وهو الثّواب و العقاب بين الدّنيا و الآخرة والدّليل علي ذلک قول العالم: «والله ما نخاف عليکم إلاّ البرزخ» ؛(نر الثقلين 3/553.) امام صادق(ع) جهان برزخ را فاصلة ميان زمان مردن تا زمان قيام قيامت معرفي کرده است. عمر بن يزيد از آن حضرت(ع) پرسيد: برزخ چيست؟ آن حضرت فرمود: «القبر منذ حين موته إلي يوم القيامة» ؛(همان 3/554) ؛ [از هنگام مرگ آدمي وارد برزخ مي گردد؛ خواه او را در زمين دفن کنند يا وي را با آتش بسوزانند يا غذاي درندگان شود يا در دريا غرق گردد.] حق تعالي دربارة بت پرستان زمان حضرت نوح(ع) مي فرمايد: «ممّا خطيئاتهم أُغرقوا فأُدخلوا ناراً» نوح/25 ؛ بر اثر خطا کاري‎ها غرق شدند و به مجرد غرق شدن به آتش وارد شدند. البتّه اين سخن غير از تشريفات فقهي مانند لزوم غسل دادن، حنوط و کفن کردن و نماز خواندن و خاک سپاري و نيز نماز ليلة الدّفن است. اگر ميّت را دفن نکنند نيز برزخ و سؤال و جواب قبر دارد. از اين رو برزخ را قيامت صغرا مي نامند. برزخ قيام و زندگي جديد و جهاني نو است؛ خواه گودالي از گودال‎هاي دوزخ باشد، يا باغي از باغ‎هاي بهشت. پس برزخ معبر و دالان ورودي به قيامت و حشر اکبر است و انسان در ادامة مسير زندگي دنيا وارد جهان برزخ مي شود، که سراسر آگاهي و حيات است: «النّاس نيام فإذا ماتوا انتبهو»؛ (بحار 4/42) در برزخ حقايق جهان هستي تا حدّي بر او منکشف و از خواب چندين ساله بيدار مي شود و نتيجة کردارش را با شگفتي تمام مي نگرد؛ خواه بدن او بپوسد يا سالم بماند يا بسوزد يا طعمه حيوانات گردد؛ يعني انسانيت انسان که تمام حقيقت انسان را تشکيل مي دهد وارد جهان برزخ مي شود البته در آن عالم داراي بدن خواهد بود، هر چند بدن آن عالم مناسب با عقيده، اخلاق و اعمال اوست، از يک سو و مناسب با برزخ است، از سوي ديگر. 2ـ «قالوا ربّنا أمتّنا اثنتيْن وأحْييتَنا اثنتين» مؤمن/11 ؛ [پروردگارا ما را دوبار ميراندي و دو بار زنده کردي.] 3ـ «ولا تقولوا لمن يُقتل في سبيل الله أموات بل أحياءٌ ولکن لا تشعرون» بقره/154 ؛ [کسي را که در راه خدا کشته شد مرده نپنداريد، بلکه او زندة ابدي است، ليکن شما اين حقيقت را در نمي يابيد.] مفسران اين حيات را برزخي دانسته اند؛ گرچه اختصاصي به آن ندارد. يونس بن ظبيان از حضرت صادق(ع) نقل مي کند: خداوند هر گاه روح مؤمني را قبض کند، روح او را در قالبي همگون قالب دنيوي او قرار مي دهد و هر گاه کسي بر آنان وارد گشت، او را به همان صورتي که در دنيا داشته است مي شناسند: «يا يونس المؤمن إذا قبضه الله تعالي صيّر روحه في قالب کقالبه في الدّنيا فيأکلون و يشربون، فإذا قدم عليهم القادم عرفوه بتلک الصّورة الّتي کانت في الدنيا» ؛(مجمع البيان 1/434؛ نور الثقلين 1/142) 4ـ «ولا تحسبنّ الّذين قتلوا في سبيل الله أمواتاً بل أحياءٌ عند ربّهم يُرزقون» آل عمران/169 ؛ [البته نپنداريد که شهيدان راه خدا مردەاند، بلکه زنده و در نزد خدا متنّعم خواهند بود.] پيامبر اکرم(ص) ذيل اين آية بياني نزديک به روايت يونس دارد. سپس مي افزايد: جعفر بن ابي طالب را که در جنگ موته شهيد شد، در حالي مشاهده کردم که با دو بال همراه فرشتگان در پرواز بود (مجمع البيان 2/883.) بنابراين، شهيدان نخواهند مرد و نمردە وارد بهشت برزخي مي شوند؛ گرچه از لحاظ قوانين حاکم بر طبيعت مي ميرند و مردەاند. 5ـ «ممّا خطيئاتهم أُغرقوا فأُدخلوا ناراً» نوح/25؛ [از کثرت گناه در دريا غرق شدند و به آتش در افتادند.] مفسران، اين آتش را همانند آتشي که در آيه بعد مطرح است، برزخي مي دانند و چنان که قبلاً گذشت، اين گونه از آتش‎ها در درون آب هم موجود است؛ زيرا مربوط به خود شخص تبه کار است. 6ـ «النّار يُعرضُون عليها غدوّاً وعشيّاً» غافر/46 [صبحگاهان و شامگاهان بر آتش عرضه مي شوند.] پيامبر(ص) فرمود: هرگاه يکي از شما از دنيا برود، اگر از اهل بهشت باشد از بهشت، و اگر از اهل آتش باشد از جهنّم هر صبح و شام جايگاهش به او عرضه مي شود؛ و به او گفته مي شود: اين موقف معين، جايگاه توست وقتي در قيامت خداوند تو را مبعوث کرد، به اين جا منتقل مي شوي (بحار 6/275؛ مجمع البيان 8/818.) امام صادق(ع) در تفسير آيه مزبور فرمودەاند: اين رخداد پيش از قيامت است؛ زيرا در قيامت صبح و شام نيست. پس اگر کافران هر صبح و شام معذّب مي شوند معلوم مي شود در برزخ و پيش از قيامت است (مجمع البيان 8/818.) 7ـ «و مَن أعرض عن ذکري فإنّ له معيشةً ضَنکاً ونحشره يومَ القيمة أعمي» طه/124 ؛ [هر که از ياد من (خدا) روي برتابد زندگيش تنگ و روز قيامت نابينا محشور مي شود]، که معيشت ضنک را برخي بر برزخ تطبيق کردەاند. 8ـ «يثبّت الله الّذين امنوا بالقول الثّابت في الحيوة الدّنيا و في الاخرة» ابراهيم/27 اين آيه و آيات بعد، بر بهشت برزخي دلالت دارد. 9ـ «والّذين‎هاجروا في سبيل الله ثمّ قُتِلوا أو ماتوا ليَرزقنّهم الله رزقاً حسناً» حج/58 ؛ [آنان که در راه رضاي خدا از وطن خود هجرت کردند و در اين راه کشته شدند، يا مرگشان فرا رسيد البتّه خدا رزق و روزي نيکويي نصيبشان مي گرداند.] 10ـ «قيل ادخل الجنّة قال يا ليت قومي يعلمون بما غفَرلي ربّي و جعَلَني من المُکرمين» يس/26ـ27 ؛ [به او گفته شد داخل بهشت شو. گفت: اي کاش قبيله من از اين نعمت بزرگ آگاه بودند که خدا چگونه در حقّ من مغفرت فرمود و مرا مورد لطف و کرم خود قرار داد. آية الله جوادي آملي،تفسير موضوعي قرآن ج 4 (معاد در قرآن) .
4- ما با اینکه در همین عالم مادّه زندگی می کنیم ، هنوز بسیاری از اسرار و رموز آن برایمان مکشوف نیست و روزی نیست که بشر کشف تازه ای درباره ی جهان نداشته باشد. برای مثال ما هنوز نمی دانیم حقیقتاً جسم از چه چیزی درست شده و الکترونها و پروتونها و کوارکها از چه ساخته شده اند؟ هنوز نمی دانیم ماهیّت نور چیست؟ حتّی بدن خود انسان برایش معمّایی است ناگشوده. هنوز حقیقت عقل و خیال و عواطف و ... برای ما مکشوف نیست. از همه مهمّتر روح ما که حقیقت ماست ، ماهیّتش برایمان روشن نیست. و این در حالی است که طبق روایات ، عالم مادّه با تمام عظمتش ، در مقابل عالم برزخ ، چون انگشتری است در وسط یک بیابان وسیع. پس چگونه انتظار داشته باشیم که خداوند متعال تمام اسرار برزخ را برای ما بیان نماید؟
البته مخفی نماند که هم حقیقت عالم برزخ ، تا حدود زیادی برای حکما الهی روشن است ؛ امّا آنچه آنان می دانند از راه مطالعه ی کتب سطح پایین ، به چنگ کسی نمی آید. برای کسب این حقایق باید زحمت تحصیل حکمت را به خود داد و بعد از یادگیری علوم مقدّماتی ، حدّ اقلّ باید ده سال زحمت مداوم کشید تا راهی به سوی حکمت گشود. امّا فراتر از حکما آنان که حقیقت عالم برزخ را دریافته اند عرفای حقیقی می باشند ـ نه صوفیّه ی فریبکار ـ . لکن علم آنها از راه الفاظ و مفاهیم نیست ؛ بلکه آنان در سایه شهود ، به دیدار آن حقایق بار یافته اند.
پس چنین نیست که راه برای فهم حقایق غیبی بسته باشد ؛ امّا باید توجّه داشت که روزی هر کسی در فهم حقیقت این امور ، به اندازه ی تلاش علمی و عملی اوست. بنا بر این ، اگر حضرت عالی چنین یافته اید که عالم برزخ به اندازه ی کافی شناسانده نشده ، باید از خود سوال کنید که: آیا حقیقتاً حقایق کم گفته شده اند یا من از آنها کمتر اطّلاع یافته ام؟ اگر حضرت عالی این پرسش را از بنده می کردید ، پاسخ بنده این بود که شما بزرگوار کم در پی این حقایق بوده اید. بلی ممکن است شما بسیار گشته باشید ؛ امّا مهمّ این است که کجا گشته اید؟! یقیناً اگر کسی در وسط کوچه دنبال سنگ طلا بگردد نمی یابد. چون جای سنگ طلا ، معدن طلاست نه وسط کوچه. معدن علوم نیز کتابهای بزرگان علم و سینه ی اهل شهود است نه کتب سطح پایین.
2ـ در قرآن کریم و روایات نیز مطالب فراوانی درباره ی عالم برزخ و آخرت مطرح شده ؛ بلکه منبع اصلی علما و حکما و عرفا نیز همین آیات و روایات می باشند. امّا باید توجّه داشت که بهره برداری هر کسی از این منابع به اندازه ی اطّلاعات علمی و طهارت درونی اوست ؛ و چنین نیست که میزان فهم و برداشت همگان از این منابع یکسان باشد. قرآن کریم به صراحت می فرماید: « ... وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ ــــــ و نازل نمودیم بر تو اين كتاب را كه بيانگر همه چيز است »(النحل:89 ) ؛ امّا کیست که حقیقت همه چیز را از این کتاب به ظاهر کم حجم بتواند استخراج نماید؟ آنکه به تمام آن آگاه است انسان کامل می باشد و بعد از او هر انسانی به اندازه ی راهی که طیّ نموده از حقایق موجود در قرآن کریم بهرمند می باشد.
پس باید توجّه داشت که برزخ شناسی و آخرت شناسی ، به معنی حقیقی کلمه ، با خواندن چند کتاب عامیانه و صرف وقت اندک ممکن نیست. هر متاعی قیمت شایسته ی خود را دارد ؛ پس برای برزخ شناسی و آخرت شناسی باید عمر گذاشت و زحمت تحصیل و تحقیق و مطالعه را تمحّل نمود. و البته حتماً باید چنین نمود ؛ چرا که ما را جز برای همین نیافریده اند. ما را برای دنیا نساخته اند که عمر خود را صرف آن کنیم ، ما را برای زندگی اخروی ساخته اند ، پس باید عمر خود را صرف شناخت و تحصیل آن کنیم تا ضرر نکرده باشیم.
5- در مورد جزئیّات مرگ و عالم برزخ ، اگر مایلید که اطّلاعاتی به دست آورید ، پیشنهاد می شود کتاب « معاد یا بازگشت بسوی خدا » نوشته ی استاد محمّد شجاعی را مطالعه فرمایید. این کتاب که در اصل دو جلد می باشد ، تا حدودی دشوار می باشد ؛ لذا توسّط محمّد رضا کاشفی در چندین جلد کوچک تلخیص و ساده نویسی شده است. لذا اگر موفّق به استفاده از اصل کتاب نشدید ، می توانید از صورت ساده شده ی آن استفاده نمایید.
ََ
َ (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 32/100128268)