تلاوت قرآن به عربي

با سلام
جواب پرسش شما را در دو بخش خدمتتان عرضه ميكنيم. ابتدا فلسفه نزول قرآن به زبان عربي را به اختصار توضيح خواهيم داد وسپس را جع به امتيازتلاوت قرآن به زبان عربي را خدمتتان بيان خواهيم كرد
الف)-فلسفه نزول قرآن به زبان عربي
راز نزول قرآن به «زبان عربى» اولاً يك جريان و امر طبيعى است؛ زيرا هر سخنور و دانشمندى، مطالب خويش را با زبان مخاطبان خود بيان مى‏كند و مى‏نويسد. خداوند متعال نيز در ارسال پيامبران و ابلاغ پيام‏هاى خويش، همين رويه را تأييد كرده و به كار گرفته است: «و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه ليبيّن لهم فيضل الله من يشاء و يهدى من يشاء و هو العزيز الحكيم»؛ «و ما هيچ فرستاده‏اى را جز با زبان مردمش نفرستاديم تا [بتواند حقايق را] براى آنان به روشنى بيان‏كند. پس خداوند هركس را كه بخواهد گمراه و هركس را كه بخواهد هدايت مى‏كند و او شكست‏ناپذير و فرزانه‏است». ابراهيم (14)، آيه 4. بر اين اساس، اگر قرآن به زبانى، جز زبان عربى نازل مى‏شد، جاى آن داشت كه از حكمت نزول قرآن به آن زبان سؤال شود و گفته شود: با آن كه مخاطبان نخستين اين پيام، عرب زبان هستند، چرا اين پيام به زبان عربى نازل نشده است؟ علاوه بر آن كه تحدى و طلب همانند آورى اين كتاب، ضرورت نزول آن را به زبان عربى دو چندان مى‏كند. در صورتى كه قرآن عربى نباشد، چگونه مى‏شود از مخاطبانى كه جز با زبان عربى آشنا نيستند و يا تسلّط كافى بر زبان‏هاى ديگر ندارند؛ درخواست شود كه براى روشن شدن حقانيّت يا نادرستى مدعاى پيامبر(ص)، سخنى همانند قرآن بياورند؟ در اين صورت به آسانى خواهند گفت: ما عرب زبان‏ها، محتواى پيام تو را نمى‏فهميم؛ پس چگونه همانند آن را بياوريم. پس تحدّى به قرآن نيز اقتضا مى‏كند كه اين پيام به زبانى باشد كه مخاطبان اوليه‏اش، آن را درك كنند و بتوانند درباره درستى يا نادرستى مدعاى پيامبر(ص)، خود را بيازمايند و حقيقت برايشان روشن شود. نگا: قرآن‏شناسى، صص 98 - 103. در اين جا بيان چند نكته ضرورى است: الف) خواندن قرآن به زبان عربى، به جز در موارد خاص (مانند نذر و...) واجب نيست؛ ب) خواندن قرآن با صوت، لحن و آواز مخصوص واجب نيست؛ ج) نماز بايد به زبان عربى با قرائت صحيح خوانده شود؛ امّا واجب نيست با صوت و آواز مخصوص خوانده شود. خواندن نماز به عربى، يكى از نشانه‏هاى «جهانى بودن» دين اسلام و رمز «وحدت و يگانگى» مسلمانان است. عربى خواندن، آن را از تحريف و آميختگى به خرافات و مطالب بى اساس - هنگام ترجمه آن به زبان‏هاى ديگر - نگاه مى‏دارد و بدين وسيله روح اين عبادت اسلامى، محفوظ مى‏ماند. گفتنى است توحيد و يگانگى - در تمام اصول و فروع اسلام - يك زيربناى اساسى محسوب مى‏گردد و نماز به سوى قبله واحد، در اوقات معين و به يك زبان مشخص، نمونه‏اى از اين وحدت است. در ضمن ياد گرفتن ترجمه نماز، بسيار ساده و آسان است. ر.ك: توضيح المسائل مراجع تقليد، مباحث قرائت؛ آيت‏الله مكارم، ج 3، صص 58-56.

ب)- دلايل و امتياز تلاوت قرآن به زبان عربي
اصرار بر تلاوت قرآن به زبان عربى، دلايل و حكمت‏هاى گوناگونى دارد؛ از جمله: 1. ايجاد زبانى مشترك در ميان همه پيروان و فراهم سازى نوعى وحدت و پيوند جهانى، باعث تأكيد بر قرائت و حفظ زبان عربى شده است. 2. روح و محتواى هر پيام و سخنى، در قالب زبان خاص خود، عميق‏تر درك مى‏گردد تا زمانى كه به زبان‏هاى ديگر برگردانده شود و قرآن - كه داراى مضامين بسيار بلند و عالى هرگز قابل ترجمه دقيق و كامل به هيچ زبانى نيست. همه ترجمه‏هاى قرآن، براى رسيدن به معارف بلند و درك زيبايى متن اصلى نارسا است. كافى است اندكى در مباحث مربوط به زبان‏شناسى، فن ترجمه و تئورى‏هاى مربوط به آن مطالعه كنيد؛ آن گاه خواهيد يافت كه فرق بين قرآن و ترجمه‏هايش، همان فرق بين كتاب الهى و بشرى است. 3. قرآن علاوه بر محتواى مطالب، از لطافت ويژه و نكات ادبى برخوردار است كه خود، بخشى از اعجاز قرآن است و در قالب هيچ ترجمه‏اى بيان شدنى نيست. براى آگاهى بيشتر ر.ك: مجله بينات و مجله مترجم (ويژه نامه قرآن). 4. تشويق و ترغيب بر استفاده از همان الفاظى كه جبرئيل بر پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله نازل فرموده، يكى از شيوه‏هاى حفظ قرآن از تحريف است. وقتى مطلبى نزد همگان با يك قرائت معيّن ثابت شود، تحريف آن مشخص خواهد شد و لذا در تاريخ اسلام، وقايعى نقل شده كه مسلمين حتى نسبت به جابه جايى يا حذف يك «واو»، حساسيت نشان داده‏اند. بنا بر آنچه گفته شد، تلاش و همت ما، بايد بر آن باشد كه تلاوت قرآن را به زبان عربى پيگيرى كنيم و هر چه بيشتر با ترجمه آن آشنا شويم. حتى اگر كمتر بخوانيم؛ اما با توجّه به معنا و ترجمه تلاوت كنيم، بهره ما بيشتر خواهد بود و رفته رفته تسلّط ما بيشتر خواهد شد.

زبان عربي بنا به آنچه در روايات آمده است برترين و بهترين زبانها است، و همين که زبان وحي خداوند است و تنها کتاب معجز الهي که الفاظ آن داراي اعجاز است، به اين زبان نازل شده در برتر بودن آن کافي است، حتي بنا به آنچه در روايتي آمده است وحي از جانب خداوند براي تمامي انبياء به زبان عربي نازل مي شود و براي پيامبران به زبان قومشان ترجمه مي شود. (بحار 11 و 42) در روايت مشابهي آمده است: خداوند نازل نکرد کتابي و نه وحيي را مگر به زبان عربي و در گوش انبيا به زبان قوم آنان قرار مي گرفت ولي در گوش پيامبر به زبان عربي قرار مي گرفت. بنابراين قطعا انتخاب اين زبان به عنوان زبان وحي خداوند، دلالت بر برتري و جامعيت اين زبان نسبت به ديگر زبانها دارد. (بحار 16 و 134)در روايت ديگري زبان عربي به عنوان زبان اهل بهشت معرفي شده است. (بحار 8 و 286) هم چنين از امير المومنان (ع) در خطبه اي که در مورد انتقال نور پيامبر در اصلاب آباء طاهرين آن حضرت است، خطاب به خداوند اين گونه آمده است ... سپس آن نور را اختصاص دادي به اسماعيل و نه ديگر فرزندان ابرهيم و زبان او را (اسماعيل) به عربي گشودي که آن را بر ديگر زبان ها برتري دادي ... (بحار 25 و 29) راغب اصفهاني در مفردات مي گويد: «العربي الفصيح من الکلام؛ عربي سخن فصيح و آشکار را مي گويند». بنابراين عربي بودن صرف نظر از کيفيت زبان به معني فصاحت و بلاغت است. بنابراين زيباست چون آشکار و رسا است. به علاوه زبان عربي از کامل ترين زبان ها، و از پربارترين و غني ترين ادبيات، مايه مي گيرد. ظرفيتي که در زبان عربي است که در عين کوتاهي لفظ معاني زيادي را تحمل مي کند در ساير زبان ها نيست. عربي زباني است که در الفاظ آن ظرفيت نمايش معاني گسترده و پر دامنه اي هست. يکي از وجود اعجاز قرآن اعجاز لفظي است که از لطافت ها و نکات ادبي عجيبي برخوردارست و در قالب هيچ ترجمه و زباني بيان شدني نيست. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 1/100130167)