تحريف در سوره توبه ؟

در پاسخ به مطالب ذیل توجه کنید :
1- رشاد خلیفه در بسط نظریه خود، بعد از اعمال حساب دو آیه پایانی سوره توبه (سوره بدون بسم‌الله) از قرآن را که با نظریه‌اش هماهنگ نبود، تحریف شده دانست. او مدعی بود که این دو آیه در ۹ جا تئوری کد ۱۹ وی را نقض می‌کند، و این آیه‌ها ۱۹ سال(يعني در زمان عثمان) پس از مرگ محمد توسط کاتبان در مدح محمد افزوده شده و این امر طبق اسنادی مورد مخالفت شدید علی بن ابیطالب (یکی از کاتبان) واقع شده‌بود. همچنین در یکی از این آیات، پیامبر اسلام به صراحت «رحیم» (یکی از اسماء خداوند) خوانده شده‌است. خلیفه این دو آیه را جعلی نامید و آنها را از ویراست‌های جدیدتر ترجمهٔ قرآن خود حذف کرد.
2- در اصلاح اشتباه رشاد خلیفه در این که این دو آیه متعلق به سوره توبه نیست می توان گفت که در هنگام جمع قرآن آیاتی جابه جا شده مثل قرار گرفتن آیه اکمال دین دربین آیات خوردنیها وگوشت !!!و...که این امر هم در تعدادآیات و هم در موضوع آیات اشکال ایجاد میکند.که رشاد از آن غفلت کرده است.
3- اعجاز عددی قرآن کریم‏» یکی از رشته‏های قرآن‏پژوهی جدید است که مقصود آن نشان‏دادن نظم اعجازگونه ریاضی قرآن کریم است. نخستین کسی که این مساله را پیش کشید و حیرت و اعجاب جهانیان را برانگیخت،دکتر رشاد خلیفه مصری‏الاصل و استاد کامپیوتر در دانشگاه‏های امریکا بود که فرضیه عدد نوزده را پیش کشید که بسم‏الله‏الرحمن الرحیم، نوزده حرف است و کلمه «اسم‏» نوزده‏بار در قرآن آمده است، و کلمه جلاله (الله) 2698 بار که مضربی از نوزده است; یعنی 142 در 19; و «الرحمن‏» 57 بار (19 در 3)، و «الرحیم‏» 114 بار (6 در 19) در قرآن به‏کار رفته است. اما نظریه او از دو جهت غوغا به‏بار آورد: یکی آن‏که عدد نوزده در قرآن شماره نگهبانان جهنم هم هست (علیها تسعة عشر). این اشکالی به‏بار نمی‏آورد، ولی عدد نوزده عدد مقدس بابیان و بهاییان است; یعنی «حروف حی‏» یا اصحاب نزدیک باب است، لذا مسلمانان از این نظریه برآشفتند و آشوب‏های بعد در نهایت به‏ترور یا قتل رشاد خلیفه انجامید. اشکال دیگر نظریه او این بود که تا حدودی «حساب سازی‏» در آن مشاهده شد. ازجمله یکی از بزرگ‏ترین قرآن‏پژوهان ایران، آقای دکتر محمود روحانی، که صاحب یکی از دقیق‏ترین فرهنگ‏ها و فهرست‏های آماری قرآن است (به‏نام فرهنگ آماری کلمات قرآن کریم/ المعجم الاحصائی لالفاظ القرآن الکریم، 3 مجلد، طبع مشهد، مؤسسه چاپ و نشر آستان قدس رضوی)، بررسی جدید و دقیقی درباره آمار کلمه جلاله (الله) در قرآن انجام داده و از نظریه دکتر رشاد خلیفه هم باخبر بوده است و با قاطعیت تمام آمار این کلمه را 2699 نشان می‏دهد که با آمار رشاد خلیفه یک عدد اختلاف، و با المعجم المفهرس معروف محمد فؤاد عبدالباقی دو عدد اختلاف دارد . اما راهی را که رشاد خلیفه باز کرده بود دیگران از جمله عبدالرزاق نوفل از قرآن‏پژوهان اهل سنت، و ابوزهراء النجدی از قرآن‏پژوهان شیعه ادامه دادند و به تناسب‏های ریاضی قابل توجهی رسیدند. کتاب عبدالرزاق نوفل اعجاز عددی در قرآن‏کریم نام دارد و به قلم قرآن‏پژوه و قرآن‏شناس دانشور معاصر، آقای مصطفی حسینی طباطبائی به فارسی ترجمه شده است. ذیلا تعدادی از آمار و ارقام شگفت‏آور عبدالرزاق نوفل نقل می‏شود:
- واژه دنیا در قرآن کریم 115 بار به‏کار رفته است، و واژه آخرت هم همین تعداد.
- شیاطین 68 مرتبه، ملائکه هم همین تعداد.
- حیات 71 بار، موت هم همین تعداد.
- علم و معرفت ومشتقات آنها 811 بار، ایمان و مشتقات آن‏هم همین تعداد.
- ابلیس یازده بار، و استعاذه از او هم به‏همین تعداد.
- کلمه یوم به‏معنای روز(به‏صورت مفرد) 365بار به‏تعداد روزهای‏سال (شمسی) در قرآن به‏کار رفته است. و به‏صورت تثنیه و جمع سی بار، به‏تعداد روزهای ماه.
- کلمه شهر به معنای ماه، 12 مرتبه در قرآن دیده می‏شود به‏تعداد ماه‏های سال.
اما کتاب دکتر ابوزهراء النجدی قرآن‏پژوه شیعه من الاعجاز البلاغی و العددی للقرآن الکریم نام دارد و چنان‏که از نامش برمی‏آید به‏عربی است و هنوز به‏فارسی ترجمه نشده است و از نظر شگفتی‏های ریاضی به‏پای کار رشاد خلیفه و عبدالرزاق نوفل نمی‏رسد. ذیلا چند تناسب و ظرافت عددی قرآنی را که او پیدا کرده و در کتاب پیش گفته آورده است، نقل می‏کنیم:
- ساعت / الساعة در قرآن کریم 24 بار به‏کار رفته است به تعداد ساعات شبانه روز.
- سماوات السبع یا سبع سماوات، هفت بار به‏کار رفته است.
- «سجد» و مشتقات آن 34مرتبه به‏کار رفته است که برابر مجموع سجده‏های هفده رکعت نماز شبانه‏روزی است، از قرار هر رکعتی دو سجده، جمعا 34 سجده.
- لفظ صلاة و قیام و اقیموا و مشتقات آن 51 بار به‏کار رفته است که برابر با هفده‏رکعت نماز واجب و 34 رکعت نماز مستحب شبانه‏روزی است.
- مشتقات وصی/ توصیه به‏تعداد اوصیای الهی دوازده بار به‏کار رفته است.
- لفظ شیعه و مشتقاتش دوازده بار در قرآن به‏کار رفته است.
- مشتقات فرقه، 72 بار به‏کار رفته است و این به‏تعداد 72 فرقه اسلامی است.
4- باید به این نکته توجه داشت که این‏گونه پژوهش‏ها جنبه تفننی دارد، و ارزش طراز اول علمی ندارد .
5- موضوع عدم تحریف قرآن از نظر ادله عقلی و نقلی به اندازه ای متقن و روشن است که این گونه شبهات ذره ای به آن خلل وارد نمی کند .
6- برای روشن شدن این موضوع به توضیح ذیل توجه کنید :
قران کريم در طول تاريخ خود،بدليل اهتمام مسلمانها به حفظ ونگهداري آن وعمل بدستورات اين کتاب آسماني ،همواره محفوظ بوده وهست.
تحريف در لغت از ريشه «حرف» به معناى كناره، جانب و اطراف يك چيز گرفته شده و تحريف چيزى، كنار زدن و كج كردن آن از جايگاه اصلى خود و به سوى ديگر بردن است‏ا: محمد هادى معرفت، مصونيت قرآن از تحريف، ترجمه محمد شهرابى، (قم: مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه، چاپ اول 1376)، ص 19.
تحريف در اصطلاح قرآن‏شناسى داراى اقسامى است از جمله: 1. تحريف با تعويض كلمات؛ يعنى، برداشتن كلمه‏اى و جايگزين كردن آن با كلمه‏اى ديگر؛ 2. تحريف به زياده؛ يعنى، افزودن كلمه يا جمله‏اى به آيات قرآن؛ 3. تحريف به نقيصه؛ يعنى، ساقط كردن كلماتى از قرآن و يا اعتقاد به اينكه كلمه، آيه يا سوره‏اى از قرآن كريم ساقط شده است. ديگر اقسام آن عبارت است از: 1. تحريف معنوى، 2. تحريف موضعى، 3. تحريف در قرائت، 4. تحريف در لهجه و گويش‏جهت آگاهى بيشتر نگا: همان، صص 26 - 22.. هيچ يك از اين اقسام، به ساحت قرآن كريم راه ندارد. اساساً تحريف كتاب آسمانى، بدين معنا است كه اين تغييرات به گونه‏اى انجام پذيرد كه ديگر كلام الهى، به درستى شناخته نشود و از دسترس بشر خارج گردد و يا چيزى به عنوان كلام خدا شناخته شود كه سخن او نيست. مصونيت قرآن از تحريف، به معناى «ماندگارى» متن اصلى قرآن و آشنايى با آن در ميان مردم است؛ به گونه‏اى كه هيچ‏گاه مسلمانان و ديگر جوامع بشرى، از شناخت و دسترسى به متن اصلى آن محروم نشده و كلام خدا را از غير آن با وضوح و آشنايى كامل تميز خواهند داد. اين به معناى آن نيست كه بدخواهان از تغيير و تصرف در الفاظ قرآن، به هر شكلى ناتوان‏اند؛ بلكه خيانت بدخواهان به نتيجه نمى‏رسد و براى مسلمانان شناخته شده و خنثى است. تحريف قرآن در اينترنت نيز از اين قاعده مستثنا نيست و خيانت آنان، براى عموم آشكار مى‏شود و هيچ‏گاه نمى‏توانند با اين گونه ترفندها، متن اصلى قرآن را تغيير دهند. به طور كلى در رابطه با تحريف ناپذيرى قرآن، دلايل متعددى اقامه شده است كه از جمله آنها «گواهى تاريخ» است. پژوهش‏هاى تاريخى و مقايسه بين قرآن‏هاى موجود و قرآن‏هاى صدر اسلام، نشان مى‏دهد كه حتى يك كلمه از اين كتاب الهى، كم يا زياد نشده است. اينجا به بيان بخشى از آنها به طور اختصار اكتفا مى‏كنيم: 1. برهان حكمت‏؛ قرآن شناسى، ج 1، ص 216. خداوند آخرين كتاب آسمانى خود را به نام قرآن، براى هدايت بشر فرستاده است. خداوند ديگر نه كتابى مى‏فرستد و نه پيامبرى؛ بنابراين قرآن اولين و آخرين منبع هدايت بشر تلقى مى‏شود. تحريف چنين كتابى برابر با عدم حفظ خداوند و مساوى با گمراهى بشر است و اين با حميد و حكيم بودن خداوند سازگار نيست. بنابراين خداوند خود به مقتضاى حكيم بودنش اين كتاب را حفظ مى‏كند. 2. برهان اعجاز اين دليل به تعبير علامه طباطبايى‏سيد محمد حسين طباطبايى، قرآن در اسلام، ص 117. بهترين و متقن ترين دليل براى صيانت قرآن در زمان كنونى به شمار مى‏رود. تقريرش اين است كه همان وجوه اعجازى كه براى قرآن زمان رسول‏اللَّه وجود داشت (مثل تحدى، فصاحت و بلاغت و زيبايى الفاظ آن، روحانى و معنوى بودن آن، هدايت انسان به سوى حق، صدق مطلق مطالب آن و بالاخره خيلى از اوصاف ديگر) بر همين قرآن كنونى منطبق و يافت مى‏شود. بى‏ترديد در صورتى كه بين اين فاصله زمانى كمترين نقصان و يا اضافه‏اى در آن به وقوع مى‏پيوست، به طور يقين ديگر از آن اوصاف خبرى نمى‏ماند و حال آنكه همه آنها در قرآن كنونى باز هم يافت مى‏شود. 3. برهان خاتميت‏ قرآن از طرفى، در چندين جا تصريح مى‏كند كه كلام خدا و سند نبوت است و كتاب اسلام به شمار مى‏آيدمانند آيه 34 سوره طور و آيه 88 سوره اسراء(17). و از طرف ديگر، دين اسلام را دين خاتم معرفى مى‏كندمانند آيه 85 سوره آل عمران و آيه 40 سوره احزاب.. روشن است كه معناى خاتميت، مصونيت از تحريف است. اما سخن در اين است كه چه چيزى از دين بايد مصون از تحريف باشد؟ يقيناً آنچه به نام دين و مجموعه هدايت الهى براى يك پيامبر نازل گشته است؛ يعنى، كتاب او بايد مصون از تحريف باشد و اين شرط لازم مصونيت دين از تحريف است‏همان، ص 66 و درباره خاتميت ر.ك : مجموعه آثار استاد مطهرى، ج 2، ص 183 و ج 3، ص 153).. 4. برهان تحدى دائمى‏ قرآن در همه زمان‏ها و مكان‏ها و حتى در زمان حاضر، توان و قدرت فكرى و ذهنى بشر را براى همانندسازى به مبارزه فرا مى‏خواند. اما بشر حاضر مثل انسان‏هاى گذشته، عاجزانه در مقابل آن شكست را پذيرا مى‏شود. از اين ناتوانى موجود به راحتى مى‏توان پى برد كه حتى قرآن كنونى به تحريف دچار نشده است. 5. برهان جامعيت‏ قرآن در راستاى هدايت و راهنمايى بشر، از بيان چيزى كه لازمه بشر در امر سعادت باشد، فروگذارى نكرده است. قرآن حاضر همانند قرآن موجود در گذشته‏ها داراى اين صفت است. حال اگر قرآن در زمان حاضر به چنين صفتى است، چگونه مى‏توان احتمال نقصان يا زيادت را در آن داد؟ بنابراين قرآن كنونى از هر گونه تغييرى مصون است. 6. برهان تواتر تمام آيات و سوره‏هاى كنونى قرآن مجيد، همانند قرآن گذشته، دست به دست و سينه به سينه به طور همگانى توسط مسلمانان نقل گرديده است. اين تواتر منطقى، دلالت مى‏كند هيچ كلمه و آيه يا سوره‏اى، نه از قرآن كاسته شده و نه بر آن افزوده شده است. بنابراين قرآن كنونى با توجه بر واجد بودن صفت تواتر، از هرگونه تحريفى سالم است. 7. شيوه وحيانى قرآن‏ اين برهان مبتنى بر نوع نگرش مسلمانان بر مسئله وحى و تمايز مسيحيان از آن است. مسلمانان معتقدند وحى در واقع تكلم و گفتار لفظى خداوند است كه به وسيله جبرئيل به پيامبرصلى الله عليه وآله مى‏رسيد و پيامبرصلى الله عليه وآله موظف بود عين همان الفاظ را بر مردم برساند. اما مسيحيان بر اين باورند كه وحى در حقيقت انكشاف خدا و تجربه انسان است كه در بشر تجلى مى‏كند و اين عامل انسانى است كه آن را در مقام بازگو تعبير مى‏كند و لذا ممكن است در تعبير آن مرتكب اشتباه هم بشود. روشن است كه طبق نگرش اول به يقين الفاظ قرآن نمى‏تواند از نقش عامل انسانى متأثر شود. از اين رو، چاره‏اى جز پذيرفتن تحريف ناپذيرى قرآن بر اساس ديدگاه مسلمانان در بين نمى‏ماند. 8. شيوه بيانى قرآن‏ قرآن در جهت تعارض با منافع زورمندان و سلطه جويان، بيش از آنكه به نام اشخاص بپردازد به بيان شاخص‏ها توجه كرده است و به استثناى تصريح نام ابولهب و همسرش، به موارد جزئى نپرداخته است. و اين يكى از تمهيدات الهى در مصونيت قرآن است كه به نوبه خود باعث گرديده، براى كسى انگيزه كتمان يا تحريف آيات پيش نيايد و بهانه‏اى براى دسيسه حاكمان به طور آشكار نباشد. 9. شيوه نزول قرآن‏؛ كيهان انديشه، شماره 28، مقاله تحريف ناپذيرى قرآن، علامه مرتضى عسكرى. يكى از تمهيدات الهى براى مصون ماندن قرآن، نزول تدريجى آن، آن هم با سبك و برنامه‏اى ويژه است. در مدت تقريباً 23 سال، آيات قرآن به دو شكل نازل شده است. آياتى كه در آغاز بعثت در مكه نازل گرديده، آياتش كوتاه و موزون است؛ مانند «وَ الضُّحى‏ وَ اللَّيْلِ إِذا سَجى‏ ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى‏...» و يا «الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنْسانَ عَلَّمَهُ الْبَيانَ...». اين مقاطع كوتاه و موزون در حفظ آيات، تأثير بى‏شائبه‏اى داشته است، آن هم در ميان مردم روزگارى كه امى بوده‏اند. اما در سال‏هاى بعد، آيات و سوره‏هاى بزرگ‏ترى در مدينه نازل شده است؛ زيرا در مدينه، هم آرامش بيشترى براى مسلمانان بوده و هم امكانات نوشتن و ثبت آيات وجود داشته است. بالاخره، نزول تدريجى قرآن، اين نتيجه را داشت كه وقتى حتى چند آيه نازل مى‏شد، پيامبر آن را براى مسلمان‏ها مى‏خواند (و آنان نيز حفظ مى‏كردند) و بعد آيه‏اى ديگر نازل مى‏گشت. 10. شيوه تعليم قرآن‏ در تاريخ قرآن مهم است بدانيم كه پيامبرصلى الله عليه وآله چگونه آيات را به مردم مى‏خوانده و آنها را تعليم مى‏داد؟ راوى مى‏گويد: پيامبرصلى الله عليه وآله در مدينه هر بار ده آيه به ما مى آموخت. ما ده آيه را ياد مى‏گرفتيم، سپس ده آيه ديگر و... براى مثال، يكى از صحابه در مسجد دمشق 1600 شاگرد را تعليم قرآن مى‏داده است. به اين شكل كه آنها را به گروه‏هاى ده نفرى تقسيم كرده بود و هر ده نفر يك ناظر داشته اند كه مجموع اين ناظران و سرگروه‏ها 160 نفر مى‏شدند. افزون بر آن‏ابو عبدالله زنجانى، تاريخ القرآن، ص 42، موسسه الاعلمى، بيروت. به شهادت تاريخ، در صدر اسلام عده زيادى از مسلمانان - كه تعداد آنان را تا 43 نفر نوشته‏اند به دستور پيامبرصلى الله عليه وآله هر آيه و يا سوره‏اى كه نازل مى‏شد، بلافاصله مى‏نوشتند؛ از جمله معروف‏ترين اصحاب پيامبر كه به نوشتن قرآن اهتمام خاصى مى‏ورزيدند، حضرت على‏عليه السلام و زيد بن ثابت بودند. 11. اهتمام مسلمانان‏ بى‏شك از اهتمام پيامبرصلى الله عليه وآله بر قرائت قرآن و تحفيظ آن بر مسلمانان‏جامعه آن روز فضيلت بزرگى براى حفظ قرآن قائل شده بود. مؤمن و منافق در اين جهت بر يكديگر سبقت مى‏گرفتند. معاشرت و انس با قرآن، جزو آداب و رسوم مردم در آمده بود و در مسائل و مشكلات خود به آن مراجعه مى‏كردند. تقدّس و فضيلت يافتن قرآن نزد مسلمانان، اين نتيجه را به دنبال داشت كه كسى نمى‏توانست ايده تغيير قرآن را در سر بپروراندمحمدتقى مصباح يزدى، قرآن شناسى، ج 1، ص 215، (نشر مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى).. اهتمام به نگه‏دارى و حفظ قرآن كريم در ميان مسلمانان به اندازه‏اى بود كه پس از نبى اكرم و در زمان خلافت ابوبكر، وقتى در جنگ يمامه تعدادى از حافظان قرآن كشته شدند، مسلمانان تصميم گرفتند توجه بيشترى در حفظ قرآن به خرج دهند و به اين منظور همه نسخه‏هاى قرآن را در يك جا جمع‏آورى كرده و از اينكه نقصانى در آنها واقع شود، جلوگيرى نمودند. حفظ اين نسخه‏ها به شدت مورد توجه قرار گرفت و همين طور نسل بعد، قرآن را سينه به سينه حفظ مى كردند و به نسل بعد انتقال مى دادندسيد محمد حسين طباطبايى، ترجمه الميزان، ج 12، ص 167 - 161، مركز نشر فرهنگى رجا. . 12. تكامل خط و كتابت‏ براى حفظ يك متن به صورت اصلى، بايد شرايط طبيعى چنين امرى فراهم باشد. در عصرهاى گذشته تكامل خط و پيشرفت كتابت به آن ميزان نبوده است كه بتواند متنى را در بستر خويش و به صورت كامل حفظ كند. البته با رشد تمدن بشرى، زمينه‏هاى لازم براى چنين امرى پديدار مى‏شد؛ چنان كه به نظر برخى‏ (علامه خوئى، ترجمه البيان، ج 1، ص 309، (نشر مجمع ذخائر اسلامى - قم، 1360 ش)در زمان رسول‏اللَّه شرايط و موقعيت حصول چنين كارى مهيا شد و زمينه را براى حفظ و صيانت قرآن فراهم آورد. براى مطالعه بيشتر ر.ك: الف. محمد هادى معرفت، تاريخ قرآن، (تهران: سمت، چاپ دوم 1377)، صص 167 - 154؛ ب. محمدتقى مصباح يزدى، قرآن‏شناسى، (قم: مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى، چاپ اول، 1376)؛ پ. حسن حسن‏زاده آملى، قرآن هرگز تحريف نشده است؛ ت. محمد هادى معرفت، التحقيق فى نفى التحريف عن القرآن.



(لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 1/100132641)